به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایرنا، "مایکل هرش" خبرنگار ارشد و معاون سردبیر خبری فارین پالیسی در تارنمای این اندیشکده آمریکایی، با اشاره به واکنش سرد کشورهای جهان به فراخوان دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا برای تشکیل نیروی ائتلاف دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز برای مقابله با ایران، افزود: پیشنهاد ماه گذشته (ژوئیه) ترامپ برای میانجیگری در اختلاف چند ده ساله هند و پاکستان، موضوع تازه ای برای رئیسان جمهوری دوره کنونی، جز تلاش برای به عهده گرفتن نقش میانجی کل در امور جهانی نبود که از دوره ریاست جمهوری تدی (تئودور) روزولت آغاز شد. وی برای میانجیگیری برای پایان دادن به جنگ ۱۹۰۵ روسیه و ژاپن، برنده جایزه صلح نوبل شد.

تنها تفاوت رئیس جمهوری کنونی با دوره های پیش این است که ترامپ این تلاش را با حداکثر ناشی گری، سوء مدیریت کرد به گونه ای که منجر به تشدید تنش ها میان این ۲ کشور هسته ای شد و "نارندا مودی" نخست وزیر هند که بسیار خشمگین شده بود، در مدت کمتر از یک هفته، نه تنها آشکارا گفت که هیچ مذاکره ای با اسلام آباد در کار نخواهد بود، بلکه به صورت رسمی ایالت کشمیر را به خاک کشورش ضمیمه کرد.

انگیزه این واکنش دهلی نو چیزی جز عدم درک درست موضع مودی توسط ترامپ نبود که با بر زبان آوردن این سخن در برابر دوربین ها که  مودی از وی درخواست میانجیگری کرده است، افزون بر تحقیر وی، موجب شگفتی همراه با شادی عمران خان نخست وزیر پاکستان در سفر به واشنگتن شد. این درحالیست که هیچ یک از نخست وزیران هند به ویژه سیاستمدار ملی گرایی مانند مودی، هیچ گاه به پذیرش میانجیگری بین المللی بر سر کشمیر که دهلی نو آن را استان هند می خواند، رضایت نداده اند. آشکارترین مطلب برای ناظران این است که انگیزه ترامپ از این اظهارنظرهای نادرست گاه و بیگاه درباره یکی از پیچیده ترین و دشوارترین مسائل منطقه جنوب آسیا، ترغیب اسلام آباد برای کمک به واشنگتن در اجرای برنامه بیرون بردن نیروهایش از خاک افغانستان و همچنین شاید دانسته ها و آگاهی ناچیز وی در باره کشمیر، به استثنای پوشش مردم این سرزمین باشد. شاشی سرور مقام بلندپایه پیشین سازمان ملل متحد و عضو مجلس هند از حزب کنگره ملی، در توئیتی نوشت: من صادقانه تصور نمی کنم ترامپ کمترین آگاهی از موضوعی که در باره آن سخن می گوید، داشته باشد.

هرش در نوشتار خود در "فارین پالیسی" می افزاید: این وضع به الگویی کاملا دائمی تبدیل شده، به گونه ای که کشورهای دیگر جهان به صورت فزاینده ای به راه خود می روند، زیرا آشکار شده است که دولت ترامپ تنها منافع خود را در نظر می گیرد و هیچ علاقه ای به درک منافع احتمالی دیگران ندارد. ما شاهد اثبات این موضوع در شرق آسیا بوده ایم که ترامپ ضمن نادیده گرفتن تهدیدهای ناشی از آزمایش های تازه موشکی کره شمالی علیه این منطقه، مداخله اندکی در اختلافات اخیر ژاپن و کره جنوبی به ویژه از گونه ای که واشنگتن در گذشته که از اعتبار بیشتری برخوردار بود، از آنها جلوگیری کرده بود، داشته است. همچنین ما شاهد این موضوع در خودداری دیگر کشورها از پیوستن به نیروی حفاظت از کشتی های نفتکش به فرماندهی آمریکا در خلیج فارس بوده ایم، هر چند که بریتانیای تحت رهبری بوریس جانسون نخست وزیر تازه این کشور که موضع دوستانه ای نسبت به ترامپ دارد، ممکن است آن را بپذیرد. بنابراین فلسفه و شعار "نخست آمریکا"ی ترامپ در عمل به چیزی تبدیل شده است که بیشتر "فقط آمریکاست".

در نوشتار فارین پالیسی به قلم مایکل هرش آمده است: با گذشت ۲ سال و نیم از دوره ریاست جمهوری ترامپ، این روش برخورد از مرحله صرفا آزار دهنده فراتر رفته و شروع به تغییردادن رفتار کشورهای جهان (در قبال واشنگتن) کرده است، به گونه ای که شروع به اقدام هایی کرده اند تقریبا مانند اینکه ایالات متحده یا اصلا وجود ندارد و اگر وجود هم داشته باشد، عمدتا مانع و بازدارنده است.

اکنون سخن بسیاری از کارشناسان از اوایل دوره ریاست جمهوری ترامپ درباره به وجود آمدن بحران اعتبار ایالات متحده، بسیار خوشبیانه تلقی می شود و این همان مطلبی است که در ماه های اخیر و از هنگام تلاش یک تنه ترامپ برای تشکیل جبهه ای علیه ایران و یا  متحد کردن تقریبا ناموفق دیگر کشورهای علیه هوآوی غول فنآوری چین، شنیده ایم. هرچند اکنون به نظر می رسد که این مساله از مرحله بحران نیز فراتر رفته است و به این نتیجه رسیده که در بسیاری از مناطق بحرانی جهان، بخش بزرگی از اعتبار ایالات متحده از بین رفته است.

تاکنون سران کشورها مانند شینزو آبه نخست وزیر ملی گرای ژاپن به شدت برای مهار شخصیت خودپسند ترامپ تلاش کرده اند، به گونه ای که دستکم به گفته خودش، آبه وی را نامزد دریافت جایزه صلح نوبل کرده است، هر چند تنها به این نتیجه منجر شده که دریابند این وفاداری، واکنش مناسبی دریافت نکرده است. اما اکنون آنها اوضاع را چنین محاسبه می کنند که ترامپ حتی ممکن است در انتخابات ۲۰۲۰ در برابر جبهه ضعیف دمکرات ها به ریاست جو بایدن معاون رئیس جمهوری سابق پیروز شود که به معنای تهیه و فراهم کردن طرح های درازمدت و همزمان کنارگذاشتن وابستگی به واشنگتن است. یعنی معادله آشکاری به این صورت است که: شما ما را نادیده بگیرید و ما نیز شما را نادیده خواهیم گرفت.

به گفته حسین حقانی سفیر پیشین پاکستان در ایالات متحده، رویکرد ترامپ به روابط بین المللی، تعاملی است که در آن توجه اندکی به هم پیمانان تاریخی یا حتی دشمنان سنتی آمریکا وجود دارد و بیشتر به قرار گرفتن در عناوین اخبار و رسانه های ایالات متحده توجه شده که ممکن است موجب محبوبیت ترامپ در پایگاه خود (جمهوریخواهان) در این کشور شود. اظهارنظرهای ترامپ در هنگام دیدار با عمران خان تنها یک هدف داشت: دریافت کمک از پاکستان برای دستیابی به توافقی با طالبان به منظور بیرون بردن نیروهای ارتش ایالات متحده از افغانستان پیش از انتخابات ۲۰۲۰، که موجب ناراحتی مودی و تصمیم وی برای سرعت بخشیدن به انضمام کشمیر به خاک ین کشور شد و تاثیر اندکی در برآورده شدن خواسته ها و اهداف ترامپ در افغانستان داشت.

روزولت برای نمونه و برخلاف رویکرد شوالیه گری ترامپ، با مطالعات و بررسی عمیق اوضاع و شرایط شرق آسیا و موازنه های قدرت در این منطقه، آگاهانه پیش بینی کرد که ژاپن به قدرت برتر این منطقه تبدیل خواهد شد که منجر به مذاکره وی در باره امضای پیمان پورتسموث میان توکیو و مسکو شد. همچنین است تغییر سیاست و موضع استادانه ریچارد نیکسون با چین در دوره جنگ سرد، یا ورود عمیق جیمی کارتر و بیل کلینتون به مسائل اسرائیل و فلسطینیان در کمپ دیوید در سال های ۱۹۷۸ و ۲۰۰۰. هدف همه این تلاش های گسترده دستکم آنگونه که به جهانیان عرضه شد، افزایش منافع ایالات متحده و همه کشورهای جهان بود.

اما آنگونه که به ویژه منازعه و جدال کنونی میان ژاپن و کره جنوبی کاملا نشان می دهد، ظاهرا ترامپ کاملا متفاوت است. نقش مسلط ایالات متحده در تثبیت اوضاع منطقه آسیا و اقیانوسیه در چند دهه گذشته، از اوجگیری کامل خصومت قدیمی میان این ۲ کشور که به زمان زیادی پیش از جنگ دوم جهانی بازمی گردد، جلوگیری کرده بود. ویکتور چا مدیر پیشین امور آسیا در شورای امنیت ملی آمریکا در دوره جرج دبلیو بوش گفت: واشنگتن تا دوره دولت باراک اوباما رئیس جمهوری پیشین، برای حفظ این نقش مذاکرات سه جانبه منظمی در سطح معاونان وزیران برگزار می کرد، اما پس از آن بخش عمده ای از این تلاش ها، متوقف شده است.

به گفته استوارت پاتریک عضو شورای روابط خارجی آمریکا؛ در دولت های پیشین صرف نظر از خطوط و گرایش های سیاسی آنها، اعتبار تعهدات ایالات متحده و اعمال فشار شدید در هنگام لزوم، می توانست اختلاف های ژاپن و کره جنوبی را مهار کند. اما تضعیف مداوم جایگاه راهبردی ایالات متحده توسط ترامپ و غیرقابل پیش بینی بودن کلی وی، رفتارهای بازدارنده و تدافعی را افزایش داده است.                                        

فارین پالیسی می افزاید: توکیو با عدم حضور نیرومند ایالات متحده، به صورت تهاجمی تری نسبت به چند دهه گذشته اقدام و عمل می کند، به گونه ای که در همین ماه اوت، ناگهان جایگاه کامله الوداد سئول را لغو کرد. این تصمیم توکیو در پی صدور حکم یک دادگاه کره جنوبی در باره الزام شرکت های ژاپنی به پرداخت غرامت به قربانیان دوره جنگ، بر سر مسئله قدیمی کار اجباری شهروندان کره برای ژاپن و سوء استفاده جنسی نظامیان این کشور از زنان کره ای، گرفته شد.

اما ترامپ با تمرکز تقریبا کامل بر روابط بازرگانی ایالات متحده با چین در رویکرد خود نسبت به این منطقه، آشکارا گفته است که هدف اصلی وی از مهار کردن کره شمالی، جلوگیری از ساخت موشک بالستیک دوربردی است که بتواند با کلاهک هسته ای سواحل و خاک ایالات متحده را هدف قرار دهد. بنابراین وی در حالی آزمایش موشک های کوتاه برد توسط پیونگ یانک را اقدامی کاملا عادی، دانست که شواهد حاکی از نکات دیگری بود و این موشک ها، ژاپن، کره جنوبی و دیگر کشورهای این منطقه را تهدید می کردند. ترامپ به رغم اینکه ظاهرا با گذشت بیش از یک سال از اجلاس اولیه اش با کیم جونگ اون رهبر کره شمالی، تقریبا هیچ پیشرفتی به دست نیاورده و حتی این کشور تهدیدهایش را علیه همسایگانش تشدید کرده، به شخصی سازی کامل این مساله با اشاره و تکیه بر روابط عاطفی خود با کیم ادامه داده و حتی چند روز پیش گفته است: تصور می کنم که ملاقات دیگری داشته باشیم و او (کیم) یک نامه سه صفحه ای بسیار جذاب برای من نوشته که واقعا عالی است.

رئیس جمهوری آمریکا سخن دیگری نگفته است. در واقع ناپیوستگی عجیب و غریبی میان شعارها و لفاظی های ترامپ درباره چین و سخنان مارک اسپر وزیر دفاع تازه وی وجود دارد که در دیدار اخیرش از منطقه آسیا و اقیانوسیه، خواستار استقرار موشک های تازه زمین پایه ایالات متحده در این منطقه شده و اعلام کرده که چین، با استفاده از اقتصاد یغماگر، مبادله بدهی با حق حاکمیت و تبلیغ دزدی مورد حمایت دولت از مالکیت های معنوی دیگر کشورها، از  منابع مشترک جهان استفاده تسلیحاتی می کند. این درحالیست که ترامپ با خروج از پیمان همکاری دو سوی اقیانوس آرام (تی پی پی) با شرکت ۱۲ کشور که هدف آن اعمال فشار بر چین برای همین مسائل بود، منابع مشترک جهان را بی دفاع به حال خود رها کرد.

ترامپ حتی با وجود اوجگیری تظاهرات اعتراض آمیز در هنگ کنگ، به علت نگرانی از احتمال جلوگیری از اجرای برنامه تجاری دوجانبه اش، از توجه به مسائل حقوق بشری در این سرزمین خودداری کرد و حتی در واشنگتن نیز برخی اعضای دولتش را به همین علت حذف می کند.

پاتریک گفت: امیدواری برخی اعضای دولت آمریکا که از ایجاد منطقه آزاد و باز در حوزه اقیانوس های هند و آرام سخن می گویند، این بوده است که کشورهای دارای دمکراسی بازار در این منطقه به صورت طبیعی منافع خود را در برابر چین هم راستا ببینند، بنابراین حتی در صورت عقب نشینی اندک ایالات متحده، کشورهای هم پیمان و شریک بتوانند به صورت کلی متحد شوند. اما شخص ترامپ به ویژه به این علت که مخالفتش با پیمان همکاری کشورهای دو سوی اقیانوس آرام (تی پی یی) به معنای وجود موازنه اقتصادی اندکی در برابر کشش چین به شمار می رود، اجرای این طرح را غیرممکن می سازد، در حالی که به نظر می رسد کره جنوبی آماده پذیرش آن باشد.  

به گفته چا؛ ترامپ رویکرد خود را به شرق آسیا در هیچ چارچوب گسترده تری به استثنای مذاکرات بازرگانی با چین، جای نمی دهد، به دیگر بیان این برنامه شخصی ترامپ است و بقیه کشورهای جهان هم برنامه خود را دارند.

منبع: اقتصاد آنلاین

مطالب پیشنهادی:

عکس| خانم بازیگر در کنار همسری که ۲۸ سال از او بزرگ‌تر است

بازداشت ۲ نماینده مجلس به اتهام اخلال در بازار خودرو

جانشین استوکس از فرانسه می آید

کلیدواژه: معاون کشورهای جهان خلیج فارس تنگه هرمز ریاست جمهوری جنگ روسیه کشمیر خاک دوربین شادی پاکستان واشنگتن افغانستان پوشش سازمان ملل متحد جهان دولت کره شمالی ژاپن کره جنوبی کشتی فلسفه ایالات متحده ایران انتخابات رسانه طالبان مسکو چین بیل کلینتون اقیانوسیه امنیت ملی باراک اوباما زنان وزیر دفاع زمین اقتصاد اقیانوس آرام حقوق دولت آمریکا اقیانوس عقب نشینی ایالات متحده آمریکا تنگه هرمز خلیج فارس ریاست جمهوری آمریکا

منبع این خبر، وبسایت www.eghtesadonline.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۴۷۵۷۵۶۳ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
خبر بعدی:

خونین‌ترین و معروف‌ترین شورش‌های تاریخ در زندان‌ها



برای هر کسی که در زندان کار می‌کند، بدترین سناریوی ممکن این است که زندانیان دست به شورش بزنند. وقتی که یک ساختمان مملو از خلافکار و جانی خشن است، فکر کردن به این که آن‌ها با هم متحد شده و شورش کنند بسیار ترسناک خواهد بود. شرایط زمانی ترسناک‌تر می‌شود که بدانید این زندانیان محکوم به حبس ابد، اعدام یا دستکم حبس‌های بسیار طولانی بوده، چیزی برای از دست دادن نداشته و ابایی از کشت و کشتار و خشونت بی حد و مرز ندارند.

۱۰. نبرد آلکاتراز


از آنجایی که زندان آلکاتراز در دل خلیج سان‌فرانسیسکو قرار گرفته است، زندان فدرال جزیره آلکاتراز زندانی بدون امکان فرار یا آشوب شناخته می‌شد. با این وجود، در ۲ می ۱۹۴۶، برنارد کوی، سارق بانک، که در بخش سی زندان مشغول نظافت بود، به یکباره به مسئول اسلحه‌خانه زندان حمله کرد و بعد از برداشتن کلید‌ها و باز کردن سلول زندانیان، همراه با ۵ هم‌دست خود به اسلحه‌خانه رفته و با برداشتن سلاح‌ها موفق به خلع سلاح تمامی نگهبانان آن بخش از زندان شد. نقشه کوی گروگان گرفتن نگهبانان و دیگر زندانیان و فرار کردن با قایق موتوری زندان بود. اما به خاطر عجله بیش از حد هنگام باز کردن در سالن به سمت حیاط زندان، باعث گیر کردن در خروجی شده و همگی در داخل راهرو به دام افتادند. مدت کوتاهی بعد آژیر خطر به صدا درآمده و آن بخش از زندان به محاصره دیگر نگهبانان درآمد. یکی از همدستان او به نام جوزف داچ کرتزر به این نتیجه رسید که بهترین استراتژی ممکن کشتن تمامی گروگان‌هاست تا نتوانند در مورد کسی که آغازگر شورش بوده شهادت دهند.

بدین ترتیب، در اثر تیراندازی نامنظم او به سمت نگهبانان، یکی از آن‌ها کشته شده و ۵ نگهبان دیگر نیز زخمی شدند. زندانیان شورشی همچنان از تسلیم شدن خودداری کرده و به سمت نگهبانان و مقامات زندان که آن‌ها را محاصره کرده بودند تیراندازی نمودند. بعد از کشته شدن یک نگهبان دیگر در تیراندازی‌ها، دو گروهان از تفنگداران ویژه دریایی به مخصمه وارد شدند تا به این بحران پایان دهند. آن‌ها به موضع شورشیان حمله کرده و گروگان‌های زخمی را آزاد کردند. سه تن از نفرات اصلی زندانیان شورشی به راهرو‌های بخش عقب‌نشینی کرده و به تیراندازی به سمت نگهبانان ادامه دادند. در نهایت، دو روز پس از آغاز شورش، هر سه نفر آن‌ها به ضرب گلوله کشته شده و «نبرد آلکاتراز» به پایان رسید. یکی دیگر از زندانیان به دلیل دخالتش در این آشوب به حبس ابد محکوم شده و دو تن دیگر نیز اعدام شدند.

۹. کشتار کاراندیرو


یکی از خشن‌ترین و ترسناک‌ترین واکنش‌ها نسبت به شورش در زندان در سال ۱۹۹۲ در زندان کاراندیرو در سائوپولو، برزیل رخ داد. در آن زمان کاراندیرو بزرگ‌ترین زندان در آمریکای جنوبی و یکی از شلوغ‌ترین آن‌ها بود. اگر چه این زندان برای ۳۵۰۰ زندانی طراحی شده بود، اما بیش از ۷۳۰۰ زندانی در آن جای داده شده بودند. از آنجایی که هر لحظه امکان شورش و خشونت در زندان وجود داشت، به این زندان لقب «بشکه باروت» داده بودند. در بعدازظهر روز دوم اکتبر آن سال، درگیری بین دارودسته‌های خرید و فروش مواد مخدر در زندان به یک شورش تمام عیار منتهی شد. زندانیان کنترل زندان را در دست گرفته و مقامات نیز هیچ تلاشی برای مذاکره با آن‌ها انجام ندادند و به جای آن ارتش وارد ماجرا شد. سه ساعت پس از آغاز شورش بیش از ۳۰۰ پلیس ارتش به سمت زندانیان خشمگین آتش گشودند.

این تیراندازی‌ها باعث کشته شدن ۱۱۱ زندانی و زخمی شدن ۳۵ نفر دیگر شد. اگر چه در طی این شورش ۲۲ نگهبان نیز زخمی شده بودند، اما هیچکدام کشته نشدند که نشان می‌داد خشونت ارتش علیه زندانیان هیچ توجیهی نداشته است. بسیاری از شاهدان عینی گفتند که اکثر زندانیان کشته شده هنگام مخفی شدن در سلول‌هایشان و در زمان تلاش برای تسلیم شدن مورد هدف قرار گرفتند. بدین ترتیب فرمانده نیرو‌های پلیس به دادگاه فراخوانده شد هرچند خیلی زود از وی رفع اتهام گردید.

۸. شورش کوبایی‌های آتلانتا


در نوامبر ۱۹۸۷، زندانیان دو زندان مجزا در جنوب ایالات متحده همزمان دست به آشوب زدند. آن ماه، دولت ایالات متحده توافقنامه‌ای را برای بازگرداندن ۲۵۰۰ شهروند ملی‌گرای کوبایی که به شکل غیرقانونی وارد این کشور شده بودند امضا کرد. این کوبایی‌ها در زندان‌های اوکدیل، لوییزیانا و زندان فدرال آتلانتا به خاطر ورود غیرقانونی به ایالات متحده زندانی شدند. از آنجایی که اداره فدرال زندان‌ها هشدار چندانی پیش و پس از امضای این توافقنامه دریافت نکرده بود، برای واکنش‌های خشن زندانیان کوبایی آمادگی چندانی نداشتند. در روز ۲۱ نوامبر و تنها یک روز پس از امضای این توافقنامه، بیش از ۱۰۰۰ بازداشت شده کوبایی در اوکدیل به صورت دسته جمعی سعی در فرار داشتند. وقتی که این زندانیان در فرار ناکام ماندند، کنترل زندان را در دست گرفته و ۲۸ نفر را به گروگان گرفتند. خبر مربوط به شورش در اوکدیل خیلی زود به زندان فدرال آتلانتا نیز رسید.

در روز ۲۳ نوامبر، بیش از ۱۴۰۰ زندانی کوبایی این زندان نیز دست به شورش زده و ۷۵ نفر را به گروگان گرفتند. در این حین، یکی از زندانیان توسط نگهبانان مورد هدف قرار گرفته و کشته شد. شورش در هر دو زندان بیش از یک هفته به طول انجامید و کوبایی‌ها درخواست تضمین کردند که به کشورشان بازگردانده نخواهند شد. سرانجام در ۲۹ نوامبر، ۸ روز پس از شروع آشوب‌ها، زندانیان شورشی اوکدیل با امضای یک توافقنامه مبنی بر اینکه وقت کافی برای صحبت در اختیار آن‌ها قرار خواهد گرفت تسلیم شدند. در ۴ دسامبر نیز کوبایی‌های زندان آتلانتا با توافق مشابهی خود را تسلیم کردند. در سال‌های بعد حدود ۱۰۰۰ نفر از این زندانیان به کوبا بازگردانده شدند، اما بقیه توانستند همچنان در ایالات متحده باقی بمانند.

۷. نبرد قلعه جنگی


در نوامبر ۲۰۰۱، در شرایطی که حوادث ۱۱ سپتامبر هنوز تازه بود، نیرو‌های اتحاد شمالی در افغانستان بیش از ۱۰۰۰ عضو طالبان و القاعده را اسیر کردند. آن‌ها این زندانیان را به کمپ قلعه جنگی بردند، اما قبل از ورود آن‌ها به زندان مذکور، آن طور که باید آن‌ها را تفتیش نکردند. برخی از آن‌ها همراه خود نارنجک داشتند و از این نارنجک‌ها برای حملات انتحاری علیه سربازان اتحاد استفاده کردند که مرگ ۲ سرباز را در پی داشت هر چند بدترین بخش شورش هنوز در راه بود. در ۲۵ نوامبر، دو افسر سیا برای بازجویی از زندانیان به قلعه جنگی رسیدند.

در حین یکی از بازجویی‌ها، یک اسلحه کلاشینکف را از دست یکی از نگهبانان قاپیده و با آن یکی از افسران سیا را به قتل رساند. در ادامه زندانیان دست به خلع سلاح نگهبانان زده و کنترل زندان به بدست گرفتند. نیرو‌های ویژه آمریکایی و بریتانیایی به کمک نیرو‌های افغان آمده و یک جنگ یک هفته‌ای بین دو طرف آغاز شد. در دو روز پس از آشوب، بسیاری از زندانیان کشته شده و بخش زیادی از زندان به کنترل نیرو‌های نظامی درآمد. با این وجود بیش از ۱۰۰ زندانی به زیرزمین مجتمع عقب نشینی کرده و در ۴ روز آینده همانجا مانده و به مقاومت ادامه دادند. نیرو‌های افغان با تزریق مواد اشتعال‌زا به درون زیرزمین و آتش زدن آن سعی کردند زندانیان را بیرون بکشند. وقتی که این نقشه جواب نداد، آن‌ها آب در حال یخ زدن را به درون زیرزمین پمپاژ کردند. تعدادی از زندانیان باقیمانده خفه شده، اما بیشترشان تسلیم نیرو‌های افغان شدند. از ۱۰۰۰ زندانی اولیه این کمپ، در نهایت تنها ۸۶ زندانی پس از شورش زنده مانده بودند.

۶. شورش زندان ایالتی مونتانا


برای بیش از یک قرن، زندان ایالتی مونتانا، نماد شهر کوچک دیر لاج بود، اما در اواخر دهه ۱۹۵۰، ساختمان زندان به شدت در معرض تخریب قرار گرفت. در بعدازظهر ۱۶ آوریل ۱۹۵۹ نوبت به یک شورش رسید که در آن یک خلافکار سابقه‌دار به نام جری میلز و دوست ۱۹ ساله‌اش، لی اسمارت، دست به آشوب زدند. یکی از هم سلولی‌های این دو به نام جرج آلتون که در گاراژ زندان کار می‌کرد، مقداری بنزین گیر آورده و هر سه آن را روی یکی از نگهبانان ریخته و او را تهدید به آتش زدند کردند. وی در نهایت اسلحه و کلید‌های خود را به آنان تحویل داد. این سه دیگر زندانیان را آزاد کرده و تمامی نگهبانان را به گروگان گرفتند. آن‌ها در ادامه به دفتر رییس زندان رفته و معاون زندان را به قتل رساندند. یکی دیگر از مقامات زندان با فرماندار مونتانا تماس گرفته و گارد ملی مونتانا به زندان فرا خوانده شد که با یک درگیری ۳۶ ساعته بین دو طرف همراه بود.

در این مدت، میلز از یک بلندگو برای صحبت با رسانه‌ها استفاده می‌کرد و ادعا نمود که برای بهبود شرایط زندان این شورش را راه‌اندازی کرده است. اما در واقع او در حال خرید زمان برای کشیدن نقشه‌ای جدید بود و زندانیان همزمان در حال کندن تونلی زیر دیوار برج شمالی زندان بودند. در اولین ساعات روز ۱۸ آوریل، نیرو‌های گارد ملی به زندان حمله کردند. اکثر زندانیان تسلیم شده و گروگان‌ها آزاد شدند، اما میلز و اسمارت به تیراندازی ادامه دادند تا اینکه میلز دوست جوانش را به قتل رسانده و سپس خودکشی کرد.

۵. شورش غیرنظامیان


در سال ۱۸۲۱ زندان ایالتی آوبرن در نیویورک، تحت ریاست مردی بیرحم به نام الام لیندز اداره می‌شد که به شکنجه و شلاق زدن زندانیان مبادرت می‌ورزید. بسیاری از نگهبانان زندان نیز با این روش اداره زندان مخالف بودند. یک روز، لیندز سه تن از نگهبانان را به دلیل خودداری از شلاق زدن زندانیان اخراج می‌کند و یک آهنگر محلی به نام جاناتان تامپسون را برای انجام این کار فرا می‌خواند. آن روز غروب، تامپسون پس از خارج شدن از زندان خود را با گروهی از افراد روبرو می‌بیند.

این گروه آنقدر از کتک خوردن زندانیان توسط او عصبانی بودند که روی بدن او قیر و پر مرغ ریخته و او را در خارج از زندان و روی خط راه آهن گرداندند. زندانیان با دیدن این صحنه دست به شورش زدند. اگر چه این آشوب چندان قابل توجه نبود، اما لیندز از آن به عنوان ابزاری برای تایید روش‌های بیرحمانه خود علیه زندانیان استفاده کرده و پس از این ماجرا، شرایط برای زندانیان بسیار دشوارتر از قبل شد.

۴. شورش در زندان لوکاسوایل


در سال ۱۹۹۳ در زندان اوهایو جنوبی در لوکاسوایل شورشی صورت گرفته و سه گروه از زندانیان. برادران آریایی، طرفداران گانگستر سیاه و مسلمانان زندان. یک اتحاد نامتجانس را تشکیل دادند. ماجرا از آنجا آغاز شد که اداره سلامت اوهایو تزریق واکسن سل را برای تمام زندانیان اجباری اعلام کرد. این تصمیم مورد مخالف شدید مسلمانان زندان قرار گرفت که آن را مخالف باور‌های دینی خود می‌دانستند. بدین ترتیب در اتحاد با دارودسته‌های دیگر زندان، شورشی بزرگ در ۱۱ آوریل آغاز شد که در آن بیش از ۴۵۰ زندانی، کنترل بخشی از زندان را در دست گرفته و ۸ نگهبان را به گروگان گرفتند.

این شورش ۱۱ روز ادامه داشت و در ۱۵ آوریل، مقامات با قطع کردن برق و آب زندان سعی در پایان ماجرا داشتند که شورشیان نیز با کشتن یکی از نگهبانان به این موضوع واکنش نشان دادند. در این مدت ۹ تن از زندانیان نیز کشته شدند. در نهایت آن‌ها با تسلیم شدن موافقت کردند، اما قبل از آن، یکی از زندانیان همراه خود که مسئول تماس‌های تلفنی در حین مذاکرات بود را از ترس اطلاعاتی که در این مدت کسب کرده بود به قتل رساندند. با این وجود رهبران این شورش به خاطر قتل‌ها به مرگ محکوم شدند.

۳. عملیات نجات زندان قصر


در ۱۲ فوریه ۱۹۷۹، یک گروه خشمگین به زندان قصر در تهران حمله کردند که با آزاد شدن بیش از ۱۱هزار زندانی همراه شد. این گروه اصلاً خبر نداشتند که حمله آن‌ها به زندان جزیی از یک نقشه از پیش طراحی شده توسط سرویس مخفی ایالات متحده است. این اتفاق در آستانه انقلاب اسلامی رخ داد. دو ماه پیش از این شورش، دو تن از مدیران کمپانی آمریکایی الکترونیک دیتا سیستمز (EDS) که در زمینه نصب سیستم‌های کامپیوتری در ایران فعالیت می‌کرد، به جرم فساد دستگیر و زندانی شدند. موسس این کمپانی، روس پروت بود که بعد‌ها نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده شد. وقتی که وی نتوانست از طریق مذاکره دو مدیر زندانی خود را آزاد کند، سراغ گروهی از نیرو‌های سابق نظامی رفته و از آن‌ها کمک خواست، بدین ترتیب بود که عملیات موسوم به «عملیات پای داغ» شکل گرفت.

در حین آماده شدن شرایط برای نجات این دو زندانی، آن‌ها را به زندان قصر منتقل کردند. از آنجایی که هیج عملیات نظامی نمی‌‎توانست آن‌ها را از این زندان آزاد کند، پروت نقشه دیگری ریخته و از یکی از کارکنان ایرانی دیتا سیستمز به نام رشید کمک گرفت. در عصر روز ۱۲ فوریه آن سال، رشید گروهی از افراد مخالف حکومت شاه را رهبری کرده و آن‌ها را متقاعد کرد که تعدادی از انقلابیون در زندان قصر زندانی شده‌اند. بدین ترتیب بود که آن‌ها به زندان حمله کرده و همه زندانیان را آزاد کردند و رشید توانست در خفا، دو رییس خود را نیز آزاد نماید. در نهایت این دو به کمک عوامل پروت از کشور خارج شدند.

۲. زندان استرینجویز


یکی از طولانی‌ترین شورش‌های زندان در تاریخ در زندان استرینجویز در منچستر انگلیس رخ داد. در سال ۱۹۹۰، نزدیک به ۳۰۰ نفر از ۱۶۴۷ زندانی این زندان که از شرایط نامساعد و بیرحمی زندانبانان گله داشتند در اول آوریل برای تمیز کردن کلیسای زندان و انجام مراسم دعا حاضر شدند. در این حین یکی از زندانیان با در دست گرفتن میکروفن، دیگر زندانیان را به تصرف زندان فراخواند. در نهایت کنترل تمامی زندان بدست زندانیان افتاد. در ادامه روز اکثر زندانیان تسلیم شده، اما حدود ۲۰۰ نفر از آن‌ها همچنان بخش زیادی از زندان را در اختیار داشتند و چندین نگهبان را به گروگان گرفتند.

در نهایت این شورش ۲۵ روز ادامه داشت تا اینکه مذاکرات نتیجه داد، اما این شورش باعث وقوع شورش‌های دیگری در سراسر زندان‌های بریتانیا شد. در نهایت در ۲۵ آوریل تنها ۵ زندانی از تسلیم شدن خودداری می‌کردند که در نهایت آن‌ها نیز از سقف زندان پایین آمده و تسلیم شدند. در این شورش تنها یک زندانی و یک نگهبان کشته شدند هر چند تعداد زخمی‌ها به ۱۹۴ نفر رسید. این شورش در نهایت به بازنگری‌های گسترده در سیستم زندان‌های کشور منتهی شد.

۱. شورش زندان آتیکا


بدترین و خشونت‌بارترین شورش زندان جهان در سال ۱۹۷۱ در زندان آتیکا در نیویورک رخ داد. این زندان نیز به شدت شلوغ و پر از تنش بود. در ۸ سپتامبر آن سال، یک نگهبان به اشتباه فکر کرد که دو تن از زندانیان در حال دعوا هستند و به این بهانه هر دوی آن‌ها را برای تنبیه از سلولشان بیرون آورد. به سرعت شایعاتی در مورد شکنجه این دو زندانی پخش شد. صبح روز بعد درگیری بین زندانیان و نگهبانان آغاز شد تا اینکه بیش از ۱۰۰۰ زندانی، کنترل بخش بزرگی از زندان را بدست گرفتند که با خرابی گسترده آن بخش از زندان و به گروگان گرفتن ۴۲ نفر از کارکنان زندان همراه شد.

بخش اعظم این زندانیان از اقلیت‌های قومی بودند که نگهبانان را به داشتن تمایلات نژاد پرستانه و شکنجه اقلیت‌های نژادی زندان متهم می‌کردند. آن‌ها خواستار دخالت دولت فدرال در اداره زندان و بهبود شرایط بودند. رویارویی دو گروه ۴ روز به طول انجامید، اما فرماندار نیویورک از بازدید از زندان، صحبت با زندانیان و عفو عمومی زندانیان به خاطر شورش سر باز زد. در نهایت، در روز ۱۳ سپتامبر، فرماندار به نیرو‌های پلیس ایالتی و گارد ملی دستور حمله داد. با پایان درگیری‌ها بیش از ۱۰ گروگان و ۲۹ زندانی کشته شده بودند که مرگ تمامی گروگان‌ها در اثر آتش نیرو‌های نظامی رخ داده بود.

برترین ها

دیگر خبرها

  • کارمندان گوگل علیه همکاری با دولت آمریکا
  • تصمیم ترامپ درباره اعطای شهروندی به دلیل تولد در خاک آمریکا
  • هشدار شدید کره شمالی علیه تحریم‌های آمریکا
  • آمریکا: چین و روسیه به یک معاهده هسته‌ای جدید بپیوندند
  • روزهای داغ تابستانی رهبران «گروه ۷» در فرانسه
  • آمریکا خواستارکنترل‌موثر تسلیحات اتمی چین و روسیه
  • قاطعانه تحریم‌هایی علیه هر کسی که به نفت‌کش ایرانی کمک کند، اعمال می‌کنیم
  • اقدام جدید ترامپ ارزش پاسپورت ایالات‌متحده را زیر سؤال برد/ هم از ترامپ بیزاریم، هم از اسرائیل +عکس
  • دموکرات‌های نامزد ریاست جمهوری آمریکا خواهان تغییر روابط با سعودی هستند
  • ظلمی که ترامپ در حق آمریکایی ها می کند/ آمریکا رو به زوال است
  • ترامپ: چین سال‌هاست که کلاه ما را برمی‌دارد! / من رهبر برگزیده برای مقابله با چین هستم
  • پکن اولویت اول وزارت دفاع ایالات متحده است
  • ترامپ: روسای جمهور قبلی باید مثل من با چین رفتار می‌کردند
  • ترامپ: من رهبر برگزیده برای مقابله با چین هستم
  • گزارش| ابعاد و پیامدهای سفر معاون وزیر خارجه آمریکا به آسیای مرکزی
  • توهین ترامپ به یهودی ها!
  • ۲۸ مرداد به روایت برایان هوک
  • ترامپ همزمان به دانمارک و یهودیان آمریکایی توهین کرد
  • کالیفرنیا در شُرُف سقوط!