در نشستی «دوگانه جنگ و صلح در ادبیات» سخنرانان به بحث و تبادل نظر درباره صلح‌طلب بودن یا نبودن ادبیات پرداختند.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی مؤسسه خانه کتاب، چهارمین نشست از سلسله نشست‌های «صلح و ادبیات» با همکاری مؤسسه خانه کتاب و انجمن علمی مطالعات صلح ادیان با موضوع «دوگانه جنگ و صلح در ادبیات فارسی» برگزار شد.

نگاه ویترینی و هیجانی به صلح نداریم

در ابتدای این نشست جواد رنجبر درخشی‌لر درباره هدف کمیته صلح و ادبیات بیان کرد: هدف این کمیته تبیین رابطه صلح و ادبیات است و این‌که این دو چه رابطه‌ای می‌توانند با یکدیگر داشته باشند. گام دوم نیز تشویق به آفرینش آثار صلح‌آمیز در حوزه ادبیات فارسی است.

او با ابراز امیدواری از این‌که با ادامه این جلسات بتوانند در ادبیات صلح تأثیر بگذارند، گفت: زمانی که دوگانه جنگ و صلح مطرح می‌شود در ابتدا باید تکلیفمان را با این دو واژه روشن کنیم؛ اکثر افرادی که در این انجمن حضور دارند علوم سیاسی خوانده‌اند، یعنی نگاه علمی-تجربی به مسئله وجود دارد، به این معنا که صلح و جنگ از یکدیگر تفکیک نشده‌اند. ما یک نگاه ویترینی و هیجانی به صلح نداریم که صلح پدیده‌ای بسیار پاک و منزه است و باید به آن برسیم. بنابراین جهت‌گیری صلح‌آمیز است نه این که ما فقط یک روایت صلح‌آمیز داشته باشیم.

درخشی‌لر درباره موضوع جلسه «دوگانه جنگ و صلح در ادبیات فارسی» اظهار کرد: با توجه به موضوع جلسه این سوال مطرح می‌شود که آیا ادبیات فارسی صلح‌آمیز است یا خیر؟ آیا صلح را توصیف می‌کند یا تجویز می‌کند؟ اگر به ابتدای ادبیات فارسی با قدمت پنج هزار ساله‌ای که دارد نگاهی بیاندازیم و از گاهان اوستا شروع کنیم که مبنای زرتشتی دارد و بخش دیگر ادبیات ما متکی است به ادبیات می‌ترائیسم، بعد از آن وارد دوره اسلامی می‌شویم و مفاهیم اسلامی وارد ادبیات می‌شود.

او در ادامه افزود: از زمان رودکی ادبیات به شکل امروزی که ما از فارسی دری می‌شناسیم شکل می‌گیرد. وجه غالب در همه این‌ها توحیدی، معاد باور و تقدیر باور است و شاعر و نویسنده ما در همه این دوره‌ها میلی به ستیز و دگرگونی جهان ندارد.

هیچکدام از شاعران میل به جنگ را تجویز نمی‌کنند

درخشی‌لر همچنین بیان کرد: عموماً یک روایت سازگاری با جهان وجود دارد، به همین دلیل است که یک سوم ادبیات ما ادبیات عرفانی است و در رأس آن مثنوی مولانا است که به طور کامل یک سازگاری با هستی و انسان را در جایگاهی از هستی قرار می‌دهد گویی که هیچ مسئله‌ای دیگری برایش باقی نمی‌ماند؛ خودش می‌شود بخشی از هستی و در عین سازگاری می‌تواند حیاتش را ادامه دهد. خیام وجه دیگری از این سازگاری را نمایندگی می‌کند و حافظ هم با آن بیان خود نوع دیگری از سازگاری را نمایندگی می‌کند. صدها شاعر دیگر می‌توان یافت که در قالب این مفاهیم کار کرده‌اند و هیچکدام از شاعران میل به جنگ و میل به ستیز را تجویز نمی‌کنند بلکه همه نوعی سازگاری و صلح با جهان را تجویز می‌کنند.

او خاطرنشان کرد: سعدی آداب زندگی، معیشت و سیاست را در این حوزه نمایندگی می‌کند و حتی شاهنامه فردوسی که به غلط به کتاب جنگ معروف است و مهمترین اثر حماسی ماست؛ این کتاب جنگی به این معنا که جنگ را تجویز کند نیست. در شاهنامه چیزی ندیدم که توصیه‌ای به جنگ کند؛ هرچه که هست از نگاه صلح و پرهیز از جنگ است و هر جنگی هم که وجود دارد برای از بین بردن بدی مطلق است.

این مدرس ادبیات با بیان این‌که دوگانه جنگ از زمانی ساخته شد که تفکر چپ وارد ادبیات، فرهنگ و اندیشه ایران شد گفت: وجه قالب صلح پنج هزار سال قدمت دارد و ادبیات جنگ چیزی حدود ۴۰ یا ۵۰ سال سابقه دارد. برای نمونه ستیز طبقاتی که در ادبیات چپ به وجود آمد در هیچ دوره تاریخی وجود ندارد. یعنی نه قشر مرفه نسبت به قشر فقیر نگاه تحقیر آمیزی دارند و نه فقرا نسبت به ثروتمندان حس بدی دارند و همواره یک سازگاری بین طبقات وجود داشته است. اما زمانی که چپ‌ها وارد ایران می‌شوند این ستیز طبقاتی را شعله‌ور می‌کنند و به طور مصنوعی این ستیز طبقاتی را ایجاد می‌کنند نه این که از قبل وجود داشته باشد. شاید در اروپا از لحاظ جامعه شناختی این ستیز طبقاتی معنی داشته باشد اما در ایران به نظر می‌رسد که این امر را ایجاد می‌کنند. کارگر را در مقابل کار فرما قرار می‌دهند و مسئله زمین‌داری مطرح شده و ادبیات ستیز از این دوران شروع می‌شود.

ادبیات عرفانی ما مملو از گزاره‌هایی است که فرد و جامعه را به جنگ سوق می‌دهد

در ادامه نشست محمدهاشم اکبریانی با ابراز مخالفت خود نسبت به اظهارات درخشانی‌لر بیان کرد: اگر از صلح و جنگ صحبت می‌کنیم باید به دنبال این باشیم که چه عواملی باعث جنگ شده و چه عواملی باعث صلح می‌شود. دلایل متفاوت است اما آنچه به ادبیات برمی‌گردد نوعی جزم اندیشی است. جزم‌اندیشی


همیشه در طول تاریخ و حتی تاریخ معاصر سبب جنگ شده است. این که ما نژاد برتریم و بر این امر تعصب داشته باشیم و این که مرام، مکتب و مذهب ما برتر از مذاهب دیگر است و دیگران باید تابع آن جامعه، مذهب و مرام باشند حاصل جزم اندیشی است. یعنی اگر دیگران با ما باشند به تعالی می‌رسند و اگر با ما نباشند ما باید آن‌ها را با خود همراه کنیم. اگر آن‌ها را با خود همراه نکنیم افراد را به سمت ضلالت و تاریکی سوق دادیم.

او در ادامه اظهار کرد: در برابر جزم‌اندیشی نسبی‌گرایی قرار دارد. نسبی گرایی یعنی من که بخشی از حقیقت را می‌فهمم دیگران هم به همان اندازه درک از حقیقت را داشته باشند. بنابراین من جزم اندیش نیستم و دیگران را به راحتی قبول می‌کنم، می‌توانم بپذیرم که در برابر کسانی قرار بگیرم که آن‌ها من را قبول نداشته و حقیقت بخشی از آن‌ها باشد. حال وقتی به ادبیات نگاه می‌کنیم، گرچه در ظاهر امر، تجویز به صلح می‌کند اما مبانی جنگ را دارد چون جزم‌اندیشی در آن وجود دارد.

این نویسنده سپس بیان کرد: ادبیات عرفانی ما حقیقتی را در خود دارد و آن حقیقت مطلق است که همه خیرها در آن جاری و ساری است؛ به جز آن حقیقت چیزی وجود ندارد که بگوییم خیر است، خیر مطلق در آن حقیقت وجود دارد. بنابراین دیگرانی که می‌گویند ما خیر مطلق هستیم گمراه‌اند چون آن چیزی که برتر است حقیقتی است که در اختیار ماست؛ از همین‌جاست که قطب‌بندی‌ها شروع می‌شود. در عرفان ما آن حقیقت یک حقیقت مطلق است و بنابراین دیگران حقیقت مطلق را در نمی‌یابند. نکته مهمتر این است که برای رسیدن به آن حقیقت مسیری وجود دارد که آن مسیر را باید شخصی به نام پیر مغان، پیر طریقت یا استاد و مراد طی کند و افراد را هدایت کند زیرا افراد به طور مستقل نمی‌توانند به آن حقیقت برسند.

او در ادامه گفت: ادبیات عرفانی ما مملو از گزاره‌هایی است که فرد و جامعه را به جنگ سوق می‌دهد. به عنوان مثال مولوی می‌گوید اگر کسی نسبت به شمس سجده کند عین ایمان است و در جایی می‌گوید اگر کسی با شمس مخالفت کند شایستگی سنگسار را دارد. شاید بگوییم این چیزها در شعر غلو است اما نوعی اندیشه است که در ادبیات ما وجود دارد. در مقابل نسبی‌گرایی را داریم که در ادبیات هم شاهدش هستیم که از درون آن صلح بیرون می‌آید.

نویسنده «زندگی همین است» اظهار کرد: خیام به هیچ حقیقت مطلقی اعتقاد ندارد و در این صورت دیگران می‌گویند که این‌ها افسانه‌اند ولی من حقیقت مطلق را در اختیار ندارم، همچنان که دیگران ندارند ولی به راحتی می‌توانم در کنار دیگران زندگی کنم؛ به همین دلیل شما هیچ جریانی زاده تفکر خیام ندارید که به جنگ منجر شود. ما در ادبیات عرفانی و تجربه تاریخی‌مان شاهد این هستیم که جریانات مختلفی از عرفان زاده شدند که صفویه یکی از آن‌ها است. حیدری و نعمتی دو نحله عرفانی بودند که از اواخر صفویه تا قاجاریه با یکدیگر در نزاع بودند ولی شما در اندیشه خیام چنین چیزی را نمی‌بینید. ممکن است ما از حافظ و مولوی شعرهایی را بیاوریم و بگوییم اندیشه‌های مخالف این‌ها هستند.

ادبیات عرفانی ریاکارترین ادبیات است

او خاطرنشان کرد: معتقدم اندیشه یا ادبیات عرفانی ریاکارترین و فریب‌کارترین ادبیاتی هستند که وجود دارند. حافظ هم تمامی افراد جامعه را در دو گروه تقسیم‌بندی می‌کند، طیفی که به آنها رند و قلندر می‌گوید؛ هیچ نقطه منفی در شعرهای حافظ در رند نمی‌بینید ولی در مقابل تمام بدی‌ها در زاهد، صوفی، واعظ و فقیه وجود دارد. به نظر من این قطب بندی در ادبیات عرفانی ما وجود داشت. شما یک شعر را نشان دهید که زاهد به عنوان کسی باشد که عقیده‌اش درست باشد و بخشی از حقیقت را داشته باشد.

اکبریانی درباره ادبیات ایدئولوژیک ایران اظهار کرد: ادبیات ایدئولوژیک ما که از ادبیات چپ الهام گرفته است به همین صورت است. در ادبیات ایدئولوژیک ما که در آثار شاملو در یک دوره‌ای متجلی می‌شود در آنجا هم یک حقیقت مطلقی وجود دارد که همان مسلک یا ایدئولوژیک است، حال مارکسیسیم باشد یا جامعه بی‌طبقه توحیدی، بنابراین آن حقیقت را فقط صاحبان آن ایدئولوژیک متوجه می‌شوند. فاشیسم، مارکسیسم یا طالبان و داعش حقیقت را از آن خود می‌دانند و می‌گویند ما فقط حقیقت را درک می‌کنیم.
فروغ در ادامه خیام قرار دارد

او در ادامه بیان کرد: بنابراین زمانی که ایدئولوژی مدرن می‌گوید حقیقت در اختیار ماست افرادی را به عنوان قهرمان خودش معرفی می‌کند که راه رفتن به آن جامعه را ببینند. به عنوان مثال در شاملو شعرهای همیشه مفاهیمی مانند آزادی را مطرح می‌کند که درحد همان شعار باقی می‌ماند و می‌گوید این‌ها حقیقت‌هایی هستند که ما به آن‌ها اعتقاد داریم. اگر در اندیشه عرفانی پیر فردی جدا از سالک است، در اندیشه شاملو پیر خود اوست و بازنمایی آن در شعرهای شاملو مانند «لوح» و در «با چشم‌ها» مشهود است. فکر می‌کنم در مقابل ایدئولوژی‌های مدرن تفکری مانند فروغ را داریم؛


فروغ در ادامه خیام قرار می‌گیرد، او شاعری است که هیچ حقیقتی را باور ندارد.

این روزنامه‌نگار همچنین گفت: فروغ بیشتر منتقد جامعه است. یعنی نقش انسان مدرنی را دارد که بیشتر نقاد است و عشق، انسانیت، گروه‌های سیاسی، جنگ‌های چریکی را زیر سوال می‌برد. فکر می‌کنم ادبیات ما دو شاخه در خود داشته یکی ادبیات عرفانی که در درون خودش مبانی جنگ طلبی را توجیه می‌کند و دیگری ادبیات نسبی‌گرایانه‌ای داریم که به حقیقت مطلق اعتقاد ندارد و در شعرهای خیام متجلی می‌شود. ادامه ادبیات عرفانی به ادبیات ایدئولوژیک می‌رسد و ادامه ادبیات خیام که مبانی صلح در آن وجود دارد به شاعرانی مانند فروغ می‌رسد.

حافظ کسی است که از دیدگاه خود دفاع می‌کند

حمید عبداللهیان از دیگر سخنرانان این برنامه با بیان مخالفت خود نسبت به صحبت‌های اکبریانی درباره عرفان گفت: مطلبی که درباره عرفان مطرح شد، این که نوعی نگاه جزمی وجود دارد، از نظر من نگاه کلی به عرفان نیست زیرا عرفان بسیار گسترده‌تر است و مکتب‌های عرفانی زیادی داریم. تنوع دیدگاه در عرفان زیاد است و فرقه‌های عرفانی متعددی داریم.

او در ادامه بیان کرد: شما از مولانا مثال زدید این که گفتید کسی که شمس را قبول ندارد باید سنگسار شود، همین مولوی در کتاب‌هایش چیزهای دیگری هم دارد که از نگاه‌های متعدد هم تعریف کرده و چرا ما آن‌ها را مثال نزنیم. این مصرع «عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست» دقیقاً نافی همه نگاه‌های جزم اندیشی دیگر است. نظر من این است که در زیربنای عرفانی قابلیت نگاه باز و چیزی که شما به آن نسبی‌گرایی می‌گوئید در عرفان خیلی بیشتر است. به این دلیل که راه‌های رسیدن به خدا را به تعداد آدم‌های روی زمین در نظر می‌گیرد. نوع نگاه عرفانی را نمی‌توان با چند مثال گزینشی از متونی بررسی کرد کما این که نمی‌توان با دعوای دو فرقه عرفانی متفاوت بررسی کرد.

نویسنده کتاب «دین و رسانه» اظهار کرد: شما نگاه حافظ را نگاه جبری تلقی کردید. از دید من این‌طور نیست بلکه حافظ کسی است که از دیگاه خود دفاع می‌کند. تاریخ پنج هزار ساله ما نشان می‌دهد که ما ایرانی‌ها به طور کلی انسان‌های جنگ طلبی نبودیم و کمتر شروع کنند جنگ بودیم زیرا از نظر جغرافیایی سر چهارراه بودیم و از همه قوم‌ها به ما حمله شده است و ما ناچار به دفاع کردن از خود شده‌ایم.

او افزود: حافظ هم دقیقاً در همین مقوله قرار می‌گیرد او در زمان‌هایی زندگی می‌کرد که زاهدها، صوفی‌ها و محتسب‌ها ارکان قدرت را به دست گرفته و با تمام قوا در حال از بین بردن عرفان بودند. عارف‌هایی که کشته شدن بسیار بیشتر از عارفانی هستند که غیر از عرفا را کشتند؛ بیشتر شهیدان بزرگ ادبیات ما مانند عین‌القضات، سنایی، حلاج و غزالی از جمله کسانی هستند که زاهدان نتوانستند مشرب و باور آن‌ها را تحمل و به آن‌ها حمله کردند، عرفا کسی را تکفیر نکردند؛ جزم اندیشی نگاه زاهدانه خیلی بیشتر از نگاه عارفانه است.

این نویسنده همچنین بیان کرد: درباره صلح طلبی خیام هم که اظهار نظر کردید باید بگویم، زمانی که خیام بحث‌های فردی را مطرح می‌کند صلح‌طلب است‌، آیا اگر می‌خواست بحث اجتماعی مطرح کند واقعاً صلح‌طلب می‌بود؟ باید بتوان به این سوالات پاسخ داد.

عبداللهیان درباره چپ و ادبیات معاصر گفت: با بحث‌هایی که هردو درباره ادبیات معاصر مطرح کردید موافق هستم ادبیات معاصر ما تحت تأثیر نگاه چپ است. احمد شاملو و گلسرخی چپ هستند و جلال آل‌احمد هم یکی از کسانی است که جنگ‌طلب است. بعد از انقلاب شرایط دیگری در ادبیات ما ایجاد شد، ما درگیر جنگ ایران و عراق بودیم که به ما تحمیل شده بود و تا سال ۱۳۶۱ همه موافق جنگ بودند و از آن پس بین دو گروه که خواستار ادامه جنگ بودند یا کسانی که صلح را ترجیح می‌دادند تفکیک ایجاد شد.

او افزود: بیشتر از کسانی که سال‌های بعد از انقلاب ادبیات تولید کردند جز این دو دسته بودند. عده‌ای روشنفکر در آن زمان بودند که آن‌ها گرایش‌های چپ داشتند؛ مانند احمد محمود، سیروس طاهباز و حتی گلشیری و کسانی که با این دید به ادبیات نگاه می‌کردند و جنگ را چیز بدی می‌دانستند. آثار ادبی که این‌ها تولید کردند آثاریست که از دور، دستی بر آتش دارد ولی خودشان مستقیماً وارد نشدند. این‌ها در آثار خود سعی می‌کردند هم از مظلوم بودن ایران دفاع کنند و هم بگویند که دیگر جنگ کافی است و مردم از این اوضاع خسته شدند.

این نویسنده بیان کرد: نویسندگان این آثار مانند احمد محمود و سیروس طاهباز جزو اولین کسانی هستند که ادبیات جنگ را تولید می‌کنند. در مقابل جوانانی هستند که داوطلبانه به جنگ رفته و جنگ را از نزدیک دیده‌اند و آثاری تولید می‌کنند؛ مانند محمدرضا بایرامی، رضا امیرخانی، احمد دهقان، رضا رهگذر و باقی کسانی که در حوزه ادبیات جنگ کار می‌کنند، نگاه این‌ها به جنگ نوعی نگاه جزمی است و در فضای ایزوله شده به جنگ می‌نگرند و پیرو این شعار هم هستند که اگر این جنگ تا ابد هم ادامه پیدا کند ما هستیم، نگاه این افراد چنین است و ادبیاتی که تولید می‌کنند ادبیات ضعیفی است؛ چون تکنیک داستان‌نویسی خیلی قوی ندارند و آثارشان هم تاریخ مصرف دارد و دیگر مخاطب ندارد، آثارشان شعار زده است.

او همچنین اظهار کرد: در دهه هفتاد و هشتاد آثار بهتری درباره جنگ داشتیم. دهه هشتاد گروهی پیدا شدند که من نام آن‌ها را «ضد جنگ‌نویس‌ها» می‌گذارم. این گروه در تقسیم‌بندی‌های جنگ و صلح بیشتر متمایل به هستند صلح هستند. کسانی که به عنوان یک سرباز به صورت اجباری در جنگ حضور داشتند؛ در مدتی که در جنگ حضور داشتند به عنوان کسی بودند که با میل خود به جنگ نرفته بوند، بنابراین اعتراض‌ها و انتقادهایی دارند.

حمید عبداللهیان در پایان گفت: این افراد در دهه هشتاد آثار خود را منتشر کردند، یکی از آن‌ها پیمان هوشمندزاده با کتاب «شاه» است و دیگری حسین مرتضائیان آبکنار با کتاب «عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک» هردوی این کتاب چاپ و بعد از چاپ توقیف شدند. این کتاب‌ها چهره دیگری از جنگ را ارائه کردند چهره‌ای که جنگ‌طلب نبود. این دو کتاب کتاب‌های ضدجنگ ما هستند و از این جهت اهمیت دارند که با نگاه دیگری به جنگ می‌نگرند. به نظر من آثار جنگی ما پس از این هم نوشته خواهند شد.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

اقدام مجمع تشخیص در مسکوت گذاشتن FATF درست بود

محمدرضا پورابراهیمی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به تمدید تعلیق ایران از لیست سیاه FATF، گفت:پرونده FATF تجربه‌ای مشابه پرونده هسته‌ای، سند ۲۰۳۰و پرونده‌های حقوق بشر ایران است.

وی افزود: جبهه استکبار به سرکردگی آمریکا هر جا احساس کند می‌تواند با رویکرد قلدرمآبانه حرف بزند تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد و از ادبیات ترور، کودتا و ظلم برای دستیابی به اهداف خود استفاده می‌کند.

نماینده مردم کرمان در مجلس تاکید کرد: در ادبیات جدید جبهه استکبار علیه ایران غرب با نگاه و پوسته علمی و کارشناسی و منطقی، مسئله‌ای را که در باطن فتنه و حیله علیه جمهوری اسلامی ایران است را در مجامع بین المللی مطرح می‌کند. اگر رفتار جمهوری اسلامی ایران در این حوزه مبتنی بر نگاه حرفه ای نباشد خروجی این برخورد منجر به ضعف جمهوری اسلامی ایران خواهد شد.

در پرونده FATF ادبیات دشمن سیاسی بود

پورابراهیمی با بیان اینکه هر جا ادبیات ما در مقابل دشمن، علمی و تخصصی و مبتنی بر مبانی انقلاب اسلامی و در نتیجه مقاومت و پایداری بود، ما نتیجه گرفتیم، اظهار داشت: هر جا بر این اساس حرکت نکردیم دشمن سوءاستفاده و علیه نظام حرکت کرده است.

وی اضافه کرد: در پرونده FATF ادبیات دشمن از ابتدا این بود که یک موضوع سیاسی با پوسته‌ای علمی و منطقی تحت عنوان شفافیت اطلاعات اقتصادی، مبارزه با پولشویی و مبارزه با تأمین مالی تروریسم را در قالب FATF برای جمهوری اسلامی ایران طراحی کنند.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس تاکید کرد: در نگاه اول، وقتی این موضوع تبیین می‌شود همه با آن موافق هستند کما اینکه ما سال‌ها قبل از ایجاد کنوانسیون FATF، قانون مبارزه با پولشویی را تدوین و تصویب کردیم و در ایران قوانینی مبتنی بر شفافیت اطلاعات اقتصادی به تصویب رسیده بود.

پورابراهیمی تصریح کرد: جمهوری اسلامی می‌توانست بر اساس نگاه دینی و اعتقادی و همچنین شرایط اقتصادی و منطقی نسبت به این موضوع اقدام کند اما جریان FATF یک موضوع منطقی و علمی نبود؛ در واقع جبهه استکبار تلاش داشت از یک ابزار منطقی علیه جمهوری اسلامی به روش غیرمنطقی استفاده کند؛ کلمه حقی که از آن استفاده باطل می‌کند.

وی می گوید: در خصوص FATF صحبت ما با طرف مقابل این بود، اگر قرار است شفافیت اطلاعات و مبارزه با پولشویی وجود داشته باشد باید برای همه اعضا وجود داشته باشد.

نماینده مردم کرمان در مجلس با بیان اینکه امروز کشورهایی در لیست FATF قرار دارند که عقبه تأمین مالی تروریسم هستند، گفت: عربستان تأمین مالی داعش در سوریه و عراق را بر عهده داشت، ردیابی پول‌های عربستان در عراق و سوریه کار ساده‌ای است.

پورابراهیمی با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران باید در مقابل کنوانسیون‌های بین المللی هوشمندانه عمل کند، تاکید کرد: شفافیت اطلاعات مالی در کشور ما وجود دارد اما بخش مورد توجه این کنوانسیون که هدف اصلی جبهه استکبار است این است که مصادیق تأمین مالی تروریسم باید توسط هیأتی بین المللی که در اختیار کشورهای خاصی است تشخیص داده شود.

وی اضافه کرد: کدام آدم عاقلی تصمیم گیری در مورد مسائل اقتصادی خود را به دست کشورهایی می‌سپارد که همیشه علیه منافع ملت ایران عمل کرده اند.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان این مطلب «آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها در ماجرای کنوانسیون‌های مربوط به FATF تلاش دارند با ادبیات سیاسی با جمهوری اسلامی رفتار کنند نه با ادبیات اقتصادی»، تصریح کرد: این ادبیات سیاسی تأمین کنندگان واقعی منابع مالی تروریسم را مستثنی می‌کند و با تعابیر متفاوت قصد مبارزه با انقلاب اسلامی را دارند.

کنوانسیون‌های مدنظر FATF ابزاری سیاسی علیه ملت ایران است

پور ابراهیمی گفت: عده‌ای معتقد بودند جمهوری اسلامی ایران مجبور به پذیرفتن این کنوانسیون است در غیر این صورت بانک‌های ایران تحریم خواهند شد. اما واقعیت این است که در صورت پیوستن بدون شرط به کنوانسیون‌های مدنظر FATF غرب و آمریکا به راحتی می‌تواند از این کنوانسیون به عنوان ابزار سیاسی استفاده کند و ما با دست خودمان محدودیت‌های زیادی را تأیید خواهیم کرد.

وی اظهار داشت: رویکرد دوم این است که تلاش کنیم در خصوص این موضوع با طرف FATF و سازمان‌های بین الملل توافق کنیم و شروط قابل اجرایی را تعیین نمائیم. اگر بر این اساس بتوانیم کار را جلو ببریم می‌توان به این کنوانسیون پیوست.

این نماینده مجلس با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران در این پرونده فراز و نشیب‌هایی را تجربه کرد، یادآور شد: اولین اقدام غیرکارشناسی در خصوص این پرونده به دولت اول آقای روحانی و پذیرش این کنوانسیون توسط آقای طیب نیا بدون هماهنگی با مجلس برمی گردد. در آن زمان، مجلس را مقابل کار انجام شده انجام دادند.

اقدام مجمع تشخیص در مسکوت گذاشتن کنوانسیون‌های FATF درست بود

پورابراهیمی گفت: پس از فراز و نشیب‌های بسیار این لایحه به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفت و مجمع اعلام کرد باید فعالیت کارشناسی برای بررسی این کنوانسیون انجام دهد. به عبارت دیگر زمانی که ما در فاز دفاع از منافع ملی قرار گرفتیم به جای اینکه هول هولکی و سریع این کنوانسیون‌ها را به تصویب برسانیم، بررسی و تصویب آن را متوقف کردیم در نتیجه رویکرد دشمن نیز تغییر کرد. زمانی که دشمن مقاومت و ایستادگی مسئولان را دید مجبور شد تعلیق پی در پی ایران از لیست سیاه FATF را بپذیرد.

وی تاکید کرد: تعلیق پی در پی ایران از لیست سیاه FATF ناشی از مقاومت ایران در عدم پذیرش FATF است. دشمن متوجه شد نمی‌تواند هر اقدامی را علیه جمهوری اسلامی انجام دهد.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس ادامه داد: در بحث برجام نیز پس از خروج آمریکا از برجام عده‌ای به دنبال مذاکره دوم بودند البته ما اجازه چنین کاری را ندادیم و بالاخره با یک سال تأخیر، شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد اگر ظرف ۶۰ روز اروپا اقدامات مورد نظر را انجام ندهد سطح اجرای برجام در کشور تغییر خواهد کرد.

پور ابراهیمی گفت: مقاومت و نگاه هوشمندانه جمهوری اسلامی در عدم پذیرش الگوی مورد نظر غرب در خصوص FATF موجب تغییر رویکرد اروپا شد.

وی تصریح کرد: باید با رویکرد باج خواهانه دشمن مقابله کنیم، اگر ادبیات جمهوری اسلامی ایران مقاومت در برابر ادبیات باج خواهانه دشمن باشد موفق خواهیم شد در غیر این صورت ما قطعاً پیروز نخواهیم شد.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه معتقدم امروز ما در بلک لیست FATF قرار داریم، اظهار داشت: وقتی هیچیک از کشورهای دنیا اجازه همکاری با ایران را ندارد FATF می‌خواهد چه کاری انجام دهد.

پورابراهیمی می گوید: پذیرش FATF موجب گستاخی اروپایی و آمریکایی در برابر ایران خواهد شد. زمانی که ما صددرصد برجام را اجرا کردیم و آنها اجرا نکردند چه تضمینی وجود دارد که زمانی ایران تمام تعهدات خود را در FATF انجام داد FATF به تعهدات خود عمل کند.

وی گفت: برجام نمونه عینی خلف وعده اروپا و آمریکاست، تجربه برجام نشان داد اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها به هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند و اگر ما همه تعهدات خود را اجرا کنیم اروپا و آمریکا امکان دارد هیچیک از تعهدات خود را اجرا نکند.

لزوم ایستادگی در مقابل باج خواهی های آمریکا / عدم‬ وادادگی عامل پیروزی

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس اظهار داشت: چه تضمینی وجود دارد که اگر ایران همه اقدامات خود را انجام دهد از لیست سیاه FATF خارج خواهد شد، شخص وزیر امور خارجه در صحن علنی مجلس در پاسخ به این سوال اعلام کرده است ما هیچ تضمینی در خصوص اقدامات FATF نمی‌دهیم.

پور ابراهیمی گفت: راه مواجهه با باج خواهی دشمن اتخاذ روش‌های هوشمندانه و عدم وادادگی در مقابل دشمن است.

کد خبر 4648857

بازداشت و عزل ۲ مامور متخلف در ماجرای درگیری با دختری در تهرانپارس| ۵ دختر و پسر همچنان در بازداشت هستند| چرا از مأمور زن در حادثه استفاده نشد؟

از ماجرای "راننده اسنپ" تا "درگیری پلیس با دختر جوان"؛ چرا عده‌ای تند با مردم برخورد می‎کنند؟

انتشار عکس گلزار با پوشش نامناسب انتقادات را برانگیخت

منبع این خبر، وبسایت www.isna.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۴۰۴۷۳۳۲ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • سعید فتاحی: قول دادیم که لیگ بهتری را برگزار کنیم
  • استراماچونی: سفیر کوچک ایتالیا در ایران هستم/ اشتباهات باعث شده است تا تبدیل به سرمربی بهتری شوم
  • معاون برون‌مرزی صداوسیما: پرس‌تی‌وی وارد حوزه استحفاظی رسانه‌های غول‌پیکر دنیا شده است/ یک روزی که پیام برون مرزی عقب بیفتد، خسارت می بینیم
  • سرپرست فرهنگستان هنر و رئيس گروه نمايش و ادبيات نمايشي از محمدعلي کشاورز ديدار کردند
  • شرایط بهتری در انتظار بازار موبایل کشور است
  • از رانت‌خواران فرهنگی تا ادبیات مافیازده
  • روایت ۴ نسل از ۴ دهه زندگی در شهر
  • محققان غربی مدتهاست از مطالعات مرتبط با ایران فاصله گرفته‌اند
  • ملی‌پوش اینلاین هاکی: بازیکنان دو رگه در اسپانیا به ما اضافه می‌شوند/ صدرنشین گروه شویم، رتبه بهتری نسبت به گذشته می‌گیریم
  • پورابراهیمی: اقدام مجمع تشخیص در مسکوت گذاشتن FATF درست است/ کنوانسیون‌های مدنظر FATF ابزاری سیاسی علیه ملت ایران است
  • پورابراهیمی: اقدام مجمع تشخیص در مسکوت گذاشتن FATF درست است
  • لحظه‌ای که سهراب مرادی دچار مصدومیت شد تا مرز سکته پیش رفتم/ امیدواریم در مسابقات جهانی نتیجه بهتری نسبت به دور قبل کسب کنیم
  • در کابل مرگ شهروند محترمی است/ جاده یک‌طرفه ادبیات ایران و افغانستان
  • ذهن پوزیتیویست‌های جهان کیارستمی را نمی‌فهمد
  • واکنش پورابراهیمی به مسکوت گذاشتن FATF توسط مجمع تشخیص
  • نظر پور ابراهیمی درباره مسکوت ماندن FATF در مجمع تشخیص
  • اقدام مجمع تشخیص در مسکوت گذاشتن FATF درست است/ با باج‌خواهی دشمن مقابله کنیم
  • اقدام مجمع تشخیص در مسکوت گذاشتن FATF درست است
  • ادبیات ما با عرفان و تصوف پیوند خورده است/ تصوف تهدید نیست