Web Analytics Made Easy - Statcounter

خبرگزاری فارس ـ گروه هنر: چطور می‌شود مفاهیم فلسفی را به کودکان آموزش داد و چرا جای این آموزش‌ها در نمایش‌های کودکانه خالی است؟

در این باره میزگردی با حضور خدیجه مهدوی کارشناس تئاتر و مدرس نمایش خلاق، محبوبه اسپیدکار طراح مدل بومی پرورش تفکر فلسفی در کودکان و مؤلف مجموعه «گام به گام تا اندیشه» و علی فروتن بازیگر و کارگردان تئاتر برگزار کردیم که البته دو تن از مهمانان به دلیل بیماری به صورت مجازی در میزگرد حضور داشتند.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

 

 

* وقتی از «آموزش فلسفه به کودکان» صحبت می‌کنیم، آیا می‌خواهیم فلسفه مدنظر حکما را آموزش دهیم؟

اسپیدکار: یکی از آفت‌های مرسوم در حوزه آموزش فلسفه به کودکان (فبک) این است یک مفهوم فلسفی را آنقدر پیچیده بیان می‌کنیم که از حوصله مخاطب خارج می‌شود. در حالیکه هدف از انتقال مفهوم این است که بچه به فکر کردن وادار شود، بجای اینکه بخواهیم افکار بزرگسال را به صورت کادوپیچ به فرزندان آموزش دهیم. مثلا انیمیشن «هورتون» مفاهیم پیچیده فلسفی را به سادگی آموزش می‌دهد. حال اگر بخواهیم همین مطلب ساده را آموزش دهیم، آنقدر آن را با استعاره‌های پیچیده و مفاهیم عرفانی در می‌آمیزیم که نه تنها توسط بچه‌ها که توسط بزرگسالان غیرقابل درک می‌شود.

هدف از تربیت فلسفی کودک، انتقال مفهوم به کودک و وادار کردنش به تفکر است، اما متأسفانه افکار بزرگسال را به صورت کادوپیچ به فرزندان آموزش می‌دهیم که برای آن‌ها  قابل درک نیست

مهدوی: نگاهی که فلاسفه نسبت به قضیه فلسفه در کهولت دارند، قبل از آن در زبان قرآنی با عباراتی همچون «افلا تعقلون»  آمده است و به صورت غیرمستقیم به تدبیر و تفکر تأکید می‌شود.
حتی در نهج‌البلاغه هم این موضوع آمده که حضرت امیر نسبت به تربیت کودک ورود داشته‌اند و حتی به صورت جزئی به آن اشاره کرده‌اند و کودک را در هفت سال نخست زندگی آزاد می‌گذارند و سرور می‌دانند.
امروز رهبر انقلاب هم بر آموزش فلسفه از دوران کودکی تاکید دارند اما آموزش و پرورش ما برای تحقق این امر (فلسفیدن) به صورت تقلیدی ورود کرده است، بدون اینکه مربی با گذراندن دوره خاص برای این امر آماده شده باشد. مثلا چرا رشته تئاتر کودک و نوجوان را در دانشگاه نداریم؟

اسپیدکار: در متون اسلامی مانند نهج‌البلاغه مثال‌هایی مبنی بر دعوت به تفکر و تدبر انسان وجود دارد. شاید یکی از سهل‌انگاری‌ها این است که چگونگی تفکر و تدبر درباره مفاهیم دینی را به بچه‌ها آموزش بدهیم. اما آیا این با مفهوم تفکر در سایر علوم یکسان است؟ خیر، به همین دلیل باید دقیق و درست به موضوع ورود کنیم. به نظر می‌آید برای بومی‌کردن هر موضوعی، تداخل ادبیاتی است که با هم سنخیت ندارند. یعنی تفکر در قرآن کریم با تفکر در فلسفه الزاماً یکی نیست. مثلا کلمه «عشق» در ادبیات عرفانی با ادبیات روانشناسی تفاوت ماهوی دارند.

مهدوی: فعلیت تفکر و تدبر در قرآن را داریم و نگاه خواص و عوام را داریم، و البته مقوله مدنظر ما با ادبیات بزرگسال متفاوت است. فلسفه برای کودک یک زمینه نوظهور و بستری است که کودک فعلیت و فن را در آن می‌آموزد.

فلسفه برای کودک بیش از آنکه کمک برای فهم خوبی‌ها باشد بیشتر کمک برای فهم این است که کدام ارزش و کدام ضدارزش است؛ یعنی کودک کلیشه‌ها را بشکند و در مفاهیم، تشکیک کند

اسپیدکار‌: فلسفه برای کودک بیش از آنکه کمک برای فهم خوبی‌ها باشد بیشتر کمک برای فهم این است که کدام ارزش و کدام ضدارزش است. یعنی کودک کلیشه‌ها را بشکند و در مفاهیم تشکیک کند، مثلا آیا دروغ مصلحت اندیش از راست فتنه‌انگیز بهتر است؟ در واقع مهمترین هسته تفکر فلسفه برای کودکان این است که به بچه‌ها به حای اندیشه‌ها اندیشیدن را یاد دهیم. آن وقت خیلی از مباحث فلسفی (مانند فلسفه خلقت) به صورت خودبخود می‌آیند. یک فیلسوف یک‌شبه فیلسوف نشده است بلکه از کودکی همواره حس حیرت و شگفت‌زدگی را همراه داشته است. البته پشتکار هم مهم است وگرنه ممکن است هر کسی سؤالاتی در ذهن داشته باشد. سوم اینکه فیلسوف به راحتی دچار تردید منطقی می‌شود. تفاوت یک آنارشیست با کسی که تردید منطقی دارد این است که دنبال انکار وقایع نیست، اما گاهی بجای آموزش تردید فلسفی به کودک گاهی انکار را آموزش می‌دهیم. 

مهدوی: کانت می‌گوید شما هیچوقت از من فلسفه نخواهید آموخت بلکه فلسفه اندیشیدن را می‌آموزید.
فلسفه موازی با ادبیات (داستان‌های کهن) است که از تاریخ دور و ملل مختلف به ما رسیده است. هستی‌شناسی و زیبایی‌شناسی تمثیل‌هایی دارند که با محوریت فلسفه روبرو هستند و از طریق آن می‌توانیم اندیشه، مهارت و زندگی را به کودک بیاموزیم. مثلا گرشاسب نامه، شاهنامه، مثنوی و گلستان بسترهایی دارند که می‌توانند معناگرا و فلسفه گرا باشند. 

اسپیدکار: باید این پیش فرض را که در ادبیات کلاسیک، داستان معناگرا داریم، تعریف کنیم.

فروتن: قاعدتاً از ابتدای بشریت این مدنظر بوده که انسان به عنوان اشرف مخلوقات در هر کاری با فکر جلو می‌رود. این موضوع در زمینه‌های مختلف وجود دارد و در نمایش کودک و نوجوان به واسطه مخاطبی که نیاز دارد تغذیه سالم دریافت کند، نیاز به اندیشه و پژوهش بیش از پیش وجود دارد.
وقتی می‌خواهیم کار اثرگذار و ماندگاری برای بچه‌ها انجام شود، باید نگاهی ریزبینانه داشت و حرف مدنظر را با زبان و قالبی مطرح کرد که تأثیرگذارتر و ماندگارتر شود. هرچه عمق این پژوهش بیشتر باشد، آن کار اثرگذاتر خواهد بود و از قدیم می‌گویند باید هر کاری را پخته کرد، این پخته‌کردن همان اندیشه‌ای است که پس کار پنهان است.

 

 

* در حال حاضر، یک نمایش کودک موفق در وهله اول نمایشی است که کودک را شاد کند و بخنداند، سپس موضوعات آموزشی و اخلاقی و فلسفی را شالم شود. چطور می‌شود این نگاه را اصلاح کرد؟

اسپیدکار: تئاتر کودک یک سری مؤلفه دارد مانند اینکه جذاب و شاد باشد. الان مفاهیمی داریم تحت عنوان مفاهیم فلسفی که ممکن است ماهیت آن با شوخی و خنده قرابت نداشته باشد. برای رفع این مشکل باید بجای اینکه دنبال یک مفهوم فلسفی باشیم و برایش نمایشنامه بنویسم (بجای کت دوختن برای یک دکمه)، در یک جریان دراماتیک روی نقطه‌ای دست بگذاریم که کودک را به تفکر وا دارد و کنجکاوی او را بر انگیزد. این کار از عهده هنرمندی بر می‌آید که خودش این نگاه را در خودش حفظ کرده باشد. مثلا «سنت اگزوپری» به سفارش کسی «شازده کوچولو» را ننوشت، بلکه منویات خودش را بروز داد. بنابراین تئاتری فلسفی است که بچه را به فکر کردن وا دارد. 

وقتی گیشه مهم باشد، مجالی برای تولید تئاتر فلسفی ‌نمی‌ماند. گاهی برای بالابردن رنگ و لعاب صحنه در نمایش‌های کودک، نکات آموزشی هم حذف می‌شود!

مهدوی: وقتی به عنوان یک نویسنده و کارگردان که از این راه ارتزاق می‌کند، گیشه برایش مهم می‌شود، بنابراین شاید مجالی برای ساخت تئاتر فلسفی ‌ماند. یعنی هنوز راهی برای تجمیع این دو نیافته است. اصلاً نمایشنامه‌نویس مخصوص این کار را نداریم. گاهی حتی برای بالابردن رنگ و لعاب صحنه، نکات آموزشی هم حذف می‌شود! عجیب اینکه اکثر کارگردان‌ها نیازی نمی‌بینند که نمایشنامه داشته باشند یا از مشورت روانشناس و جامعه‌شناس استفاده کنند.

اسپیدکار: چون تفاوت بین داستان و نمایشنامه را متوجه نشده‌ایم و داستان معناگرا را بدون اتفاقات دراماتیک به نمایشنامه تبدیل می‌کنیم. به همین دلیل، جذابیت نخواهد داشت. 

مهدوی: دهه هشتاد حکایت کهن «سه ماهی در آبگیر» را روی صحنه بردم، پیام خوبی داشت اما نمایشنامه‌نویس تخصصی نداشتیم که آن را دراماتیک کند. الان کار کودک رها شده و محوریت پول شده است. دولت هم یارانه‌ای به این موضوع اختصاص نمی‌دهد. 

اسپیدکار: کار خوب گیشه دارد، حمایت دولتی جلوی پیشرفت و ارتقای کار را می‌گیرد و موجب لختی می‌شود.  حدود بیست سال پیش تئاتر بی‌کلام از یک کشور خارجی تحت عنوان «معنای جهان» با حمایت کانون روی صحنه رفت. آن زمان مربی کانون بودم و برایم جالب بود که در تمام مدت بچه‌ها بدون شیطنت زل زده بودند روی صحنه و محو تماشا بودند. چون کار با وجود بی‌کلام بودن، مخاطب را همراه خودش نگه می‌داشت. البته منکر لزوم حمایت نهادهای دولتی از افراد مستعد نیستم و معتقدم باید دغدغه سیاستمداران هم باشد. 

 

 

متأسفانه آنقدری که برای تغذیه و پوشش بچه‌ها وقت می‌گذاریم، بابت فرهنگ بچه‌ها وقت نمی‌گذاریم

فروتن: متأسفانه به کار کودک، کودکانه نگاه می‌کنند و هنوز که هنوز است یک رشته تحصیلی به عنوان کارگردان کودک و نوجوان در دانشگاه تدرس نمی‌شود، در حالی که یکی از تخحصصی‌ترین رشته‌های نمایشی و بدون متولی است.
از سوی دیگر، معمولاً دوستانی که ابتدای راه هستند و جایگاهی در عرصه نمایش ندارند، تلاش می‌کنند خود را در کار کودک نشان دهند. در حالی‌که کودک فهیم، کودکی است که کتاب خوب بخواند، نمایش خوب ببیند و از خوراک فرهنگی خوبی برخودرار باشد تا وقتی بزرگ شد، یک فرد مفید و فهیم در اجتماع باشد. اما اگر خوراک فکر و فرهنگی خوبی به بچه‌ها ندهیم، نباید در بزرگسالی از آن‌ها توقع افرادی فرهیخته داشته باشیم. بنابراین یک نمایش پوچ بدون فکر و جامعه‌شناسی اثرگذاری نیست. 
متأسفانه آنقدری که برای تغذیه و پوشش بچه‌ها وقت می‌گذاریم، بابت فرهنگ بچه‌ها وقت نمی‌گذاریم. خواهش عاجزانه‌ام این است که در دانشگاه‌ها رشته‌هایی برای کار کودک در نظر بگیرند و برایش وقت بگذارند، چون ضرر نخواهیم کرد و بهره‌های آن را در آینده خواهیم برد.

 

 


* اثر فلسفه‌نگر چه ویژگی‌هایی دارد؟
اسپیدکار‌: وقتی مخاطب وارد سالن می‌شود، سوالی ندارد اما وقتی خارج می‌شود کلی سوال دارد. با این نگاه، برخی متون کهن ما در عین باارزش بودن، معناگر و فلسفی‌محور نیستند. داستان‌های گلستان سعدی دلچسب هستند اما معناگرا به صورت تام نیستند، اما «کلیله و دمنه» به وفور قصه‌های معناگرا دارد و مخاطب کودک را به فکر وا می‌دارد؛ یا حتی «داستان راستان».

مهدوی: حتی پرده نقالی بیش از ۳۰۰ داستان دارد.

 

 

* آیا نمایشنامه‌نویسان کودک باید حتما با جامعه‌نشایان و روانشناسان گفت‌وگو و مشورت داشته باشند؟

فروتن: بله جزء لاینفک کار کودک است. اگر کسی که کار کودک می‌کند، خودش جامعه‌شناس وروانشناس نیست، باید حتماً شخصیتی با این علم و دانش کنارش باشد تا اثری درست و غیرمخرب برای بچه‌ها تولید کند. ضمن اینکه یک کار کودک متأسفانه فکر می‌کنند یک کار کودک بسازند و سال‌ها آن را اجرا ببرند تا اتفاق خوبی برایش بیفتد. در حالی که برخی خطوط نمایش و نوع نگاه آن بنا بر اتفاقاتی که رخ می‌دهد، می‌تواند سالانه تغییر کند. بار اقتصادی بر جامعه یا بار بیماری مانند کرونا می‌تواند نگاه جامعه‌شناسی را تغییر دهد. جنس تفکر اقوام مختلف هم در این مقوله اثرگذار است و قرار نیست همه اقوام ایران مثل هم باشند و با یک نمایشنامه واحد با موضوع آسیب‌های اجتماعی تأثیر بپذیرند. هر قومی دغدغه و نوع نگاه خود را دارد. یک نمایشنامه‌نویس و کارگردان باید همه این موارد را در نظر بگیرد و اگر خمدش تخصصی ندارد، باید با اهل فن مشورت کند.

اسپیدکار: نه الزاما، خود نویسنده باید این نگاه و پرسشگری ذاتی را داشته باشد، مانند خانم زهره پریرخ یا عرفان نظرآهاری یا داگلاس وود. 

مهدوی: وقتی می‌خواهیم طرح داستانی را به نمایشنامه تبدیل کنیم، نیاز به اتاق فکر است. 

اسپیدکار: بله، به جای اینکه به فلاسفه بگوییم داستان بنویسند، برای نویسندگان و نمایشنامه‌نویس‌هایی که تکنیک را بلدند کارگاه فلسفی برگزار کنیم.

انتهای پیام/

منبع: فارس

کلیدواژه: فلسفه تئاتر نمایش کودک علی فروتن محمد کلهر فلسفه برای کودک نمایشنامه نویس کمک برای فهم بچه ها وقت کار کودک یک نمایش

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.farsnews.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «فارس» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۰۱۷۷۷۱۲ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

چرا فلسفه کانت در میانه جنگ‌های امروزین هنوز کار می‌کند؟

اگر می‌خواهید دنیا را درک کنید لزوما مجبور نیستید در آن سفر کنید. نگاهی به امانوئل کانت (۱۷۲۴-۱۸۰۴) بیاندازید. در تاریخ ۲۲ آوریل جهان سیصدمین سالگرد تولد او را جشن می‌گیرد.

آن فیلسوف آلمانی هرگز خانه خود در پروس شرقی یعنی کونیگزبرگ یا کالینینگراد کنونی که امروزه بخشی از روسیه محسوب می‌شود ترک نکرد. با این وجود، این موضوع او را از تلاش برای درک جهان باز نداشت. عقاید او انقلابی در فلسفه ایجاد نموده و او را به پیشگام عصر روشنگری تبدیل کرده است.

معروف‌ترین اثر او تحت عنوان "نقد عقل محض" به عنوان نقطه عطفی در تاریخ تفکر تلقی می‌شود. امروزه کانت یکی از مهم‌ترین متفکران تمام اعصار محسوب می‌شود. بخش عمده‌ای از بینش او امروزه در جهان مواجه با تغییرات اقلیمی، جنگ‌ها و بحران‌ها هنوز معتبر هستند.

به گزارش فرارو به نقل از دویچه وله، برای مثال، چه چیزی می‌تواند به "صلح پایدار" بین دولت‌ها منجر شود؟ کانت در مقاله خود در سال ۱۷۹۵ میلادی "درباره صلح دائمی" ایده تشکیل "لیگ ملل" را به عنوان جامعه فدرال جمهوری خواهانه توصیه کرد.

از نظر کانت کنش سیاسی همواره باید بر اساس قانون اخلاق هدایت شود. کار او به طرحی برای تاسیس جامعه ملل پس از جنگ جهانی اول تبدیل شد که نهادی پیشگام در تاسیس سازمان ملل متحد در سالیان بعد بود و اثر خود را در اساسنامه آن نهاد بر جای گذاشت. 

کانت علاوه بر حقوق بین الملل، قانون شهروندی جهانی را نیز تدوین کرد. او با این کار استعمار و امپریالیسم را رد می‌کند و ایده‌هایی را برای رفتار انسانی با پناهجویان تدوین کرده بود. به گفته کانت هر فردی حق بازدید از هر کشوری را دارد، اما لزوما این موضوع او را واجد حق مورد مهمان نوازی قرار گرفتن نمی‌سازد.

به نفع عقل و استدلال

کانت کرامت انسانی و حقوق بشر را از منظر الهیاتی توجیه نمی‌کند بلکه از نظر فلسفی با عقل توجیه کرده است. او به مردم ایمان زیادی داشت. او معتقد بود که آنان خود می‌توانند بار مسئولیت اعمال شان را برعهده گیرند. کانت بر این باور بود که با عقل و برهان می‌توان بر زندگی مسلط شد و برای این امر قاعده‌ای اساسی بیان کرد: "به گونه‌ای عمل کن که حداکثر اراده خود را در هر زمان به عنوان اصل قانونگذاری عمومی در نظر بگیریم". او این امر را "ضرورت قاطع" نامید. امروز ما آن را این گونه فرموله می‌کنیم: شما فقط باید کاری را انجام دهید که برای همگان بهترین است.

کانت در سال ۱۷۸۱ میلادی آن چه را که احتمالا مهم‌ترین اثرش می‌باشد منتشر کرد. او در "نقد عقل محض" چهار پرسش اساسی فلسفه را مطرح می‌کند: چه چیزی می‌توانم بدانم؟ باید چکار کنم؟ به چه چیزی می‌توانم امیدوار باشم؟ و انسان چیست؟

جستجوی او برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها به اپیستمولوژی یا معرفت شناسی معروف است. او بر خلاف بسیاری از فیلسوفان پیش از خود توضیح می‌دهد که ذهن انسان نمی‌تواند به پرسش‌هایی مانند وجود خدا، روح یا آغاز جهان پاسخ دهد.

"ژان پل" رمان نویس آلمانی (۱۷۶۳-۱۸۲۵) درباره کانت می‌گوید: "کانت نور جهان نیست بلکه یک منظومه شمسی تابناک است".با این وجود، دیگر بزرگان روشنفکر هضم نوشته‌های کانت را دشوار قلمداد می‌کردند. "موسى مندلسون" فیلسوف گلایه داشت خوانش آثار کانت نیازمند به کار بردن "شیره اعصاب" است! او گفته بود که خود نتوانست این کار را انجام دهد.

پیشگام عصر روشنگری

آموزه‌ها و نوشته‌های امانوئل کانت مبانی تفکر جدیدی را بنا نهادند. عبارت کانت با عنوان "جرات اندیشیدن داشته باش"! یا به لاتین Sapere aude معروف شد و به همین خاطر از کانت به عنوان پیشگام روشنگری یاد کرده اند. این جریان فکری عقل انسان (عقلانیت) و استفاده صحیح از آن را معیار همه اعمال اعلام کرد.

امروزه هنوز قضاوت‌ها و پیشداوری‌های متعددی در مورد کانت در جریان است. برای مثال، "اوتفرید هوفه" فیلسوف معاصر آلمانی و کانت شناس در کتاب تازه خود تحت عنوان "شهروند جهان از کونیگزبرگ" این پرسش را مطرح می‌کند که آیا کانت یک نژادپرست اروپا محور بود یا آن که آیا کانت به مجاز بودن تبعیض علیه زنان قائل بود. در هر دو مورد پاسخ هوفه مثبت است البته با قید شرط او می‌نویسد: "بله، اما ... ".

کانت به معنای امروزی نژادپرست نبود. برعکس او استعمار و برده داری را محکوم کرد. اگرچه کانت هرگز فراتر از کونیگزبرگ سفر نکرد پایتخت پروس شرقی در آن زمان یک شهر تجاری پر جنب و جوش بود و به نوعی "ونیز شمال اروپا" قلمداد می‌شد. علاوه بر این، کانت عملا سفرنامه‌های مرتبط با کشور‌های دیگر را بلعیده بود!

آیا کانت انسان گریز بود؟ علیرغم آن که او برنامه روزانه کاملا منظمی داشت، اما از صرف ناهار با دوستان و آشنایان لذت می‌برد، عاشق بازی بیلیارد و بازی با کارت بود، به تئاتر می‌رفت و در سالن‌های شهر به عنوان فردی سرگرم کننده و جذاب قلمداد می‌شد.

مراسم و رویداد‌ها زیادی در آلمان به یاد کانت و میراث او در سال ۲۰۲۴ میلادی به مناسبت سیصدمین سالگرد تولدش برگزار می‌شوند. برای مثال، موزه بوندس کونست هاله در شهر بن میزبان نمایشگاهی درباره کانت با عنوان "مسائل حل نشده" بوده است.

علاوه بر آن، یک کنفرانس بزرگ آکادمیک در ماه ژوئن(خرداد) در برلین برگزار خواهد شد و پس از آن کنگره بین المللی کانت در بن در اواخر سال جاری میلادی برگزار خواهد شد که در ابتدا برای برگزار شدن در کالینینگراد برنامه ریزی شده بود، اما به دلیل جنگ روسیه با اوکراین امکان برگزار در آنجا وجود ندارد. قبر کانت در دیوار پشتی کلیسای جامع کونیگزبرگ واقع شده است. آن کلیسا یکی از معدود بنا‌های تاریخی باقی مانده پس از بمباران جنگ جهانی دوم و موج تخریب متعاقب آن در اتحاد جماهیر شوروی بود.

تاثیر کانت بر تاریخ حقوقی آلمان عمیق بوده، اما ظهور ناسیونالیسم مانع از آن شد که آثار او تا پس از جنگ جهانی دوم به نیروی غالب در اندیشه سیاسی آلمان تبدیل شود. اکنون سیصد سال از سالگرد تولد کانت می‌گذرد و او هنوز به مثابه متفکری برجسته شناخته می‌شود که تا به امروز می‌تواند الهام بخش جنبش‌های سیاسی باشد.

کانال عصر ایران در تلگرام

دیگر خبرها

  • زندگی سخت است آیا فلسفه می‌تواند کمک کند؟
  • چرا فلسفه کانت در میانه جنگ‌های امروزین هنوز کار می‌کند؟
  • نشستی دربارۀ ابن‌سینا و مکتب فلسفی اصفهان
  • سینمای سیار کودک و کارگاه آموزش رایانه در خاش افتتاح شد
  • زمین توان پذیرش رفاه مصنوعی را ندارد
  • داستان عاشقانه سمی یک پروانه!
  • فلسفه چینی: سفری به ژرفای اندیشه شرقی
  • پینوکیویی که کارآفرین است
  • مبانی فلسفی انقلاب اسلامی ایران در آکادمی علوم روسیه بررسی شد
  • همه چیز درباره قلعه جنی کیش