در این یادداشت، نگاهی داریم به سوابق و کارنامه فوتبالی مارک ویلموتس، سرمربی آینده تیم ملی فوتبال ایران.

اختصاصی طرفداری - به نظر می رسد مارک ویلموتس بلژیکی، سرمربی بعدی تیم ملی فوتبال ایران و جانشین کارلوس کی روش خواهد بود.

ویلموتس، هافبک هجومی اسبق تیم ملی فوتبالِ بلژیک در دهه 90 میلادی بود که سابقه بازی در چهار جام های جهانی 1990، 1994، 1998 و 2002 را به عنوان بازیکن تیم ملی بلژیک در کارنامه خود می بیند. مارک در دوران بازیگری یک بازیکن موفق بود. 12 سال در تیم ملی بلژیک حضور داشت و در 70 بازی ملی 28 گل به ثمر رساند که 5 گلِ آن مربوط به جام های جهانی 1998 و 2002 بودند. در جام جهانی 98 فرانسه در جریان تساوی 2-2 بلژیک با سرمربیگری جورج لیکنز در برابر مکزیک، هر دو گل بلژیک را ویلموتس به ثمر رساند و در جریان جام جهانی 2002 هم در هر سه دیدار مرحله گروهی بلژیک توانست دروازه هر سه تیم ژاپن، تونس و روسیه را باز کند. در کشورش به او لقب «گاومیشِ دانگلبرگ» را داده بودند که گُریزی می زد به محل تولد او و در باشگاه شالکۀ آلمان هم به دلیل فیزیکِ پُر و تنومند، جنگندگی زیاد و گل های تأثیرگذارش او را «خوک جنگی» می نامیدند. ویلموتس در دو مقطع زمانی، مجموعاً برای شش سال عضو شالکه بود و نهایتاً فوتبالش را در سالِ 2003 در همین تیم به پایان رسانید. استاندارد لیژ، بوردو و شالکه مهم ترین تیم هایی است که ویلموتسِ بلژیکی در دوران بازیگریش، در آن ها به بازی پرداخته است. 421 بازی باشگاهی و 133 گل زده، ماحصل 16 سال بازی این هافبک در سطح حرفه ای بوده است.

پس از بازنشستگی از فوتبال، ویلموتس وارد سیاست شد. در انتخابات فدرال بلژیک در سال 2003 او که عضوی از حزب محافظه کار فرانسوی زبانِ جنبش اصلاح طلب بلژیک بود، به عنوان سناتور پارلمان انتخاب شد؛ هر چند دوران سیاست ورزیِ وی چندان مؤفقیت آمیز نبود و در نهایت در سال 2005 در حرکتی اعتراضی از سمت خود استعفا کرد. گفتنی است در همان دوران او سرمربی باشگاه سن-ترویدن بلژیک بود که به دلیل کسب نتایج ضعیف از سِمت خود اخراج شد.در سال 2009 ویلموتس کار خود را به عنوان دستیار در تیم ملی بلژیک آغاز نمود. او در ابتدا دستیار دیک ادووکات و سپس جورج لیکنز (سرمربی سابقش در تیم ملی بلژیک) بود. پس از ناکامی در صعود به رقابت های یورو 2012 فدراسیون فوتبال بلژیک جورج لیکنز (سرمربی کنونیِ تراکتورسازی) را از سمت خود برکنار و دستیارش ویلموتس را جایگزین وی نمود. در راه صعود به جام جهانی 2014 شیاطین سرخ اروپا در گروهی سخت با کرواسی، صربستان، اسکاتلند، ولز و مقدونیه هم گروه بودند که با ارائه بازی های بسیار خوب به عنوان تیم اول به جام جهانی صعود کردند. در حقیقت ویلموتس به عنوان آخرین گلزن بلژیکی ها در جام جهانی توانست کشورش را پس از یک وقفۀ 12 ساله به جام جهانی برساند. نتایج بسیار خوب بلژیک با ویلموتس سبب جهش خیره کننده شیاطین سرخ در رنکینگ فیفا شد به گونه ای که در جریان قرعه کشی جام جهانی 2014، بالاتر از ابرقدرت هایی همچون هلند، انگلستان، ایتالیا، فرانسه و پرتغال؛ بلژیکی ها به عنوان یکی از سرگروه های گروه های هشت گانه انتخاب و در گروه هشتم با قرار گرفتن در کنار روسیه، الجزایر و کره جنوبی با قرعه ای بسیار ساده رو به رو شدند.

بلژیکِ ویلموتس با سه برد با حداقل اختلاف در مرحلۀ گروهی و شکست 1-2 آمریکا پس از 120 دقیقه، در مرحلۀ یک-چهارم پایانی با تک گل زودهنگام هیگواین به آرژانتین باخت و از دور رقابت ها کنار رفت. پس از صعود به جام ملت های اروپا 2016، شیاطین سرخ در گروه پنجم با ایتالیا، جمهوری ایرلند و سوئد هم گروه شدند که به دنبال شکست در بازی اول در برابر ایتالیا به عنوان تیم دوم از گروهشان صعود کردند. این اتفاق سبب شد که آن ها در سمت بسیار سادۀ جدول قرار گیرند به گونه ای که تا بازی فینال تنها رقبای جدیِ نسل طلایی فوتبال بلژیک؛ ولز و پرتغال بودند. در نهایت پس از شکست 0-4 مجارستان، باز هم در دیدار یک-چهارم پایانی تیمِ ویلموتس حذف شد. آن ها با ارائۀ یک نمایش بسیار ضعیف و پرانتقاد از فرصت تاریخی و شانس خوبشان استفاده نکردند و با نتیجۀ 1-3 به پدیدۀ جام ولز باختند و از دور رقابت ها کنار رفتند. پس از این اتفاق فدراسیون فوتبال بلژیک ویلموتس را از سمت خود اخراج و روبرتو مارتینزِ اسپانیایی را جانشین وی کرد. پس از اخراج از بلژیک، ویلموتس در سال 2017 به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ساحل عاج انتخاب شد. در راه صعود به جام جهانی 2018، نتایج ویلموتس با ساحل عاج به شکل مفتضحانه ای فاجعه بار بود! آن ها در بازی پایانیشان در خانه با حساب 0-2 به مراکشِ رنار باختند و پس از سه دورۀ پیاپی حضور در جام جهانی، از صعود به جام جهانی روسیه بازماندند. ویلموتس در شش مسابقه هدایت فیل های نارنجی را بر عهده داشت که با آمار مصیبت بارِ یک پیروزی، یک مساوی و چهار شکست از سمت خود اخراج شد.

اخیراً پای مربیان بلژیکی به منطقه خاورمیانه و فوتبال غرب آسیا باز شده است. اگر دوران اریک گرتس و چهار سال بیکاری وی را فاکتور بگیریم، می بینیم که کشوری به مانند اردن، ویتال بورکلمانس که دستیار همین ویلموتس در تیم ملی بلژیک بود را استخدام کرده و اتفاقاً با او بد هم نتیجه نگرفته است. همچنین باشگاه تراکتورسازی تبریز هم جورج لیکنز که در تیم ملی بلژیک استاد سابق ویلموتس بود را به خدمت خود درآورده است. در نتیجه حضور در فوتبال ایران برای یک مربی بیکار مثل ویلموتس، هم انگیزه ایجاد می کند و هم این که یک فرصت فوق العاده محسوب می شود به ویژه این که او در بلژیک تنها 750،000 یورو دستمزد می گرفت و حال به نظر می رسد، مرد بلژیکی با فدراسیون فوتبال ایران با دو برابر این پیشنهاد مالی به توافق رسیده است. آن چه پُر واضح و مسلّم است، این است که تنها دستاورد ویلموتس به عنوان سرمربی نسل طلایی فوتبال بلژیک، صعود به جام جهانی 2014 و یورو 2016 بوده است. به ویژه وقتی که سطح نتایجِ شیاطین سرخ در دوران روبرتو مارتینز را با دوران ویلموتس مقایسه می کنیم متوجه پیشرفت قابل توجه بلژیکی ها زیر نظر مارتینز می شویم. همچنین نتایج فاجعه بار ویلموتس در ساحل عاج یک نکتۀ منفی بسیار بزرگ در کارنامۀ وی محسوب می شود.

حال باید به نظاره نشست و دید که سرنوشت مارک ویلموتس در فوتبال ملی ایران پگونه خواهد خورد و باید دید آیا او می تواند دوران متفاوت تری نسبت به عصر کی روش در تیم و فوتبال ایران رقم بزند یا خیر؟

منبع: طرفداری

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

برای ترامپ، گفت ‌وگو و فشار دو روی یک سکه‌اند

نادر انتصار، استاد ممتاز علوم سیاسی دانشگاه آلابامای جنوبی در گفت‌وگو با «اعتماد» می‌گوید، ترامپ هر چند گفت‌وگو می‌خواهد اما علاقه‌مند است طرف مقابل در هر گفت‌وگویی در ضعف کامل قرار داشته باشد. حال این موضوع می‌خواهد در معاملات املاک باشد یا یک معامله سیاسی؛ مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

آیا دونالد ترامپ به عنوان رییس‌جمهور ایالات متحده به دنبال یک مذاکره واقعی با ایران است یا اینکه روابط ایران و امریکا به سمت یک درگیری جدی پیش برود؟

با توجه به رفتارهایی که دونالد ترامپ به عنوان رییس‌جمهور ایالات متحده طی دو سال گذشته با کشورهای دوست و غیردوست صورت داده تنها نتیجه‌ای که می‌توان گرفت این است که هیچ الگوی مشخصی در ارتباط با کشورها وجود ندارد و هدف آن را نیز باید متوجه شد. هدف ترامپ ممکن است هر ۱۰ دقیقه یک بار تغییر کند. اما به طور کلی می‌دانیم که آقای ترامپ فردی است که دنبال جنگ نیست زیرا هنگامی که جنگ آغاز شود، منافع مالی چندانی برای امریکایی‌ها نخواهد داشت و حتی در درازمدت ممکن است دولت متضرر نیز بشود. هدف ترامپ این است که پولسازی کند ولی اطرافیان و افرادی که در کابینه دونالد ترامپ در کاخ سفید حضور دارند از جمله مایک پمپئو، وزیرخارجه و جان بولتن، مشاور امنیت ملی دولت امریکا و بسیاری دیگر در داخل این ساختار، هدف‌های دیگری دارند. برخی از آنها هدف‌هایی دارند که در یک دوره درازمدت دنبال آن بودند. آنها اهداف خود را در دوره‌ای که خارج از دولت حضور داشتند، دنبال می‌کردند و اکنون نیز که وارد دولت شده‌اند با جدیت بیشتری اهداف خود را دنبال می‌کنند. بنابراین تنها نمی‌توان به صحبت‌های دونالد ترامپ اکتفا کرد بلکه باید به چارچوب و بدنه دولت امریکا نیز توجه داشته باشیم.

اگر بخواهیم به شخص ترامپ بپردازیم آیا ایشان علاقه‌مند هستند که همین شرایط گرگ و میش روابط با ایران حفظ شود و با ایجاد فضای رعب و وحشت، سلاح‌های خود را به فروش برساند؟

یکی از هدف‌های اصلی آقای ترامپ همین موضوع است. او از زمانی که روی کار آمده، تلاش کرده همین سیاست را دنبال کند. او تنها به این موضوع فکر می‌کند که چگونه می‌تواند تسلیحات بیشتری را به فروش برساند و برای ایالات متحده پولساز باشد و این سیاست را نیز دنبال کرده است. نمایان کردن ایران به عنوان یک تهدید مهم و حیاتی در خاورمیانه توجیه فروش اسلحه به عربستان را راحت‌تر می‌کند. زیرا اگر تهدیدی به اسم ایران نبود، دلیلی نداشت امریکا به کشوری مانند عربستان به این میزان سلاح بفروشد و این کشور را تبدیل به یک زرادخانه تسلیحاتی کند. او به این وسیله می‌تواند اقدامات خود را چه در افکار عمومی و چه در بین نخبگان توجیه کند. او به نحوی بیان می‌کند که بحث فروش اسلحه تنها برای پول نیست بلکه یک خطر امریکا را تهدید می‌کند و آن ایران است. شکی در آن نیست که بدون ایران‌هراسی، فروش اسلحه در سطح کنونی به کشورهای حاشیه خلیج فارس به خصوص عربستان سعودی و امارات با مشکل مواجه می‌شد.

با توجه به این سیاست می‌توان گفت که پیشنهاد ترامپ برای مذاکره در این استراتژی معنا و مفهوم پیدا نمی‌کند؟

از دید ترامپ گفت‌وگو به این معنی نیست که بنشیند و مسائل عمده را حل کند. گفت‌وگو و فشار برای آقای ترامپ دو روی یک سکه است. در ایران ما به این فکر می‌کنیم که اگر ترامپ مایل به گفت‌وگو است چرا هر روز فشار را بیشتر می‌کند. اما ترامپ از این دیدگاه نگاه نمی‌کند. برای او فشار و گفت‌وگو دو طرف یک سکه هستند و همزمان می‌تواند هم فشار وارد کند و هم پیشنهاد مذاکره دهد. او می‌خواهد دست قوی داشته باشد تا بیشترین امتیاز را از حریف خود بگیرد. از نظر آقای ترامپ با افزایش تحریم‌ها و فشارها علیه ایران، دست امریکا در برابر ایران بازتر خواهد بود. هر چند که صحبت از مذاکره ترامپ تنها یک بلوف سیاسی نیست. او قصد مذاکره دارد اما در شرایطی که ایران در ضعف کامل باشد و امتیازات بیشتری را از ایران دریافت کند.

از یک طرف شاهد تحریم‌های گسترده هستیم، سپاه پاسداران در لیست گروه‌های تروریستی قرار می‌گیرد و در سوی دیگر قصد دارند، اجازه ندهند ایران نفت خود را صادر کند. دونالد ترامپ دقیقاً دنبال چه هدفی است؟

گروه بولتون و پمپئو و تعدادی دیگر در داخل بدنه دولت به دنبال آن هستند که نظام ایران تغییر کند. حال این نظام مذهبی یا غیرمذهبی باشد اصلاً مهم نیست اما نظام باید تغییر کند و به بازیگری مانند امارات و عربستان در منطقه تبدیل شود و دنباله‌روی سیاست‌های امریکا باشد نه اینکه برای آنها دردسرساز باشد. این هدف یک بخش از دولت است. ترامپ هر چند تا حدودی با این دید موافق است اما بیشتر قصد دارد، محیطی را ایجاد کند که منافع بیشتر اقتصادی برای ایالات متحده داشته باشد.

یعنی می‌توان گفت که استراتژی دولت کنونی امریکا، امارات یا عربستان‌سازی ایران است؟

به نظر من تا حد زیادی بله. هدف آنها این است که چیزی شبیه عربستان و امارات در ایران ایجاد کنند. برای امریکا مهم نیست که در داخل عربستان یا امارات چه می‌گذرد و مایل نیست بازی‌های داخلی این کشورها را مدنظر قرار دهد. فقط روی سیاست خارجی آنها تاکید دارد و تمایل دارد چنین کاری نیز در خصوص ایران انجام دهد.

اگر بخواهیم به بحث تیم امنیت ملی امریکا بپردازیم، آیا اختلاف نظری در بین آنها به خصوص در بحث ایران وجود دارد؟

آنها به لحاظ استراتژی هیچ اختلافی ندارند بلکه اختلاف نظر جدی روی تاکتیک‌هاست که در برخی موارد با چالش مواجه می‌شوند. این اختلافات در رسانه‌ها نیز منتشر می‌شود که نشان می‌دهد گاهی بولتون با پمپئو با اختلاف نظر مواجه می‌شوند اما ما نباید این اختلافات تاکتیکی را با اختلافات استراتژیک اشتباه بگیریم. هدف و استراتژی بلندمدت تیم امنیت ملی ترامپ یک هدف منسجم و طولانی است.

یعنی فکر می‌کنید، هدف نهایی آنها همان تغییر رژیم است؟

تغییر رژیم به این معنی که ساختار و افراد تغییر کنند، نیست بلکه آنها قصد دارند نحوه رویکرد ایران در سیاست خارجی را تغییر دهند و بیشتر تغییر رفتار مد نظر آنهاست.

برای آنها مهم نیست چه گروهی سر کار باشد؟

فعلاً گروه به‌خصوصی مد نظر امریکایی‌ها نیست بعضی از آنها هر چند شخص یا گروهی خاص را مد نظر قرار داده‌اند اما این موضوع در جایگاه بعدی قرار دارد. برای آنها مهم آن است هر گروهی که سر کار می‌آید، دنباله‌روی سیاست خارجی امریکا باشد یا حداقل مزاحمت برای سیاست خارجی امریکا در منطقه ایجاد نکند.

شما عنوان کردید که بین پمپئو و بولتون در استراتژی اختلافی نیست اما در تاکتیک‌ها اختلاف نظر وجود دارد. این اختلاف نظرها در چه زمینه‌ای است؟

جان بولتون به نسبت مایک پمپئو فرد ایدئولوژیک‌تری است. پمپئو می‌تواند به صورت تاکتیکی نرمش‌هایی نشان دهد و گروه خاصی را برای آینده رهبری ایران در نظر ندارد. هر چند پیش از آنکه وزیرخارجه شود، تمایلاتی به مجاهدین داشته است اما بولتون از همان دوره‌ای که فردی مطرح در سیاست خارجی امریکا شد که به دوره ریاست‌جمهوری بوش بازمی‌گردد همواره از مجاهدین پشتیبانی می‌کرد و مدعی بود، مجاهدین بهترین گروهی هستند که می‌توانند در ایران دولت تشکیل دهند هر چند که پشتوانه‌ای از سمت ملت ایران برای آنها وجود ندارد. اطمینانی که بولتون به مجاهدین در خصوص دنباله‌روی از سیاست‌های امریکا دارد از سایر گروه‌های اپوزیسیون خارج‌نشین بیشتر است. این یکی از جدی‌ترین اختلافات تاکتیکی است. بولتون به شکل مرتب روی مجاهدین تاکید دارد اما برای پمپئو این موضوع اهمیت چندانی ندارد و فقط می‌خواهد گروهی باشد که سیاست خارجی امریکا را اجرا کند بدون اینکه دردسر زیادی تولید کند.

در حال حاضر به نظر شما پس از شکست‌هایی که بولتون در پرونده‌های متعددی مانند کره شمالی و ونزوئلا داشته است آیا جایگاه او نزد ترامپ تنزل پیدا کرده است؟

ممکن است جایگاه بولتون نسبت به گذشته تضعیف شده باشد اما به معنی نادیده گرفتن او از سوی ترامپ نیست. اما شاید به ناگاه از خواب بیدار شود و با یک توییت جان بولتون را نیز تغییر دهد. این کار بسیار عادی است از سوی ترامپ، اما تا حالا دلیل قانع‌کننده‌ای ندیدم که نشان دهد ترامپ بر ضد بولتون قدم برمی‌دارد.

گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر مخالفت ترامپ با پیشنهاد جان بولتون برای اعزام ۱۲۰ هزار نیرو به خاورمیانه همچنین صحبت‌هایی از این دست که ترامپ عنوان کرده بود که اگر جلوی او را نمی‌گرفتم تا الان چندین جنگ رخ داده بود، آیا این را نشانه‌ای از افزایش اختلافات نمی‌دانید؟

ترامپ فردی است که با هیچ‌کس تعارف ندارد. اگر فردی را به عنوان مانع ببیند به راحتی اخراج می‌کند و حتی افرادی بزرگ‌تر از بولتون را اخراج کرده است. نمونه آن هم رکس تیلرسون به عنوان وزیرخارجه و جیمز متیس به عنوان وزیر دفاع از جمله این افراد بودند. او به راحتی کاری کرد که آنها استعفا دهند. اگر ترامپ روزی بولتون را به عنوان یک مانع بزرگ برای پیاده کردن سیاست‌های خود ببیند قطعاً همان روز او را کنار خواهد گذاشت و نرمش نشان نمی‌دهد. هر چند صحبت‌های پراکنده‌ای مطرح می‌شود اما چندان جدی نیست.

طی دو سال گذشته پیش از اخراج هر فرد سیگنال‌هایی وجود داشت و ابتدا در کاخ سفید تکذیب می‌شد و پس از تکذیب حتی در رسانه‌ها نیز عملاً این اتفاق با قطعیت دنبال می‌شد تا در نهایت روز اخراج یا استعفا فرا می‌رسید. آیا فکر نمی‌کنید این هم سناریویی مشابه سایرین باشد؟

افرادی که طی فرآیند عنوان شده، کنار گذاشته شدند، سیگنال‌هایی ارسال می‌کردند تا نشان دهند، مخالف سیاست‌ها و رویکردهای ترامپ هستند. به طور مثال رکس تیلرسون خیلی واضح در جلسه‌ای از دونالد ترامپ به عنوان فردی احمق یاد کرد. جیمز متیس بارها عنوان کرده بود که در تلاش است جلوی ورود ترامپ به جنگ را بگیرد. بولتون تاکنون چنین حرف‌هایی را بیان نکرده است. او نه به صورت عمومی و نه به صورت خصوصی حرفی علیه ترامپ نزده که به بیرون درز کرده باشد. او هیچ‌وقت جلوی ترامپ موضع‌گیری نکرده است. اما افرادی مانند تیلرسون و متیس در برابر ترامپ رسماً موضع گرفته بودند که با گذشت زمان شدیدتر هم شد اما بولتون هنوز این کار را نکرده است. بنابراین اکنون نمی‌توان موقعیت بولتون را با افرادی مانند تیلرسون، متیس و حتی مک مستر که کاخ سفید را ترک کردند، مقایسه کرد. اگر روزی شنیدیم یا خواندیم که بولتون در جلسه‌ای علیه ترامپ انتقاد کرد، بدانید که روابط و اختلافات تاکتیکی به شرایط حادی رسیده است اما در حال حاضر چنان نشانه‌ای نیست.

در حال حاضر وقتی که جان بولتون در جلسه‌ای با وزیرخارجه و وزیر دفاع به این جمع‌بندی می‌رسند که ۱۲۰ هزار نیرو به خاورمیانه اعزام کنند و دونالد ترامپ با آن مخالفت می‌کند آیا فکر نمی‌کنید این خود شروع یک چالش باشد؟

من فکر نمی‌کنم در اصل ترامپ با این موضوع مخالفت داشته باشد.

اما ترامپ رسماً با این موضوع مخالفت کرد.

دونالد ترامپ با اصل اعزام نیروهای امریکایی به منطقه مخالفت نکرده است و بنا شده ۱۵۰۰ نیرو به منطقه اعزام شود. برنامه بولتون یا پنتاگون اینگونه نبود که طی ۲ هفته ۱۲۰ هزار نیرو به منطقه اعزام شود و بنا بوده طی یک برنامه‌ریزی این کار صورت گیرد زیرا به لحاظ عملی و لجستیکی انتقال این حجم از نیرو در زمان کم غیرممکن است. به طور کلی ترامپ به زیردستان خود اجازه می‌دهد، برنامه‌ریزی کنند و در صورت مخالفت در برابر آنها می‌ایستد. تصمیم‌گیر، اعضای تیم کاخ سفید نیستند بلکه شخص ترامپ در هر زمینه‌ای تصمیم می‌گیرد.

چرا ترامپ تا این حد در سیاست خارجی خود روی ایران تمرکز کرده است و آیا پیش‌بینی می‌شد چنین سیاست سختگیرانه‌ای را علیه ایران اعمال کند و تا این حد روی ایران تمرکز داشته باشد؟

تمرکزی که اکنون به این شدت روی ایران دارد، پیش‌بینی نمی‌شد ولی پیش از انتخاب رویکرد او مشخص بود. حتی پیش از امضای برجام نیز دونالد ترامپ به عنوان یک شهروند عادی از همان ابتدا مخالفت خود را در زمینه گفت‌وگوهای برجام ابراز کرده بود. بدون اینکه بداند برجام چی هست و چه مواردی را در برخواهد گرفت. دلیل آن هم دشمنی کامل دونالد ترامپ با شخص باراک اوباما به عنوان رییس‌جمهور پیشین بود. به این معنی که تصور می‌کرد اگر به نحوی یک قرارداد جامعی بین ایران و امریکا به امضا برسد، اوباما تبدیل به موفق‌ترین رییس‌جمهور امریکا پس از انقلاب در راستای بهبود رابطه با ایران شناخته خواهد شد و یکی از امتیازهای مثبت او در این زمینه خواهد شد. بنابراین موضوع ایران با برجام مخلوط شده بود و برجام نیز پدیده‌ای بود که از دیدگاه ترامپ به اوباما و به خصوص دموکرات‌ها کمک زیادی در انتخابات می‌کرد. از این رو قصد داشت به هر نحو ممکن این موضوع را به طور کامل به عنوان یک شکست نه یک پیروزی تلقی و از آن جلوگیری کند. پیش از انتخابات این موضع را پیش برد و پس از آن نیز ضدیت با برجام را ادامه داد. این رویکرد ضد برجامی ترامپ بیشتر به دلیل دشمنی شخصی با باراک اوباما و فلسفه او بود.

ترامپ به هدف خود یعنی بر هم زدن برجام رسید چرا باید تا این حد بخواهد فشار تحریمی را علیه ایران افزایش دهد؟

هدف اصلی ترامپ این است که ایران را پشت میز مذاکره قرار دهد آنهم در شرایطی که ایران هیچگونه کارتی برای مذاکره نداشته باشد. زمانی که ایران و امریکا در دوره اوباما مذاکره کردند و به برجام ختم شد هر چند امریکا کارت‌های بیشتری برای مذاکره داشت اما ایران نیز یک کارت بسیار مهم در اختیار داشت. ترامپ در مذاکره با ایران صرفاً به دنبال عکس گرفتن نیست و جدا به دنبال مذاکره و توافق است و عقیده دارد اکنون بهترین زمان برای مذاکره با ایران است چراکه به گمان ترامپ ایران کارت برنده‌ای در اختیار ندارد. البته مذاکره با دوست یا دشمن فی‌نفسه خوب و باید هر زمانی انجام شود. اما نتیجه مذاکره معمولاً بین دو کشوری که همه کارت‌های برنده را در اختیار دارد و دیگری چیزی در دست ندارد معمولاً به نفع فردی که کارت‌ها را در اختیار دارد منتهی خواهد شد. این موضوع را شخص ترامپ نیز می‌داند. شیوه مذاکره ترامپ چه هنگامی که معاملات املاک داشت و چه اکنون که رییس‌جمهور ایالات متحده شده اینگونه است که باید برای مذاکره با طرف مقابل همواره باید در قوی‌ترین حالت قرار داشته باشیم و طرف مقابل در ضعیف‌ترین حالت ممکن باشد. این دید و برداشت ترامپ از مذاکره است. حالا می‌خواهد خرید و فروش خانه یا با کشورهای مختلف برای رسیدن به توافق باشد.

اگر ایران به شرایط پیش از برجام بازگردد، فکر نمی‌کنید از این موضع خود پشیمان شود؟

شخص ترامپ و دولت کنونی امریکا به این نتیجه رسیده که ایران به دوره پیش از برجام بر نخواهد گشت و شرایط متفاوت شده است. آنها به این برآورد رسیده‌اند که ایران نمی‌تواند به شرایط پیش از برجام بازگردد. آنها بر این باورند که بازگشت به آن دوران چه از لحاظ سیاسی و چه فنی مقدور نیست و باید خسارت‌های زیادی را تحمل کنند و به این نتیجه رسیده‌اند که ایران نمی‌تواند به عقب بازگردد و آن را بیشتر به عنوان یک بلوف سیاسی می‌بینند. اما نمی‌دانم این دید درست است یا خیر.

با توجه به شرایطی که شما می‌فرمایید و تصوری که امریکایی‌ها از خود دارند هر گونه مذاکره چه فایده برای ایران دارد؟

اگر شرایطی به وجود آید که ایران بتواند با امریکا مذاکره و حتی گفت‌وگو کند، ایران این موقعیت را نباید از دست بدهد اما مذاکره یا گفت‌وگو کردن به معنی تسلیم شدن در برابر طرف مقابل نیست. حتی اگر شما با فردی بسیار قوی وارد مذاکره می‌شوید و طرف مقابل نیز کارت برنده‌ای در دست ندارد اگر در درازمدت مهارت داشته باشد و گفت‌وگو را ادامه دهد، می‌تواند امتیازاتی از طرف بسیار قوی بگیرد. هر چند شرایط با دوره جنگ ویتنام متفاوت است اما سال‌ها پیش از اتمام جنگ، دولت ویتنام شمالی مذاکراتی را همزمان که جنگ ادامه داشت با امریکایی‌ها ادامه داد، ویتنامی‌ها در موقعیت بسیار ضعیفی قرار داشتند و به طور مرتب کشور آنها بمباران می‌شد. اما ویتنام شمالی از موقعیت خود حداکثر استفاده را کرد. آنها به این نتیجه رسیده بودند که دولت امریکا می‌خواهد هر چه سریع‌تر به جنگ خاتمه دهد و از دید آنها این یک ضعف از طرف امریکایی بود که از آن بهره‌برداری لازم را کردند و قراردادی که در نهایت با امریکا به امضا رسید به نفع آنها تمام شد. یعنی یک کشور ضعیف که در موقعیت بمباران قرار داشت، توانست در مذاکرات امتیازاتی را از امریکا بگیرد که هیچکس انتظار آن را نداشت. نحوه گفت‌وگو اکنون مهم است. در صحنه دیپلماسی گفت‌وگو، مهارت بسیار مهم است که سیاستمداران هر کشوری آن را داشته باشند.

اگر سیاست ترامپ منجر به مذاکره با ایران نشود چه سودی برای او خواهد داشت؟

سودی به آن ترتیب ندارد. ترامپ قصد دارد برای انتخاباتی که در پیش دارد یک‌سری دستاوردهای سیاسی نیز کسب کند و به طرفداران خود نشان دهد که کارهای متعددی انجام دهد. او در خصوص سیاست خارجی هنوز هیچ دستاورد قابل توجهی ندارد که به طرفداران خود عرضه کند و بگوید کاری کرده که هیچکس نمی‌تواند انجام دهد بنابراین مهم است که یک دستاورد مهم داشته باشد. اما اگر هم نتواند کاری انجام دهد باز هم از آن استفاده خواهد کرد و می‌گوید که تلاش خود برای گفت‌وگو را انجام داده است. از همین رو ترامپ می‌تواند از هر دو طرف یک دستاورد برای خود در انتخابات ۲۰۲۰ داشته باشد.

فکر نمی‌کنید شکست سیاست تحریم تمام عیار ایران به ضرر ترامپ تمام خواهد شد؟

او از تحریم به عنوان یک کارت برنده استفاده می‌کند و قصد دارد، القا کند که با تحریم‌ها به ایران از درون آسیب رساندیم و ایران کشوری نیست که چند سال پیش بود.

در طرف مقابل نیز دموکرات‌ها در حال مانور روی عدم اثرگذاری سیاست‌های ترامپ بر ایران هستند این موضوع را چطور می‌بینید؟

فکر نمی‌کنم در حال حاضر اثر چندانی داشته باشد چراکه تا انتخابات ۲۰۲۰ هفته به هفته باید منتظر اتفاقات متعدد باشیم. در حال حاضر موضوع ایران به عنوان یک موضوع هسته‌ای و مرکزی برای انتخابات مطرح نشده است. اگر بشود دموکرات‌ها می‌توانند از آن بهره‌برداری سیاسی کنند اما در حال حاضر هنوز ایران به عنوان یک کارت اصلی برای مقابله با ترامپ مطرح نشده است. هر چند یکی دو نفر از نامزدهای دموکرات تلاش کردند که ایران را به صدر مباحث وارد کنند اما عملاً برد چندانی نداشتند.

به نظر شما ترامپ به دنبال توافقی مانند برجام است یا قصد دارد، وارد طیف وسیعی از موضوعات برای حل چالش با ایران شود که مذاکره بدون پیش‌شرط را مطرح می‌کند؟

به طور کلی مساله هسته‌ای یکی از اولویت‌های اوست. اما در اصل قصد دارد، نشان دهد اگر به احتمال بسیار کم به توافق جدیدی با ایران برسد، فکر نمی‌کنم تفاوتی با برجام داشته باشد و احتمالاً به دنبال چیزی شبیه برجام است. اگر به توافق نفتا که پیش‌تر میان امریکا، مکزیک و کانادا منعقد شد، نگاه کنیم اکنون ترامپ به توافقی جدید با این ۳ کشور رسیده است که من تاکنون هیچ تفاوتی میان توافق جدید با توافقی که پیش‌تر وجود داشت، مشاهده نکردم. ولی آن را به عنوان کارت برنده خود استفاده می‌کند تا بگوید که یک قرارداد جدید با این کشورها به امضا رسانده است.

به نظر شما با توجه به اینکه معمولاً روسای جمهور امریکا در سال سوم دور اول حکومت خود وارد یک جنگ می‌شوند این احتمال را چقدر می‌بینید و آیا افکار عمومی امریکا آمادگی چنین جنگی را دارد؟

در حال حاضر افکار عمومی آمادگی هیچ جنگی ندارد. آغاز و راه انداختن یک جنگ محبوبیت چندانی در امریکا ندارد. حتی در میان طرفداران ترامپ نیز نظرسنجی‌ها مرتباً این موضوع را نشان داده‌اند. ولی این موضوع را باید در نظر داشت وقتی که به تاریخ امریکا نگاه می‌کنیم، وقتی که جنگی را رییس جمهوی ایالات متحده آغاز کند و حتی اگر محبوبیت نیز نداشته باشد این اهرم طرفداری به رییس‌جمهور به ناگاه به یک طرف دیگر کشیده می‌شود. هر چند مردم مخالف جنگ هم باشند اما اگر جنگی آغاز شود ما نباید انتظار داشته باشیم که مخالفت‌ها در مورد جنگ در افکار عمومی ادامه پیدا کند. اصطلاحی در امریکا هست که رییس‌جمهور وقتی تبدیل به گرداننده پرچم امریکا می‌شود همه باید زیر آن جمع شوند. با این حال اکنون جنگ هیچ محبوبیتی ندارد و طرفدار چندانی نیز ندارد ولی اگر جنگ شروع شود نباید تعجب کرد که این دیدگاه مردم نیز تغییر کند.

در جنگ‌های عراق و افغانستان حدود ۹۰ درصد مردم با آن همراهی کردند اما اکنون افکار عمومی چندان با جنگ جدید همراه نیست. جنگی هم در امریکا شروع نشده مگر آنکه مردم به حد زیادی با آن موافق باشند. دیدگاه شما در این خصوص چیست؟

بله اکنون جنگ هیچ محبوبیتی ندارد. چند ماه پیش از جنگ عراق، این جنگ محبوبیت زیادی نداشت اما به ناگاه در آستانه جنگ همه چیز تغییر کرد. جورج بوش، رییس‌جمهور وقت امریکا اعلام کرد که عراق تهدیدی برای امنیت ملی ماست و مدارکی را در اختیار داریم که عراق سلاح شیمیایی در اختیار دارد و به القاعده کمک کرده تا به ما حمله تروریستی صورت گیرد. یک دفعه همه چیز تغییر کرد. اکنون نیز اگر بخواهد چنین اتفاقی رخ دهد یک‌دفعه نخواهد بود و شروع به آماده‌سازی افکار عمومی خواهد کرد. اگر روند اخبار را ببینید، مشاهده می‌کنید که امریکایی‌ها، ایران را مسوول انفجار نفتکش‌های بند الفجیره امارات می‌دانند و در موردی دیگر ایران را در انفجار نفتکش‌ها در دریای عمان مقصر معرفی کرد. این نوع اقدامات برای آماده‌سازی افکار عمومی است. هر چند ناموفق حتی اسراییلی‌ها نیز مدرک‌سازی علیه ایران را در دستور کار قرار داده‌اند و هر چند وقت یک بار عنوان می‌کنند که مدارکی علیه ایران داریم. درست کردن اینگونه ادعاها و فروختن آن به مردم ممکن است به راحتی انجام نشود اما در غرب انجام شده و ممکن است در آینده نیز انجام شود.

خاتمی: با جمع و تفریق آمار شورای نگهبان هم ۲ میلیون رای گم شده است| حداقل ۷ میلیون و ۸۹ هزار و ۹۹۳ رأی تقلب شده است؛ فتنه واقعی این است| آبروی نظام در مواجه صحیح با خیانت است

نماینده مجلس: معنی وجود حیات شبانه این است که اجازه دهید مردم به کلوپ و کازینو بروند!

پشت پرده قضیه رقص‌ یک‌ زن در گلسار رشت و برخورد مأمور پلیس با او! +فیلم

منبع این خبر، وبسایت www.tarafdari.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۷۶۹۷۰۳ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • طعنه مشاور رئیس جمهور به رئیس دولت اصلاحات: مشکل اعتبار ریخته سیاستمدار بازنشسته و ندای «تکرار می کنم» اوست
  • خلاصه بازی اسپانیا و بلژیک در مسابقات یورو زیر ۲۱ سال + فیلم
  • یورو زیر 21 سال؛ اسپانیا 2-1 بلژیک؛ لاروخا در ثانیه‌های پایانی به صعود امیدوار ماند
  • جنگهایی با احمقانه‌ترین علت‌ها
  • کنایه حسام‌الدین آشنا به قالیباف: مشکل اعتبار سوخته فرماندهان است
  • سیاستمدار پاکستانی در دام فیلترهای کارتونی افتاد!
  • نادری: باید به بلژیک برگردم
  • نادری: پرسپولیس بدون برانکو هم به دنبال جام است/ باید به بلژیک برگردم و چند پیشنهاد دیگر هم دارم/ تلاش می‌کنم خیلی زود به پرسپولیس برگردم
  • وزیر کشور آلمان: راست های افراطی با قتل یک سیاستمدار زنگ خطر را به صدا درآوردند
  • «مارک اسپر»کاندیدای جدید ترامپ برای وزارت دفاع آمریکا کیست؟
  • تمام تمرکزم روی موفقیت با زنیت است/ سبک تهاجمی ویلموتس به سود من و تیم ملی می‌شود/ امکان دارد روزی ارزان‌ترین بازیکن شوم
  • حرف های مهم نادری درباره ماندن یا رفتن از پرسپولیس
  • روحانی: طرف مقابل ما یک عده سیاستمدار کم‌تجربه هستند
  • روحانی: با هیچ ملتی نمی‌جنگیم| طرف مقابل ما، عده‌ای سیاستمدار کم‌تجربه هستند
  • گزارش ویژه :بازیکنان تازه در فهرست ویلموتس
  • روحانی: طرف مقابل ما یک عده سیاستمدار کم‌تجربه هستند/ باید در برابر بدخواهان‌ ایستادگی کنیم
  • روسیه: حمله به بیمارستان سوریه، جنایت جنگی است
  • جام جهانی فوتبال زنان/آلمان با اقتدار صعود کرد، اسپانیا میلیمتری
  • دُم خروس ماجرای نفتکش‌ها/ مدافعان منافع ملی آمریکا در ایران!