Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «مشرق»
2024-05-08@17:52:55 GMT

دال تهی گفتمان اصلاح‌طلبی چیست؟

تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۹۸ | کد خبر: ۲۵۳۸۳۰۵۰

دال تهی گفتمان اصلاح‌طلبی چیست؟

عدالت‌خواهی و فسادستیزی اگر به عنوان دال تهی گفتمان اصلاح‌طلبی شناخته شود ما نیز اصلاح‌طلب هستیم.

به گزارش مشرق، «عبدالله گنجی» در سرمقاله روزنامه «جوان» نوشت:

این روزها احساس نیاز و اصرار بر گذر از وضع موجود در برخی از طیف‌های اصلاح‌طلبان مکرر به گوش می‌رسد. مطالبه‌کنندگان تحول و تغییر عمدتاً کسانی هستند که یا تحت «انقیاد سیاسی» به‌سر می‌برند یا پوستین سیاست‌ورزی را درآورده و کاپشن روشنفکری پوشیده‌اند.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

البته طیف سوم اصلاحات که درون قدرت و حکومت هستند و بخش‌های زیادی از دولت و مجلس را در اختیار دارند، کمتر به دنبال تحول‌خواهی و تغییر گفتمان هستند.

افرادی مانند آرمین با صراحت تغییر گفتمان را مطالبه می‌کنند و دال تهی گفتمان اصلاح‌طلبی را «عدالت‌خواهی» و «فسادستیزی» پیشنهاد می‌دهند که در این صورت به بخشی از اصولگرایان که خود آن‌ها را تندرو می‌خوانند نزدیک خواهند شد. در حالی که جناب تاجیک علاوه بر تغییر گفتمان خواستار تغییر در مولدان و حاملان اندیشه اصلاح‌طلبی نیز هست، آرمین از جوان‌گرایی در جریان اصلاحات استقبال نمی‌کند و آن را پوست خربزه بخش تند اصولگرایان علیه بخش سنتی می‌داند. شخص دیگری سیاست‌ورزی بدون پیش‌شرط را پفیوزی می‌داند و دیگری همچنان نقد ماهیتی و هویتی نظام را با هدف تغییر ماهوی آن دنبال می‌کند. در یک تقسیم‌بندی دوگانه دیگر، بخشی از اصلاح‌طلبان خود را عین و عضو نظام دانسته و حضور در مسند قدرت را حق خود می‌دانند، اما در نقطه مقابل دیگرانی هستند که علقه و وفاداری به نظام را دون شأن اصلاح‌طلبی می‌دانند و آن را شماتت می‌کنند (شکوری راد) و تن دادن به ضوابط و مقررات نظام برای حصول به قدرت را «گدایی قدرت» (حجاریان) می‌دانند. ممکن است گفته شود فضای جریان و ایضاً فضای کشور باز است و هرکس حق دارد نظرات خود را بگوید. این اصل درست است، اما کسی که تابلو و پیشینه جریان دارد مستقلاً معنا نمی‌شود و هزینه و مواهب ایده‌ها و رفتارهایش دامن جریان را خواهد گرفت و گرفته است. با این اوصاف اکنون می‌توان سه طیف اصلاح‌طلب را در سپهر سیاسی کشور دید (به‌جز اصلاح‌طلبان مهاجرت کرده): ۱- طیفی که درون قدرت و علاقه‌مند به استمرار وضع موجود است و هویت خود را با هویت نظام ادغام شده می‌بیند و از درون جریان آماج حملات زیادی هست. ۲- طیفی که راهی به قدرت ندارد، اما اضطراراً مقتضیات زمان را درک می‌کند و تجربیات گذشته به او می‌آموزد که باید کج‌دار و مریز همراه نظام شود تا ببیند شرایط آینده چه خواهد شد. ۳- طیفی که راهی به قدرت ندارد و اصراری هم ندارد، اما بسان سال‌های ۷۷ تا ۸۳ عمل می‌کند. این طیف گفتمان دموکراسی‌خواهی، و مشروطه‌خواهی، عقب راندن حکومت از عرصه فرهنگی و اجتماعی (سکولاریسم)، برداشتن هرگونه مرزبندی با غیریت و تلاش جهت تفسیر سازگار با غرب از امام و جمهوری اسلامی و... را در دستور کار دارد؛ بنابراین جریان اصلاحات باید بپذیرد که در بن‌مایه‌ها و بنیان‌های فکری به دو دسته معتقدان به انقلاب اسلامی و مخالفان نظام دینی تقسیم می‌شوند و اصرار بر سنجاق و چسب و وصله این دوگانه به همدیگر فقط در سطح تاکتیک باقی مانده است. بخشی می‌گویند ما جزو حکومت هستیم پس چرا باید اینقدر هزینه پرداخت کنیم و بخشی معتقدند سینه‌زنی ذیل پرچم اصلاح‌طلبی هزینه دارد.

فرض کنید جریان اصلاحات بخواهد بین نگاه‌های اخیر آرمین، تاجیک، حجاریان، تاج‌زاده، عارف و کواکبیان در تنظیم خود با نظام مستقر به راهبرد برسد. چه خواهد کرد؟ به نظر می‌رسد اجماع اصلاح‌طلبی در عرصه واقعی به بن‌بست رسیده است، اما آنچه آنان را همچنان دور یک میز نشان می‌دهد، مرزبندی یا انتقاد به کلیت نظام است نه جریان اصولگرایی. زیرا آنچه اصلاح‌طلبان ناب در حال و وضع موجود نمی‌پسندند، یا روندهای عرفی کشور است یا قوانین موضوعه که هیچ یک ربطی به اصولگرایان ندارد، اما مواجهه با نظام را با مواجهه با اصولگرایان بدیل‌سازی می‌کنند تا حساسیت‌ها را کاهش دهند. سرجمع افتراق بنیادین و اشتراک تاکتیکی که در جریان اصلاحات وجود دارد باید به مسیر مشخصی ختم شود وگرنه داستان اصلاح‌طلبی همچنان دوگانه و غم‌انگیز باقی خواهد ماند. یا باید همه جریان بپذیرد که بخشی از حاکمیت است و به سیاست‌های کلی نظام تمکین کند یا باید مرزبندی ماهیتی خود را پررنگ نماید و به اپوزیسیونی که به دنبال مبارزه مسالمت‌آمیز با نظام است تبدیل شود. به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبی به پایان این دوگانه نزدیک می‌شود و این را باید به فال نیک گرفت. نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی بدون نیت‌خوانی باید از پیشنهاد آرمین استقبال کنند.

عدالت‌خواهی و فسادستیزی اگر به عنوان دال تهی گفتمان اصلاح‌طلبی شناخته شود ما نیز اصلاح‌طلب هستیم. این دو عنصر گفتمانی می‌تواند بخشی از خوانش مشترک جریانات سیاسی از هدف‌گذاری حضرت امام برای جامعه اسلامی باشد. البته اصلاح‌طلبان جوهری و فکری- اجتماعی به‌ندرت می‌توانند پرچم فسادستیزی و عدالت‌خواهی را بلند کنند، زیرا هم در ۲۲ سال گذشته دغدغه‌شان نبوده است هم از میانه راه با کسانی عقد وصال بسته‌اند که نقطه مقابل عدالت‌خواهی و آلوده به فساد هستند. اقتصاد دولتی و خصوصی کشور از ۱۳۶۸ به صورت تدریجی و با شناسایی مزایای نسبی آن در اختیار کسانی قرار گرفت که امروز زیر چتر اصلاح‌طلبی ایستاده‌اند و مرزبندی با این طیف اولین شرط مبارزه با فساد و عدالت‌خواهی است. شاید به همین دلیل باشد که تاجیک تحول را به حوزه مولدان و حاملان اصلاح‌طلبی می‌کشاند تا بتواند مهره‌ها و تابلو را با هم سفید کند. عملگرایان، تکنوکرات‌ها و واقع‌گراهای محض نیز امروز در اردوگاه اصلاح‌طلبی نشسته‌اند و چپ‌های قدیمی نمی‌توانند با کمک نولیبرال‌ها چهار گوشه اصلاح‌طلبی را بلند کنند. آنچه مایه نگرانی است تخفیف و تحقیر اصلاح‌طلبان درون حاکمیت و نظام است. شرایط از درون جریان برای این دسته روز به روز سخت‌تر می‌شود. گویی متهمند و گناهی کرده‌اند و اصولاً، چون «آدم حاکمیت» شناخته می‌شوند دچار بغض از درون شده اند. این جماعت باید از لاک دفاعی بیرون بیایند و از نسبت خود با نظام- به‌رغم انتقاداتی که دارند- دفاع کنند و اثبات نمایند که مسئله ما با نظام جمهوری اسلامی و آرمان‌های امام ماهوی نیست. اعلام نمایند که ما امام را جامع می‌بینیم و صرفاً با جمله «میزان رأی ملت است» بقیه ابعاد اندیشه امام را پنهان نمی‌کنیم. حال اگر اصلاح‌طلبان بخواهند یکپارچه شوند باید یکی از دو راه برون‌گرایی یا درون‌گرایی نسبت به حاکمیت را انتخاب کنند. در این صورت یا دال تهی گفتمان به اولویت‌های مردم - که در سنجش‌های اجتماعی مشخص است - برمی‌گردد یا همچنان مدینه فاضله ژان بدن و دموکراسی رؤیایی خود را در مبارزه با ترکیب اسلامیت و جمهوریت نظام دنبال می‌کنند و پس از بازی با مفاهیمی همچون حاکمیت دوگانه و انتخاب و انتصاب، تلاش می‌کنند استانداردهای سیاسی غرب را همچنان به مثابه چماقی بر برگ‌های شجره طیبه امام راحل بکوبند. در این صورت با اصلاح‌طلبان صدر مشروطه به یکپارچگی می‌رسند. آن موقع دیگر اصلاح‌طلبی پروسه‌ای ۲۲ ساله نخواهد بود بلکه سابقه‌ای ۲۰۰ ساله خواهد داشت که از میرزاآقا خان کرمانی تا فتحعلی آخوندزاده و تقی‌زاده تا خاتمی، تاجیک، کرباسچی و دیگران را می‌توان در یک کتاب تاریخی ثبت کرد و در اختیار ایران‌شناسان آینده قرار داد. اصلاح‌طلبی به مرحله زایمان سختی رسیده است که از سزارین نیز خبری نیست. باید انتخاب کنند که فرزند این زایش در پرورشگاه نظام رشد می‌کند یا در ICU غرب.

منبع: مشرق

کلیدواژه: بازار سکه و ارز اربعین تحولات عراق تحولات یمن عبدالله گنجی اصلاح طلبان فساد مالی فساد اقتصادی فساد حجاریان سید محمد خاتمی کرباسچی فسادستیزی مصطفی تاجزاده کواکبیان عدالت خواهی

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.mashreghnews.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «مشرق» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۲۵۳۸۳۰۵۰ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی: نگهداری از توله سگ و گربه جای فرزندان را گرفته است

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: کار به جایی رسیده است که نگه‌داری از توله سگ، و گربه جای فرزندان را گرفته و سه چهار برابر هزینه فرزند را خرج نگه‌داری از حیوان می‌کنند که بگویند نیازی به فرزند نیست. بنابراین اگر قبول داریم جمعیت در اقتدار نقش ریشه‌ای دارد باید نگاه حکمرانی ضرورت مسئله، رصد پی در پی، سیاستگذاری کاربردی و تصویب قوانین داشته باشیم که همه این کارها انجام شده و در حال حاضر فقط گام پنجم مانده که کار گسترده‌ای باید در زمینه گفتمان‌سازی داشته باشیم تا بینش و نگرش به فرزندآوری و جمعیت تغییر کند.

به گزارش ایلنا، حجت‌الاسلام خسروپناه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در این همایش گفت: حکمرانی جمعیت و اقتدار ملی موضوعی است که قرار است در آن صحبت کنم. حکمرانی یک نهاد خاصی است که با مشارکت مردم اتفاق می‌افتد. چرا از تعبیر حاکمیت جمعیت به کار نبردیم برای اینکه حلقه‌های میانی و مردمی بیش از نقش حاکمیت است و این بدون مشارکت مردم اتفاق نمی‌افتد.

وی تصریح کرد: گام اول حکمرانی جمعیت کشف ضرورت مسئله است. چرا بر روی جمعیت تمرکر می‌شود برای آنکه سیاست نادرست نانوشته‌ای در دهه ۶۰ و ۷۰ به صورت اقدامی اعلام شد که جمعیت کاهش پیدا کرد. اما بلوغ فرهنگی و افزایش نظامی موجب اقتدار است. جمعیت ما در اقتدار است. اگر حد نصاب جمعیت کاهش پیدا کند توانمندی نظامی از بین می‌رود، بلوغ فرهنگی آسیب می‌بیند و رشد اقتصادی اسیب می‌بیند. وقتی از جمعیت صحبت می‌کنیم بحث ریشه‌ای در زمینه اقتدار دارد. اگر جمعیت حل نشود تمام مسائل اقتدارزا اسیب می‌بیند.

خسروپناه افزود: گام دوم در حکمرانی جمعیت گام رصد است مسئله رصد یا تعبیر بنده راه بینی همان نقشی دارد که دیده‌بان در جنگ دارد. دیده‌بان نقش مهمی در هدایت توپحانه دارد که کجا را هدف بگیرد. مسئله رصد در جمعیت باید با قدرت ادامه پیدا کند. اگر بر اساس اهداف تحقق برنامه هفتم به سطح تولد دو فرزند بروند جمعیت ۸۵ میلیون امروز، در سال ۱۴۰۶ به جمعیت ۹۶ میلیون خواهد رفت.

وی تصریح کرد: گام سوم در هر حکمرانی سیاست‌گذاری آن حوزه است. فاصله همه علما و فق‌ها با رهبر انقلاب مثل نسبت زمین تا آسمان هفتم است. رهبر انقلاب در ۳۰ اردیبهشت ۹۳ سیاست‌های کلی جمعیت را ابلاغ کردند. اما ده سال پیش بعد از رصد کلی، ۱۴ سیاست کلی را ابلاغ کردند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: گام چهارم که باید طی شود قوانین مربوط به جمعیت است که این گام هم طی شده است. قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در سال ۱۴۰۰ هم تصویب شده است. شورای عالی انقلاب فرهنگی چندین مصوبه برای سیاست عملیاتی این قوانین انجام داده است. آنچه باید در تقنین صورت بگیرد انجام شده است. پس چرا مسئله جمعیت هنوز در مسیر ریل اصلی نیفتاده است که به گام دیگری نیاز دارد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: بنابراین در گام پنجم باید گفتمان‌سازی و فرهنگ‌سازی شکل بگیرد. چه کارهایی باید شکل بگیرد تا گفتمان‌سازی صورت بگیرد. اگر باور دینی پیدا کنند جمعیت رو به افزایش خواهد بود. ما حتی گفتمان دینی برای کسانی که گرایش دینی حداکثری دارند ایجاد نکردیم. اکثر فیلم‌ها و سریال‌هایی که ساخته می‌شود نفی جمعیت را ترویج می‌کنند. رهبری گفتند جمعیت کشور ما می‌تواند تا ۱۵۰ میلیون و ۲۰۰ میلیون نفر بالا برود.

وی افزود: ما باید بنویسیم و فرزندآوری را با ابزار رسانه‌ای جدید این گفتمان ترویج دهیم. ما باید بعضی از عوامل کاهش فرزندآوری را تشریح کنیم. ما ۱۹ درصد کاهش ازدواج داریم و ۱۶ درصد افزایش آمار طلاق داریم. ما مسئله خانواده را جدی نگرفتیم. مسئله خانواده و تحکیم آن نقش مهمی در تقویت باور به خدا دارد. افزایش میزان تجرد و افزایش برعهده گرفتن سرپرست حیوانات خانگی از موضوعاتی است که خانواده را تضعیف کردت است.

خسروپناه عنوان کرد: کار به جایی رسیده است که نگه‌داری از توله سگ، و گربه جای فرزندان را گرفته و سه چهار برابر هزینه فرزند را خرج نگه‌داری از حیوان می‌کنند که بگویند نیازی به فرزند نیست. بنابراین اگر قبول داریم جمعیت در اقتدار نقش ریشه‌ای دارد باید نگاه حکمرانی ضرورت مسئله، رصد پی در پی، سیاستگذاری کاربردی و تصویب قوانین داشته باشیم که همه این کارها انجام شده و در حال حاضر فقط گام پنجم مانده که کار گسترده‌ای باید در زمینه گفتمان‌سازی داشته باشیم تا بینش و نگرش به فرزند آوری و جمعیت تغییر کند.

دیگر خبرها

  • رضایی: جاه‌طلبی دقیقی به شمس آذر کمک کرد
  • دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی: نگهداری از توله سگ و گربه جای فرزندان را گرفته است
  • کدام استان‌ها بیشترین شهدای مبارزه با مواد مخدر را دارند؟
  • واکنش نوری قزلجه به احتمال بازگشت طرح صیانت به صحن مجلس /کسی با تمامیت خواهی و زیاده‌طلبی نمی‌تواند در این دوره رییس مجلس شود
  • ظرفیت استقبال از گفتمان انقلاب اسلامی در دنیا بی نهایت است
  • مزیت اصلاح‌طلبان رو به اضمحلال؛ بالشتک ضربه‌گیر بین جامعه و حکومت از میان رفته
  • آیا لایحه «ارتقای امنیت زنان» فمنیستی است؟
  • نشست ایده پردازی ترویج گفتمان مقاومت در جامعه برگزار می‌شود
  • سرکوب دانشجویان آمریکایی حامی فلسطین با لابی رژیم صهیونیستی صورت می‌گیرد
  • اصلاح‌طلبان؟ خیر، متشکرم!