به گزارش حوزه سینما  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از ستاد خبری سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر؛ نشست پرسش و پاسخ فیلم «قسم» با حضور محسن تنابنده (نویسنده و کارگردان)، الهام غفوری و جلیل شعبانی(تهیه کنندگان)، حسن پورشیرازی، مهناز افشار (بازیگران)، تورج اصلانی(فیلمبردار)، مهدی ابراهیم زاده(صدابردار)، فرحناز نادری(طراح لباس)، خشایار موحدیان(تدوینگر)و دیگر عوامل فیلم و با اجرای فرزاد حسنی برگزار شد.

تورج اصلانی در ابتدای این نشست، توضیحاتی درباره فیلمبرداری «قسم» ارائه داد و گفت: فیلمبرداری از نظر لوکیشن بسیار محدود و چالش برانگیز بود. از ابتدا که با آقای تنابنده صحبت کردیم، چند راه در پیش داشتیم یا باید روی پرده سبز فیلم می گرفتیم و بعد متریال مان را به آن اضافه می کردیم. از آنجا که استودیوی ما برای نور خورشید محدود است بنابراین تست زیادی زدیم و به نتیجه ایده آل نرسیدیم و تصمیم گرفتیم برای فیلمبرداری به لوکیشن واقعی برویم. صحنه سقوط در فیلم نیز با هشت دوربین فیلمبرداری شده و طراح صحنه در این بخش به ما خیلی کمک کرد. همه چیز در این فیلم ساخته شده است. برای فیلمبرداری در بخش های دیگر هم همزمان با دوربین کار کردیم.

تنابنده در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه چرا اسم بازیگر افغانی فیلم در تیتراژ نیامده و این بازیگر در فرش قرمز و نشست خبری جشنواره حضور ندارد؟ گفت: ما چهار بازیگر اصلی داریم که اسامی آنها بلافاصله بعد از پایان فیلم در تیتراژ می آید و اسم مابقی بازیگران حاضر در اتوبوس هم می آید و قصد و نیتی پشت این موضوع نبوده است.

در ادامه نشست، ابراهیم زاده در مورد نحوه صدابرداری فیلم به ویژه در اتوبوس، گفت: ما برای صدابرداری در داخل اتوبوس سه مشکل داشتیم؛ فضای بسته اتوبوس، صدای موتور اتوبوس و تعداد زیاد بازیگران. یک راه این بود به تمام بازیگران میکروفون وصل کنیم که برای این کار باید 40 میکروفون به مسافران وصل می کردیم که عملا چنین امکانی وجود نداشت.در نهایت ما با چند میکروفون صدا را ضبط کردیم و در ادامه این صداها را در استودیو بازسازی کردیم.

تنابنده در پاسخ به سوالی در مورد خوش ساخت بودن فیلمنامه و گره افکنی در داستان گفت: ما چون هیچ ماجرای موازی ای در فیلم نداشتیم و کل فیلم در اتوبوس اتفاق می افتاد گره افکنی در داستان بسیار سخت بود.ضمن اینکه چون داستان فیلم هم در 5 سال پیش گذشته بیننده باید اطلاعات داستان را متوجه بشود. من ابتدا تصمیم داشتم فیلم را به شکل دیگری بنویسم و بسازم که خارج از اتوبوس باشد اما در نهایت احساس کردم که این مدل در اتوبوس و افرادی که دارند به سفر می روند هیجان انگیز تر و چالش برانگیز تر است. خیلی سخت بود اما با نوشتن های زیاد توانستم به این داستان برسم.

مهناز افشار در مورد ایفای نقش خود در این فیلم گفت: خیلی خوشحالم که توانستید شخصیت راضیه را حس کنید. من در این فیلم معنای کار گروهی را تجربه کردم.من بعد از فیلم آقای یزدانیان تصمیم داشتم مدتی بازی نکنم اما وقتی فیلمنامه آقای تنابنده را خواندم حس کردم این اتوبوس و افرادش نماد تمام افراد جامعه ما هستند که در آن زندگی می‌کنند. چیزی که برای من در این قصه ارزشمند و قشنگ بود حس خواهرانه ای بود که راضیه داشت. در نهایت از آقای تنابنده ممنونم که به من اعتماد کردند و خوشحالم که مقابل دوربین ایشان بازی کردم.

تنابنده درمورد شباهت ریتم فیلم و قاب بندی های قسم به سریال پایتخت گفت: نه استایل،نه فیلمبرداری و نه شکل قصه هیچ شباهتی به پایتخت ندارد.شاید تنها شباهتی که این فیلم به پایتخت دارد تعداد زیاد بازیگرانش است. من از پایتخت زیاد آموختم اما این فیلم در هیچ نقطه ای به پایتخت ربط ندارد. شکل میزانسن و حرکت دوربین هم اصلا شبیه به این فیلم نبود.

موحدیان، تدوین گر فیلم  هم با بیان اینکه چون فیلم شلوغ و پر بازیگری بود تدوین این کار بسیار سخت بود، گفت: ما گاهی تنفس می گذاشتیم و از پلان های آزاد استفاده می کردیم تا بیننده دچار سردرگمی نشود.

پورشیرازی درباره پاسخ به این سوال که «آیا بدلی هم در این فیلم داشته است»، گفت: آقایی به نام اصلانی، رانندگی اتوبوس در فیلم را بر عهده داشت که راننده خوبی بود و رانندگی در بسیاری از صحنه ها را او بر عهده داشت و در برخی جاها او به من کمک کرد زیرا مسیر فیلمبرداری پر و پیچ و خم و خطرناک بود. 

او درباره پرسشی مبنی بر اینکه آیا فیلم «قسم» اقتباسی از فیلم « 12 مرد خشمگین» است؟، بیان کرد:  من این فیلم را ندیدم. قصه فیلم کاملا ایرانی است و بر مبنای فقه اسلامی است. حتی در شکل و فرم هم یادم نمی آید از فیلمی اقتباس گرفته باشم.

تنابنده در مورد اینکه فکر می کند چه سیمرغ هایی برای فیلمش دریافت کند گفت:هرچه بدهند!(خنده جمعیت)

مهناز افشار در مورد سخت ترین سکانسی که در این فیلم بازی کرده گفت: تمامی لحظات این فیلم برای من سخت بود.ما از ساعت 5 صبح سر کار حاضر بودیم و با اتوبوس حرکت می کردیم. این را هم بگویم که آقای تنابنده کارگردان بسیار بداخلاقی هستند.با این حال به نظرم آن سکانسی که در آب فیلمبرداری شد و من به سراغ برداشتن چمدانم می رفتم بسیار سخت بود.

تنابنده در پاسخ به سوالی در مورد نحوه پایان بندی فیلم و اینکه چرا پس از مرگ خسرو فیلم تمام نشد، گفت: در این صورت برخی نقاط فیلم ناگفته و مبهم باقی می ماند و سرنوشت دختر افغان مشخص نمی شد.

تنابنده در مورد اینکه آیا هدف فیلم نقد قصاص است؟، گفت: هدف ما فقط پرداختن به یک مسئله فقهی مثل قسامه بوده و اینکه از این طریق به حکمی مثل قصاص می رسند.

تنابنده درباره پرسشی مبنی بر اینکه آیا منظور خاصی از اینکه قصه هایتان در اتوبوس و کامیون روایت می شود دارید ؟  بیان کرد: الزامم است. در این کار، کارکرد آرایشی ندارد و منطبق با قصه است اما اتمسفر تنگ و ترش و پیوسته آدمها برایم جذاب بود و خفقان این همه آدم در ماشین که بروند قسم بخورند برایم جذاب بود.

مهناز افشار در پاسخ بخ پرسشی مبنی بر اینکه تا چه اندازه باور کردید که شخصیت فیلم هستید و از شخصیت مهناز افشار جدا شدید، گفت: مهناز افشاری که شما شناخته‌اید نه. چرا دروغ بگویم. بعد از آنکه بازی کردم فکر می کردم اگر فرد دیگری به جای من بازی می کرد می توانست بهتر بازی کند. اما چیزی درون همه ما زنان وجود دارد که اول مادری و بعد خواهری است. چیزی که به من کمک کرد این بود که من هم یک خواهر دارم، از طرفی  اینکه چقدر زود می توانیم باعث یک اتفاق بدی شویم هم به من کمک کرد.

جلیل شعبانی، تهیه کننده نیز درباره اینکه چرا اسم الهام غفوری به عنوان تهیه کننده دیگری در تیراژ نیامده است، گفت: تلاش کردیم که در تیتراژ اسم هر دو تهیه کننده باشد که موفق نشدیم.

تنابنده در مورد حضور مشاورین حقوقی و قضایی در فیلم و همچنین ایرادات حقوقی موجود در فیلم، گفت: ما در این فیلم از مشاورین قضایی و قضات پر تعدادی استفاده کردیم و خودم بیش از 50 پرونده قضایی محرمانه را مطالعه کردم.در این بین هم قضاتی بودند که در پرونده های قسامه حضور داشته اند. گاهی یک فیلمنامه ای فقط با مشاوره 4 وکیل نوشته می شود اما گاهی با حضور چند قاضی برجسته نوشته می شود. آنقدر که من مشاوره گرفتم و خودم پرونده مطالعه کردم و به صراحت می گویم مو لای درز فیلمنامه نمی رود.اگر فقط من پای فیلمنامه بودم،اشکالات مطرح شده را می پذیرفتم اما سه قاضی گردن کلفت کشور بالای سر این فیلمنامه هستند.

شعبانی تهیه کننده فیلم در مورد سرمایه گذاری موسسه اوج در این فیلم گفت: من و خانم غفوری حسب آشنایی قبلی بعد از بررسی فیلمنامه تصمیم گرفتیم که با همکاری موسسه اوج در این موضوع سرمایه گذاری کنیم و کار را شروع کنیم. با بررسی لوکیشن فیلم و موارد دیگر دیدیم که می توانیم خودمان سرمایه گذاری کنیم و با صحبتی که با اوج داشتیم قبول کردند که آن پول اندکی که به ما داده بودند را پس بگیرند.

افشار در بخش دیگری از نشست پرسش و پاسخ فیلم «قسم»، بیان کرد: یک موضوعی که در این چند شب متوجه شدم این است که شما بارها از عوامل فیلم ها درباره منابع مالی ساخت فیلم پرسیدید که حق شماست در این باره بدانید. برای  امثال من و مردم هم این سوال وجود دارد که منبع خبرگزاری ها از کجا تامین می شود؟ برای منِ مهناز افشار قلم شما و خروجی که از شما می گیرم جذاب است. خوب است که اگر می بینیم فیلمی خوب است بگوییم دست تهیه کننده و سرمایه گذار آن درد نکند. چون این پرسش را در چند نشست شنیدم احساس کردم باید این حرف را بزنم.

تنابنده درباره پاسخ به سوالی مبنی برا اینکه چرا از خیانت مرد به زن در فیلم که کلیشه ای شده، استفاده کرده است؟ بیان کرد: درست است که تکراری است و من هم این موضوع را می فهمم اما باور کنید که بسیار زیاد است و برای ما در فیلم زیر متن است. من داشتم درباره فیلمنامه ای تحقیق می کردم متوجه شدم علت اول طلاق های ما همین ماجرا است. چکار کنیم؟ چشم هایمان را ببندیم؟

بابک پناهی طراح صحنه در مورد طراحی های صورت گرفته در این فیلم گفت: ما در ابتدا می خواستیم در استودیو با ساخت یک ماکت حرکت اتوبوس را شبیه سازی کنیم اما در ادامه دوستان دیدند که بازی ها طبیعی در نمی آید و بازی ها در اتوبوس در حال حرکت بهتر می شود، برای افزایش کیفیت فیلم تصمیم گرفتیم فیلم را در اتوبوس بسازیم اما این به آن معنا نبود که یک اتوبوس را در جاده بیندازیم تمام. اقدامات زیادی صورت گرفت که بتوان این فیلم را در اتوبوس ساخت.ضمن اینکه این را هم بگویم که در سکانس آخر، آن سکانس به صورت طبیعی گرفته شده.آن جا ما فقط استخر پرورش ماهی را ساخته بودیم.همچنین ما بخاطر برودت دما تصمیم گرفتیم که به سمت بیابان های شاهرود برویم تا هوا گرم تر باشد.در نهایت خیلی خوشحالم که کار خوب از آب درآمد.

فرحناز نادری طراح لباس هم در مورد فعالیتش در فیلم گفت: ما طراحی لباس های بازیگران را با همکاری آقای تنابنده به نوعی طراحی کردیم که لباس ها با هم تفاوت کنند و امیدوارم که کار نظر تماشاگران را جلب کرده باشد.

رضا سخایی برنامه ریز کار هم گفت:از بچه های تیم تشکر می کنم که برای مدتی هرروز ساعت 4 یا 5 صبح سر صحنه حاضر می شدند.از خانم افشار هم تشکر می کنم که بسیار در این کار اذیت شدند اما با ما همکاری کردند.

انتهای پیام/

 

منبع: باشگاه خبرنگاران

کلیدواژه: جشنواره فجر سینمای ایران

منبع این خبر، وبسایت www.yjc.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۲۶۷۴۷۳۶ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

واکنش همتی به شایعه دلار ۲۰ هزارتومانی: آرزو بر جوانان عیب نیست| تورم سال ۹۸ به زیر ۲۰ درصد می‌رسد

نشست FATF در پاریس؛ ایران در چند قدمی لیست سیاه؟ تبعات آن چیست؟

FATF حل نشد، عراق ۵ میلیارد دلار ایران را بلوکه کرد

نامه علی مطهری به آیت‌الله جنتی: ببینید از کجا به کجا رسیده‌ایم| ادامه این رویه منجر به جامعه‌ای دچار اختناق می‌شود| به مردم درباره دلیل ردصلاحیتم چه بگویم؟

شرمن: برای سلیمانی سوگواری نمی‌کنم اما ترامپ ما را تا مرز جنگ پیش برد

خبر بعدی:

«یک محسن عزیز» چاپ دومی شد

خبرگزاری میزان- کتاب «یک محسن عزیز» که به تازگی به چاپ دوم رسیده؛ روایتی مستند از زندگی شهید محسن وزوایی از دانشجویان پیرو خط امام است که به عنوان اولین نفرات وارد سفارت آمریکا می‌شوند و آن را به تسخیر خود در‌می‌آورند. تاریخ انتشار: 02:00 - 30 بهمن 1398 - کد خبر: ۵۹۷۷۲۰

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان، فائضه غفارحدادی در این کتاب روایتی متفاوت از زندگی قهرمان نبرد‌های بازی‌دراز ارائه کرده است. او در این کتاب برای نخستین‌بار از نامه‌هایی استفاده کرده که شهید وزوایی، قهرمان داستانش سال‌ها برای خواهری که در آمریکا داشته، ارسال می‌کرده است؛ نامه‌هایی که بُعد دیگری از شخصیت شهید وزوایی را به نمایش می‌گذارد.

غفار حدادی تلاش کرده تا با جست‌وجو و یافتن راویان متعدد، روایتی نو از زندگی یکی از دانشجویان پیرو خط امام (ره) ارائه دهد که نقشی تأثیرگذار در برهه‌های مختلف تاریخ انقلاب و جنگ تحمیلی داشت.

بیشتر بخوانید: برای مطالعه معرفی آخرین کتاب‌های منتشر شده از سوره مهر اینجا کلیک کنید


او در اثر جدید ضمن مطالعه کار‌های گذشته، با پیدا کردن اسناد جدید و هم‌صحبتی با راویان متعدد که گاه برای اولین‌بار صورت گرفته، اثری خوش‌خوان ارائه کرده که برای همه به ویژه نسل جوان خواندنی است و لحظات شیرینی را رقم خواهد زد.

غفارحدادی در مقدمه این اثر درباره روش کار و شخصیت شهید وزوایی می‌نویسد: «روزی در میانه هجده‌سالگی شبیه ما بود. شبیه ما آدم‌های معمولیِ این روز‌ها و نه حتی آدم‌های نسلِ خودش. می‌توانست خوش باشد و بی‌خیالِ همه‌چیز رشد کند و به پول و شهرت و هر چیزی که می‌خواست برسد. می‌توانست به تاریخ گره نخورد؛ در روزگاری که تاریخ، زیادی گره خورده بود. ولی افتاد به باز کردن یک به یک گره‌هایی که سر راه رشد کشورش افتاده بود و یا در لحظه می‌افتاد. استبداد، فقر، استعمار، جنگ. با دست، با دندان، با جان. یکی را که باز می‌کرد، گره کورتری جلوی راهش سبز می‌شد. عادت به کار‌های سخت نداشت. اما آدمِ کار‌های سخت شد. بس که امید داشت به حل مشکل‌ها و نمی‌ترسید از خطر کردن و ناامید نمی‌شد از شکست‌ها. گره‌ها جلویش غول می‌شدند و او از هفت خان می‌گذشت تا آن‌ها را باز کند و گاهی هفت وادی سخت را باید می‌گذراند که قسمتی از جغرافیای مردم را از دست بدقلقیِ تاریخ نجات بدهد. روزی که در میانه بیست و دوسالگی، از جانش برای باز کردن گرهی مایه گذاشت، اصلاً شبیه آدم‌های معمولی نبود. نه آدم‌های معمولیِ نسل خودش و نه آدم‌های نسل ما و نه حتی نسل گذشته‌اش. این کتاب شرح یک سفر چهار ساله است. چهارسالی که در آن کسی از یک آدم معمولی به یک قهرمانِ فراموش نشدنی تبدیل شده است. شرح یک سفر چهارساله جذاب و رو به رشد. یک سفرِ عمودی.

آنچه مرا به نوشتن این سفرنامه تشویق کرد، «نشناختن» بود. نشناختنِ کسی که رزومه‌اش می‌گفت یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین فرماندهان دوران جنگ بوده. اما چرا «شناخته شده» نبود؟ با این سؤال وارد زندگی محسن شدم و هرچه پیش‌تر رفتم، بیشتر دانستم که تاریخِ بی‌وفا به جبران دخالت‌های محسن، او را به دیار غفلت تبعید کرده...»

در بخشی از این کتاب آمده است: «کمی جلوتر موحد از داخل یکی از سنگر‌ها درآمد و با دیدن محسن دلش گرم شد. انگار که مادرش را بعد از کلی اتفاقات خطرناک دیده باشد. با حرارت بغلش کرد و از اینکه دید گلوی محسن تیر خورده ناراحت شد

- تو با این وضعت چرا اومدی تا اینجااااا؟ بیا برو پایین ببینم بچه پررو!

- محسن لبخند زد. نمی‌توانست حرف بزند. اما احساس کرد اگر لب‌هایش را کمی باز کند و دهانش را زیاد تکان ندهد، می‌تواند چیز‌هایی بگوید.

- بچه پرور خودتی!

این را نمی‌گفت خیلی سخت می‌گذشت بهش!»

انتهای پیام/

دیگر خبرها

  • صعود ۳ فرنگی‌کار ایران به فینال قهرمانی آسیا/ مبارزه محسن نژاد و اسدی برای برنز
  • اعلام اسامی فیلم‌های راه یافته به جشنواره تصویر
  • معامله قرن هیچ‌گاه به سرانجام نمی‌رسد
  • رادولوویچ: ذوب‌آهنی که در اختیارم است شباهتی به تیم 10 سال قبل ندارد/ در هیچ فاکتوری بین 5 تیم اول لیگ برتر نیستیم/ از 3 بازی سختِ پیش رو استقبال می‌کنم
  • همگناه را از پنجم اسفند ماه ببینید
  • تازه‌ترین تصویر از سریال پایتخت 6/ آغاز تصویربرداری سریال ایستگاه آخر
  • واکنش هومن حاجی‌عبداللهی به عروسی "رحمت"
  • واکنش بازیگر «پایتخت» به عکس لورفته از عروسی رحمت
  • برنامه اکران سینما‌های ارومیه
  • هومن حاج عبداللهی داماد شد +عکس
  • اولین تیزر «هم‌گناه»منتشر شد/ببینید
  • رونمایی از نخستین تیزر سریال «هم‏گناه»
  • "رحمت"در پایتخت6ازدواج می‌کند
  • دستگیری دو نفر سارق به عنف در پایتخت
  • تازه‌ترین تصویر از سریال «پایتخت ۶»/ داماد شدن رحمت+ عکس
  • واکنش بازیگر پایتخت به سکانس لو رفته عروسی "رحمت"
  • واکنش هومن حاجی‌عبداللهی به عروسی «رحمت»
  • واکنش بازیگر پایتخت به سکانس لو رفته
  • تصویری از عروسی رحمت در سریال پایتخت ۶
?>