Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «آفتاب»
2024-05-06@16:12:15 GMT

ما غوره نشده می‌خواهیم مویز شویم

تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۹ | کد خبر: ۲۹۶۴۵۹۸۷

ما غوره نشده می‌خواهیم مویز شویم

آفتاب‌‌نیوز :

هشتمین همایش ملی «نقد و نظریه‌ ادبی» در روز چهارشنبه (۲۳ مهرماه) با سخنرانی حسن صادقی ‌سمرجانی، غلامحسین رحیمی ‌شعرباف، ابراهیم خدایار، محمود فتوحی رودمعجنی، حسن بلخاری قهی، مهدی محبتی مجرد و محمد جعفری قنواتی به میزبانی دانشگاه نیشابور برگزار شد.

تاثیر پذیرش تفکر انتقادی بر سرعت مراحل توسعه

در این همایش حسن صادقی‌ سمرجانی، رییس دانشگاه نیشابور با بیان این‌که به لحاظ تاریخی جوامعی که نقد و تفکر انتقادی را پذیرفته‌اند با سرعت و سهولت بیشتری مراحل توسعه را طی کرده‌اند، گفت: همواره الگوهای پیشرفت جوامع با میزان نقدپذیری و گسترش تفکر انتقادی در میان افراد آن جوامع نسبت مستقیم داشته است.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

او سپس با اشاره به نقش مهم نهاد دانشگاه در رواج تفکر انتقادی بیان کرد: در ایران تاسیس مدرسه دارالفنون که بسیاری آن را نخستین دانشگاه مدرن ایران می‌دانند، نسبت مستقیمی با اندیشه اصلاح زیرساخت‌های سیاسی و اجتماعی داشته و بهسازی و اصلاح این زیرساخت‌ها همواره از مسیر نقد و نقادی عبور می‌کرده است.

صادقی ‌سمرجانی افزود: از آغاز گام نهادن ایران در مسیر توسعه مسئله تفکر انتقادی و ایجاد بستری برای تصاحب آرا و عقاید همواره مسئله اصلی و بنیادی بوده و حتی همین امروز فراهم کردن فضایی برای ترویج گفت‌وگوی انتقادی دغدغه اساسی بسیاری از صاحبان فکر و اندیشه است. در ایران تا چند دهه قبل عموما نهادها و رسانه‌های برون‌دانشگاهی پرچم‌دار تفکر انتقادی بوده‌اند که این امر کاستی‌ها و آسیب‌های متعددی را به همراه داشته؛ از جمله فقدان تفکر نظام‌مند، ناتوانی گوش سپردن به اندیشه‌های مخالف و انحصارطلبی در ساحت اندیشه و نظر که تفکر نقادانه و گفت‌وگومحوری را با چالش جدی مواجه می‌کند.

رییس دانشگاه نیشابور سپس اظهار کرد: در دهه‌های اخیر خوشبختانه در این روند تغییر محسوسی ایجاد شده و مجددا نهاد دانشگاه‌ مسئولیت خطیر ایجاد فضای گفت‌وگومحور و نقادانه را بر عهده گرفته تا آن‌جا که دانشگاه و دانشگاهیان ترویج تفکر انتقادی و انتقال آن را به نسل‌های بعدی بخشی از رسالت خود می‌دانند.

او یادآور شد: بسترسازی نهاد دانشگاه برای وقوع این مهم به دلیل نظام‌مندی این نهاد و توانمندی در فراهم آوردن فضای مناسب در محوریت بخشیدن به گفت‌وگو نویدبخش گام‌های استوارتر در تداوم‌بخشی به مسیر توسعه است.

تقلید ریشه اندیشیدن را می‌خشکاند

در ادامه این همایش، ابراهیم خدایار، رییس انجمن علمی نقد ادبی ایران گفت: یک‏‌ونیم سده از طرح نخستین اندیشه‏‌های مدون انتقادی میرزا فتحعلی آخوندزاده (۱۱۹۱-۱۲۵۷ش/ ۱۸۱۲-۱۸۷۸م) در رساله کریتیکا(۱۸۷۱م) گذشته است و آخوندزاده و همفکران او را باید نسل نخست نقد ادبی جدید در ایران به شمار آورد.

او افزود: استاد دکتر زرین‌کوب در سال ۱۳۳۴ از رساله دکتری خود با عنوان «نقدالشعر، تاریخ و اصول آن»، زیرنظر استاد بدیع‌الزمان فروزانفر با موفقیت دفاع و در همین سال‏‌ها آن را با نام «نقد ادبی» منتشر کرد و این کتاب و صاحب آن را می‏‌توان به نسل سوم نقد ادبی در ایران متعلق دانست.

خدایار با اشاره به این‌که ما اکنون نسل پنجم نقد ادبی در ایران هستیم بیان کرد: این نسل از اواخر دهه ۷۰ به این سو در ایران، پرتلاش و گویا خستگی‏‌ناپذیر به تکاپو افتاده و با راه‏‌اندازی مجلات تخصصی، انجمن‏‌های علمی و تأسیس گرایش نقد ادبی در دانشگاه‏‌ها در پی بنیادگذاری اصول علمی خود است. در کنار همه این موارد، باید به گسترش و نهادینه شدن مطالعات بین‏ رشته‏‌ای در حوزه پژوهش‏‌های نقد ادبی (ادبیات با زبان‎شناسی، هنر، جغرافیا، فلسفه، روان‏شناسی، جامعه‏‌شناسی و دیگر رشته‏‌ها) که به شکل‌‏گیری و رشد نگرش انتقادی به سنت و تغییر زاویه دید در مطالعات و میراث ادبی ما منجر شده است، اشاره کرد.

او با یادآوری این‌که مواجهه ما با نقد ادبی در جهان اسلام و غرب، گویا دست کم ۵۰ سال تا رسیدن به مراحل بالاتر رشد زمان نیاز دارد گفت: پژوهشگران حوزه نقد ادبی گفتمان حاکم بر نقد دوره ما را مرحله «در خودنگری و آغاز راه رشد» دانسته‏‌اند و این مرحله، دوره گذار از تقلید با عطف توجه عمیق به مبانی فکری و فلسفی شاهکارهای خودی و در نهایت طبقه‏‌بندی آن‌ها از یک سو و تلاش برای تثبیت بنیادهای نقد ادبی بومی از سوی دیگر است.

رییس انجمن نقد ادبی با طرح این سوال که چرا چرخ رشد و بالندگی در نقد ادبی در ایران به کندی حرکت می‏‌کند و حتی گاهی به عقب برمی‏‌گردد اظهار کرد: دلیل این حرکت کند را باید در غیابِ اندیشه و مواجهه مکانیکی با نظریه‏‌های جهانی ادبی‏ و دیگر دانش‏‌های انضمامی‏‌ای جست که تمام آن‌‏ها ریشه در زمین دیگری دارند.

او همچنین گفت: این فضای رنگ‏ و لعاب‏دار و بزک‏‌کرده که هر تازه‏‌وارد را مبهوت خود می‏‌کند و به تقلید وامی‏‌دارد در بسیاری از موارد ریشه اندیشیدن را که شرط نخست انتقاد است، می‏‌خشکاند و منتقدان را به رخوت و رکود می‏‌کشاند. بسیارند مقالات و کتاب‏‌هایی که نویسندگان آن‌‏ها با کاربست نظریه‏‌های جدید نقد به ادبیات بومی، بدون کم‏ترین بهره از روح انتقادی، به دنیا نیامده به دیار فراموشی می‏‌کوچند.

او سپس به بیان دو راه پیش رو برای این‌که فاصله ۵۰ساله خود را در نقد ادبی با جهان جدید سپری کنیم پرداخت و گفت: این دو بازگشت به متن خودی و اندیشیدن انتقادی در آن به منظور کشف عناصر برسازنده ادبیت در آن است. همان راهی که منتقدان جدید در غرب پیمودند و در حال پیمودن آن هستند. اینان بومی اندیشیدند و جهانی شدند و گویا ما غوره نشده می‏‌خواهیم مویز شویم. تقلید در دانش‏‌های متعلق به ساحت انسان آغاز راه است نه میانه و پایان آن و ناگفته پیداست که پویندگان این راه هرگز از دانستن میراث جهانی نقد و زبان ویژه آن خود را بی‏‌نیاز نمی‏‌دانند.

رابطه بین میراث بلاغت در گذشته با نظریه‌های ادبی

در ادامه این ‌همایش محمود فتوحی رودمعجنی، مدرس دانشگاه به بیان رابطه بین میراث بلاغت در گذشته و نسبت آن با نظریه‌های ادبی پرداخت و گفت: در مقاله‌ای که نوشته‌ام مجموعه میراث بلاغی را در سه دسته متمایز کرده‌ام که دسته اول میراث بلاغی در قلمرو صناعات است.

او با بیان این‌که صناعات بلاغی همگی شگردها، تمهیدات، صناعات و در واقع ابزارهایی برای اهداف ادبی مانند انتقال معنا، ایجاد تاثیر عاطفی، ترغیب و جلب توجه هستند افزود: دسته دوم شامل تاملات خرد هستند که حاصل کشف و شهودهای اهل ادب هستند و دسته سوم نیز شامل نظریه‌های مرجع است که نظریات کلان هستند و بر اساس موضوع تعریف می‌شوند و هرچه دامنه آن وسیع‌تر باشد کلان‌تر است.

فتوحی سپس گفت: دانشمندان نظریه‌های کلان را بیشتر می‌پسندند چون یک‌ نظریه واحد تمام مسائل را پوشش می‌دهد ولی معمولا چنین چیزی ممکن نیست.

او همچنین به این‌که در میراث ‌بلاغی و ادبی ما نیز نظریه‌های ادبی مختلفی وجود دارد اشاره کرد و به شرح نظریه عمود الشعر به عنوان نمونه‌ای از نظریه‌های مطرح‌شده که مورد بررسی قرار داده است پرداخت.

این مدرس دانشگاه با بیان ‌این‌که این نظریه هنوز هم در دانشکده‌های ادبیات ایران و مصر در میان هواداران ادبیات کلاسیک جایگاه ویژه‌ای دارد گفت: اشراف بر مبانی نظریه عمودالشعر برای خوانش و تفسیر ادبیات کلاسیک ضروری و واجب است. عمود الشعر به عنوان یکی از نظریه‌های بسیار موثر و مرجع در تاریخ ادبیات فارسی و عربی نقش بازی کرده و همچنان سیطره خود را در بخش‌هایی از جوامع ادبی ما دارد.

ناقد باید مانند باد به موضوع اشراف داشته باشد

در ادامه حسن بلخاری قهی، رییس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران گفت: در مفهوم نقد نسبت معنوی و معنایی مشابه در فرهنگ اسلامی و اندیشه یونایی داریم که باید این مفهوم را در هر دو فرهنگ بررسی کنیم و به کاربردهای دیگر واژه نقد و نقد ادبی تامل داشته باشیم.

او با بیان این‌که یکی از رساله‌های نخستین تاریخ بشر در باب تبارشناسی واژه‌ها مربوط به یونان است که در آن افلاطون به تبارشناسی واژه‌ها می‌پردازد، به شرح تبارشناسانه کلمه انگلیسی کریتیک که از آن به واژه یونانی کرنیک به‌معنای تمیز و تشخیص می‌رسیم پرداخت.

بلخاری سپس بیان کرد: زمانی که نقد وارد حوزه هنری و ادبی شد به این معنا بود که یک اثر را بررسی و آثار خوب را از بد جدا کنیم که این موضوع جان‌مایه بنیادین مفهوم نقد در فرهنگ غرب و یونانی است.

رییس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با بیان این‌که ناقد باید مانند باد به موضوع تسلط و اشراف داشته باشد گفت: نه در ذیل متن بلکه مشرف بر متون تعریف می‌شود و در غیر این صورت موضوعی که مطرح می‌کند نقد نیست بلکه اظهارنظر است. به ذات در مسئله نقد قضاوت وجود دارد و امکان فرار کردن ناقد از این مسئله وجود ندارد و البته یک منتقد اشرافش را از آشنایی با معیارها به‌دست می‌آورد.

او با بیان این‌که در فرهنگ اسلامی کلمه نقد معادل کریتیک قرار داده شده است افزود: در حوزه فلسفه هنر نیز نخستین مواجهه مترجمان مسلمان با این موضوع باعث خروجی واژه نقد شده است.

بخاری قهی همچنین گفت: هنگامی که مولانا می‌گوید بشنوید ای دوستان این داستان، خود حقیقت نقد حال ماست آن، نقد در این‌جا به معنای تمییز سره از ناسره نیست بلکه منظور قدرت تمثیل حقیقت مکنونی از خفا است و در واقع معنای دیگر نقد در فرهنگ ادبی و عرفانی ما احضار امر مکنون و اظهار امر خفیه است.

او با بیان این‌که هنر و ادبیات در اصل دو صورت از یک حقیقت هستند و گاه به صورت آثار فرمی و حجمی و گاه به صورت آثار کلامی و داستان و شعر ظهور می‌کنند که ریشه در یک حقیقت دارند اظهار کرد: کارکرد هنر و ادبیات ترجمان امر معقول به فرم زیبای محسوس است و در این ساحت یکی از کاربردهای نقد این‌چنین معنا می شود. یک هنرمند و ادیب در خلق اثر یک مسیر عرفانی را طی می‌کند ولی منتقد باید همین مسیر را طی کند تا آن اثر را درک کند و می‌بینیم که با مفهوم‌ کریتیکال روبه‌رو نیستیم بلکه با عروج روحانی روبه‌رو هستیم.

عقلانیت، فردیت و دموکراسی؛ محورهای اصلی نقد ادبی

مهدی محبتی مجرد، مدرس دانشگاه نیز در این همایش با بیان این‌که باید چگونگی برخورد با نقد ادبی بررسی شود که چرا تاکنون ثمرات روشنی نداشته است، گفت: ما در دو برهه از زمان به تشکیل نقد ادبی پرداخته‌ایم؛ یکی از این دوره‌ها مربوط به قرون سوم تا پنجم است که تمام نیروهای فرهنگی به سمت تشکیل نهضت ملی دینی سوق پیدا کردند و هزاران کتاب در این زمینه نوشته‌اند و در دو قرن یادشده طیف وسیعی از متفکران و دانشمندان به دنبال تشکیل نهضتی بودند که در آن از نقد ادبی نتیجه بگیرند.

دانشیار دانشگاه زنجان سپس با اشاره به این‌که در گذشته شخصیت منتقد، شخصیت تعریف‌شده‌ای نداشت و همه شاعران و نویسندگان منتقد ادبی محسوب می‌شدند ادامه داد: به جز گروه خاصی که رسالتی غیر از اشخاص یادشده داشتند به تالیف کتاب‌هایی به صورت دایرة‌المعارف در زمینه نقد ادبی پرداختند.

او در ادامه به بیان دیدگاه متفاوت نقد ادبی پرداخت و گفت: قبلا دیدگاهی وجود داشت که مشهور بود و طرفداران خاص خود را داشت و آن مربوط به دوره مشروطه است که در آن دیدگاه هیچ فردی نقد ادبی ندارد، که اگر این مسئله درست باشد با فاجعه عظیمی در آن زمان مواجه بودیم. دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که در آن افراد نقد ادبی خود را دارند اما امروز نقد ادبی مدون و مکتوبی وجود ندارد. اگر بخواهیم به صورت امروزی آثار حافظ مولانا و فردوسی را نقد کنیم دچار خطاهای عظیمی خواهیم شد و اگر نقد را وارداتی بدانیم، وضع بحرانی‌تر خواهد بود.

محبتی آفت نقد ادبی در اوایل قرن پنجم و قرن ۲۱ رنسانس ایران را تبانی ادبی دانست و افزود: در دوره مشروطه نهضت نقد ادبی شروع می‌شود که تا امروز جایگاه خود را پیدا نکرده است و همچنان در این زمینه بحران‌زده هستیم به طوری که در نقد ادبی گذشته انحراف عظیمی به وجود آمد و آن تبدیل نقد ادبی به نقد بلاغی و در ادامه تبدیل آن به نقد بدیعی بود و در نهایت شمارش صنایع بلاغی، این در حالی ‌است که تفاوت عمده‌ای بین نقد ادبی و شمارش صنایع ادبی وجود دارد و در نقد ادبی هدف کشف زیبایی‌های قرآن است.

او بررسی انحراف نقد ادبی را مهم دانست و گفت: باید بررسی شود که نقد ادبی مسلمین که بخش اعظم آن را ایرانیان تشکیل می‌دهند چرا دچار مشکل شده است؟ به تعبیر دکارت فعالیت در دو نهضت و به نتیجه نرسیدن آن احتمالاً در روش کار مشکل وجود دارد و باید بررسی شود که نقد ادبی ذاتا مشکل دارد، یا نحوه برخورد با آن دچار اشکال است که اگر ذاتا مشکل داشت توان خلق اثر ادبی وجود نداشت و همچنین بررسی مشکل در تحلیل، مهم و ضروری است و برای حل این آسیب‌شناسی باید نگاه‌مان به نقد ادبی تغییر کند. همچنین بررسی این‌که نقد ادبی نقدی قائم به ذات است یا قائم به غیر ضروری است.

دانشیار دانشگاه زنجان ادبیات را زیباترین و خلاق‌ترین بخش فرهنگ دانست و گفت: این فرهنگ در بطن اجتماع به وجود می‌آید، رکن دیگر جامعه سیاست است و نمی‌توان نقد ادبی را قائم به ذات تحلیل کرد و اگر تغییرات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به وجود نیاید نقد ادبی همچنان دچار مشکل است. از طرفی خود نقد ادبی خود دارای تغییراتی است. ادبیات در عین تاثیرپذیری که نشان‌دهنده وضعیت اجتماعی است تاثیرگذار هم هست اما تاثیرپذیری آن بیشتر است.

او شرط بررسی نقد ادبی را از سه امر فردیت، عقلانیت و دموکراسی خارج ندانست و ضمن بررسی این سه شرط بیان کرد: مشکل اصلی نحوه تحلیل نقد ادبی در ایران وجود دو عنصر است، این‌که نمی‌توان ادبیات را به صورت گسترده دید و آن را امری ایستا به خود دید و باید تلاش شود که سلطه‌ رسانه‌های جمعی آزاد در برخورد با آثار ادبی شکل گیرد.

مقایسه روایت‌های شفاهی و کتبی

محمد جعفری قنواتی، پژوهشگر نیز در این همایش منظور از قصه را نوعی ویژه از داستان در ادبیات کتبی و شفاهی دانست که موضوع آن دینی و با هدف پند و اندرز و ترویج اندیشه‌های دینی است. او گفت: این‌ نوع داستانی به لحاظ ساختار، کارکرد، منشا و اشخاصی که آن را نقل می‌کنند با انواع دیگر داستان به ویژه افسانه تفاوت اساسی دارد.

او سپس به بیان تفاوت قصه و روایت پرداخت و در ادامه بیان کرد: معمولا قصه‌ها را افرادی باسواد نقل می‌کنند و اگر هم‌ شخص بی‌سوادی نقل کند معمولا این شخص از افراد مجلس‌دیده است. دانشمندان اسلامی نیز قصه را به مفهوم اخبار گذشتگان به کار برده‌اند و در قرآن کریم هم بیشتر به مفهوم اخبار گذشتگان و سرگذشت پیامبران با هدف پند و عبرت آمده است و احتمالا بر همین اساس برخی ادیبان در گذشته اگرچه اصطلاحات قصه، مثل، حکایت و افسانه را به صورت مترادف به کار می‌برده‌اند اما برای این نوع ویژه واژه قصه را به کار می‌برده‌اند؛ مانند مولوی در مثنوی، ناصرخسرو هم بین واژه‌های قصه و افسانه تفاوت قائل شده و عطار هم میان این دو اصطلاح تفاوت می‌گذارد.

این عضو هیئت علمی دایره‌المعارف بزرگ اسلامی قصه‌های مکتوب را در متون تفسیری از لحاظ دیدگاه‌های ناظر به تدوین آن‌ها با یکدیگر متفاوت دانست که در کیفیت نقل داستان‌های مختلف تاثیرات بدون واسطه دارد و گفت: این‌ متون از لحاظ نوع روایت‌گری نیز با یکدیگر تفاوت دارند و برخی از آنان کم و بیش منطبق با شیوه‌ای است که استاد زرین‌کوب از آن با عنوان سبک بلاغت منبری یاد می‌کند که شباهت‌های بیشتری با ادبیات عامه دارد.

او تصریح کرد: هرچند مواد تشکیل‌دهنده و منابع روایات متفاوت یک داستان کم وبیش مشخص است اما راویان مختلف داستان‌ها با پس و پیش کردن برخی عناصر و مولفه‌های قصه روایت‌هایی دیگرگونه از یک قصه ارائه کرده‌اند به طوری که یکی از پژوهشگران پنج روایت مختلف از قصه «ایوب» نشان داده است. جنبه دیگر اهمیت این قصه‌ها از لحاظ بینامتنی بودن آن‌ها است که نمونه آن قصه بلوث و جهود است که در تفاسیر ابوالفتوح و کشف‌الاسرار آمده‌ و مولوی نیز روایتی از آن نقل کرده و ظاهرا قدیمی‌ترین روایت این داستان مربوط به هرودوت است. آن‌چه نشان می‌دهد این داستان نه واقعیتی واقعی بلکه واقعیتی داستانی است روایتی است که در «کلیله و دمنه» در باب نزاع بوم و زاغان آمده‌ است. قصه دیگر درباره عیسی و شخص آزمند است که در ادبیات عامه به قصه یابندگان گنجی که یکدیگر را می‌کشند شهرت دارد و صدها روایت از آن در نقاط مختلف جهان ثبت شده و با کد ۷۶۳ در فهرست آرتامسون طبقه‌بندی شده و قدیمی‌ترین‌ روایت از آن در تفسیر طبری به عربی آمده‌ است.

محمد جعفری قنواتی تعامل ادب شفاهی و کتبی را یکی از مباحث بسیار جدی و اساسی در ادبیات شفاهی دانست و در ادامه اظهار کرد: از این‌که تعداد روایات شفاهی چاپ‌شده در قیاس با سایر افسانه‌ها بسیار کمتر است نمی‌توان ‌نتیجه گرفت قصه‌های پیامبران در قیاس با سایر داستان‌ها در ادبیات شفاهی و فولکلور رواج کمتری داشته است زیرا به شیوه‌های مختلف قصه‌های پیامبران در بین مردم رواج یافته است. اگر افسانه‌های سحرآمیز یا عاشقانه در شب‌نشانی‌ها نقل می‌شده قصه‌های پیامبران از طریق اهل منبر و واعظان و پرده‌خوانان رواج می‌یافته است.

او همچنین بیان کرد: بنابراین با توجه به این‌که عامه نقل این قصه‌ها را ثواب می‌دانسته‌اند این قصه‌ها امکان گسترش بیشتری در بین‌ مردم‌ داشته‌ لذا علت این‌ را که تعداد کمی از قصه‌ها ثبت و ضبط شده باید در جای دیگری جست‌وجو کرد و باید به نگاه پژوهشگران فولکلور مربوط دانست که این روایات را بنا به هر دلیلی یا از اجزای فرهنگ مردم‌ نمی‌دانسته‌اند یا در قیاس با انواع داستانی دیگر به آن‌ها اهمیت کمتری می‌داده‌اند و بی‌شک دیدگاه‌های ایدئولوژیک به فولکلور بر این‌ موضوع موثر بوده است. آن‌چه این‌نتیجه‌گیری را تایید می‌کند برخورد علمی دو تن از پژوهشگران ادب عامه است که در الموت انجام داده‌اند و بیش از ۳۰ روایت شفاهی از قصص‌الانبیا ثبت کرده‌اند.

جعفری قنواتی در ادامه به بیان نتیجه بعدی قیاس روایات شفاهی و کتبی پرداخت و با ارائه چند مثال گفت: در برخی روایات شفاهی حوادثی نقل می‌شوند که کاملا وجوه افسانه‌ای دارند که نه فقط در روایات کتبی نیامده‌اند بلکه با ساختار ژانر قصه نیز مغایرت دارند.

او مهم‌ترین تفاوت روایات شفاهی و کتبی را این‌که در روایات شفاهی تاکید بر وجه رحمانیت خداوند بسیار بیشتر است عنوان کرد و به ارائه روایتی در این‌باره پرداخت.

این عضو هیئت علمی دایره‌المعارف بزرگ اسلامی در پایان گفت: اندیشه ناظر بر این روایات منطبق است با اندیشه‌های عارفان ایرانی که در خداوند به جز مهر و لطف چیزی نمی‌بینند و بر همین اساس است که حافظ می‌فرماید: از نامه سیاه نترسم که روز حشر/ با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم.

منبع: خبرگزاری ایسنا

منبع: آفتاب

کلیدواژه: همایش نقد و نظریه ادبی نقد ادبی در ایران جعفری قنواتی تفکر انتقادی شفاهی و کتبی ادبی پرداخت نقد ادبی رییس انجمن ادبی ما قصه ها

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت aftabnews.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «آفتاب» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۲۹۶۴۵۹۸۷ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

از تأثیر معلمان بر لوح سفید کودکان نباید غافل شویم

به گزارش خبرنگار گروه آموزش و دانشگاه خبرگزاری علم و فناوری آنا، بسیاری از دانش‌آموزان به دلیل عشق به معلم در کلاس حاضر می‌شوند و حتی یک ضرب‌المثل قدیمی در این راستا می‌گوید که «درس معلم گر بود زمزمه محبتی، جمعه به مکتب آورد، طفل گریز پای را». این ضرب‌المثل نشان می‌دهد که مهم‌ترین ابزار یک معلم می‌تواند محبت باشد.

به بهانه روز معلم با یکی از معلمان مریم بیات از شهرستان ملایر در یک مدرسه دورافتاده مصاحبه و گفت‌وگویی داشتیم.

مشروح گفت‌وگوی تفصیلی خبرنگار خبرگزاری علم و فناوری آنا به شرح زیر است؛

آنا: شرح حال خودتان را به مناسب هفته مقام معلم بفرمایید و اینکه چه شد که به شغل معلمی علاقه‌مند شدید؟

بیات: از دانشگاه که فارغ‌التحصیل شدم مشوش بودم و هرجایی و لابلای سطر‌های هرکتابی دنبال خودم می‌گشتم، حتی محیط غنی و آدم‌های جورواجور دانشگاه نتوانستند کمکم کنند بفهمم جای درست کجاست.

چند شغل مختلف را امتحان کردم؛ من جمله فروش بسته‌های آموزشی و حتی نسخه پیچی در یک داروخانه شلوغ مرکز شهر، ولی باز هم چیزی کم بود. مطمئن بودم اینجا جای من نیست. بعد روانشناسی را انتخاب کردم و مدرک آن را نیز گرفتم ولی این هم کم بود.

با تشویق پدر و خواهرم که هر دو فرهنگی هستند در دومین آزمون استخدامی آموزش و پرورش شرکت کردم و وارد دنیایی شدم که هر ثانیه‌ش برام ناشناخته بود. آنجا فهمیدم که به مکان درست و خود درست نزدیک می‌شوم. از بچه‌ها حس خوبی می‌گرفتم و همین انرژی من را واداشت تا ادامه دهم.

هر روز همه‌ فکرهایم را پشت در کلاس می‌گذاشتم و با هر سلامی که می‌شنیدم به آن‌ها نزدیک‌تر می‌شدم. هر روز با هرلبخندی شارژ و با گرفتن دستان کوچکشون همراه می‌شدم. نوشتن هر کلمه‌ای من را به وجد می‌آورد و وقتی آن‌ها حرف‌هایم را می‌فهمیدند در چشمانشان نور را جستجو می‌کردم هر روز می‌جنگیدم تا از غفلت دورشان کنم، تا به آن‌ها بفهمانم دنیا خیلی بزرگ و خدا خیلی مهربان است.

دانلود فیلم اصلی کد ویدیو

به خودم آمدم و دیدم یک‌سال گذشته است و توانستم در اولین سال تدریسم ۲۷ دانش‌آموز کلاس اولی را آموزش بدهم، کاری که هنوز هم خیلی از همکاران با تجربه‌ام جرئت انجامش را ندارند. دیدم آنقدر از این وروجک‌ها درس‌ها گرفتم که دیگر آن آدم سابق نیستم. ظاهراً فقط من به دانش‌آموزانم درس می‌دادم؛ ولی در حقیقت در مسیری باهم پیش می‌رفتیم که هر ثانیه‌اش به یاد موندنی بود.

روز‌هایی که می‌بایست با مشکلات خانوادگی‌شان کنار بیایم، که قبول کنم همه چیز در خانه‌هایشان روی روال نیست، که گاهی مادر تنهایشان گذاشته و گاهی پدر به دام اعتیاد افتاده، باید غصه‌ کفش‌های پاره‌شان را می‌خوردم و گاهی باید از پریده بودن رنگشان گرسنگی‌شان را می‌فهمیدم، گاهی به‌جای مادر باید دست محبت به سرشان می‌کشیدم تا حداقل یک ساعت در کنار من فراموش کنند که فرزند طلاق هستند، یا حتی برای یکی از آن‌ها بند کفش می‌بستم. روز‌هایی که باید همه این مشکلات را گوشه‌ ذهنم انباشته می‌کردم و با هر روشی که از دستم برمی‌آید به آن‌ها بابا و آزاده را یاد می‌دادم، جایی که از کمترین وسایل کمک آموزشی خبری نبود.

روز‌هایی که بیشتر از اینکه به دانش‌آموزانم کمک کند، به من کمک کردند تا رسالتم را در زندگی یعنی ایستادن وسط نادانی‌ها و جنگیدن علیه تاریکی پیدا کنم. سخت بود، سخت‌تر از هر تغییر دیگری، اما نتیجه دلگرمم می‌کرد: روی کاغذ کوچکی نوشته بود خانم عزیزم دوستت دارم.

آنا: یک تعریف از تدریس اثزبخش و اثرگذار بفرمایید؟ شرایط و ویژگی های یک تدریس اثربخش به چه صورتی است و بفرمایید که شما در این خصوص برای ترغیب دانش آموزان به درس از چه روش‌ها و راهکارهایی استفاده می‌کنید؟

ضرورت برنامه‌ریزی یک طرح درس حداقل دو روز پیش از تدریس لازم

بیات: به نظر بنده تدریس اثربخش تدریسی است که با توجه به استعدادها، ظرفیت‌ها و تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان برنامه‌ریزی می‌شود و چند روز پیش از تدریس باید شرایط آموزش آن مفهوم در دانش‌آموزان از نظر روحی و ایجاد انتظار رویارویی با یک درس جدید و هم از نظر تامین پیش‌ نیاز‌های لازم ایجاد شود. به‌طور مثال اولین کلمه‌ای که دانش‌آموز فرا می‌گیرد «آب» است، پیش از آن حدود یک هفته با داستان، کاردستی، نقاشی‌های جذاب و ایفای نقش در کلاس زمینه‌ آموزش آن رو فراهم می‌کنیم، بعضی دانش‌آموزان لمسی هستند و با کاردستی درست کردن بهتر ارتباط برقرار می‌کنند، بعضی از آنها سمعی هستند و داستان گویی برای آنها مفید است، بعضی از آنها هم بصری هستند و با نقاشی‌های ساده جذب می‌شوند. به همین منظور برنامه‌ریزی یک طرح درس حداقل دو روز پیش از تدریس لازم به نظر می‌رسد.

باید ذهن دانش‌آموزان برای دریافت مفهوم آماده و ورزیده باشد

به مرور که تجربه کسب می‌کنیم و با گذشت یک یا دوماه از سال تحصیلی، حیات کلاس را خوب درک کرده و با توجه به حالات مختلف بچه‌ها می‌توان موضوعات مختلفی را برای تدریس انتخاب کرد. بهترین زمان برای تدریس هر مفهوم زمانی‌ست که ذهن دانش‌آموزان برای دریافت آن مفهوم آماده و ورزیده باشد.

آنا: همانطور که به تاثیرگذاری نقش معلم بر تربیت دانش‌آموزان آگاه هستید، بفرمایید راهکاری کاربردی برای یک تدریس اثربخش چیست؟

بهترین راه همراه شدن با دانش‌آموز و روحیات است

بیات: به منظور ترغیب دانش‌آموزان برای تدریس، بهترین راه همراه شدن با دانش‌آموز و روحیات وی است. اگر دانش‌آموز برای لحظه‌ای این احساس را داشته باشد که معلم و اهدافش از او جداست، ممکن نیست بتوان کلاس را حتی مدیریت کرد، چه برسد به آن که امور آموزشی و تربیتی محقق شود. همراه شدن با دانش‌آموزان از طریق مشارکت در تمرین‌ها و بازی‌هایشان و مشارکت دادن آنها در امور مدیریت کلاس میسر است. به‌عنوان مثال می‌توان افرادی را بنا به شناخت توانایی‌هایشان مسئول انضباط کلاس، مسئول بررسی تکالیف دانش‌آموزان یا مسئول مراقبت از اموال کلاس قرار داد. این امر علاوه به القای حس مفید و با ارزش بودن و افزایش اعتماد به نفس می‌تواند آنها را به انجام امور درسی علاقمند کند.

دانش‌آموزان انعطاف آموزگار را درک می‌کنند و خود را با آن هماهنگ می‌کنند. به‌طور مثال اگر روزی از کوتاهی آن‌ها در انجام تکالیف چشم‌پوشی کنید مانند یک دوست اشتباهات شما را در خلوت به شخص شما گوشزد خواهد کرد.

در منطقه‌ای که بنده تدریس می‌کنم بخصوص در دوره اول (پایه‌های اول دوم و سوم) به شوق آوردن دانش‌آموزان با هدیه‌هایی به کوچکیِ یک مداد مشکی خیلی رایج است. متاسفانه با دانش‌آموزانی روبرو هستیم که بعضا ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین نیازهایشان طرد شده و کلاس و مدرسه را راهی برای ثابت کردن خودشان می‌دانند. دانش‌آموزانی که اگر پدرانشان در دام اعتیاد نباشند قطعاً صدها کیلومتر آنطرف‌تر در دورترین شهرها مشغول به کار هستند.

در این سال‌ها آموخته‌ام با هموار کردن اولین نیازهای کودکانم امنیت، دوست داشته شدن و مفید بودن است. به سادگی می‌توانم آن‌ها را در هر امری با خود همراه کنم. کودکان در سنین دبستان بیشترین تاثیر را از آموزگار خود می‌گیرند و با او همذات پنداری عمیقی دارند.

آنا:  توصیه و رهنمودی اگر به معلمان برای تدریس اثربخش دارید، بفرمایید؟

بیات: برای اینکه جایی در دل دانش‌آموزانتان باز کنید و از آن راه هرطور لازم می‌دانید خمیر وجودشان را شکل دهید کافی‌ست مانند آنها باشید. با خصوصیات‌شان همراه شوید، درکشان کنید و برای ضعفهایشان تدبیری بیاندیشید. کافی‌ست کلاس را از روند قابل انتظار آنها خارج کنید.

برای اینکه جایی در دل دانش‌آموزانتان باز کنید و از آن راه هرطور لازم می‌دانید خمیر وجودشان را شکل دهید کافی‌ست مانند آنها باشید

امسال با توجه به اینکه در پایه اول خدمت می‌کنم تصمیم گرفتم هر روز با روحیات کلاسم پیش بروم. اولین لحظات دیدارمان را به احوالپرسی می‌گذارنیم. سپس کمی با هم حرکات نرمشی انجام می‌دهیم، فعالیتی که هم مشکل خواب‌آلودگی آنها را حل می‌کند و هم برای شروع درس نشاط کافی به آنها تزریق می‌کند. سپس به کمک چند دانش‌آموز که مسئول هستند تکالیف روز قبل را بررسی می‌کنیم و در صورت نیاز یکی از دانش‌آموزان بخشی از آن را روی تابلو نوشته و توضیح می‌دهد، این کار آنها را در مدیریت کلاس مشارکت می‌دهد و وقتی خودشان را بخشی از کلاس بدانند برای بهتر شدن آن قلباً تلاش خواهند کرد.

پس از آن (حدوداً ۱۰ دقیقه‌ی آخر زنگ اول) همه با یکدیگر لقمه‌های سالمی که از منزل همراه داریم را میل می‌کنیم. این کار برای دانش‌آموزانی که اول صبح میلی به خوردن صبحانه ندارند خیلی مفید است؛ مغزشان مواد مغزی لازم را دریافت می‌کند، صبحانه خوردن را تمرین می‌کنند و برای ورود به آموزش آماده می‌شوند. از طرفی با انتخاب لقمه‌های سالم برای صبحانه، آنها شانس بیشتری برای داشتن یک تغذیه سالم در آینده خواهند داشت.

باید توجه داشت که دانش‌آموزان در دوره اول ابتدایی در هر بار بیش از ۲۰ تا ۲۵ دقیقه نمی‌توانند بر موضوعی تمرکز کنند. لذا با مدیریت زمان و با تلطیف تدریس توسط شعر و بازی و ایفای نقش می‌توان تا حد زیادی این توجه را افزایش داد و عمق بخشید.

آنا: نکته پایانی و تکمیلی؟

از تأثیر معلمان بر لوح سفید کودکان نباید غافل شویم

بیات: در پایان از همه همکارانم در جای‌جای این میهن سرافراز تمنا می‌کنم از تاثیرشان بر لوح سفید کودکان‌ غافل نباشند. کودکان هر خصلت خوب و بدمان را فرامی‌گیرند، با هر فریادمان از ما دور می‌شوند و با هرلبخندی خود را در آغوش خدا حس می‌کنند. خود را تربیت کنیم و مراقب رفتار خود باشیم و خواهیم دید که آنها به بهترین شکل خود رفتار خواهند کرد.

آموزگاری که با فراغ بال در کلاس حاضر می‌شود حتما تاثیرگذارتر از آموزگاری‌ست که برای تامین معیشت خانواده‌ش مجبور است دو شیفت کار کند

اگر امکان تدریس در مناطق محروم را دارید از آن چشم‌پوشی نکنید. در بعضی نقاط کشورم دانش‌آموزان مستعد و خلاقی منتظر حضور شما در کلاس هستند که از ساده‌ترین امکانات و حقشان در خانه و جامعه محرومند، که منتظر رسیدن یک پیامبر مهربانی برای قلب کوچکشان هستند. دانش‌آموزانی که شاید سالی یکبار به زحمت بتوانند کفش یا لباسی نو بر تن کنند، ولی هنگام تدریس یک گام از شما جلوترند و با جملاتی که ادا می‌کنند شما را شگفت زده می‌کنند. فرزندانی که اگر می‌شد برای هرکدامشان مادر و پدر شویم چه آینده‌های درخشانی که رقم نمی‌زدند!

از مسئولان کشورم به‌خصوص وزیر آموزش و پرورش تقاضا دارم دانش‌آموزان کشورم را بخصوص در مناطق محروم حمایت کنند. حتماً با کمترین هزینه‌ها ولی به شکل اصولی می‌توان بسیاری از آنها را از ورطه‌ اعتیاد و بزه دور کرد و به عنوان آخرین خواسته تقاضا دارم به معیشت جامعه‌ معلمان توجه دوباره شود. آموزگاری که با فراغ بال در کلاس حاضر می‌شود حتما تاثیرگذارتر از آموزگاری‌ست که برای تامین معیشت خانواده‌ش مجبور است دو شیفت کار کند. نمی‌توان از تاثیر روحیات و خلقیات آموزگار بر کلاس درسش غافل شد.

دانلود فیلم اصلی کد ویدیو

انتهای پیام/

دیگر خبرها

  • از تأثیر معلمان بر لوح سفید کودکان نباید غافل شویم
  • جایزه نوبل ادبی باید به فردوسی تعلق می‌گرفت
  • کسب رتبه برتر در جشنواره ملی شعر دوست من کتاب
  • شاعری که براساس دانش ادبی شعر نسروده!
  • چگونه به فاسیولا مبتلا می شویم؟
  • پپ: امیدوارم ۱۵ روز دیگر جام را در دست بگیریم
  • اوزونیدیس: فرودگاه شهر را فقط برای رقیب باز کردند
  • بازیگر سینما و پیشنهاد کتابی مرموز
  • ببینید | ادبیات فارسی بر قله جهان
  • محبی: با مسعود شجاعی می‌توانیم قهرمان حذفی شویم