یکی از زیباترین رخدادهای پس از عاشورا، حضور انقلابی و هدفمند امام سجاد(ع) بود . درخشان ترین سخنرانی های پس از عاشورا، سخنرانی های امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) است.
این روز دوازدهم محرم که روز شهادت امام سجاد(ع) است را با شعری از حمیدرضا برقعی که داغ ها و مصائب امام چهارم را به تصویر کشیده، روایت می کنیم:

همان وقتی که خنجر از تن خورشید سر می‌خواست
امامت از دل آتش چنان ققنوس برمی‌خاست

علی باشی و در میدان نجنگی، داغ از این بدتر؟
خدا او را به بزم عشق بازی شعله‌ور می‌خواست

علی در خونِ خود پرپر علی با تیرِ در حنجر
علی از شعله سوزان‌تر علی بودن هنر می‌خواست

نباید شعله این ماجرا یک لحظه بنشیند
عبایش سوخت در آتش که آتش بال و پر می‌خواست

به پای این کبوتر نامه‌ای از جنس زنجیر است
که فریاد بلند تشنگان پیغامبر می‌خواست

مصیبت تازه بعد از کربلا آغاز شد یعنی
به غیر از خونِ تن، دشمن از او خون جگر می‌خواست

خرابه، خیزران، خنیاگری‌ها، خارجی خواندن
نمک از زخم‌هایش زخم‌های تازه‌تر می‌خواست

امامت را زنی با خود به هر جان کندنی می‌برد
که زینب بود، اگر او زیر دست و پا سپر می‌خواست

پدر لب‌تشنه جان داد و گذشت اما تمام عمر
صدای گریه باران چه از جان پسر می‌خواست

غریب است آنچنان کعبه میان آشنایانش
که استعلام حقانیتش را از حجر می‌خواست

خبرآنلاین به مناسبت شهادت امام چهارم شیعه، گلچینی از خطبه ها و سخنرانی های آن حضرت را دسته بندی و گزارش کرده است:

سخنان انقلابی حضرت سجاد(ع) با کوفیان

امام زین العابدین(ع) در مدت اقامت خود در کوفه، دو بار سخن گفت; بار نخست هنگامی بود که جارچیان حکومت، مردم را برای تماشای اسیران، فراخوانده بودند.

این در حالی بود که برای اسرا در کنار شهر کوفه، خیمه زده بودند. علی بن الحسین علیه السلام از خیمه بیرون آمد و با اشاره از مردم خواست تا آرام شوند. امام علیه السلام سخنش را با ستایش پروردگار آغاز کرد و بر پیامبرصلی الله علیه وآله درود فرستاد و سپس چنین فرمود:

«ایها الناس، من عرفنی فقد عرفنی! و من لم یعرفنی فانا علی بن الحسین المذبوح بشط الفرات من غیر ذحل و لا ترات، انا ابن من انتهک حریمه و سلب نعیمه و انتهب ماله و سبی عیاله، انا ابن من قتل صبرا فکفی بذلک فخرا.

ایها الناس، ناشدتکم بالله هل تعلمون انکم کتبتم الی ابی و خدعتموه، و اعطیتموه من انفسکم العهد و المیثاق و البیعة؟ ثم قاتلتموه و خذلتموه فتبا لکم ما قدمتم لانفسکم و سوء لرایکم، بایة عین تنظرون الی رسول الله صلی الله علیه وآله;

ای مردم! آن که مرا می شناسد که می شناسد; و آن که مرا نمی شناسد، من علی فرزند حسین علیه السلام هستم. همان که در کنار نهر فرات سر مقدسش را از بدن جدا کردند بی آن که جرمی داشته باشد و حقی داشته باشند!

من فرزند آن آقایی هستم که حریم او هتک شد; آرامش او ربوده شد; و مالش به غارت رفت و خاندانش به اسارت رفت.

من فرزند اویم که [ دشمنان انبوه محاصره اش کردند و در تنهایی و بی یاوری بی آن که کسی را داشته باشد تا به یاریش برخیزد و محاصره دشمن را برای او بشکافد] به شهادتش رساندند. البته این گونه شهادت (شهادت در اوج مظلومیت و حقانیت) افتخار ماست.

هان، ای مردم! شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید که نامه هایی را برای پدرم نوشتید و او را خدعه کردید؟ و [در نامه هایتان] با او عهد و پیمان بستید و با او بیعت کردید؟ سپس با او به جنگ برخاستید و دست از یاری او برداشتید. وای بر شما! از آنچه برای آخرت خویش تدارک دیده اید! چه زشت و ناروا اندیشیدید [و توطئه چیدید!] به چه رویی به رسول الله صلی الله علیه وآله خواهید نگریست؟»

سخنان امام چهارم که به این جا رسید، صدای کوفیان به گریه بلند شد و وجدان های خفته برای چندمین بار بیدار شد. آن ها یکدیگر را سرزنش می کردند و به همدیگر می گفتند: تباه شدید و نمی دانید.

امام سجاد(ع) در ادامه سخنانش فرمود:

«خدا بیامرزد کسی را که پند مرا بپذیرد و به خاطر خدا و رسول به آن چه می گویم عمل کند، چرا که روش رسول خداصلی الله علیه وآله برای ما الگویی شایسته است.» و به این آیه قرآن استناد کرد: «و لکم فی رسول الله اسوة حسنة »

قبل از این که سخنان حضرت به پایان برسد; کوفیان ابراز هم دردی کردند و یک صدا فریاد برآوردند:

ای فرزند رسول خداصلی الله علیه وآله! ما گوش به فرمان شما و به تو وفاداریم; از این پس مطیع فرامین تو هستیم; با هر که فرمان دهی می جنگیم; با هر که دستور دهی صلح می کنیم و ما حق تو و حق خودمان را از ظالمان می گیریم.

امام زین العابدین علیه السلام در پاسخ سخنان ندامت آمیز و شعارگونه کوفیان فرمود:

«هرگز! (به شما اعتماد نخواهم کرد و گول شعارها و حمایت های سراب گونه شما را نخواهم خورد) ای خیانت کاران دغل باز! ای اسیران شهوت و آز! می خواهید همان پیمان شکنی و ظلمی را که نسبت به پدران من روا داشتید، درباره من نیز روا دارید؟

نه به خدا سوگند! هنوز زخمی را که زده اید، خون فشان است و سینه از داغ مرگ پدر و برادرانم سوزان. طعم تلخ مصیبت ها هنوز در کامم هست و غم ها گلوگیر و اندوه من تسکین ناپذیر است. از شما کوفیان می خواهم که نه با ما باشید و نه علیه ما.»

امام سجاد علیه السلام با این سخنان، مهر بی اعتباری و بی وفایی را بر پیشانی آن ها زد و آتش حسرت را در جان کوفیان شعله ور ساخت و با این سخنان بر ندامت آن ها افزود:

«اگر حسین علیه السلام کشته شد، چندان شگفت نیست، چرا که پدرش با همه آن ارزش ها و کرامت های برتر نیز قبل از او به شهادت رسید. ای کوفیان! با آن چه نسبت به حسین علیه السلام روا داشتند، شادمان نباشید. آن چه گذشت واقعه ای بزرگ بود! جانم فدای او باد که در کنار شط فرات، سر بر بستر شهادت نهاد. آتش دوزخ جزای کسانی است که او را به شهادت رساندند.»

سخنرانی امام سجاد(ع) در مجلس عبیدالله بن زیاد

حضور امام زین العابدین علیه السلام در جمع اسرای کربلا، چشم گیر بود. پس از ورود کاروان اسرا به مجلس عبیدالله، مهم ترین فردی که نظر عبیدالله را جلب کرد، وجود مرد جوانی در میان اسرا بود.

عبیدالله که تصور می کرد در حادثه کربلا مردی باقی نمانده و همه آنان به قتل رسیده اند، از ماموران خود در این باره پرسید. و این بازجویی درباره زنده ماندن امام سجاد، حاکی از کینه وی نسبت به خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله به ویژه حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بود که نمی توانست شاهد حیات مردی از سلاله امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیهما السلام باشد.

مورخ مشهور; طبری، آورده است:

«با ورود قافله حسینی به مجلس تشریفاتی عبیدالله، عبیدالله به امام سجادعلیه السلام رو کرد و پرسید: نامت چیست؟ امام سجاد علیه السلام فرمود: علی بن الحسین. عبیدالله گفت: مگر خداوند علی ابن الحسین علیهما السلام را در کربلا نکشت؟ علی ابن الحسین علیهما السلام لحظه ای سکوت کرد. عبیدالله خطاب به امام علیه السلام گفت: چرا پاسخ نمی دهی؟

امام سجاد علیه السلام فرمود: «الله یتوفی الانفس حین موتها»;  «خداوند جان ها را به هنگام مرگ دریافت می کند.» «و ما کان لنفس ان تموت الا باذن الله »; هیچ انسانی نمی میرد مگر به اذن الهی.»

عبیدالله بن زیاد با مشاهده آن حضور ذهن و حاضر جوابی و پاسخ کوبنده جوانی که در زنجیر اسارت است، خشمگین شد و دستور داد تا علی بن الحسین علیهما السلام را نیز به شهادت رسانند. ولی حضرت زینب کبری علیها السلام فریاد برآورد:

«یا بن زیاد حسبک من دمائنا اسالک بالله ان قتلته الا قتلتنی معه ...; ای ابن زیاد! آن همه از خون های ما که ریخته ای، برایت کافی نیست؟ سوگند به خدا! اگر می خواهی او را بکشی، مرا هم با او بکش.»

شرایط مجلس عبیدالله و سخنان افشاگر حضرت زینب علیها السلام سبب شد تا ابن زیاد از کشتن امام زین العابدین علیه السلام منصرف شود.

سخنرانی امام سجاد(ع) در مسیر شام

در کاروان اسیران هفتاد و دو سر مقدس از یاران امام حسین علیه السلام بود که از کربلا به کوفه و از کوفه به شام حرکت دادند و این در حالی بود که هنوز آثار بیماری علی بن الحسین علیهم السلام باقی بود.  کسانی که ماموریت یافتند تا قافله حسینی را از کوفه به شام ببرند: مخضر بن ثعلبه و شمر بن ذی الجوشن بودند. و تنها چهل نفر از سپاه ابن زیاد، مسؤولیت حمل سرهای شهدا را بر عهده داشتند.

قافله اسیران را از چند منزل از جمله: قادسیه، هیت، ناووسه، آلوسه، حدیثه، اثیم، رقه، حلاوه، سفاخ، علیث و دیرالزور گذراندند تا به دمشق وارد شدند.

هنگامی که کاروان اهل بیت علیهم السلام به منزل «سفاخ » رسیدند، باران شدید شتران را از رفتن باز داشت، ناگزیر چند روزی در آن جا توقف کردند و این توقف سبب شد تا شائق پسر سهل بن ساعدی - از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله - از موضوع شهادت فرزند رسول خداصلی الله علیه وآله و اسارت اهل بیت علیهم السلام او آگاه شود و فرمایشات رسول الله صلی الله علیه وآله درباره محبت رسول اکرم صلی الله علیه وآله نسبت به امام حسین علیه السلام را برای مردم بازگو کند و کاروان اسیران مورد حمایت و محبت مردم قرار گیرند.

در برخی از منابع تاریخی آورده اند که: قافله اسیران اهل بیت علیهم السلام از شهر بعلبک نیز گذشت. مردم بعلبک تا شش مایلی از شهر بیرون آمده، به روش خاص خود به جشن و شادی پرداختند! باید گفت: شهرها هر چه به شام، مقر حکومت امویان نزدیک تر می شد، مردمانش از اهل بیت علیهم السلام دورتر بودند و شناخت آن ها از اسلام اموی بیش از اسلام ناب محمدی و علوی بود.

سلطه بنی امیه بر این مناطق، اجازه نمی داد تا راویان و سخن گویان، فضائل اهل بیت علیهم السلام و مناقب علی بن ابی طالب علیهما السلام را برای مردم بازگو کنند، بلکه برعکس راویانی اجازه حدیث گفتن داشتند که در راستای اهداف دستگاه خلافت به جعل حدیث بپردازند.

از این جهت دور از انتظار نمی نمود که ساکنان بعلبک با مشاهده کاروان اهل بیت و اسیران ستمدیده به شادی و سرور بپردازند، به ویژه این که قبل از ورود کاروان اسیران اهل بیت علیهم السلام به آن شهر، تبلیغات وسیعی علیه آن قافله صورت داده بودند.

منظره تاسف آور کودکان شلاق خورده و بچه های پدر از دست داده و زنان داغدیده و دختران یتیم از یک طرف و قهقهه های مردم بی خبر از همه جا و سخنان شماتت آمیز آن ها، نمکی بود بر زخم اسرای کربلا!

در این جا بود که دختر امیرالمؤمنین، ام کلثوم، با مشاهده این وضعیت به آن ها چنین نفرین کرد: «اباد الله کثرتکم، و سلط علیکم من لا یرحمکم;  خداوند جمعتان را پراکنده و نابود سازد و کسانی را که به شما رحم نمی کنند بر شما مسلط گرداند.»

سخنرانی امام سجاد(ع) در بعلبک

حضرت امام سجاد علیه السلام در حالی که قطرات اشک بر چهره اش جاری بود، با قلبی سوزان به مردم غفلت زده بعلبک چنین فرمود:

«آری روزگار است و شگفتی های پایان ناپذیر و مصیبت های مداوم آن!

ای کاش می دانستم کشمکش های گردون تا کی و تا کجا ما را به همراه می برد و تا چه وقت روزگار از ما روی برمی تابد!

ما را بر پشت شتران برهنه سیر می دهد. در حالی که سواران بر شترهای نجیب، خویش را از گزند دشواری های راه در امان می دارند!

گویی که ما اسیران رومی هستیم که اکنون در حلقه محاصره ایشان قرار گرفته ایم!

وای بر شما، ای مردمان غفلت زده! شما به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله کفر ورزیدید و زحمات او را ناسپاسی کردید و چون گمراهان راه پیمودید.»

/6262

کد خبر 1298714

منبع: خبرآنلاین

کلیدواژه: امام سجاد ع امام حسین ع عاشورا حضرت زینب تاریخ اسلام محرم جان بولتون ایران و آمریکا محرم دونالد ترامپ ایالات متحده آمریکا لیگ برتر نوزدهم باشگاه پرسپولیس عاشورا خودرو

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.khabaronline.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «خبرآنلاین» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه در مورد انتشار این خبر انتقاد یا پیشنهادی دارید لطفاٌ کد ۲۵۰۸۲۷۷۹ را به همراه موضوع به آدرس ایمیل [KHABARBAN] ارسال فرمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

عکس| جنجال دوچرخه‌سواری دختر بدون حجاب در نجف‌آباد/ اعتراض امام جمعه و تظاهرات مخالفان

پناهیان، جنجال به پا کرد /اطمینان دارم شاهد دستگیری های گسترده در ادارات دولتی خواهیم بود/خدا برخی مسئولان را نابود کند

واکنش قالیباف به گرانی‌ها و پایان تحریم تسلیحاتی: دلار و تورم زندگی مردم را سخت کرده/ باید در قبال فشارهای آمریکا، اسلحه بخریم

واکنش‌ها به درخواست اعدام روحانی؛ صلح بهتر است، چرا برآشفتید؟! مذاکره را به رفراندوم بگذارید

عبدی: برای بازیکنان پرسپولیس همیشه پیشنهاد خارجی وجود دارد

خبر بعدی:

نگاهی به کتاب اجاره‌نشین خیابان الامین|راوی صادق سرزمین شام

راوی این کتاب یکی از ایرانیان ساکن سوریه است که از قضا نه برای جهاد که سال‌ها قبل برای زندگی و خدمت به آستان حضرت رقیه(س) مقیم این حرم مقدس در سوریه می‌شود. - اخبار فرهنگی -

خبرگزاری تسنیم- حمید روشن‌ضمیر| «اجاره‌نشین خیابان الامین» تازه‌ترین کتابی است که با موضوع مستند نگاری و روایت از جنگ سوریه در ایران منتشر شده است. علی‌اصغر عزتی پاک نویسنده این کتاب که در بهار سال قبل سفری به کشوv سوریه داشته راوی این کتاب را در طی این سفر پیدا می‌کند و حاصل دوستی و رفاقت با وی است که این کتاب را شکل می‌دهد.

راوی این کتاب یکی از ایرانیان ساکن سوریه است که از قضا نه برای جهاد که سال‌ها قبل برای زندگی و خدمت به آستان حضرت رقیه(س) مقیم این حرم مقدس در سوریه می‌شود و تمامی زندگی خود را وقف این خدمت می‌کند. او از زاویه همین شغل است که زندگی و سرگذشت خود را در سوریه را بازگو کرده و روایتی دست اول از زیست و زندگی قومیت‌های مختلف در سوریه و نیز نگاه ایرانیان به این سرزمین پیش و پس از جنگ خانمانسوز چند سال اخیر و ظهور معترضان سوری و تبدیل کردن کشور سوریه توسط آنها به ویرانه‌ای جنگ زده در موقعیت فعلی بازگو می‌کند.

«اجازه نشین خیابان الامین» بخش زیادی از جذابی خود را مدیون زاویه دید بکر خود است که شاید تا پیش از این در کمتر کتاب بتوان سراغی از آن و نیز شخصیت روایت‌کننده آن جُست. راوی کتاب یک ایرانی است که در سال‌های ابتدایی دهه هفتاد و با سرخوردگی از شرایط موجود در ایران برای خودش برای کار و تجارت راهی ترکیه می‌شود و در آنجا با بخشی از بدنه مافیای بزرگ قاچاق در ترکیه همراه می‌شود و در نهایت یک اتفاق و ندا از سوی دوستی قدیمی که از قضا از شهدای دفاع مقدس است، او را به همراه جمعی راهی سوریه می‌کند و در سوریه او که حتی حاضر به حضور در حرم مقدس حضرت زینب و رقیه سلم‌الله علیها نیست، در یک مکاشفه عجیب پایبند و مقیم حرم مقدس حضرت رقیه و مفتحر به خادمی آن می‌شود وان موضوع چنان در بافت زندگی او تاثیر می‌گذارد که تمامی آنچه از زندگی تا پیش از این اندوخته را به پای آن می‌ریزد.

این روایت جذاب و نفس‌گیر از زاویه فردی روایت شده که هیچ نسبیتی اعم از سیاسی و حتی فرهنگی با بخش‌های مختلف حاضر در صحنه درگیری‌های سوریه ندارد. او یک راوی صادق از بطن جامعه ایرانی است که بدون هیچ نظرگاه ایدئولوژیکی دارد به یک کشور و مکانی مقدس در دل آن که متعلق به قومیت‌های مختلفی است نگاه می‌اندازد. یک ایرانی مهاجر که روایتش هم نمایشگر نسبت انسان شیعه با حرمین مقدس در سوریه است و هم نوع زندگی‌اش نمایشگر تنوع فعالیت و پراکندگی جغرافیایی انسان‌های معتقد به باورهای مذهبی خاص در سوریه و همزیستی مسالمت آمیز آنها با سایر معتقدان به باروهای خاص مذهبی و شکل‌گیری اختلافات میان آنها و در نهایت شعله کشیدن آتش جنگ میان آنهاست. کتاب و زاویه دیدش همچنین منجر به شکل‌گیری روایتی بکر از مهاجرت، زندگی و تجارت ایرانیان در جایی غیر غرب یوتوپیایی را بازگو کرده که کمتر می‌توان سابقه‌ای مشابه با آن در آثار این سال‌ها جستجو کرد. روایت این انسان مستند و غیر‌ایدئولوژیک است و از همین منظر بسیار دلنشین و باور پذیر و قابل اعتنا.

کتاب همچنین از زاویه روایت داستانی خود نیز توانسته اثری موفق باشد. این موضوع تا اندازه زیادی وام‌دار ذهن داستان‌نویسی علی اصغر عزتی پاک نیز هست و در کنار آن شیوه بازگو کردن خاطرات توسط راوی که شبیه یک داستان بلند و پر تعلیق شده که فراز و فرودهای بسیاری را نیز با خود به همراه دارد که بر جذابیت روایت افزوده است.

راوی کتاب با آگاهی از این موقعیت و توانایی خود است که با سادگی و صمیمیتی شیرین و وصف ناپذیر شرحی از زندگی خود در سوریه و تمامی مصائب آن بازگو می‌کند این صمیمیت و صداقت در مواردی که راوی به نقد آنچه سوری‌ها در میدان نبرد بر سر کشور خود می‌آوردند و نیز در هنگامه نقد ساختارهای دولتی و نظامی و فرهنگی اجتماعی حاکم بر جامعه سوریه خود را بیشتر نشان می‌دهد. و شاید به همین خاطر است که راوی در موارد متعددی در کتاب سخن بر این مساله می‌راند که رفتارهای مردم سوریه با سرزمین‌شان گاه چنان اشتباه بوده که ریشه‌های زیست و حیات در این سرزمین را خشکانده و تاسف‌آور اینکه بسیاری از مردم نیز دانسته یا نادانسته درکی و گریزی از آن ندارند.

از دیگر جذابیت‌های این کتاب می‌توان به روایت صادق راوی از عنایت‌های خاندان امام حسین(ع) در حق خودش اشاره کرد. روایت‌هایی که زندگی راوی را در نوبت‌های متعددی دچار تحولات اساسی می‌کند و بارها و بارها او را در مسیر خودسازی ویژه‌ای قرار داده و به هدفی ناب و خاص هدایت می‌کند. این بخش از کتاب نیز از حیث خلوص نیت راوی در بازگویی این اتفاقات به شکلی که حس ناخوش‌آیند خودبرتر بینی به مخاطب ارائه نمی‌شود تاثیرگذاری ویژه‌ای بر کلیت من و مخاطب اثر دارد.

کتاب در روایت خود نیز از طنزی خفیف و ناب بهره می‌برد که به شیوایی و زیبایی متن افزوده است هرچند که شیرازه نهایی این متن مستند، روایتی تلخ از تراژدی خانمان‌سوزی است که یک کشور را به سمت ویرانی و نابودی سوق می‌دهد. اتفاقی که راوی در موارد متعددی اشاره‌های جذابی و تلخی به آن دارد.

یادداشت|ما؛ ساکنان خیابان الامین

«اجاره نشین خیابان الامین» با چنین توصیفاتی از آن دست آثاری است که خوانش آن را در برهوت آثار مستند داستانی این روزهای بازار کتاب ایران که آکنده از تجربه‌های تکراری و روایت‌های مشابه است، نمی‌توان به سادگی به کناری گذاشت.

انتهای پیام/

دیگر خبرها

  • عکس/ دورهمی«شام ایرانی» در خانه مجری سرشناس
  • امام عسکری (ع) و رهبری شیعیان با شبکه وکالت
  • وظایف مرد نسبت به همسر از منظر اسلام
  • ۷ تست که می‌توانند به یافتن چیز‌هایی که گم کرده اید به شما کمک کند
  • پویش جشن تکلیف خانگی موسوم به جشن نهم برگزار می‌شود
  • امیرمهدی ژوله و مهدی کوشکی در «شام ایرانی»
  • مهمانی «شام ایرانی» در خانه مجری
  • سخنرانی آیت الله تسخیری در بیستمین کنفرانس وحدت
  • ویدیو کلیپ «زیباترین ستاره» تولید و منتشر شد
  • فضای کنونی، فضای تطبیق زمان حال با زمان امام حسن(ع) نیست/ میز مذاکره با آمریکا یعنی تسلیم
  • برافراشته شدن پرچم سرخ بر فراز گنبد حرم مطهر حضرت عباس(ع) و امام حسین(ع)
  • دورهمی«شام ایرانی» در خانه مجری سرشناس/ عکس
  • صلح جهانی تنها با تقویت جبهۀ مقاومت تا ظهور منجی حاصل می‌شود/ پیامبر(ص) خط اصلی جریان مقاومت را بنا نهاد
  • مهمانی «شام ایرانی» در خانه مجری و گوینده سرشناس/ عکس
  • آغاز پخش فصل هفتم «شام ایرانی» از فردا
  • هادی محمدی، محمد قادری و سجاد قلی بیگلی به تراکتور پیوستند / رسمی
  • ۹ ربیع‌الاول امتداد غدیر است/ توصیه علما درباره سالروز آغاز امامت بقیه‌الله(عج)
  • جایی ننوشته است گنهکار نیاید
  • سیمای سکینه بنت الحسین (ع)