Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «ایرنا»
2024-05-01@22:04:16 GMT

مروری بر چهار فیلم دیگر جشنواره جهانی فیلم فجر

تاریخ انتشار: ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | کد خبر: ۲۳۵۵۱۴۷۸

مروری بر چهار فیلم دیگر جشنواره جهانی فیلم فجر

تهران-ایرنا-فیلم های«موج اف ام ردیف 48»ساخته کیارش اسدی زاده،«بی حسی موضعی» از حسین مهکام و «شکستن همزمان بیست استخوان» ساخته برادران محمودی برای نخستین بار در جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش درآمدند. همچنین فیلم «قسم»ساخته محسن تنابنده علاوه برجشنواره ملی در جشنواره جهانی نیز شرکت داشته است.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ در این گزارش چهار فیلم به طور مختصر بررسی و تحلیل شده است.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!


«موج اف ام ردیف 48» فیلمی خوش ساخت است که داستان هک شدن رادیوی داخلی توسط برخی خرابکاران را روایت می کند و تاکنون توانسته به توفیق خوبی در ارتباط با مخاطبان جشنواره دست یابد.

«بی حسی موضعی» یکی از کنجکاو برانگیزترین آثار جشنواره جهانی فجر بوده است که چند سانس نمایش آن به اکران فوق العاده کشیده شد و داستانی متفاوت و خاص از روزمرگی ها و آدم های روزگار ما را روایت می کند. «شکستن همزمان بیست استخوان»، این فیلم نماینده افغانستان به اسکار سال گذشته میلادی بود که داستان زندگی یک خانواده افغانی و تلاش ها برای زنده ماندن مادر پیر خانواده را به تصویر می کشد.

«قسم» یکی از آثار برجسته جشنواره جهانی فیلم فجر که در جشنواره ملی 97 مورد غفلت قرار گرفت و آنچنان که باید و شاید دیده و رسانه ای نشد. فیلم دوم محسن تنابنده داستان تلاش های یک زن میانسال برای انتقام خون خواهرش را ترسیم می کند که در این میان با مشکلات دیگری روبرو می شود.

**فیلم موج اف ام ردیف 48 ساخته کیارش اسدی زاده
تصویر جنگ نرم بر پرده سینما
بعد از دو فیلم متوسط «گس» و «شکاف» به نظر می رسد، کیارش اسدی زاده بازگشت موفقیت آمیز و موثرتری به سینما به عنوان یک فیلمساز جوان داشته است. فیلم موج اف ام ردیف 48 از هر نظر نسبت به دو فیلم قبلی، کامل تر و پیشرفته تر است که بیش از هر چیز نوید پیشرفت و بلوغ بیشتر یک فیلمساز نسل نو سینمای ایران را نشان می دهد.

فیلم با ریتم تند به ماجراهای اجرای دو برنامه رادیویی می‌پردازد که یکی طبق معمول کار روزانه خود را انجام می دهد و با انواع و اقسام ممیزی ها و سانسورها مواجه است و دیگری در اقدامی خرابکارانه و با هک کردن برنامه اول قصد ایجاد نوعی تداخل و خرابکاری امنیتی و فرهنگی دارد، در این میان ارتباط کاراکترها از سردبیر دو برنامه گرفته تا مجریان در پخش رادیو، به ظرافت و زمان بندی دقیقی صورت می گیرد و علاوه بر داستان اصلی فیلم که تقابل این دو سبک برنامه سازی است، زندگی و رابطه این افراد نیز به قدر لازم واکاوی و بیان می شود؛ به طوری که فیلم مسیر اصلی خود را منحرف نمی کند و از طرفی نوعی تنوع در روایت فیلم اتفاق می‌افتد.

موج اف ام ردیف 48 هم از نظر اجرا و ریتم و تمپوی کارگردانی و هم از نظر متن و پرداختن به خرده پیرنگ ها و شخصیت ها و همچنین رسیدن به تم اصلی فیلم موفق عمل کرده و تصور رضایت مخاطبان از این فیلم در سینماها فرض محالی نیست و درصورت تبلیغات مناسب و اختصاص زمان اکران مقبول، «موج اف ام ردیف 48 » می‌تواند از پدیده های اکران امسال سینماها باشد که نه خبری از رقص و آواز و شوخی ها و مسخره بازی های رایج در فیلم های کمدی این روزهای سینما در آن مشاهده می شود و نه مانند بسیاری از فیلم های اجتماعی تلخ و گزنده است که تماشاگر پس از دیدن فیلم احساس ناراحتی و ملال کند؛ به عبارتی دیگر کیارش اسدی زاده با پرداختن به داستانی جذاب و پرداختی ظریف و دقیق (البته بخش کارگردانی و مونتاژ هم نباید نادیده گرفت) توانسته فیلمی جذاب برای همه طیف های مخاطب سینما تولید کند.

پرداختن به موضوع جنگ نرم و سانسور در برنامه های فرهنگی و هنری رادیو و تلویزیون به عنوان تم اصلی فیلم از دیگر مزایای مورد اشاره فیلم است که به بیان واقعی و در قالب داستانی جذاب به آسیب شناسی این مشکل اجتماعی پرداخته و آن را در قالب شخصیت ها و اتفاقات مختلف مورد واکاوی و تحلیل دقیق قرار داده است کاری که بسیاری از همکاران اسدزاده با انحراف به سمت شعار و کلیشه و روایت های سطحی به هیچ وجه موفق به ساخت آن نشده اند و آثار زیادی از جریان های مختلف سیاسی و فرهنگی به عنوان نمونه وجود دارد که با قصد ساختن فیلم با این تم نتیجه ای ناخوشایند و سفارشی پیدا کرده و در ارتباط با مخاطب با مشکل مواجه شدند.

در انتها می بایست به آینده فیلم سازی کیارش اسدی زاده به عنوان نویسنده کارگردان و تدوینگر آثارش امیدوار بود و انتظار ساخت فیلم های بیشتر و متنوع تر برای سینمای تکراری، کلیشه ای و سراسر کمدی ایران داشت تا شاید با کمک این آلترناتیوهای نسل جوان سینما به مسیر رو به زوال سینما و افول سطح سلیقه مخاطب امیدوار شد و مسیر و الگوی بهتر و مناسب تری را در اختیار مخاطبان میلیونی سینمای ایران قرارداد.

**فیلم بی حسی موضعی از حسین مهکام
اسب حیوان نجیبی است 2
به نظر می رسد فیلم چهارم حسین مهکام پس از چند تجربه مختلف، بیش از هر چیز متاثر از حال و هوای فیلم متفاوت عبدالرضا کاهانی یعنی «اسب حیوان نجیبی است» بوده است و این تأثیر و الهام برای تماشاگران عام و کسانی که فیلم اول را خیلی دوست داشتند نیز کاملا قابل درک است چرا که حتی برخی از بازیگران فیلم مهکام نیز همچون حبیب رضایی و باران کوثری در فیلم کاهانی نیز حضور داشتند و این تاکیدی بیشتر بر این تشابه است.

به غیر از اسب حیوان نجیبی است چند فیلم دیگر «مانند مادر قلب اتمی» از علی احمدزاده نیز در این گونه و سبک سینمایی تولید شده‌اند و گویا این سبک کمدی، پاسخی است کوبنده به فیلم های کمدی مبتذلی که این روزها سینمای ایران و مخاطبان آن را دوره کردند؛ به عبارتی دیگر فیلمسازان صاحب سبک و اندیشه ایرانی، کمدی ابزورد که سابقه ای طولانی در تاریخ سینما دارد، در مقابل کمدی های مبتذل و بی کیفیت فیلم سازان علاقه مند به گیشه قرار داده اند تا به نوعی علاوه بر مخالفت با این نوع جریان سخیف، نوع دیگری از کمدی را نیز به مخاطب سینمای ایران معرفی نمایند و سبب تقویت ذائقه آنان شود.

فیلم بی حسی موضعی با ساختاری شبه مدرن فاقد داستان کلاسیک و رایج فیلم های داستانی است و به نوعی حال و هوا و وضعیت کاراکترهای مختلف را در طول فیلم شاهد هستیم که با مزه پرانی های خاص و متفاوت با طنزهای سطحی، نوعی طنز اندیشمندانه و پر مغز را به مخاطب معرفی می کند و سبکی مجزا برای مخاطبان این گونه آثار هنری است و فیلمی خاص به حساب می آید، چرا که به نظر می رسد فیلم جدید حسین مهکام خیلی فیلم مورد علاقه ای نزد تماشاگران عام سینمای ایران که مخاطب اصلی فیلم های راحت بوده اند، نباشد.

در هر حال سینمای ایران نیازمند آثار متفاوت به خصوص در زمینه کمدی است تا به نوعی از این فضای یک طرفه و جولان دهی کمدی سازان تجاری رهایی پیدا کند و از سوی دیگر سبب تغییر ذائقه مخاطبان و بهبود آن شود. فیلم جدید حسین مهکام نیز می تواند پیشنهادی متفاوت و جدید برای دوستداران کمدی باشد که دنبال رقص و آواز نیستند و قصد دارند تجربه ای متفاوت و جدید را در سینما (با فرض اینکه فیلم اسب حیوان نجیب است را ندیده باشند) تجربه کنند.

**فیلم شکستن همزمان بیست استخوان از برادران محمودی
ابهام در روایت
برادران محمودی در سومین همکاری مشترک پس از «چند متر مکعب عشق» و «رفتن»، در این فیلم که با نام بین المللی «رونا مادر عظیم» عرضه شده است دغدغه و مسیر کلی دو فیلم قبلی یعنی پرداختن به عشق را تجربه کردند با این تفاوت که این بار به جای عشق دختر پسری، عشق به مادر به عنوان تم اصلی فیلم انتخاب شده است.

آثار برادران محمودی بیش از هر چیز دغدغه قشر فرودست جامعه را دارد از این رو پس از فیلم موفق و مخاطب پسند «چند متر مکعب عشق» که در ایران و در مناطق زاغه نشین و حومه ی شهراتفاق افتاده بود، این 2 برادر در 2 فیلم دیگر موضوع فیلم خود را به مردم افغانستان که نماد مظلومیت و فقر و تنگدستی هستند اختصاص دادند.

فیلم رفتن و شکستن همزمان بیست استخوان به عنوان نماینده افغانستان به اسکار معرفی شده اند و این تمهید زیرکانه تهیه‌کننده فیلم برای عرضه جهانی فیلمش و رساندن صدای مردم بی دفاع افغانستان نکته قابل تحسین و اهمیتی است که نباید مغفول واقع شود، از سوی دیگر برادران محمودی با این کار شانس خود برای حضور جهانی فیلمشان را نیز گسترش دادند چرا که با وجود حجم زیاد فیلم های تولیدی در ایران و بروکراسی های اداری زمان بر، بخت و فرصت کمتری برای انتخاب این فیلم ها به عنوان نماینده ایران به اسکار وجود داشت اما افغانستان به دلیل محدودیت ها و نداشتن سینمای مستقل و بدنه، شانس بیشتری را برای حضور جهانی فیلم به وجود آورده است و محمودی ها از این فرصت به بهترین شکل بهره برده اند.

شکستن همزمان بیست استخوان مانند فیلم رفتن تجربه ای دیگر از این دو برادر باهوش و خلاق نسل نو سینمای ایران است که به نظر می رسد با وجود برتری های تکنیکی و اجرایی هنوز در توفیق داستان گویی و فیلمنامه نویسی نتوانستند به بلوغ کامل برسند چرا که هنوز مهمترین مشکل فیلم «رونا مادر عظیم» فیلمنامه آن است و کارگردان توانسته با وجود اشکالات متعدد در فیلمنامه و ابهام در داستان اجرایی قابل قبول ارائه دهد و بخشی از ضعف فیلمنامه را پوشش دهد و عشق فرزندان و مادر را به مخاطب به شیوه ای واقعی القا نماید تا جایی که فیلم به موفقیت های جهانی بسیاری در جشنواره های مختلف خارجی از جمله انتخاب به عنوان بهترین فیلم جشنواره بوسان رسیده است.

آغاز و پایان فیلم و منطق درام از جمله موضوعات بحث برانگیز فیلم جدید برادران محمودی است؛ فیلم خیلی زمان می برد تا شروع شود و داستان اصلی و کشمکش مهم فیلم برای تماشاگر معرفی گردد از این رو لحظات بسیاری از ابتدای فیلم به نظر اضافی می رسد و اطلاعات و آگاهی بیشتری به مخاطب در راستای تم و طرح اصلی داستان نمی دهد و به راحتی قابل حذف است. پایان فیلم نیز بسیار ناگهانی اتفاق افتاده و فیلمنامه نویس نتوانسته فینال جذاب و قانع کننده برای فیلمش دست و پا کند چنانکه انتظار می رفت فیلم اطلاعات بیشتری درمورد آینده مادر و احتمال فوت آن و همچنین ارتباط فاروق و برادر بزرگش با بازی محسن تنابنده به تماشاگر دهد.

منطق درام همچنان که گفته شد از دیگر ابهامات فیلم است که در شخصیت پردازی و دیگر موقعیت های فیلم بسیار به چشم می آید برای نمونه محسن تنابنده بارها اولویت اول، دوم، سوم و حتی صدم زندگی خود را مادر خود عنوان می کند اما ناگهان در لحظه تعیین کننده از زمانی که مجبور است میان سلامتی و زندگی خود و مادرش یکی را انتخاب کند برخلاف قهرمان های رایج فیلم های کلاسیک و بدون ذکر هیچ دلیلی سلامت خودش را برمی گزیند.

به نظر می رسد این بهترین نمونه برای عدم قاطعیت و به نتیجه نرسیدن فیلمنامه نویس در پرداخت فیلمنامه بین روایت کلاسیک و مدرن است به طوری که فیلمساز از طرفی خواسته با عاشق نشان دادن پسر بزرگ تر بار احساسی فیلم را بالا ببرد و از سوی دیگر در جهش و تصمیمی متفاوت و غیر منتظره برادر بزرگ تر(تنابنده) خودش را به عنوان اولویت انتخاب کند و رضایت به مرگ مادرش می دهد.

فیلم جدید برادران محمودی توفیق چندانی برای کارنامه فیلمسازی آنها محسوب نمی شود و تنها فیلم از نظر اجرایی و کارگردانی پیشرفت محسوس پیدا کرده و قابل مقایسه با استانداردهای جهانی شده است و در مقام فیلمنامه شاهد اشکالات متفاوت و حتی پسرفت نسبت به فیلم موفق چند متر مکعب عشق بوده ایم.

**فیلم قسم ساخته محسن تنابنده
درخشش
محسن تتابنده در دومین فیلم سینمایی خود، کمدی را رها کرده و به سراغ یک درام اجتماعی ملتهب رفته است، درامی پرکشش و پرتعلیق که چند صحنه اکشن بسیار خوب و فراتر از سینمای ایران دارد و مخاطب را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد.

قسم از لحظه ابتدایی تا پایان تلخش، مخاطب را یکسره پای فیلم‌ نگه می دارد و با خرده پیرنگ ها و کشمکش های متعدد و فراوانش لحظه ای برای غفلت از فیلم باقی نمی گذارد. چنین ریتم خوب و اجرای درخشانی با وجود توانایی اجرایی فیلمساز و مونتور فیلم از فیلمنامه پرجزییات و مبسوط «قسم» آمده است که حداقل در بار نخست تماشای فیلم می توان به جرات گفت: مو لای درزش نمی رود!

داستان فیلم قصه یک گروه سی و اندی نفره است که قرار است برای تکمیل و رای نهایی دادگاه نزد قاضی بروند و قسم بخورند. دیالوگ های فیلم قسم به طرز دقیق و ظریف و به اصطلاح پینگ پنگی بین کاراکترهای متعدد فیلم رد و بدل می شود و نوعی قدرت نمایی فیلمنامه نویس را در ارایه اطلاعات مهم فیلم در قالبی قطره چکانی و مستمر نمایان می سازد، تبحر در دیالوگ نویسی از جمله مزیت های محسن تنابنده است که در فیلم قسم تبلوری آشکار و درخشان پیدا کرده است.

بازی سعید اقاخانی در نقش «خسرو» که تاثیرگذارترین نقش فیلم نیز هست از جمله مزیت های ممتاز فیلم است. آقاخانی در کنار چند بازیگر کمدی دیگر سینمای ایران نشان داده اند که فقط در گونه کمدی قادر به فعالیت نیستند و در سایر ژانرهای جدی و درام های پرکشش و سنگین نیز می توانند به بهترین شکل نقش ایفا کنند، سعید آقاخانی یکی از بهترین بازیگران سال های اخیر سینمای ایران است که نقش های دهه نودی که بازی کرده از به یادماندنی ترین و هنرمندانه ترین کارنامه وی و حتی سینمای ایران به شمار می رود.

نخستین نمایش فیلم «قسم» در جشنواره ملی فجر و روزهای واپسین بود، شاید همین باعث نادیده گرفتن فیلم‌ خوب و ارزشمند «قسم» از فهرست منتقدان و نویسندگان سینمایی شده است که شبیه و مانند هیچ فیلم دیگری نیست و در طول تایم 90دقیقه ای خود که بیشتر آن نیز در جاده می گذرد یکسره تماشاگر را با اتفاقات متعدد و ماجراهای مختلف رو به رو می سازد و عمده آنها در خدمت تم اصلی و طرح اولیه فیلمنامه «قسم» است.

پژوهشم**9280**9131

منبع: ایرنا

کلیدواژه: فرهنگي نقد فيلم جشنواره جهاني فيلم فجر

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.irna.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «ایرنا» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۲۳۵۵۱۴۷۸ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

ماجرای خانواده رضا عطاران در «بدل» چیست؟ / معرفی چهره‌های جدید

علیرضا مسعودی معروف به علی مشهدی درباره سریال جدید خود با نام «بدل» که با پایان مجموعه «هفت سر اژدها» از این شبکه پخش می شود به خبرنگار مهر بیان کرد: قصه و اتفاقات سریال «بدل» در سال ۱۴۰۲ رخ می دهد و درباره خانواده عطاران است؛ شهرام قائدی نقش پدر را در خانواده عطاران بازی می کند که نسل اندر نسل عطار هستند. پریسا مقتدی نقش همسرش را بازی می کند و عرفان آصفی نقش پسر خانواده را با نام رضا عطاران دارد.

وی درباره عرفان آصفی که بیشتر در تئاتر فعالیت داشته است توضیح داد: رضا عطاران که تحصیلات مرتبط با هوا و فضا در خارج از کشور دارد پس از پنج سال به ایران باز می گردد. نقش او را عرفان آصفی بازی می کند که سال گذشته در فیلم «ویلای ساحلی» کیانوش عیاری نقش اصلی را داشت و اینجا هم نقش اصلی سریال را دارد.

این نویسنده و کارگردان درباره قصه «بدل» بیان کرد: طرح این قصه را حدود ۲۰ سال پیش نوشتم و کنار گذاشتم و بعد از سال ها فکر کردم الان وقت آن است که ساخته شود.

مسعودی درباره نام رضا عطاران و اینکه برای این قصه با خود عطاران گپ و گفتی داشته است یا خیر بیان کرد: به هر حال من سال هاست در مقام نویسنده کار می کنم و سال های اخیر هم کارگردانی کرده ام. عطاران هم از مدل کاری من خبر دارد و برایش سوال نبود که چرا سراغ اسم او رفته ام. اما من زنگ زدم و برای استفاده از نامش از او اجازه گرفتم.

این فیلمنامه نویس درباره کمدی های سال های اخیر که نتوانسته است مخاطب را راضی کند، بیان کرد: من همه سریال های تلویزیون را می بینم چون آثار همکاران من است و همیشه این آثار را دنبال کرده ام. مساله این است که الان چهار یا پنج پلتفرم اصلی داریم و فضای مجازی هم بسیار فعال است. فضا نسبت به ۲۰ سال پیش خیلی تغییر کرده است. گرفتاری مردم هم بیشتر شده است. آن زمان شاید ساعت ۷ شب خانه بودید اما الان آنقدر دلمشغولی ها زیاد شده است که باید تا آخر شب کار کنید.

وی درباره اینکه سریالش چقدر می تواند فضای جدیدی در میان کمدی ها داشته باشد، عنوان کرد: این سریال هم از موقعیت های کمدی و هم از کمدی کلامی برخوردار است. شخصیت ها در این سریال فانتزی نیستند. شخصیت هایی که در این سریال انتخاب کرده ام به گونه ای هستند که مردم با آنها همذات پنداری دارند و ما به ازای آنها را می بینند. پیش از این هم سال ها تلاش کرده ام که مردم با شخصیت های آثارم ارتباط بگیرند و کاراکترها و شخصیت ها را اطراف خود دیده باشند.

نویسنده «کوچه اقاقیا» اضافه کرد: نویسنده هایی مثل پیمان و محراب قاسم خانی تخصص شان در فانتزی است ولی من هرچه ساختم مابه ازای آن را در زندگی خودم دیده ام مثل «نوروز رنگی» که چند سال پیش پخش شد و «بدل» هم چنین ویژگی ای دارد. غیر از شخصیت ها، بخشی از داستان هم براساس یک واقعیت است.

مسعودی در ادامه درباره حضور بازیگران در سریال های تلویزیونی با توجه به دستمزدهای شبکه خانگی بیان کرد: الان دستمزدها در پلتفرم ها آنقدر بالا و عجیب و غریب است که بسیاری از بازیگران را نمی توانید در تلویزیون داشته باشید. با این ارقامی که آن طرف رد و بدل می شود مگر می توانید به بازیگرانی چون جواد عزتی بگویید به تلویزیون بیاید. خود من با رقم های تلویزیون رویم نمی شود به اینها که رفقایم هستند بگویم به تلویزیون بیایند.

وی در پایان درباره اینکه چرا خودش به پلتفرم ها نمی رود و کار بسازد، بیان کرد: تلویزیون مخاطب بسیار بالایی دارد من ادعایم می شود تمام ایران را گشته ام و در سراسر ایران دیده ام که هنوز تلویزیون شان روشن است. شک نکنید یک سریال تلویزیونی در شبکه سه میزان بیننده اش خیلی بیشتر از سریالی است که در شبکه نمایش خانگی درباره اش بحث می شود.

منبع: خبرگزاری مهر

دیگر خبرها

  • پرمخاطب‌ترین فیلم هنر و تجربه معرفی شد
  • «ایساتیس» پرمخاطب‌ترین فیلم هنر و تجربه شد
  • سینما به روایت «آپاراتچی»
  • ماجرای خانواده رضا عطاران در «بدل» چیست؟ / معرفی چهره‌های جدید
  • رضا شیخی درگذشت
  • فیلمبردار سینمای ایران درگذشت
  • خراسان رضوی بیشترین تعداد دفاتر انجمن سینمای جوانان کشور را دارد
  • (ویدئو) ماجرای خدمتی که عباس کیارستمی در دهه ۷۰ به سینمای ایران کرد چه بود؟
  • افزایش سقف حمایت از تولید فیلم‌کوتاه تا ۲۵۰ میلیون تومان
  • مروری بر آثار ایرانی در بینال ونیز/ آنجا که نگاه پایان می‌گیرد