خواهر شهید تازه شناسایی شده دوران دفاع مقدس شهید «فرمانعلی قربانی» می‌گوید: خیلی دلتنگ برادرم بودم و همیشه به نیابت از برادرم بر سر مزار شهدای گمنام می‌رفتم و با هر قدمی می‌گفتم شاید یکی از این‌ها که اینجا خوابیده، برادرم باشد. ۲۸ مهر ۱۳۹۷ - ۱۳:۴۸ فرهنگی فرهنگ حماسه و مقاومت نظرات

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، پایان 36 فراق خانواده شهید با پیکر مطهر او بدون حضور پدر و مادر در جمع خواهران و برادران در معراج شهدا برگزار شد.

پدر سال‌های خیلی دور و قبل از شهادت پسر از دنیا رفته بود، مادر نیز، 14 سال پیش در چشم انتظاری بازگشت پسرش، از دنیا رفته بود. بسیجی شهید تازه شناسایی شده دوران دفاع مقدس، شهید «فرمانعلی قربانی» فرزند صفرعلی در 12 فروردین ماه سال 1339 در شهرستان خدابنده به دنیا آمده بود. او توسط لشکر 27 محمد رسول الله(ص) و از شهرستان اسلامشهر به جبهه اعزام شده و در سال 61 در عملیات مسلم ابن عقیل و در منطقه سومار به شهادت رسیده بود و در شمار شهدای مفقودالاثر قرار گرفت که طی عملیات تفحص کشف و توسط پلاک هویت شناسایی شد. پیکر مطهر این شهید 22 ساله در منطقه ماند و در شمار شهدای مفقودالاثر قرار گرفت و بعد از گذشت 36 سال طی عملات تفحص کشف و توسط پلاک هویت شناسایی شد.

«زیور قربانی» خواهر شهید تازه شناسایی شده دوران دفاع مقدس شهید «فرمانعلی قربانی» در گفتگو با تسنیم می‌گوید:«ما دو خواهر و سه برادر بودیم و شهید دومین فرزند خانواده بود. شهید قبل از شهادت، چندین مرتبه به جبهه رفته بود. پدرم فوت کرده بود و برادرم از مادرم رضایت گرفت که مادرم گفته بود راضی هستم، برو خدا پشت و پناهت. یادم می‌آید که بعد از آزادی خرمشهر به منزل آمد و از خوشحالی شیرینی پخش می‌کرد.»

وصیت نامه را خودم خواندم

خواهر شهید که زمان شهادت برادرش، تنها 9 سال داشته است، درباره آخرین مرتبه‌ای که شهید را بدرقه کرده بودند، چنین می‌گوید: «روز 16 ماه مبارک رمضان بود که می‌خواست دوباره به جبهه برگردد که من و مادر و برادرم بدرقه‌اش کردیم و در عملیات مسلم ابن عقیل منطقه سومار به شهادت رسیده بود. همرزمانش شهادت او را به برادرم اطلاع داده بودند.»

قربانی بخش کوتاهی از وصیت برادرش را این چنین روایت می‌کند: «وقتی ساک برادرم را برگرداندند، درب را باز کردیم و وصیت نامه را خودم خواندم. اینطور وصیت کرده بود که: اگر شهید شدم سر مزارم گریه نکنید که دشمنان شاد شوند، حجاب را رعایت کنید. شهادت افتخار ما است و باید از سرزمین خود دفاع کنیم و اجازه ندهیم که دشمن خاک ما را بگیرد، اینجا وطن ما است.»

مادری که با چشم انتظاری از دنیا رفت

خواهر شهید تازه شناسایی شده دوران جنگ تحمیلی از دلتنگی‌های مادرش که 14 سال پیش فوت کرده بود، می‌گوید:«مادرم 22 سال چشم به در بود و منتظر پسرش بود. همیشه می‌گفت اگر خودت نمی‌آیی، پیکرت بیایید تا آن را بو کنم. چون بیمار بود گاهی اوقات به تشییع پیکر شهدای گمنام می‌رفت.»

قربانی که 36 سال در فراغ برادر بوده، خود را با رفتن بر سر مزار شهدای گمنام آرام می‌کرده است و می‌گوید: «خیلی دلتنگ برادرم بودم و همیشه به نیابت از برادرم بر سر مزار شهدای گمنام می‌رفتم و با هر قدمی که می‌زدم، می‌گفتم شاید یکی از این‌ها که اینجا خوابیده است برادرم باشد. به آن‌ها می‌گفتم برای شما فاتحه می‌خوانم و فکر کنید که من هم خواهرتان هستم.»

حاجت روا شده شهدای گمنام

این خواهر شهید که حاجت گرفته همین شهدای گمنام است، درباره حاجت روایی خود می‌گوید: «حدود دو هفته پیش بود که به یکی از شهرهای شمالی رفته بودیم که همسرم کنار یک پارک که مزار شهدای گمنام در آنجا بود نگه داشت تا به زیارت آن‌ها بروم. شهدا 20 و 24 ساله بودند. به آن‌ها گفتم نمی‌دانم شما خواهر و برادر دارید یا نه، من را دعا کنید و به برادرم رسیدگی کنید و بگویید که برگردد، 36 سال صبر خیلی سخت است و یک عمر گذشته است.»

قربانی لحظه شنیدن بازگشت پیکر برادرش را چنین روایت می‌کند: «روز دوشنبه هفته گذشته بود که بعد از اینکه مهمان‌هایم رفتند همسرم با دخترم تماس گرفت. من همانطور داشتم به دخترم نگاه می‌کردم که چه اتفاقی افتاده است که گفت مامان 36 سال انتظار چه چیزی را می‌کشیدی؟ گفتم انتظار برگشت دایی‌ات را می‌کشیدم و چشمم به در بود که گفت آمده. همان جا نشستم و خدا را شکر کردم و گفتم دایی‌ات خوش آمده است و من افتخار می‌کنم که خواهر شهید هستم.»

با بغل کردن پیکر برادرم، سبک شدم

خواهر شهید قربانی از زمزمه‌های خود در لحظه دیدار و بغل گرفتن پیکر برادرش می‌گوید: «برادرم وصیت کرده بود که گریه نکنم اما نتوانستم. وقتی پیکر برادرم را بغل کردم، خیلی سبک شدم که بیان کردنش سخت است. روز دوشنبه قبل از خبر بازگشت، خواب دیده بوده بودم که یک بچه کوچک بغلم داده بودند که حکمتش را نمی‌دانستم تا اینکه امروز پیکر برادرم را بغل کردم. آن لحظه یاد حرف‌های او افتادم که می‌گفت حجاب تو سلاح ما است و مواظب حجابت باش و اشک نریز.»

انتهای پیام/

R1439/P1439/S4,38/CT7 واژه های کاربردی مرتبط + فیلم شهدای گمنام کمیته جستجوی مفقودین شهدای دفاع مقدس معراج شهدا

منبع: تسنیم

خبر بعدی:

شهدای مخابرات هنوز هم گمنام هستند

سردار علی میرشکار از فرماندهان آملی هشت سال دفاع مقدس است که در جبهه مقاومت نیز حضور مستشاری داشت. با وی درباره نقش نیرو‌های مخابرات و بیسیم‌چی‌ها در دفاع مقدس به گفت‌وگو نشستیم. این دومین گفت‌وگوی گروه ایثار و مقاومت روزنامه «جوان» درباره بیسیم‌چی‌های شهید طی روز‌های اخیر است. سردار میرشکار معتقد است که مظلومیت در بطن رزمندگی در راه اسلام است، اما شهدای بیسیم‌چی و مخابرات مظلومیت خاصی دارند. گفت‌وگوی ما با سردار میرشکار را پیش رو دارید.

برای مخابرات چه رتبه‌ای باید در دفاع مقدس قائل شد؟ شما چه تعریفی در عملکرد مخابرات دارید؟

اصلاً عملیات بدون حضور نیرو‌های مخابرات و بیسیم‌چی‌ها غیرممکن بود. آن‌ها در همه موفقیت‌های دفاع مقدس شریک هستند. یک فرمانده وقتی می‌خواست عملیاتی را هدایت کند، باید لحظه لحظه صحنه نبرد را گزارش می‌گرفت و مخابره می‌کرد.

تنها راه، استفاده از مخابرات و بیسیم بود. فرمانده که نمی‌توانست در همه میدان‌ها و صحنه‌ها حضور فیزیکی داشته باشد. بنابراین کسانی که صحنه را از نزدیک می‌دیدند باید به فرمانده گزارش می‌کردند و او نیز پس از بررسی، آن را به رده بالاتر گزارش می‌داد. همه این‌ها نیاز به شبکه‌ای داشت که مخابرات آن را ایجاد می‌کرد. یا هماهنگ کردن ادوات توپخانه و پدافند پشتیبانی از رزمندگان پیاده در عملیات‌ها نیاز به مخابرات داشت. حتی رساندن به‌موقع آب و غذا به رزمنده‌ها به مخابرات منوط بود که همه این‌ها در سه شکل بیسیم، باسیم و پیک انجام می‌گرفت. این را هم بگویم که بیسیم‌چی‌ها فقط در عملیات حضور نداشتند. حتی همراه کسانی که قبل از عملیات برای شناسایی می‌رفتند حتماً یک بیسیم‌چی می‌رفت. یا کسانی که برای باز کردن معبر در میدان مین می‌رفتند باز یک بیسیم‌چی همراهشان بود. بچه‌های تخریب حتماً یک بیسیم‌چی همراه داشتند. غواص‌هایی که داخل آب می‌رفتند بیسیم‌چی هم داشتند. یعنی بیسیم‌چی‌ها در همه مراحل یک عملیات حضور داشتند. هرجا و هر لحظه نیاز به ارتباط و گزارش به فرماندهی بود، آن‌ها گزارش می‌دادند.

تجهیزات مخابراتی ما در چه سطحی بود؟

امکانات و تجهیزات مخابراتی آنچنانی در جنگ نداشتیم. اما خلأ نبود تجهیزات پیشرفته را رزمندگان ما با درایت و ابتکار خودشان پر می‌کردند.

برای انتخاب بیسیم‌چی معمولاً چه ویژگی‌هایی مورد نظر فرماندهان بود؟

سه چهار ویژگی مورد نظر بود؛ شجاعت، بصیرت، تیزهوشی، رازداری و امانتداری و انگیزه بالا و ایمان قوی ازجمله شاخص‌ها برای انتخاب بیسیم‌چی بود. علاوه بر این‌ها باید ویژگی‌های عمومی فرماندهی را هم داشتند. یعنی از توان و ظرفیت فرماندهی برخوردار بودند. در لحظات سخت عملیات گاهی فرمانده به شهادت می‌رسید. نزدیک‌ترین فرد به فرماندهی خود بیسیم‌چی بود. باید می‌دانست که چه چیزی را به چه کسی بگوید. تا جایگزینی فرمانده جدید هدایت عملیات دست او بود و این کم جایگاهی نبود. هر کسی نمی‌تواند این نقش را به عهده بگیرد. شهید امانی نمونه‌ای از این نوع بیسیم‌چی بود. خیلی از ویژگی‌ها و خصوصیات حاج بصیر در ایشان هم بود. حاج بصیر هر کسی را به عنوان بیسیم‌چی انتخاب نمی‌کرد. کسی را انتخاب می‌کرد که امین و رازدارش باشد و بتواند به او اطمینان کند. مطمئن باشد در لحظات سخت رهایش نمی‌کند. فرماندهان اینگونه فردی را به عنوان بیسیم‌چی انتخاب می‌کردند. فرمانده باید از رازداری و امانتداری آن‌ها مطمئن می‌شد. اگر این دو ویژگی را نداشتند، آنچه فرمانده تصمیم می‌گرفت را درست منتقل نمی‌کردند. آنگاه کل صحنه عملیات تغییر می‌کرد. اطمینان فرمانده از سیستم مخابرات و نیرو‌های مخابراتی از صرف داشتن خود سیستم مهم‌تر بود.

واقعاً بیسیم‌چی در حد فرمانده عملیات بود؟

در برخی عملیات‌ها رزمندگان در شرایط سختی قرار می‌گرفتند. فرماندهی با کمک بیسیم‌چی آن‌ها را هدایت می‌کرد. فرمانده یک دسته، محیط دسته خودش را می‌بیند، فرمانده گروهان محیط گروهان خودش را می‌بیند، فرمانده یک گردان همان محیط گردان خودش را می‌بیند. در رده‌های بالاتر مثل فرماندهی تیپ و لشکر و قرارگاه محیط عملیاتی بسیار وسیع‌تر می‌شد. حجم اطلاعات هم زیاد می‌شد یعنی فرماندهی در این رده‌ها به یکباره با انبوهی از اطلاعات مواجه می‌گشت و باید در لحظه تصمیم می‌گرفت و ابلاغ می‌کرد. حالا تصور کنید فرمانده تیپ یا لشکر به شهادت می‌رسید، چه کسی می‌تواند تا رسیدن فرد جایگزین نقش او را ایفا کند؛ فردی که حتماً توانایی فرماندهی داشته باشد. بیسیم‌چی مثل جانشین فرمانده باید فردی مطلع می‌بود تا بتواند هدایت صحنه را به عهده بگیرد.

سیستم مخابراتی باسیم در کجا استفاده می‌شد؟ چون امکان شنود از آن‌ها هم وجود داشت.

عمدتاً در خطوط پدافندی استفاده می‌شد. تلفن‌های هندلی بود. به عنوان مثال اگر یک تیپ سه گردان در خط پدافندی داشت، جدا از اینکه کل خط را باید سیم‌کشی می‌کرد، ارتباط با ادوات پشتیبانی‌کننده را هم باید برقرار می‌کرد که معمولاً از طریق باسیم‌ها انجام می‌شد. در زمان بمباران‌های دشمن روی خطوط پدافندی معمولاً همه رزمندگان اجازه داشتند داخل سنگر بروند. اما وقتی بمباران موجب قطع ارتباط می‌شد این نیرو‌های مخابرات بودند که باید بلافاصله در بیرون از سنگر، محل قطعی را پیدا و ترمیم می‌کردند تا ارتباط با فرماندهی برقرار شود. سیستم ارتباطی باسیم در منطقه عملیاتی هم وجود داشت و معمولاً قبل از شب عملیات، نیرو‌های مخابرات این سیستم ارتباطی را تا میدان مین هم می‌کشیدند. برای اینکه تا لحظه شروع عملیات مجبور به روشن کردن دستگاه بیسیم نشویم. چون دشمن متوجه آن می‌شد. مخابراتی‌ها همراه نیرو‌های اطلاعات برای شناسایی یا با نیرو‌های تخریب که معبر را باز می‌کردند می‌رفتند تا هر جا که ممکن باشد، سیم‌کشی کنند. سعی می‌شد تا شب عملیات تا جایی که ممکن باشد از دستگاه بیسیم استفاده نشود. کار سختی بود.

چه مواقعی از پیک‌ها برای ارتباط‌گیری استفاده می‌شد؟

اگر نمی‌توانستیم از باسیم یا بیسیم استفاده کنیم سراغ پیک می‌رفتیم. وظیفه پیک انتقال پیام بود. می‌دویدند و پیام را سنگر به سنگر می‌رساندند. پیک‌ها مثل بیسیم‌چی‌ها نیرو‌های رازدار، امین و شجاعی بودند، ولی واقعاً بچه‌های مخابرات سختی‌های زیادی تحمل می‌کردند. در سازمان رزم آن‌ها را به عنوان نیرو‌های پشتیبانی می‌شناسند، اما در لحظه لحظه عملیات در خطوط مقدم حضور داشتند. وجود بیش از ۳ هزار شهید مخابرات بیانگر سختی کار این رزمنده‌ها بود.

جنگ الکترونیک هم از وظایف مخابرات بود؟

بله؛ یک مقطعی در جنگ حدوداً از سال ۶۳ «جنگال» راه‌اندازی شد که مخفف «جنگ الکترونیک» بود. «جنگال» بیشترین کمک را به فرماندهان در عملیات‌های سخت انجام می‌داد. ازجمله بخش مهمی از موفقیت در عملیات والفجر ۸ را مدیون «جنگال» هستیم. در «جنگال» دو کار مهم انجام می‌گرفت؛ یکی اینکه نیرو‌های مخابرات، پشت دستگاه شنود می‌نشستند و سیستم مخابراتی دشمن را شنود می‌کردند و از تصمیمات فرماندهان دشمن مطلع می‌شدند و آن را به فرماندهان ما منتقل می‌کردند و فرماندهان ما آرایش نیرو‌های دشمن را بر اساس اطلاعاتی که این عزیزان می‌دادند، بررسی می‌کردند و بر اساس آن اقدام به مقابله می‌کردند. کار دوم آن‌ها این بود که در سیستم مخابراتی دشمن اختلال ایجاد می‌کردند. ارتباط فرماندهان دشمن را با انداختن پارازیت روی سیستم‌های آن‌ها مختل می‌کردند. درمجموع سیستم مخابراتی دشمن را ناامن می‌کردند و آن‌ها در استفاده از سیستم مخابراتی خود دچار تردید می‌شدند. این کار خیلی اهمیت داشت. ببینید وقتی امریکا به عراق حمله کرد، اولین کاری که کرد سیستم مخابراتی عراق را فلج کرد تا آن‌ها نتوانند تصمیمات به‌موقع بگیرند و با هم هماهنگ شوند. این نشانه اهمیت جنگ الکترونیک است. نقش نیرو‌های مخابرات در دفاع مقدس بی‌بدیل بود. زحمات زیادی این عزیزان کشیدند. باید بگویم با توجه به اینکه دنیا پشت رژیم بعثی عراق بود و ما در تحریم بودیم، همه رزمندگان ما مظلوم واقع شدند، اما نیرو‌های مخابرات بیشتر مظلوم بودند. هنوز شهدای مخابرات در جامعه گمنام هستند.

یادی کنیم از شهدای مظلوم مخابرات

علی امانی یکی از بیسیم‌چی‌های سردار شهید حاج حسین بصیر بود. به عبارتی یار غار حاج حسین بود که نقش مهم و بزرگی در مخابرات داشت. در لحظات سخت و حساس عملیات‌ها در کنار ایشان بود. شهید زین‌العابدین بومی بسیار توانمند بود و در مقطعی فرمانده دسته و گروهان هم بود. در بعضی از عملیات‌ها به عنوان مخابرات و پیک شهید بصیر حضور داشت. مثل ایشان نداشتیم. طلبه هم بود. با لباس روحانیت در عملیات کربلای ۴ بیسیم‌چی گردان مالک اشتر کنار سردار جانباز بابایی بود. در‌ام‌الرصاص به شهادت رسید. باز می‌توانم از شهید زارع نام ببرم که قبل از عملیات کربلای ۴ به شهادت رسید. از این شهدا زیاد داریم.

خاطره‌ای خواندم از بیسیم‌چی شهیدی که به خاطر فاش نکردن رمز بیسیم بدنش قطعه قطعه شد. او را می‌شناسید؟

شهید بروجعلی شکری بیسیم‌چی گروه ضربت جندالله یکی از نیرو‌های اطلاعات عملیات جنگ بود که بعد از اسارت به وضع فجیعی شکنجه شد و به شهادت رسید. این شهید بزرگوار قبل از اسارت فرکانس بیسیم را عوض می‌کند و رمز بیسیم را می‌خورد تا لو نرود و همانطور که گفتید به وضع ناگواری شکنجه شد. اول گوش و بینی او را بریدند و بعد هم چشم‌های او را درآوردند و در مراحل بعدی هم لب‌هایش را بریدند. بعثی‌های ملعون وقتی نتوانستند رمز را به دست بیاورند شکم او را با سر نیزه پاره می‌کنند و می‌شکافند تا شاید به رمزی که روی کاغذ نوشته شده بود دست پیدا کنند.

به نظر می‌رسد خود بیسیم‌چی‌هایی که الان هستند هم درباره تبیین نقش خودشان در دفاع مقدس کوتاهی می‌کنند.

تاکنون چند یادواره درباره شهدای مخابرات در سطح لشکر‌ها و استان‌ها ازجمله استان مازندران برگزار شده که اقدام بسیار ارزشمندی است. یقیناً جای کار بیشتری وجود دارد. خود نیرو‌های مخابرات باید یک مجمع فراگیر و جامعی داشته باشند. نشست‌های منظمی در طول سال برگزار کنند. جزئیات عملکرد نیروهایشان را در دفاع مقدس تدوین و به صورت کتاب منتشر کنند. با گذشت زمان این نیرو‌ها را از دست می‌دهیم و بخشی از تاریخ جنگ تحمیلی ناگفته باقی می‌ماند. اگرچه شنیدم برخی از این نیرو‌ها نشست ماهانه دارند، اما همه مطالب این نشست‌ها باید جمع‌آوری و مکتوب شود تا زحمات آن‌ها دیده شود.

چگونه ثروتمندترین کشور آمریکای لاتین دچار فقر و بحران سیاسی شد؟ اپوزیسیون و دولت ونزوئلا چه می‎گویند؟

طعنۀ سیاسی و زشت به علیرضا بیرانوند + عکس

قیمت خودرو باز هم گران شد| فهرست جدید قیمت‌ محصولات ایران‌خودرو اعلام شد+جدول

کلیدواژه: فیلم شهدای گمنام کمیته جستجوی مفقودین شهدای دفاع مقدس معراج شهدا فیلم شهدای گمنام کمیته جستجوی مفقودین شهدای دفاع مقدس معراج شهدا

منبع این خبر، وبسایت tn.ai است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۱۱۴۸۵۴۸ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • پیکر شهید «علیرضا زیبرم» در جنوب تهران تشییع شد
  • تشییع پیکر شهید عباس معظمی
  • شهید ازبرعلی احمدی در کنار همرزمان شهیدش به خاک سپرده شد
  • پیکر مطهر یکی از شهدای مفقودالاثر شاهرود شناسایی شد
  • گریم بازیگران سریال «برادر جان»/ از مارال فرجاد و علی نصیریان تا حسام منظور
  • رسمی؛ متئوس ده لیما، برادر لوکاس پاکتا به مونزا پیوست
  • ادای احترام دکتر طهرانچی به شهدای گمنام دانشگاه آزاد اسلامی یزد
  • بازگشت پیکر شهید تازه تفحص شده به زادگاهش بروجرد
  • پدر شهید دهقانی به فرزند شهیدش پیوست
  • بروجرد میزبان پیکر شهید تازه تفحص شده دوران دفاع مقدس می‌شود
  • پیکر روحانی جانباز در میبد تشیع شد
  • مادر شهید ‌«رحمن عینی» به فرزند شهیدش پیوست
  • از اجرای طرح ساخت یادمان شهدای گمنام تا ایجاد المان شهری با جنگنده اف ۵
  • نخستین دیدار مادر با پیکر شهید پس از ۳۰ سال+عکس
  • حمله اسیدی هدیه عروس برای خواهر شوهر +عکس
  • مراسم تشییع و خاکسپاری دو شهید گمنام دفاع مقدس در فردو برگزار شد
  • بازگشت پیکر پاک شهید وطن پس از ۳۰ سال
  • مادر شهید فرج‌اللهی در اردبیل دارفانی را وداع گفت
  • دیدار «محرمانه» برادر سعد الحریری با اسد در دمشق