شهرزاد دانشمندی مدیر اداره اعتبارات بانک مرکزی می‌گوید: به نیمی از متقاضیان تسهیلات ودیعه مسکن، وامی پرداخت نخواهد شد.

بانک مرکزی: تا کنون ۱۳ هزار میلیارد تومان وام ودیعه داده ایم

وی با اعلام اینکه سامانه ثبت نام تسهیلات ودیعه مسکن از سوی وزارت راه و شهرسازی اداره می‌شود، افزود: تاکنون حدود ۱۳۰ هزار میلیارد ریال، بیش از سهمیه تعیین شده ستاد کرونا، ثبت نام تسهیلات ودیعه مسکن انجام شده است و بانک‌ها هیچ تعهدی برای پرداخت تسهیلات بیش از سهمیه‌های تعیین شده از سوی ستاد کرونا ندارند.

وی علت سخت گیری بانک‌ها برای پرداخت تسهیلات ودیعه مسکن را پُر شدن سهمیه تعیین شده عنوان کرد و گفت: تعداد افراد در صف مانده، دو برابر سهمیه تعیین شده است و متقاضیانی که موفق به اخذ تسهیلات نشده اند ناراضی خواهند شد.

مدیر اداره اعتبارات بانک مرکزی افزود: باوجود اینکه سهمیه تسهیلات ۱۲ درصدی ودیعه مسکن تکمیل شده است، همچنان سامانه ثبت نام این وام از سوی وزارت راه و شهرسازی باز است که منجر به اعطای تسهیلات نخواهد شد.

معاون وزیر راه و شهرسازی: اتمام اعتبار بانک‌ها، قابل قبول نیست / ‬ ۴ هزار میلیارد تومان تا کنون پرداخت شده

این در حالی است که معاون مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی می‌گوید: بر اساس آخرین آمار یک میلیون و ۶۸۵ هزار نفر تا کنون برای دریافت وام ودیعه ثبت نام کرده‌اند و از این تعداد ۶۴۰ هزار نفر به بانک‌ها معرفی شده‌اند و ۱۴۲ هزار نفر هم تسهیلات دریافت کرده‌اند.

محمود محمود زاده گفت: در ابتدای سال، مکاتبه‌ای با ستاد ملی مقابله با کرونا برای پرداخت وام ودیعه مسکن داشته‌ایم و این ستاد تسهیلاتی برای پرداخت وام ودیعه مسکن به بانک‌ها در نظر گرفته‌اند. حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان اعتبار برای وام ودیعه مسکن در نظر گرفتند که از این میزان تنها ۴۵ درصد که معادل ۴ هزار میلیارد تومان است تا کنون توسط بانک‌ها پرداخت شده است.

معاون مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی گفت: به هیچ عنوان این موضوع مورد قبول نیست که اعتبار بانکی برای پرداخت تسهیلات ودیعه مسکن به اتمام رسیده است. ممکن است بین شعب بانک‌ها شعبه‌ای نیاز به تجدید نظر داشته باشد و ما مکاتبه برای تأمین اعتبار کنیم، اما اینکه اعتبار همه شعب بانک‌ها به اتمام رسیده است به هیچ عنوان مورد قبول نیست.

متن مصوبه ستاد کرونا در خصوص وام ودیعه

در اواخر خرداد ماه امسال نیز ستاد ملی مقابله با کرونا، سقف بودجه در نظر گرفته شده برای تسهیلات ودیعه مسکن را ۱۰ هزار میلیارد تومان اعلام کرده و به تصویب رسانده بود.

منشأ سوءتفاهم وزارت راه و بانک مرکزی کجاست؟

به نظر می‌رسد علت تفاوت آمار و محاسباتی که وزارت اقتصاد و بانک مرکزی از اعطای تسهیلات کمک ودیعه مسکن با معاونت مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازی دارند، مدت زمان مورد نظر هر یک از این دستگاه‌ها است.

بانک مرکزی و وزارت اقتصاد، احتمالاً کل دو سالی که از اعطای تسهیلات ودیعه مسکن می‌گذرد را در نظر دارند و وزارت راه و شهرسازی تسهیلاتی که امسال پرداخت شده را تا سقف ۱۰ هزار میلیارد تومان در نظر گرفته اند.

وزارت اقتصاد (نیمه نخست مهر امسال): تا کنون ۶.۴ هزار میلیارد تومان وام ودیعه پرداخت شده

بر اساس آماری که وزارت اقتصاد تا پایان نیمه نخست مهر امسال ارائه کرده بود، تعداد دریافت کنندگان وام ودیعه مسکن با آماری که وزارت راه و شهرسازی می‌گوید، تفاوت دارد.

وزارت اقتصاد می‌گوید: تا نیمه اول مهرماه سال جاری بانک‌ها و مؤسسات اعتباری دولتی و خصوصی حدود ۶ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان تسهیلات ودیعه مسکن به ۲۶۷ هزار و ۱۶۷ نفر متقاضی پرداخت کرده‌اند.

ضمن اینکه ۴۷ هزار و ۱۲۳ پرونده به مبلغ نزدیک به یک‌هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان نیز تشکیل و به زودی به متقاضیان پرداخت خواهد شد/مهر

عضویت در کانال تلگرام خبربان

منبع: فردا

کلیدواژه: مستاجران وام ودیعه مسکن وزارت راه و شهرسازی تسهیلات ودیعه مسکن هزار میلیارد تومان وام ودیعه مسکن وزارت اقتصاد برای پرداخت بانک مرکزی پرداخت شده تعیین شده تا کنون ثبت نام بانک ها

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.fardanews.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «فردا» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۳۷۹۵۹۵۱ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خداحافظی با نقشه آبی کرونایی؛ قم و کاشان هم در وضعیت قرمز قرار گرفتند | وضعیت زرد در ۲۱۷ شهرستان | آخرین وضعیت تهران، مشهد و اصفهان!

صعود با امضای طارمی/ ششمین حضور ایران در جام‌جهانی

سورپرایز یارانه ای دولت برای مردم در بهمن/یارانه جدید در حساب سرپرستان خانوارها

خبر مهم برای صاحبان سهام عدالت

خبر جدید مدیرعامل سازمان تامین‌ اجتماعی درباره زمان پرداخت عیدی بازنشستگان/ جزئیات چگونگی افزایش حقوق بازنشستگان

خبر بعدی:

مطالباتی حیاتی تر از فوتبال/ استادیوم رفتن تمام دغدغه ما نیست

خبرگزاری مهر، گروه جامعه؛ «واقعاً می‌خواهید به ورزشگاه بروید؟ شنیده بودم که قرار است خانم‌ها هم به ورزشگاه بیایند اما باور نمی‌کردم، یعنی شما بلیط خریدی و می‌خواهی ۱۲۰ دقیقه در ورزشگاه بمانی؟ نخندیدم خانم اما باورش کمی سخت است، اگر هوا آفتابی بود راحت تر قبول می‌کردم یک خانم از شرقی ترین جای تهران بخواهد تا ورزشگاه برود و فوتبال تماشا کند».

اینها را می‌گوید سعی می‌کند از روی مسیریاب نزدیک ترین و بی ترافیک ترین مسیر را به ورزشگاه آزادی انتخاب کند. در تمام مسیر از بایدها و نبایدهای ورزشگاه برایم می‌گوید، هنگامی که می‌خواهم پیاده شوم حرف جالبی می‌زند، هم زمان که داشت با دستش مسیر درب‌های شرقی را نشانم می‌داد گفت: «شما خانم‌ها خیلی قدرتمندید، هرچه بخواهید همان می‌شود، از بازی لذت ببرید»

بعد از نشان دادن بلیط به مأموران خانم به سمت درهای اصلی حرکت کردم که صدای یکی از افسران زن یگان ویژه نظرم را به خودش جلب کرد؛ «خوش آمدید خانم‌ها، امیدوارم در کنار هم بتوانیم بازی خوبی را تماشا کنیم، از اینکه با ما همکاری می‌کنید ممنونم، لطفاً سوار اتوبوس‌هایی که برای راحتی شما در نظر گرفته شده بشوید تا شما را به سمت درب‌های اصلی ببرند».

تا صحبت‌هایش تمام شد، دختران بوق زدند و هورا کشان به سمت اتوبوس‌ها رفتند. راننده اتوبوس گفت: «جالب است، آقایان حتی یک بطری آب هم نمی‌توانند با خودشان به داخل ببرند و شما با کوله پشتی می‌روید داخل»

منتظر بودیم تا اتوبوس حرکت کند ناگهان ۱۰-۱۵ نفر از زنان با شعار و سر و صدای زیاد وارد شدند، همگی کاورهای سبز رنگی به تن داشتن که روی آنها کلمه «همیار هوادار» نوشته شده بود، تعداد زیادی پرچم به دست داشتند و از وقتی وارد اتوبوس شدند با هم شعار می‌دادند و بین خانم‌ها پرچم تقسیم می‌کردند، جالب بود یکی از خانم‌ها همان فردی بود که در یکی از کلیپ‌هایی که در فضای مجازی منتشر شده بود می‌گفت برخلاف اینکه بلیط دارد اما نمی‌تواند وارد ورزشگاه شود!

بیرون از ورزشگاه شنیده بودم که زنانی که امروز به ورزشگاه آمدند گزینشی بودند و کسی نتوانسته بلیط بخرد برای همین اولین سوالی که از افراد می‌پرسیدم این بود که بلیط از کجا خریدی؟ یکی می‌گفت «ما بلیط مردانه خریدیم» و دیگری می‌گفت «جلوی ورزشگاه با ۱۵۰ هزار تومان بلیط خریدیم».

یکی دیگر از خانم‌ها شوهرش از اداره برایش بلیط آورده بود و دیگری گفت «بعد از هزار بار تلاش بالاخره از روی سایت خریده ایم»، بعضی‌ها هم می‌گفتند «چه فرقی می‌کند؟ مهم این است که الان همه داخل ورزشگاهیم» در این میان بودند دخترانی که اسم برخی بازیکنان را بر لب داشتند و ادعا می‌کردند آنها برایشان بلیط تهیه کرده اند.

ادکلن و بطری آب بیشترین وسایل ممنوعه ای بود که از داخل کیف زنان بیرون کشیده و در گوشه‌ای گذاشته می‌شد

بارکد خوان‌ها فقط بارکد بلیط‌ها را می‌خواندند و با کارت ملی و یا بلیط هایی که پرینت کاغذی بودند نمی‌شد وارد شویم، مأموران خانم کمک می‌کردند تا با یک بارکد سه نفری وارد شویم، بعد از عبور از گیت اول به میله‌های مارپیچ زردرنگ رسیدیم، از سرعت کار گرفته شده بود چراکه به جز بررسی بلیط‌ها باید بازرسی بدنی هم می‌شدیم؛ «یک میلیون پول ادکلن میدم که بیندازمش داخل زمین؟» همگی به سمت صدا برگشتیم، دختری سعی داشت مأمور خانم را قانع کند که شیشه عطرش را با خود به داخل ورزشگاه بیاورد و مأمور می‌گفت به دلیل اینکه اشیای پرتاب کردنی است نمی‌توانم اجازه دهم؛ ادکلن و بطری آب بیشترین وسایل ممنوعه ای بود که از داخل کیف زنان بیرون کشیده و در گوشه‌ای گذاشته می‌شد.

بعد از اینکه میله‌های مارپیچ را رد کردیم به سطح شیب داری رسیدیم که با کمی قد بلندی می‌توان رنگ سبز زمین چمن را دید، اما باز هم باید بازرسی بدنی می‌شدیم، افسران یگان ویژه همان قدر که با احترام با تماشاگرها برخورد می‌کردند همان قدر هم جدی و سخت گیر بودند و اجازه نمی‌دادند هیاهوی بازی و سر و صدای تماشاگرها باعث شود تا کالای ممنوعه ای وارد جایگاه شود؛ هر نفر که بازرسی بدنی می‌شد بلیطش را می‌گرفتند و پاره می‌کردند و به سمت داخل هدایتش می‌کردند. این مرحله دیگر مرحله پایانی بود و وارد سکوهای ورزشگاه آزادی شدیم.

در نگاه اول جا خوردم؛ سکوهای روبه رو که جایگاه مردان بود خالی است، سر و صدای خاصی شنیده نمی‌شود و تمام تصوراتم از ورزشگاه بهم می‌ریزد؛ انتظار داشتم با شعارهایی هماهنگ و یک صدا از سمت آقایان مواجه شوم و تعداد زیادی از خانم‌هایی که پرچم در دست دارند به تشویق مشغول باشند اما بدون اینکه به شماره صندلی‌ها دقت شود هر دختری سمت یک صندلی رفته و مشغول سلفی گرفتن و لایوهای اینستاگرامی است.

کم کم بر تعداد خانم‌ها اضافه شد و صدای بوق‌ها بیشتر شد، مادر و دختری در صندلی کنار من می‌نشینند و خانم با رنگ‌هایی که در دست دارد بر روی صورت دخترش پرچم ایران را می‌کشد، به او می‌گویم چقدر خوب که با دخترت به ورزشگاه آمدی، با خنده می‌گوید «جرأت می‌کنم تنهایی بفرستمش؟» حرف را عوض می‌کنم و از او سوال می‌کنم بلیط از کجا تهیه کرده است، همان طور که روسری شالی اش را روی سرش مرتب می‌کرد گفت: «شوهر سابقم در وزارت ورزش کار می‌کند، به هوای دخترم برای من هم بلیط گرفت که بیاییم ورزشگاه».

یکی می‌گفت «ما بلیط مردانه خریدیم» و دیگری می‌گفت «جلوی ورزشگاه با ۱۵۰ هزار تومان بلیط خریدیم»، یکی دیگر از خانم‌ها شوهرش از اداره برایش بلیط آورده بود و دیگری گفت «بعد از هزار بار تلاش بالاخره از روی سایت خریده ایم»، بعضی‌ها هم می‌گفتند «چه فرقی می‌کند؟ مهم این است که الان همه داخل ورزشگاهیم»

از او می‌پرسم خودش هم علاقه‌ای به ورزشگاه آمدن دارد یا فقط به خاطر دخترش آمده است؟ سرش را به گوشم نزدیک کرد تا بتوانم صدایش را بهتر بشنوم «آره منم دوست داشتم، ۴۴ سال دارم خیلی مشکلات دیگری دارم مثلاً نمی‌توانم برای دخترم حساب بانکی باز کنم و باید حتماً پدرش باشد، یعنی قانون این را می‌گوید اما دلم می‌خواست به ورزشگاه هم بیاییم، ما که توانستیم تا ورزشگاه بیاییم، خدا را چه دیدی؟ شاید بشود تمام مشکلات دیگر را همین طور حل کرد»

برایم جالب است که خانم ۴۴ ساله آن طور از دیدن ورزشگاه هیجان زده است، دوست داشتم بیشتر با او هم صحبت شوم تا از مشکلات دیگرش باخبرش شوم اما سر و صدای ناهماهنگ خانم‌هایی که شعار می‌دادند اجازه تمرکز نمی‌دهد، به شعارها گوش می‌دهم، هماهنگ نیستند، یکی بوق می‌زند و یکی دیگر شعاری می‌دهد که بی ارتباط با ریتم بوق زدن‌ها است، دخترانی که کاور سبز رنگ به تن دارند به پایین صندلی‌ها می‌روند و می‌گویند یک لحظه سکوت کنید تا ایسلندی تشویق کنیم، اما دخترها گوششان بدهکار نبود و فقط دوست داشتند فریاد بزنند، با صدای طبلی که از سمت تماشاگران مرد می‌آمد کمی تشویق‌ها منظم تر شده بود، اما باز هم نشان از ناواردی زنان داشت.

به جرأت می‌توان گفت با آن همه بی نظمی نمی‌شود به خوبی بازی را تماشا کرد و برخی از دختران با تلفن همراهشان بازی را از داخل تلوبیون نگاه می‌کردند، برخلاف اینکه فدراسیون برای عکاسان خانم کارت خبرنگاری صادر کرده بود اما کارت‌ها را به آنها تحویل نداده بود و عکاسان خبری خانم بیرون از ورزشگاه مانده بودند، جایگاهی که برای خانم در نظر گرفته بودند پشت دروازه بود و زاویه دید مناسبی نداشت، نیمه اول تمام شده بود اما باز صندلی‌های زیادی خالی مانده بود، بر روی تابلو نشان داد که تنها ۹۳۵۴ نفر به ورزشگاه صد هزار نفری آمده بودند، صندلی‌های خانم‌ها خالی بود اما گویا زنانی پشت در ورزشگاه‌ها همچنان منتظر حضور در استادیوم را داشتند؛ پروتکل‌ها به هیچ عنوان رعایت نمی‌شد و افراد بر روی صندلی‌های خود نبودند، همه کنار هم ایستاده بودند و یک صدا ایران را تشویق می‌کردند.

دو دقیقه‌ای بود که نیمه دوم شروع شده بود، دختران کاور سبز که دیگر جای خود را بین تماشاگران باز کرده بودند داشتند شعار جدید را تمرین می‌کردند که طارمی دروازه عراق را باز کرد، همه یک صدا شدیم و فریاد زدیم، اغلب همدیگر را بغل کرده بودند و به تذکرات مأموران خانم یگان ویژه که می‌گفتند از هم فاصله بگیرید و پروتکل را رعایت کنید گوش نمی‌دادند، معدود افرادی بودند که واقعاً برای دیدن بازی آمده بودند و به اصطلاح روی بازی سوار بودند البته شاید هدف از حضور در ورزشگاه تخلیه انرژی باشد و خیلی هم نباید توقع نگاه کردن بازی را داشت.

فاطمه متولد ۷۷ است و می‌خواهد که از او عکس بگیریم، تاکید دارد که هم زمین چمن مشخص باشد و هم پرچمش، عکاسی بهترین بهانه برای باز کردن سر صحبت است، به او می‌گویم ورزشگاه آمدن خیلی جذاب است؛ جالب است که با من هم نظر است و می‌گوید «جذاب است اما فقط برای یک بار، این همه راه بیایی و هزینه کنی نه می‌توانی خوب بازی را تماشا کنی و نه خوب می‌شود تشویق کرد» می‌خندد و می‌گوید «چرا اینجا هرکی کار خودش را می‌کند و با هم هماهنگ نیستند؟» به فاطمه می‌گویم «ولی باز هم خوب است که آدم بیایید و محیط را ببیند».

به ورزشگاه آمدن جذاب است اما فقط برای یک بار، این همه راه بیایی و هزینه کنی نه می‌توانی خوب بازی را تماشا کنی و نه خوب می‌شود تشویق کرد»

بعد از اینکه عابدزاده توپ خطرناکی که احتمال گل شدن را داشت گرفت و کمی جایگاه آرام تر شد، فاطمه می‌گوید «آره، خوب است که بیایی ولی واقعاً هم اگر نیایی چیز مهمی را از دست نمی‌دهی، البته این نظر من بعد از اینکه به ورزشگاه آمدم است، اگر می‌شد خانوادگی به ورزشگاه آمد بهتر بود، ما عادت داریم کنار پدر و مادر و خواهر و برادرمان فوتبال ببینیم اما صندلی‌ها آنقدر کوچک و تو هم هستند که بعید است بشود خانوادگی نشست!»

باران تقریباً بند آمده است و بازی به انتها رسیده، با یک گلی که ایران زد صعودش به جام جهانی قطعی شده است، گزارشگر اعلام می‌کند «بازی که تمام شد سریع جایگاه را خالی نکنید، می‌خواهیم جشن قهرمانی بگیریم، آتش بازی داریم» عکاسان مشغول عکاسی کردن از زمین هستند و جز نیم ساعت اول دیگر هیچ عکاس و یا فیلمبرداری سمت خانم‌ها نیامد، در بین هیاهوهای بسیار با وجود حضور خانم‌ها در ورزشگاه گویا همه چیز به فراموشی سپرده شد.

در مسیر خروج فکر می‌کردم که چرا همیشه هیاهو برای مطالبات زنان به حاشیه می‌رود و به پای عمل که می‌رسد به زودی فراموش می‌شود، چرا فقط برای ورود زنان به ورزشگاه سر و صدا هست و برای اختصاص جایگاه‌های بهتر مطالبه‌ای نمی‌شود؟

چرا حتی بر روی سامانه فروش بلیط قسمتی جداگانه برای خانم‌ها طراحی نشده است تا هنگام خرید بشود به راحتی تشخیص داد کدام قسمت را باید انتخاب کرد؟ چرا اتوبوس‌هایی که زنان را از ورزشگاه تا درب ورودی می‌آورند تا مترو نمی‌آیند و در آن تاریکی شب خانم‌ها باید برای رسیدن به مترو با مشکل مواجه شوند؟

درست است که زنان با هر نوع پوشش و تفکری روز گذشته به ورزشگاه آمدند و از صعود ایران به جام جهانی پایکوبی کردند اما ورود به ورزشگاه تنها دغدغه آنها نبود و اگر بخواهی از هرکدام مشکلاتی که در ورود و خروج ورزشگاه داشتند را بپرسی شاید به موارد بیشتری از مواردی که گفته شد برسی.

افزایش اختیارات حضانت، اجازه خروج از کشور، اختیار باز کردن حساب برای فرزند و برداشت از حساب، اختیار سرمایه گذاری مالی برای فرزند، اجازه عمل جراحی فرزند و جا به جایی مدرسه فرزند از مطالباتی هستند که خانم‌ها سال‌ها است برای داشتنشان فریاد زده اند اما هیچ نهاد و سازمانی به حمایت نیامده و حتی پیگیری کردن این مطالبات را تا مرحله تبدیل شدن لایحه در مجلس دنبال نکرده است.

هرچند که اگر دنبال کنند هم مانند ورود بانوان به ورزشگاه ناقص می‌ماند، به قول راننده‌ای که با او به سمت ورزشگاه می‌رفتم ما خانم‌ها خیلی قدرتمند هستیم اما باید دید زورمان به سیاسی بازی‌هایی که می‌خواهند از کاه برایمان کوه بسازند و مطالبات سطح پایین را برایمان در اولویت جلوه بدهند می‌رسد یا نه؟

از به ورزشگاه رفتن زنان آسمان به زمین نرسید، شاید اگر ورزشگاه رفتن کاملاً آزاد شود بعد از چند بازی دیگر شاهد هیاهوهای روزهای اول نباشیم اما از پیگیری نکردن مطالبات اساسی زنان حتماً مشکلات عمده‌ای برای این قشر از جامعه پیش خواهد آمد.

کد خبر 5410583 مهسا شمس

دیگر خبرها

  • مطالباتی حیاتی تر از فوتبال/ استادیوم رفتن تمام دغدغه ما نیست
  • افتتاح چهار طرح عمرانی بنیاد مسکن قزوین در دهه فجر
  • ۷ طرح لرستان جزو طرح‌های اولویت‌دار وزارت نیرو قرار گرفت
  • بانک مرکزی: پول جدید ایران به‌ زودی در دسترس مردم قرار می‌گیرد | اعلام جزییات
  • دو اقدام دولت برای حمایت از صنایع بورسی
  • از آغاز ثبت نام وام‌های دانشجویی تا تحصیل ۹۰ هزار دانشجوی خارجی در ایران
  • ۲۵ دانستنی درباره پول که متعجب‌تان خواهد کرد!
  • جزئیات ثبت‌نام تسهیلات دانشجویی دانشگاه الزهرا اعلام شد
  • سورپرایز یارانه ای دولت برای مردم در بهمن/یارانه جدید در حساب سرپرستان خانوارها
  • وزارتخانه‌ها عامل ورود ارز به کشور شوند
دیگران می‌خوانند: