Web Analytics Made Easy - Statcounter

هافبک اسپانیایی سیتیزن ها از پایان دوران حضور خود در این باشگاه خبر می دهد.

طرفداری- داوید سیلوا اذعان می کند که دیگر آینده ای در منچسترسیتی نخواهد داشت اما در صورت از سرگیری مسابقات فوتبال، قرارداد او به صورت کوتاه مدت تمدید خواهد شد تا فصل به اتمام برسد.

به گزارش گل، در صورت از سرگیری فصل جاری، قرارداد داوید سیلوا تا پایان فصل تمدید خواهد شد اما او دیگری آینده طولانی مدتی در منچسترسیتی نخواهد داشت.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

سیلوا در این رابطه می گوید:

همه چیز در حالت آماده باش قرار دارد. فعلا هیچ خبری وجود ندارد. خانواده من همیشه در این باره از من سوال می پرسند و جواب من به آن ها این است که همه چیز متوقف شده است. من مجددا به تمرینات بازگشته‌ام. برخی از دوستان برای من داستان هایی نوشتند که قرار است من به این باشگاه یا به باشگاه دیگری بروم، در واقع آن ها بیشتر از من می دانند! حقیقت این است که اکنون منتظر هستم تا همه ما این شرایط را پشت سر بگذاریم.

سیلوا در تابستان سال قبل گفته بود که این آخرین فصل حضورش در منچسترسیتی خواهد بود و همچنان به این گفته خود پایبند است. او می گوید:

وقتی چیزی می گویم، به آن عمل می کنم. من 10 سال در منچستر بودم و کاری که می خواستم را انجام داده ام. دوران من در اینجا به اتمام می رسد اما به خاطر سال هایی که در اینجا زندگی کرده ام، این باشگاه تا ابد در قلب من خواهد بود. از لحظه اولی که در این باشگاه حضور داشتم، با من به طرز فوق العاده ای رفتار شده است. در اینجا و در شهر منچستر شما خیلی مورد احترام واقع می شوید و مردم خیلی مرا ستایش می کنند و عشق می ورزند. با این حال، اکنون من و خانواده ام به چالش دیگری نیاز داریم. اینجا برای فوتبال بازی کردن جو و فضای بی نقصی دارد و به عنوان یک فوتبالیست، زندگی آرامی را در اینجا خواهید داشت. تنها نکته بد این شهر، هوای آن است اما شما در اینجا احساس بسیار خوبی را دارید. با نگاهی به گذشته، متوجه می شوم که 10 سال حضور من در این باشگاه چه قدر زود گذشته است.

در صورت از سرگیری بازی های لیگ قهرمانان اروپا، سیلوا شانس فتح این جام را دارد اما هنوز در این رابطه تصمیمی گرفته نشده است. سیلوا در این باره می گوید:

شرایط کمی عجیب است. ما باید منتظر آنچه که آن ها قرار است به ما بگویند، شویم و سعی کنیم در بهترین شرایط خود باشیم. من خیلی دوست دارم تا فاتح این جام شوم.

منبع: طرفداری

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.tarafdari.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «طرفداری» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۲۸۰۲۵۷۷۷ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

رازهای نقاشی مرگ سقراط

افلاطون در رساله فایدون واپسین لحظات زندگی سقراط فیلسوف بزرگ یونان باستان را چنین روایت می‌کند: پس از خطابه دفاعیه علیه محکمه‌ای که خواستار مجازات مرگ برای او شده بود به شاگردانش می‌گوید: نگران من نباشید، شما فقط جسم من‌را در خاک خواهید گذاشت. سپس در میان اشک و غوغای یاران و حتی اندوه زندانبان جام شوکران را از شاگردش کریتو گرفته و می‌نوشد. مایع زهرآگین به‌سرعت بدنش را سست کرده، چشمانش بی‌حرکت مانده و او مرگ را پذیرا می‌شود، تا درسی برای زندگی دیگران باشد.

به گزارش ایرنا، پرسش‌های سیاسی و فلسفی سقراط شهروندان آتن را به تردید در حقیقت خدایان پانتئون و اصالت ارزش‌ها در اخلاق یونانیان فرامی‌خواند. او بخاطر این پنداشت‌ها به ناباوری نسبت به خدایان و فاسد کردن جوانان متهم شد که مجازاتش مرگ بود؛ مطابق رسم زمانه با نوشیدن جام‌زهر. سقراط بی‌مناقشه حکم قضات را پذیرفت و حتی شاگردانی را که وی را به نوشتن تقاضای عفو و یا فرار از آتن تشویق می‌کردند، به‌شدت سرزنش کرد. صحنه واپسین دم حیات او تا لحظه نوشیدن جام شوکران، بار‌ها توسط هنرمندان مختلف به تصویر کشیده شده که یادمانی‌ترین آن‌ها اثر چشمگیر نقاش نئوکلاسیک فرانسوی ژاک لوئی داوید است باعنوان مرگ سقراط (La Mort de Socrate) که حالا در موزه متروپلیتن نیویورک نگهداری می‌شود.

داوید این نقاشی ۱۳۰ در ۱۹۶ سانتی‌متری را بدون التزام دقیق به روایت افلاطون و برمبنای نگاهی ستایش‌آمیز به سقراط برای پذیرش شجاعانه مرگ خلق کرد تا تصویری حماسی از عزت و کرامت باشد. در مرکز صحنه سقراط با ردای سفید و در هیبتی قهرمانانه روی تخت نشسته با قامتی استوار دست راستش را برای گرفتن جام سرخ شوکران دراز کرده است. او با دست چپ به بالا اشاره می‌کند؛ به آسمان و جهان پس از مرگ. بدین‌سان در آخرین دقایق عمر نیز از موعظه و خطابه باز نمی‌ایستد؛ ترجیح می‌دهد بمیرد، اما از باور‌ها و تعالیم خود دست نکشد. این آخرین درس اوست برای شاگردانی که پیرامون وی در اندوه و اضطراب بسر می‌برند.

افلاطون، شاخص‌ترین آنها، غم‌زده و سر در گریبان، جلوی تخت نشسته و پشت‌به صحنه وقوع تراژدی را انتظار می‌کشد. مرد جوانی که فنجان شوکران را بسوی سقراط گرفته، از شدت تأثر روی برگردانده تا شاهد نوشیدن زهر توسط فیلسوف نباشد. مرد دیگری دست روی زانوی او گذاشته تا شاید وی را از این‌کار منصرف سازد. دیگرانی که تاب دیدن صحنه را ندارند، در عمق دالانی درحال دور شدن هستند. مضمون اصلی صحنه‌پردازی، تمجید از رویکرد فیلسوف به مرگ است و ابراز همبستگی با او که مرگ را نه پایان هستی، بلکه سویه دیگری از زندگی می‌پندارد.

ژاک لوئی داوید نقاش برتر زمانه خویش بود و در آثار تماشایی‌اش روایت‌های تاریخی را با فلسفه روشنگری در می‌آمیخت تا متفکرانه‌ترین نمونه‌های نقاشی آکادمیک را پدید آورد. زبان تصویری او فاخر متناسب با علائق طبقه اشراف فرانسه بود، لیکن برای قاطبه مردم نیز قابل فهم و عمیقاً الهام‌بخش بود. شاگردان وی، بعد‌ها از سبک کلاسیک و روایت‌های سخت و محکم آن فاصله گرفته به سوی امواج پرشور هنر رمانتیک رفتند. آثار او طلایه‌دار تمدن مدرن بودند، آکنده از بشارت‌های اخلاقی و روح انقلابی. در فرانسه او نقاش محبوب سه رژیم پیاپی بود؛ ابتدا در دربار لوئی شانزدهم سپس در عصر انقلاب و نهایتاً در دوره امپراطوری ناپلئون بناپارت. هر سه رژیم از آثار تاثیرگزار وی برای تبلیغ مشروعیت و اقتدار خویش بهره می‌گرفتند، اما در نهایت به اتهام خیانت به زندان انداخته شد.

نقاشی مرگ سقراط دو سال قبل از انقلاب کبیر فرانسه خلق شد و القاگر حس مقاومت در برابر بی‌عدالتی، پیام‌آور روشنگری و فداکاری قهرمانانه بود. داوید در روند انقلاب فعالانه شرکت داشت و تصاویری از نماد‌های شجاعت و ایثار خلق کرد. او سال‌های پایانی عمرش را در بیماری و تبعید گذراند. وساطت‌ها برای بازگشت او به فرانسه به‌ثمر ننشست تا این‌که در ۱۸۲۵ در بروکسل از دنیا رفت. در ۲۰۰‌مین سالگرد انقلاب (۱۹۸۹) دولت فرانسه تلاش کرد بقایای داوید را به کشورش بازگرداند، اما دولت بلژیک با این استدلال که قبر او بنایی تاریخی است، از این‌کار امتناع ورزید.

دیگر خبرها

  • شرافتی: رانندگی مینی‌بوس در «نون‌خ۵» برای من چالش‌برانگیز بود
  • پیام ترسناک هالند: آماده حمله هستم!
  • بدون آرام سازی اقتصاد هیچ کاری انجام نمی شود
  • بدون آرام‌سازی اقتصاد امکان انجام هیچ کاری نیست
  • کونته کاری می‌کند که در زمین پرواز کنید
  • برای رسیدن به طلای آسیا برنامه داشتم/ اسپانسر دارم اما کافی نیست
  • رازهای نقاشی مرگ سقراط
  • آرزوی ستاره سیتی: آرسنال امتیاز بدهد، خوب می‌شود
  • مشق نوشتن دانش‌آموزان چینی زیر سرم/ شکست اصلاحات آموزشی چین برای تکالیف منزل (فیلم)
  • آرزوی ستاره آرسنال: خدانکند سیتی امتیاز از دست بدهد!