مشاهده اخبار داغ روز

باشگاه خبرنگاران جوان: یکی از حوزه‌های مهم علم و فناوری بحث انرژی‌های تجدید پذیر و چگونگی استفاده از این علم در کشور است؛ معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و به طور خاص ستاد توسعه فناوری‌های انرژی آن به بحث توربین‌های بادی، صفحات خورشیدی و انرژی‌های تجدید پذیر توجه بسیار زیادی دارد و تاکنون برنامه‌های خوبی را پیش برده است، برای آگاهی از برنامه‌های ستاد انرژی با کامبیز مهدی زاده دبیر این ستاد به گفتگو تفصیلی پرداختیم؛ متن گفتگو را در ادامه می‌خوانید.

از مرداد ماه امسال که سکانداری ستاد انرژی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری را بر عهده گرفته اید برنامه‌های متعددی را در این حوزه به اتمام رساندید، درباره ساخت توربین‌های بادی و همچنین برنامه‌هایی که پیش برده‌اید توضیح دهید؟

رویکرد معاونت علمی و فناوری توجه ویژه به فناوری‌های نو بوده و از همین رو در ستاد‌های گوناگون برنامه‌های متعددی تشکیل شده است و بحث‌های گسترش و تبیین استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر مورد توجه قرار گرفته‌اند، موضوعاتی که همه آن‌ها به نفع اقتصاد کشور و سازگار با موضوع محیط زیست هستند.

هنگامی که سکانداری ستاد انرژی معاونت معاونت علمی را برعهده گرفتید صحبت‌های بسیاری راجع به این انتصاب مطرح شد و حواشی بسیاری به وجود آمد درباره انتصاب خود توضیح دهید.

من نه پدرم ژن خوب بوده است و نه خودم ژن خوب هستنم و ادعایی هم مبنی بر نخبه بودن ندارم؛ نخبه پروفسور حسابی و مرحوم میرزاخانی هستند؛ من با زحمت و تلاش خود موفقیت‌هایی را به دست آورده ام و راه علمی خود را ادامه می‌دهم؛ هفت ماه است که داماد رئیس جمهور شده ام، اما سابقه علمی چندین ساله دارم، اگر سابقه علمی مرا بخوانید متوجه می‌شوید که تجربه کار آکادمیک و اختراع داشته‌ام و مدال‌های بین المللی بسیاری را در حوزه‌های مختلف علمی و فناوری به دست آورده ام و به این اعتماد دارم که آینده از آن جوانان است و آن‌ها می‌توانند سکاندار مسئولیت‌های کشور شوند.

چند ماه پس از انتصاب در معاونت به عنوان مشاور وزیر صمت هم انتخاب شدید که از آن سمت هم استعفا دادید و در معاونت ماندید، دلیل ماندن در معاونت علمی چه بود؟

زمانی که آقای ستاری رئیس پژوهشگاه نفت بود من آنجا کار می‌کردم و با ایشان آشنا و دوست بودم و بر مبنای همین آشنایی و دوستی ستاری مرا به کار در معاونت علمی دعوت کرد و اکنون افتخار می‌کنم که در کنار او کار می‌کنم؛ باید به این موضوع توجه داشته باشیم که میز‌ها گذرا هستند؛ شخص باید به خود متکی باشد.

امروز دولتی سر کار است و فردا این دولت از روی کار برداشته می‌شود و اگر فرد آکادمیک باشد می‌تواند موفق شود لذا نباید علم را به سیاست گره زد و آن را وارد بازی سیاسی کنیم علم؛ اصولگرا، اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرا نمی‌شناسد بلکه راه مستقیم خود را طی می‌کند؛ ما جوانان باید از این مسائل دوری کنیم و بر مبنای وجدان خود کار کنیم و سعی کنیم افراد را بر حسب توانمندی‌های آنان بشناسیم؛ مقام معظم رهبری هم فرمودند: من ژن خوب را قبول ندارم ممکن است یک صفت در پدری باشد، اما این صفت به پسر نرسیده باشد مراقب باشیم تا بر مبنای تصورات سیاسی و برنامه‌های سیاسی اشخاص را خراب نکنیم.

با وجود آنکه می‌گویید موضوع انرژی‌های نو به نفع اقتصاد کشور است چرا تا به امروز به آن توجه نشده است؟

قبل از آنکه وارد مسائل انرژی‌های تجدید پذیر شویم، باید فرهنگ متناسب با این موضوع را جای بیاندازیم و البته باید توجه داشته باشیم که فرهنگ این موضوع از بطن دولت شکل می‌گیرد، بخشنامه‌ای از سوی دولت به تصویب رسید که برمبنای آن سازمان‌های دولتی و وزارتخانه‌ها باید از پنل‌های خورشیدی استفاده کنند و دولت به عنوان حاکمیت باید چگونگی عملکرد وزارتخانه‌ها را مورد بررسی و پیگیری قرار دهد؛ البته متأسفانه این موضوع هنوز به طور کامل انجام نگرفته است؛ ما تا از خودمان شروع نکنیم و هدف را به سرانجام نرسانیم نمی‌توانیم به مردم بگوییم که به سمت انرژی‌های تجدید پذیر حرکت کنید.

از زمانی که مسئولیت ستاد انرژی را بر عهده گرفتید، برای پیشبرد اهداف مورد نظر و همچنین کمک به توسعه فرهنگ مناسب استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر چه کار‌هایی را انجام داده‌اید؟

از هنگامی که مسئولیت ستاد را بر عهده گرفتم، به عنوان اولین کار ساماندهی مسئولین ستاد را در دستور کار خود قرار دادم، در گذشته معاونین به صورت تمام وقت در ستاد حضور نداشتند که اکنون آن‌ها به صورت تمام وقت در حال خدمت رسانی هستند.

ستاد انرژی چند معاونت دارد؟

ستاد انرژی از چهار معاونت نفت و گاز، محیط زیست، بهره‌بری انرژی و زیست محیطی و معاونت برق و نیرو تشکیل شده است؛ هر کدام از این افراد با توجه به تخصصی که دارند روی حوزه مخصوص به خود فعالیت می‌کنند؛ پس از بررسی‌ها متوجه شدیم که برخی از پروژه‌ها متأسفانه از سال ۸۰ تا کنون اجرا نشده‌اند، مهم‌ترین کاری که ما انجام داده‌ایم ساماندهی پروژه‌ها بود و تمام آن‌ها یا تعیین و تکلیف شدند یا حکم اتمام پروژه برای آن‌ها صادر شد یا وضعیت آن‌ها را به سرانجام رساندیم و خوشبختانه حدود سه ماه پیش توانستیم تمام پروژه‌های موجود را به پایان برسانیم و امروز با قاطعیت می‌گویم که هیچ پروژه‌ای وجود ندارد که وضعیت آن هنوز مشخص نشده باشد و واحد کنترل پروژه در ستاد تشکیل شد.

این واحد وظیفه دارد از صفر تا صد پروژه را مورد بررسی قرار دهد و زمان مناسب برای اتمام آن را اعلام کند، از نظر من مهم‌ترین کاری که می‌توانستیم انجام دهیم، برنامه‌ریزی مدون بود و امروز در نقطه‌ای قرار گرفته‌ایم که اگر طرح و پروژه‌ای به ما ارائه شود حداکثر در ده روز کاری به آن پاسخ می‌دهیم و این موضوع به صرفه‌جویی در وقت محقق کمک بسیاری می‌کند.

یکی دیگر از مواردی که ستاد دنبال می‌کند، گسترش مراکز فناوری‌های انرژی است، اکنون توسعه این کار به چه صورتی است؟

طی تفاهم‌نامه‌ای که با منطقه آزاد انزلی به امضا رساندیم کلنگ ساخت مرکز فناوری انرژی در انزلی زده شد و این مرکز درحال ساخته شدن است، همچنین تفاهم‌نامه‌ای را با انجمن انرژی‌های تجدید پذیر به امضا رساندیم تا در راستای آن بتوانیم مرکز انرژی را در تهران افتتاح کنیم.

در چند سفر استانی و بازدید معاون علمی را همراهی کردید این بازدید‌ها در چه راستا و برای چه پروژه‌هایی بوده‌اند؟

در سفر آخری که به آذربایجان شرقی داشتیم و طی صحبت‌هایی که با استاندار این شهر داشتیم مقرر شد با حمایت معاونت علمی کارخانه نوآوری در تبریز افتتاح شود و بحث انرژی در آنجا پیش برود، همچنین سفری را به شهر انزلی داشتیم و به واسطه پتانسیل خوبی که در استان گیلان وجود دارد قرار شد بحث سلار یا همان صفحات خورشیدی فعال شوند.


در گذشته سمینار‌های متعددی در ستاد انرژی برگزار می‌شد که اکثراً خروجی متناسبی نداشتند برای سر و سامان دادن به این سمینار‌ها چه اقداماتی انجام داده‌اید؟

از نظر من سمینار نباید برگزار شود و من مخالف این موضوع هستم که عده‌ای دور یکدیگر جمع شوند، دست بزنند و کاغذ ابر و بادی را به امضاء برسانند و پس از آن موضوعات فراموش شود؛ سمینار باید خروجی داشته باشد و منجر به کار علمی شود، از هنگامی که مسئولیت ستاد را بر عهده گرفتم تمام پروژه‌هایی که خروجی محور نبودند را متوقف کردم امروز هیچ پروژه‌ای نداریم که خروجی نداشته باشد البته به مطالعات هم توجه می‌کنیم، اما اینکه صرفاً یک مطالعه انجام دهیم و مبلغی را دریافت کنیم و سپس پی کار خودمان برویم، تا هنگامی که من هستم اجازه چنین کاری را نمی‌دهم وقتی می‌خواهیم پروژه‌ای را به سرانجام برسانیم ابتدا باید کنترل پروژه روی آن انجام شود سپس خروجی طرح مشخص شود اکنون ۱۰ پروژه زمین گرمایی وجود دارند و تمام آن‌ها در مرحله مطالعه هستند که کافی نیست.

گرم‌ترین نقطه زمین در ایران وجود دارد و درجه دمای آن به ۷۱ درجه سانتی‌گراد می‌رسد ما می‌توانیم از این پتانسیل استفاده بسیاری کنیم، اما متأسفانه نگاه خاصی درباره این موضوع وجود ندارد امروز دنیا به سمت شهر انرژی رفته است و خودرو‌های هایبریدی ساخته می‌شوند؛ اکنون وسایلی که برای ساخت خانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، همگی سازگار با محیط زیست هستند یعنی ساختمان خود را به حرکت در می‌آورد و در بهترین موقعیت در برابر آب و تابش نور خورشید قرار می‌گیرد؛ یک، سوم از خاک ایران پوشیده از کویر است و با نصب پنل‌های خورشیدی می‌توان از آن بهره بسیاری برد.

پنل‌های خورشیدی چه میزان برای کشور مؤثر هستند؟

بر اساس گزارش بین‌المللی در کشور ما منطقه‌ای به نام «گندم بریان» وجود دارد که می‌توانیم به کمک آن انرژی مورد نیاز کشور خود را تأمین کنیم و به سایر کشور‌ها هم انرژی خورشیدی صادر کنیم البته طی این سال‌ها کار‌های خوبی انجام شده است، در گذشته راندمان پنل‌های خورشیدی ما ۱۵ درصد بود، اما اکنون به ۴۰ درصد رسیده و این نشان دهنده گام مثبتی است، در نهایت اعتقاد دارم تا بحث فرهنگ‌سازی از دانشگاه، مدارس و منازل شروع نشود موضوع انرژی‌های تجدیدپذیر جای نخواهد افتاد و ما همچنان دید اقتصاد نفتی خواهیم داشت؛ برای موفقیت، فرهنگ‌سازی باید از دل دولت ایجاد شود و تمام ارگان‌های دولتی بیایند و از پنل‌های خورشیدی استفاده کنند؛ کشور‌هایی که اکنون پیشرو در انرژی خورشیدی هستند خودشان کار را شروع کردند ما باید برنامه آموزشی و فرهنگی را در شبکه‌های اجتماعی و رسانه ملی گسترش و مردم را با این موضوع آشنا کنیم.

آیا تاکنون در زمینه انرژی‌های خورشیدی و صفحات انرژی برنامه‌هایی انجام شده است؟

در برخی از روستا‌های دور افتاده می‌بینیم که حتی میوه فروشی‌ها هم از صفحات سولار استفاده می‌کنند، اما در کلانشهری، چون تهران این موضوع هنوز جای نیفتاده است.

در ستاد حوزه‌ای تحت عنوان نفت و گاز وجود دارد و معاونت علمی و فناوری به این موضوع که باید از اقتصاد نفتی فاصله گرفت، تأکید بسیاری دارد چرا چنین ستادی در معاونت شکل گرفته است؟

البته این حوزه نفت با آن نفتی که در وزارتخانه وجود دارد تفاوت بسیاری دارد؛ ستاد انرژی در حوزه زیست محیطی، کاهش آلاینده‌ها، استفاده از تکنولوژی‌های بهتر و راه‌های آسان‌تر برای اکتشاف نفت است؛ ما در رسالت وزارت نفت که استخراج و اکتشاف است دخالت نمی‌کنیم وظیفه ستاد انرژی توسعه فناوری و گسترش آن است و در این حوزه فعالیت‌های اکتشافی بسیاری داشته‌ایم، مجموعه معاونت علمی مخالف اقتصاد نفتی است و مادامی که اقتصاد ما مبتنی بر نفت باشد مشکلات اقتصادی پابرجا خواهند ماند.

وضعیت استارت آپ‌ها و شرکت‌های دانش بنیان حوزه انرژی به چه صورتی است؟

در بحث کاتالیست‌ها پیشرفت‌های بسیار خوبی داشتیم، اما باید متوجه شویم که چه زمانی می‌خواهیم باور کنیم که محصول ایرانی با کیفیت است، همین محصول ایرانی برند کشور‌های دیگر را می‌خورد و در ایران به نام خارجی به فروش می‌رسد اگر کیفیت خوب محصول ایرانی در مقایسه با نمونه خارجی را برای مردم بازگو کنیم آن زمان است که مردم وارد عمل می‌شوند و کالای ایرانی را خریداری می‌کنند و این فرهنگ سازی بر عهده رسانه، دانشگاه‌ها و مدارس است؛ باید برنامه‌های جدی بگذاریم و افتخار کنیم که ایران توانسته کالایی را تولید کند که می‌تواند با کشور‌های دیگر رقابت کند؛ متأسفانه مردم کشور ما فقط محصولات خارجی را خریداری می‌کنند و این نشان از نگاه اشتباه ما دارد؛ بزرگ‌ترین مشکل جوانان و شرکت‌های استارت آپی نبود اعتماد مناسب میان مردم است.

البته مقایسه وضعیت کنونی در مقایسه با گذشته هم نشان از بهبود اوضاع فرهنگی کشور دارد؛ استارت آپ‌های بسیاری توسط جوانان بازگشته به کشور متولد شده‌اند هنگامی که اعتماد به جوانان باشد می‌توانیم کار‌های بسیاری را انجام دهیم و این مستلزم فرهنگ سازی مناسب است؛ انرژی‌های تجدیدپذیر، مسائل جدیدی هستند و متأسفانه بسیاری از مسئولان کشور هنوز نگاه سنتی دارند ما باید از نگاه سنتی فاصله گرفته و به سمت نگاه جدید پیش برویم.

آماری از تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان و استارتاپ‌ها دارید؟

بر اساس برنامه راهبردی که برای سال ۹۸ چیده شده است قرار شد مراکز راهبردی فناوری انرژی ایجاد شوند اکنون این مراکز در انزلی بوجود آمده‌اند و در چند منطقه آزاد دیگر هم دنبال می‌شود، همچنین سامانه پیگیری اطلاع رسانی طرح‌های واصله به ستاد که ابتدای امسال رونمایی می‌شود هم از جمله کار‌های پیش رو است و بر اساس آن طرح‌ها وارد این سامانه می‌شوند و در همان مدت ۱۰ روزی که اعلام شد می‌توانند به صورت آنلاین پیشبرد طرح خود را مشاهده کنند.

پیشبرد برنامه‌های راهبردی در حوزه ستادی چگونه است؟

مهدی زاده: از امسال هر حوزه به صورت راهبردی برنامه‌های خود را پیش می‌برد و راهبرد خاص خود را مشخص کرده است؛ از این به بعد هر حوزه بر اساس همان برنامه‌ریزی خود پیش می‌رود.

همکاری‌هایی هم با سازمان UNIDO (یونیدو) داشته‌اید در این زمینه توضیح دهید.

به کمک این سازمان ارزیابی علمی در حوزه‌های انرژی‌های تجدیدپذیر ایجاد شد و سیستم ایمنی استارتاپ‌ها مورد بررسی قرار گرفت البته بحث همکاری مشترک میان ستاد انرژی و دیگر کشور‌ها در دستور کار است و در حال حاضر با کشور‌های حاشیه خلیج فارس برنامه‌هایی داشتیم؛ همچنین اجلاس منطقه‌ای انرژی‌های تجدیدپذیر پیشنهاد شد علاوه بر آن برای به عضویت درآمدن در کمیته انرژی اکو هم پیشنهاد دادیم و کار‌های این موضوع انجام شده است و امیدوارم به زودی عضو این کمیسیون شویم همچنین همکاری‌های خوبی با کمیسیون انرژی آلمان داشته‌ایم.

چند ماه پیش معاونت علمی با سفیر آلمان در حوزه انرژی برنامه‌ای برگزار کرد، آیا آن تفاهم‌نامه و برنامه در راستای این موضوعات بوده است؟

آن برنامه ابتدا مدیریتش بر عهده من بود و ساز وکارش اجرایی شد پس از آن بحث بهینه سازی انرژی به خانم حمیدزاده سپرده شد و با کشور آلمان برنامه‌ای انجام گرفت.

طرح‌هایی که مورد حمایت قرار گرفته‌اند، چه ویژگی‌هایی داشته اند؟

پروژه‌های ابتری که بی جواب مانده بودند، سروسامان بخشیدیم، این موضوعات بیش از همه در حوزه زمین‌گرمایی بودند همچنین موضوع ساخت توربین‌های بادی هم که در گذشته بی‌پاسخ مانده بود به چرخه تولید و مطالعه بازگشته‌اند؛ رسالت اصلی که ستاد انرژی آن را دنبال می‌کند ارتقای فناوری در کسب و کار‌های نوپا به ویژه در حوزه صفحات خورشیدی است؛ در کشورمان صفحات خورشیدی نداریم و می‌خواهیم روی خود سلول‌ها سرمایه‌گذاری انجام دهیم تا بتوانیم از طرح‌ها حمایت لازم را به عمل بیاوریم و در این راستا از شرکت‌هایی که در این حوزه وارد شوند و طراحی پنل‌ها را برعهده گیرند حمایت می‌کنیم، زیرا این پنل‌ها اکنون از سایر کشور‌ها وارد می‌شود و در ایران تنها سرهم بندی می‌شوند ما باید درحوزه سلول‌های خورشیدی عملکرد خوبی از خود داشته باشیم.

طرح‌هایی که وارد ستاد می‌شوند به چه صورتی هستند و چگونه پیش می‌روند؟

طرح‌ها باید با محوریت عملی شدن و به صورت راهبردی وارد ستاد شوند و طرحی که قابلیت عملیاتی شدن نداشته باشد شانس کمی برای پیشرفت دارد.

چرا برای تولید صفحات خورشیدی از ظرفیت دانشگاه‌ها استفاده نمی‌کنید؟ بسیاری از دانشجویان وجود دارند که می‌توانند این برنامه‌ها را پیش ببرند برای انجام این کار چه برنامه‌هایی در دستور کار دارید؟

طبق مطالعاتی که داشته‌ایم توانستیم جسته و گریخته برخی از برنامه‌ها را پیش ببریم، اما تیمی که به صورت هدفمند روی این موضوع سرمایه‌گذاری کند تا امروز ندیده‌ام البته فعالیت‌های خوبی انجام گرفته، اما منجر به پیشرفت و تولید انبوه نشده است؛ البته موضوع مورد توجه تفاهم نامه‌هاست؛ تاکنون هر تفاهم‌نامه‌ای که توسط من به امضا رسیده دارای خروجی بوده است، اینکه دو کاغذ ابر و باد آماده کنیم و عده‌ای زیر آن را امضا کنند و بگوییم تفاهم‌نامه‌ای بسته شده است مناسب نیست تفاهم‌نامه باید دارای خروجی باشد، تفاهم‌نامه بدون خروجی هیچ تاثیری ندارد و تنها شوآف است در سال جدید به دنبال این هستیم تا با مراکز علمی ودانشگاهی که می‌توانند نقش آفرینی موثری داشته باشند تفاهم‌نامه را به امضا برسانیم؛ تفاهم‌نامه‌ها نباید روی کاغذ بمانند یا آن‌ها را برای نشان دادن به چندین نفر در دفترمان بگذاریم این قرارداد‌ها باید منجر به خروجی خاص شود.

منبع: فردا

فیلم| دفاع روحانی از قطع اینترنت جهانی و راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات!

درگیری در مجلس/ پایداری‌ها علیه نماینده اصلاح طلب/سلحشوری: به جز اقلیتی برخوردار از تبعیض و امتیاز، بقیه مردم را رها کرده‌ایم

سهم ائمه جمعه، شورای نگهبان، بسیج، تبلیغات اسلامی و حوزه‌های علمیه از بودجه ۹۹ چقدر است؟+جدول

تصور این نباشد که ماجرای اعتراضات بنزینی تمام شد| هشدار درباره تبدیل جامعه به «انبار باروت» و اعتراض پابرهنه‌ها و محرومین| اشتباه‌ مسئولان این است که دنبال پیداکردن دشمن خارجی هستند

حرکات ناهنجار رحیم استرلینگ در روز تولدش جنجال ساز شد

منبع این خبر، وبسایت www.fardanews.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۴۴۳۶۴۸ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

کلیدواژه: داماد روحانی داماد رئیس جمهور موفقیت ژن خوب

خبر بعدی:

30 سال است دوشنبه و پنجشنبه مهمان پسرم هستم/ در طول بارداری حتی یک لقمه شبهه‌ناک نخوردم!

خانم زهرا رام مادر شهید غلامرضا برزگر یکی از هزاران مادری است که در زندگی سختی های فراوانی را تحمل کرده و فراز و فرود‌های زندگی را بالا و پایین کرده است. اما ورای همه سختی‌ها نور خدا در دلش روشن و گرم بود و توانست پسری در جامعه تربیت کند که برایش عاقبت به خیری به ارمغان داشته است.

گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس؛ زهرا بختیاری: مرور زندگی شهدا نکات زیادی را می‌تواند در خود داشته باشد اما آنچه مهم است این است که می‌آموزیم در هر خانواده و یا جامعه و محیطی باشی می‌توانی شهید شوی. می‌توانی لحظه لحظه زندگی‌ات را گره بزنی به آسمان و قدم بگذاری در سیر الی الله و فنا شوی در این عاشقی. 

 خانم زهرا رام مادر شهید غلامرضا برزگر یکی از هزاران مادری است که در زندگی سختی های فراوانی را تحمل کرده و فراز و فرود‌های زندگی را بالا و پایین کرده است. اما ورای همه سختی‌ها نور خدا در دلش روشن و گرم بود و توانست پسری در جامعه تربیت کند که برایش عاقبت به خیری به ارمغان داشته باشد. 

 

آنچه در ادامه می خوانید قصه زندگی خانم رام است که خودش آن را برای ما اینگونه روایت می‌کند: 

 

*پدرم بی‌سواد بود اما روی تربیت دینی ما حساس بود

اصلیت ما بر می‌گردد به شهرستان ابهر استان زنجان، تا قبل ازدواج در همین شهرستان ابهر کنار مادرم زندگی می‌کردم. پدرم از 7 سالگی در تهران ساکن شده بود و در شهرداری کارگری می‌کرد و بعد از ازدواجش با مادرم هر چند وقت یکبار به ما سر می زد و پول می فرستاد تا گذران زندگی کنیم. پدرم داداش علی رام واقعا مرد خوب و با خدایی بود. برعکس مادرم که کمی پر سر و صدا بود پدرم واقعا آرام بود. نماز و آیت الکرسی را از او یاد گرفتیم، با اینکه سواد نداشت اما همه را از بهر بود و کمک می‌کرد ما هم قرآن حفظ کنیم.   

 


*در تمام طول بارداری نه جایی رفتم نه لقمه کسی را خوردم

یک سال پس از ازدواج در 14 سالگی اولین فرزندم علیرضا را به دنیا آوردم. در زمان بارداری از جنبه مذهبی سعی می‌کردم آدابی که وجود دارد را رعایت کنم. با هزار زحمت به پدرم فهماندم که باردارم، چون خجالت می‌کشیدم مستقیم بگویم. از آن به بعد پدرم گاه گاهی که به خانه ما سر می زد مرا نصیحت می کرد و من هم گوش می‌دادم. البته او هم اصلا اشاره‌ای به بارداری من نمی‌کرد فقط غیر مستقیم مطالب را به من می‌گفت. مثلا می گفت در این چند ماه از دست هر کسی لقمه نگیر و خانه کسانی که می دانی خمس نمی‌دهند و اهل رعایت این احکام نیستند، یا بی بند و بارند نرو. از رفتن به مراسم های عروسی هم که ساز و آواز داشتند مرا منع می کرد. 

دوران بارداری مادرها در آینده بچه‌ها خیلی مهم است. من سعی کردم در این دوران بسیار رعایت کنم. گاهی کسی لقمه ای تعارف می کرد می‌گفتم: ممنون میل ندارم. در تمام طول بارداری نه جایی رفتم نه لقمه کسی را خوردم.


مادر شهید برزگر در کنار پدر و مادرش

 

*بچه ها به سختی بزرگ شدند

خدا به ما سه پسر داد به نام های علیرضا، محمدرضا، غلامرضا و یک دختر به نام رقیه. تا قبل از به دنیا آمدن دخترم که آخرین فرزندم هم بود وقتی می خواستم کار کنم یک پسر را به کولم می بستم، یکی در بغلم بود، یکی هم روی پایم. کارهای خانه را هم باید انجام می دادم. پیش می‌آمد همسرم گاهی درکی از وضعیت من نداشته باشد و می گفت فلان کار را باید انجام بدی. البته زمان قدیم اغلب مردها اینطور بودند. 


جمع خانوادگی شهید غلامرضا برزگر

 


شهید برزگر در کنار پدر و خواهرش

 

بچه هایم کم‌کم بزرگ شدند. پسر بزرگم خیلی مراقبم بود. غلامرضا هم خیلی با من مهربانی می کرد. بعد از شهادت او شوهرم بداخلاق شده بود. همسرم ابتدا اهل نماز خواندن نبود، به او گفتم با آدم بی‌نماز نمی توانم زندگی کنم. یواش یواش شروع کرد به خواندن نماز. هیچ اخلاق بد دیگری نداشت جز اینکه گاهی به شدت عصبانی می‌شد. 


نوجوانی شهید غلامرضا برزگر

 

 

کم کم با پس اندازمان و فروش وسایلی که داشتیم توانستیم خانه‌ای در همین محله یافت آباد بخریم و از منزل برادر شوهرم بلند شویم. وقتی با همسرم حرف‌مان می‌شد به او می گفتم تو بزرگتر از من هستی باید احترام تو را حفظ کنم. 


شهید برزگر سمت راست تصویر

 

*با بچه‌ها راه می‌آمدم 

هر سه پسرم خیلی پرتحرک بودند. وقتی با هم بازی می کردند خانه زیر و رو می شد اما من خیلی با آنها راه می آمدم. بچه‌هایم را با عشقم بزرگ کردم. به نظر من مادری که می خواهد هم رفیق بچه هایش باشد هم مادر باشد باید راه بیاید با بچه ها. وقتی خانه را با شیطنت‌های‌شان زیر و رو  می‌کردند غلامرضا می گفت مامان الان نوک می زند همه جا را مرتب می کند.

یک دستم به مرتب کردن خانه بود و یک دستم به آشپزی. برادرم هم که با آنها می افتاد می شدند چهار نفر. وقتی زندگی را به هم می زدند می رفتند در کوچه دنبال بازی. گاهی که عصبانی می شدم کتک‌شان می زدم. (می خندد) تا می رفتم سمت غلامرضا می دوید می گفت مامان جان من رفتم! بعد از چند دقیقه می آمد از لای در صدا می زد مامان جان خوبی؟ بیایم تو؟ بعد می آمد مرا بغل می کرد می بوسید. 


شهید برزگر نشسته از سمت راست تصویر

 

*می‌گفتم اگر به دخترها نگاه کنید به خواهرتان نگاه می‌کنند

گاهی که می خواستم بچه‌ها را ترغیب‌شان کنم به انجام کاری می‌نشستم برای‌شان در مورد آن موضوع صحبت می‌کردم و راه و چاه را نشان‌شان می دادم. مثلا می‌گفتم خوب است بروید نماز را در مسجد بخوانید،  یا به دخترهای مردم نگاه نکنید. حرف‌های مرا در ذهن‌شان نگه می داشتند. پسر بزرگم به دوستانش گفته بود زود از مدرسه برویم خانه، مامانم گفته اگر به دخترها نگاه کنید به خواهرتان نگاه می‌کنند. با این کار حیا و غیرت و چشم‌پاکی را به آن‌ها یاد می‌دادم.

من خیلی با بچه‌هایم درباره مسائل تربیتی صحبت می‌کردم. علیرضا که 12 ساله شد یک روز مدرسه به او گفته بودند به مادرت بگو بیاید. پرسیدم علی جان اتفاقی افتاده؟ گفت نه. وقتی رفتم مدرسه ناظم گفت ما متوجه شدیم صبح ها سایه به سایه پشت بچه هایت می آیی بدون اینکه بفهمند، اتفاقی افتاده؟ گفتم نه می آیم که از دور مواظب‌شان باشم. 

 

*حواسم به همه قرارها و تفریح‌های دوستانه‌ بچه‌ها بود

علیرضا تازه از سربازی آمده بود. یکی از دوستانش را که می شناختم و به زبان بچه ها مرا مامان صدا می زد گفت: مامان می‌خواهم دوستانم را امشب دعوت کنم خانه مان فیلم ببینیم اجازه هست علیرضا هم بیاید؟ محمدرضا و غلامرضا گفتند ما هم می خواهیم برویم. گفتم اگر اینها را می بری باید ساعت 9 خانه باشند چون پدرشان ناراحت می شود.

ساعت شد 11 دیدم نیامدند، شد 12 نیامدند، یک ربع به یک شد دیگر طاقت نداشتم یک چاقوی بزرگ زدم زیر چادرم و بدون اینکه پدرشان متوجه نیامدن بچه ها شود از خانه رفتم بیرون. آن زمان معتاد و افراد نااهل خیلی در محله ما زیاد بود. خانه آن پسر خیابان شمشیری بود. همین که زنگ خانه را زدم همه شان کپ کردند. تا علی گفت مامان، گفتم:«هیچی نگید و بروید خانه.» غلامرضا که اصلا حرفی نزد. همین که رسیدیم خانه گفتم:«با لباس بروید زیر پتو باباتون بیدار نشه، تا صبح تکلیف‌تان را مشخص کنم.» همین که خوابیدند پدرشان بلند شد برود حیاط دستشویی نگاه کرد دید بچه سر جایشان خوابند. صبح که شوهرم رفت سر کار، بیدار شدم و بچه‌ها را تنبیه کردم. می‌گفتند مامان ببخشید اشتباه کردیم به خدا اصلا حواسمان به ساعت نبود. این اتفاق همان یک‌بار شد و دیگر چنین رفتاری را تکرار نکردند. دلم نمی آمد بچه‌ها را بزنم‌شان و گاهی که لازم بود تنبیه‌شان کنم، واقعا محکم نمی زدم. 

اگر تنبیه شان می کردم حواسم به تشویق کردن‌شان هم بود. گاهی که نمرات بالا می‌گرفتند سریع هدیه می گرفتم می رفتم مدرسه. یا وقتی کار خوبی می کردند، کمکم می کردند خیلی تعریف‌شان را می‌کردم. 

بچه هایم اصلا اهل دعوا نبودند. یک‌بار غلامرضا در مدرسه با یکی از بچه ها دعوا کرده بود و اتفاقا تقصیر هم با او نبود. مادر دوستش او را دعوا کرده بود. فردایش رفتم مدرسه گفتم شما به چه حقی سر بچه من داد زدی آن هم وقتی بی‌تقصیر است؟ وقتی آمدیم خانه به او گفتم از این به بعد باید یاد بگیری خودت از حقت دفاع کنی، من دیگر نمی‌توانم همه جا بیایم برای دفاع از شما. 

غلام‌رضا بسیار بچه مرتبی بود. بدون اتو لباس نمی پوشید از حمام که می آمد باید حتما سشوار می کشید انگار پسر نخست وزیر بود. (می خندد)


شهید برزگر سمت راست تصویر نفر اول

 

*در کارهای پشتیبانی جنگ شرکت می‌کردم

وقتی جنگ شروع شد همراه خانم های محل می رفتم زینبیه محله‌مان کارهای پشتیبانی جنگ را انجام می دادم. شوهرم گاهی مخالفت می‌کرد اما من می رفتم. تمام سالهای جنگ آنجا فعالیت داشتیم. نان و شیرینی می‌پختیم، لباس های رزمنده‌ها را می شستیم و مرتب می کردیم و کارهایی از این دست. یک‌بار در زینبیه بودیم که گفتند در پارک محل بمباران شده و بمب افتاده. سریع خودم را رساندم خانه دیدم بچه هایم سالم هستند و کنار دیوار ایستادند. غلامرضا نوجوان شده بود تازه. 


مادر شهید برزگر لحظه آوردن پیکر پسرش

 

* غلامرضا را مدام کنار خودم حس می‌کردم

موقع سربازی رفتن غلامرضا که شد پدرش اصرار کرد باید زودتر برود. چون جنگ بود من مخالفت می‌کردم. حدود 3 سالی از شهادت برادرم می‌گذشت و هنوز داغش برایم تازه بود. به لحاظ روحی اصلا آمادگی استرس را نداشتم. اما بالاخره قرار شد برود. 40 روز در جایی نزدیک میدان خراسان به آنها آموزش دادند که در این مدت سه بار رفتم دیدنش. آموزشی که تمام شد موقع تقسیم افتاده بود کردستان. 

رفتم پیش دوست پسرم که نامش احسان بود و قرار بود کاری کند غلامرضا همین تهران بماند. التماس کردم اجازه نده پسرم برود کردستان. گفت: حاج خانم من به شما قول می دهم غلامرضا برود و سر یک ماه که آمد مرخصی اجازه ندهم دیگر برگردد. گفتم بچه من جایی را بلد نیست.


روز تشییع پیکر شهید برزگر

غلامرضا رفت. سر 35 روز دیدم یکی از دوستان محمدرضا آمده دم خانه مان، در را خودم باز کردم، دیدم هی این پا و آن پا می کند. پرسیدم نامه ای از غلامرضا آوردی؟ گفت: نه ولی شنیدم جایش عوض شده. بعد گفت: شماره علی آقا را می‌خواهم. زنگ زده بود به پسرم که خبری از غلامرضا بگیرید اما نگفت شهید شده.

بعد از ظهر علیرضا آمد گفت: مامان بلیط گرفتم فردا با هم برویم مریوان دیدن غلامرضا. گفتم چرا این مدت مرا نبردی؟ گفت: امکاناتش نبود. بلیط اتوبوس برای 4 بعد از ظهر فردا بود. برادرم هم با ما بود، وقتی رسیدیم گفتند غلامرضا زخمی شده. تا دیدمش برادرم هم آنجا بود. سرش را گذاشتم بغلم، لباسهایش را بو می کردم. برادرم گفت: آبجی جان پسرت بی‌هوش است. می‌خواست آرامم کند. صبح جنازه را با ما فرستادند تهران.

تا 40 روز حتی یک دل سیر آب نخوردم، با سرم مرا نگه می داشتند. علیرضا دوستش را دیده بود گفته بود حسام نزدیک خانه ما نیا که مادرم موهای سرت را می‌کند. داشتم دیوانه می‌شدم. الان هم دیوانه‌ام. 30 سال است که پنجشنبه ها 5 صبح می‌روم بهشت زهرا تا 9 شب، نمازم را می خوانم می‌آیم خانه. دوباره طاقت نمی آورم، دوشنبه ها 7 صبح می روم سر مزارش تا ظهر. باز هم دلم تنگ  می شود. من با غلامرضا زندگی می کنم. اگر کمکم نکند و کنارم نباشد دیوانه می شوم. 

 


روز شهادت شهید رام دایی شهید برزگر

 

*به خدا توکل می‌کردم و جلو می‌رفتم

بچه هایم را به سختی بزرگ کردم. به دلایلی از همسرم جدا شدم. بعد از متارکه با همسرم دخترم کنکور داد و قبول شد. رتبه یک در شهرستان سمنان را آورده بود. هم زمان خواستگار هم داشت. به او گفتم می توانی ازدواج کنی اما صاحب کارمان آقای افتخاری مرد خیلی خوبی بود، گفت اجازه بده برود درس بخواند. گفتم آخه من نمی توانم هزینه‌های دانشگاه را بدهم. گفت من کمک می کنم بدهی از حقوقت  کم می کنم. با دخترم رفتیم سمنان و قبل ثبت نام  از کادر اداری دانشگاه خواهش کردم رییس دانشگاه را ببینم. آن مردی را که از او خواهش کرده بودم که اجازه بدهد رئیس دانشگاه را ببینم،گفت:«خانم مگه بی خودیه؟» کسی به این راحتی نمی تواند رییس دانشگاه را ببیند. گفتم اگر خدا کمکم کند می‌توانم. شما فقط به من نشانش بده ببینم چه شکلی است.

چند دقیقه ای گذشت و آن آقا صدایم کرد گفت خانم آن مردی که می بینی دارد می رود رییس دانشگاه است. دویدم سمتش گفتم عرضی داشتم خدمت شما. گفت بیایید داخل دفتر. به دخترم گفتم بیرون منتظر باش تا من بروم صحبت کنم. وقتی رفتم داخل گفتم من از تهران آمدم و وضعیت زندگی ام را شرح دادم. بعد گفتم دلم نمی خواهد دخترم تنها بیاید اینجا درس بخواند. یعنی من او را طوری بزرگ نکردم که بتواند تنهایی زندگی کند. گفت چه کاری از من بر می آید؟ گفتم نمی دانم خودت می دانی و خدای خودت. من از شما کمک می خواهم آمدم حرف هایم را به شما بزنم. گفت حاج خانم همانطور که صادقانه با من صحبت کردی من هم قول می دهم هر طور که می توانم کمکت کنم. شما برو اسم دخترت را بنویس خوابگاهش را هم بگیر و با خودت او را ببر. من یک ترم برایش مرخصی رد می کنم شاید فرجی شد.

فردایش که رفتم سر کار ماجرا را برای آقای افتخاری گفتم، گفت عجب کار خوبی کردی. ترم بعد همان رییس دانشگاه با من تماس گرفت گفت می توانی امروز 800 هزار تومان واریز کنی به حساب دانشگاه؟ گفتم بله همین الان. آقای افتخاری درجا واریز کرد. رییس دانشگاه گفت هفته دیگر دخترت را ببر دانشگاهی که در میدان امام حسین(ع) است ثبت نام کن. گفتم یعنی راست است؟ گفت خانم من شوخی ندارم که. آقای افتخاری هم که صحبت کرده بود با رییس دانشگاه گفته بود من سادگی و صداقت مادر را دیدم و دختر هم معلوم بود چقدر معصوم است خواستم کنار مادرش بماند. 


خواهر شهید برزگر روز تشییع پیکر

 


*تنها هفته ای نیست که سر مزار پسرم نرفته باشم

یک بار که رفتم مکه و کربلا نتوانستم سر مزار غلامرضا بروم. وگرنه امکان ندارد یک هفته سر مزار پسرم نروم. حتی قرار بود عمل سرپایی انجام بدهم، رفتم دکتر، از دکتر خواهش کردم هر طوری هست مرا تا شب مرخص کند وقتی علت اصرارم را فهمید به حرفم گوش کرد. صبح ساعت 7 با دخترم رفتیم بهشت زهرا و حالم بهتر شد. در مکه و کربلا بودم بچه هایم به جای من رفته بودند سر مزار غلامرضا. قبلش فکر می‌کردم کسی نمی رود برای همین با حضرت زهرا(س) صحبت می کردم و گریه کردم. خواب دیدم غلامرضا آمد کنارم نشست گفت چرا گریه می کنی مادر؟ الان آمدی زیارت.

 

انتهای پیام/

دیگر خبرها

  • سیستم پرواز فضایی ناسا آزمایش دیگری را با موفقیت پشت سر گذاشت
  • دلیل موفقیت‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی رهبریِ انقلابی آن است/ اثر انگشت حاج قاسم روی دستاوردهای نظامی و دیپلماتیک ایران + عکس و فیلم
  • زرینچه: امیدوارم قول بازگشت استراماچونی مانند حرف‌های گذشته دروغ نباشد/ پرسپولیسی‌ها قوی‌تر هستند و در وزارتخانه کارشان راحت‌تر انجام می‌شود
  • رقم درخواستی استراماچونی برای بازگشت به استقلال مشخص شد
  • زرینچه: استراماچونی ۲۵۰ هزار یورو از استقلال می‌خواهد
  • زرینچه: حق من نبود بگویند زرینچه حیا کن، استقلال را رها کن/ آقایان 250 میلیون پول رضایتنامه بازیکنان را برمی داشتند/ سر طلب پروپئیچ استقلال به لیگ دو سقوط کرد
  • ۳۰ سال است دوشنبه و پنجشنبه مهمان پسرم هستم +عکس
  • عجیب‌ترین لباس‌های عروس و داماد در دنیا + تصاویر
  • عجیب و غریب‌ترین لباس‌های عروس و داماد در دنیا + تصاویر
  • تأثیر علوم‌شناختی بر موفقیت رسانه‌ها در تغییر زاویه دید مخاطبان/رشته آموزش و امور تربیتی از علوم شناختی عبور کرده است
  • فتح‌الله زاده: امیدوارم بهترین اتفاق برای استقلال رقم بخورد
  • فتح‌الله زاده: برنامه‌هایم را در اختیار سلطانی فر قرار دادم
  • آقای نویسنده؛ عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری!
  • دستگاه‌های زحمت‌کش برای هر انتخابات تخریب نشود
  • آب سالم نداریم اما دولت ۵۰ میلیارد دلار به اسرائیل می‌دهد!
  • عراق و تحولات امیدآفرین/ امضاهایی که تضمین نیست
  • مهماندوست: بعد از المپیک به تمام پیشنهاد‌هایم فکرمی‌کنم/ بازیکنانم حریف ببر و شیر هستند
  • کاپیتان فولاد : زحمت بازیکنان باعث شد من گل بزنم
  • والی: زحمت بازیکنان باعث شد من گل بزنم