به گزارش گروه تحلیل تفسیر و پژوهش‌های خبری، «حسین نبوی» جامعه شناس و استاد دانشگاه در توضیح چرایی این مساله که در جامعه ما پدیده‌هایی شکل می‌گیرند که می‌توانیم آنان را نوعی اعمال خشونت بنامیم، به پژوهشگر ایرنا گفت: عوامل مختلفی دخالت دارند که می‌توانیم بخشی از آنان را به عنوان عوامل کلان اسم ببریم و برخی را به عنوان عوامل خرد. تمرکز من روی عوامل خرد است که این روزها در حال بازتولید هستند.

«جامعه ایران از سال‌های بعد از انقلاب به این سو، دچار تغییر و تحولات عمیقی شده است. خود انقلاب و جنگ دو رویداد مهمی بودند که هویت جامعه ایران را معین و مشخص کردند جامعه ایران از سال‌های بعد از انقلاب به این سو، دچار تغییر و تحولات عمیقی شده است. خود انقلاب و جنگ دو رویداد مهمی بودند که هویت جامعه ایران را معین و مشخص کردند. این دو رویداد آمیخته با خشونت بودند. یعنی اگر انقلاب رخ داد، بخشی از آن مبتنی بر این بود که ساواک مخالفان سیاسی خود را شکنجه می‌کرد، تعدادی را در زندان نگهداری کرده و برخی را هم از بین می‌برد. این یعنی خشونت به شدیدترین شکل خود. این افراد وقتی از زندان آزاد می‌شدند (و یا حتی وابستگان آنها که از این جریان اعمال خشونت مطلع می‌شدند) تمایل داشتند تا با توسل به خشونت، رژیم شاهنشاهی را سرنگون کنند. بنابراین در انقلاب از هر دو سو، خشونت وجود داشت. شاید بتوان گفت خشونتی که از جانب نظام سیاسی پهلوی وجود داشت سبب شد تا به صورت متقابل، خشونتی در نیروهای انقلابی شکل بگیرد. در هر حال انقلاب محصول تضاد دو گروه، و محصول خشونت متقابلی بود که اتفاق افتاده است».

این استاد دانشگاه افزود: بعد از انقلاب و به فاصله‌ای کوتاه، جنگ علیه ایران آغاز شد و این جنگ هم باز یک خشونت آشکار بود که به مدت ۸ سال تداوم یافت. اگر انقلاب یکسال یا چیزی کمتر از آن تداوم داشت اما جنگ زمانی بسیار بیشتر از آن تداوم یافت؛ بنابراین می‌بینیم که در سطح کلان، عوامل مهمی در شکل دادن به روحیه خشن و خشونت نقشی مؤثر ایفا کرده‌اند.

«گرچه به صورت آشکار سبب پدیده‌هایی نشده‌اند اما اینها در ناخودآگاه جمعی ایرانیان باقی مانده‌اند و نسل‌هایی که بعدها پدید آمده‌اند هم از طریق رسانه‌ها، میراث دار این خشونت‌هایی بوده‌اند که در دو مقطع مهم اتفاق افتاده است».

تبعیض علت العلل تخاصم

نبوی در توضیح علت و العلل ایجاد این وضعیت تصریح کرد: اما رویدادی که رخ داد و به عقیده ام اهمیت زیادی داشت، این بود که در دوره‌ای جامعه ایران که نوعی آرامش سیاسی پیدا کرد بود، رفته رفته به سمت توسعه اقتصادی گام برداشت و درآمدهای اقتصادی افزایش پیدا کرد و در این افزایش درآمدهای اقتصادی، گروه خاصی نقدینگی بیشتری به دست آورند؛ به صورتی که در نقدینگی‌ها حجم قابل ملاحظه‌ای را به خود اختصاص دادند؛ نقدینگی‌هایی که در اختیار افراد هست و سیستم دولتی نظارت و کنترل کمی را می‌تواند بر روی آنها اعمال کند.

«این نقدینگی بالا سبب اختلاف طبقاتی و بدتر از آن سبب تخاصم طبقاتی هم می‌شود. اگرچه این تخاصم طبقاتی به جنگ مسلحانه و چیزهایی از این قبیل کشیده نشده است اما در شکل نوعی نفرت پنهان، در میان آدم‌ها متبلور است. اینکه آدم‌ها اصلاً دوست ندارند علیه شأن تبعیضی رخ بدهد و وقتی که تبعیضی را می‌بینند، بلافاصله برآشفته و عصبانی می‌شوند به عقیده من یک دلیلش به همین تخاصم طبقاتی باز می‌گردد که ناشی از افزایش نقدینگی در دست طبقات متمول تر هست؛ این نقدینگی به آنها امکان و قدرت هرکاری را می‌دهد و در مقابل احساس محرومیت نسبی را برای طبقاتی که از امکانات مالی برخوردار نیستند، شکل می‌دهد. بنابراین حساسیت شدید نسبت به هرجا و حوزه‌ای که تبعیض اتفاق می‌افتد، وجود دارد.

«نگاه کنید در بین خانم‌ها همیشه از اینکه تبعیضی از جانب آقایان به آنها اعمال می‌شود (چه در درون خانواده، چه در نهاد آموزشی، چه در نهاد اقتصاد و به ویژه در محل کار و حتی در نهاد سیاست) نارضایتی وجود دارد و این تبعیض‌ها بسیار حساسیت برانگیز است و در واقع آنها نسبت به این موضوع واکنش نشان می دهند».

وی افزود: این یک نمونه عمده بود و تبعیضات ها به اشکال مختلفی وجود دارند و نه تنها در بین آقایان و خانم‌ها بلکه در بین نسل‌های مختلف هم به همین صورت در جریان و آنجا هم حساسیت برانگیز هستند. نسل جدید تماماً در معرض تبعیض است و بیشتر می‌خواهد؛ در حالی که ممکن است واقعاً این گونه نباشد.

«بنابراین بین نسل‌ها و بین جنسیت یا حتی در بین مشاغل مختلف (یا حتی تبعیض‌هایی که از لحاظ ایدئولوژیک برقرار می‌شوند) گروهی خود را خودی و دیگران را غیرخودی می‌پندارند؛ بر این اساس تبعیضی را برقرار می‌کنند و بدین شیوه می‌خواهند تا به مناصب و امکانات بیشتری دسترسی داشته و از ابزارهای قدرت بیشتری برخودار باشند؛ بنابراین تبعیض به اشکال مختلف ی در جامعه شکل می‌گیرد و این به خودی خود در نحوه شکل دادن به خشونت در سطوح خرد، نقش مؤثری دارد. آدم‌ها وقتی در جامعه زندگی می‌کنند و در جاهای مختلف می‌بینند که تبعیض علیه آنان اعمال می‌شود به لحاظ روانی متأثر شده و این مساله به لحاظ روانی تأثیراتی جدی را برجای می‌گذارد؛ آنها عصبانی و خشمگین می‌شوند و گویی نوعی احساس تروما (جراحت یا شوکی که بر بدن وارد می‌شود) در آنان شکل گرفته است و به دنبال این هستند تا تلافی کنند و به نوعی این تبعیضی که علیه شأن صورت گرفته را جبران کنند؛ بنابراین احساس تبعیض خود منجر به چنین عواملی می شود».

محرومیت نسبی؛ هیزم آتش خشونت

این جامعه شناس ادامه می‌دهد: کسانی که احساس تبعیض می‌کنند به ویژه اگر برای عدالتخواهی به دستگاه‌ها و سازمان‌های مربوطه (مثلاً نیروی انتظامی یا قوه قضائیه) مراجعه کنند؛ وقتی که می‌بینند حق و حقوق آنها به ایشان بازگرداننده نمی‌شود و احقاق حق صورت نمی‌گیرد، اطمینان پیدا می‌کنند که سیستم از بیخ و بن دچار مشکل است و نمی‌شود درستش کرد؛ در نتیجه خود دست به اقدام می‌زنند. مدعای این مثال در صحبت‌های آقای نجفی وجود داشت. آقای نجفی می‌گفتند که «به واسطه اینکه در یک سال گذشته ما از طریق قانونی اقدام کرده‌ایم ولی این رویه اداری و قضایی طول کشید، سوءظن خانم استاد افزایش پیدا کرد». گرچه اینجا گفته‌اند سوءظن، ولی گمان می‌کنم که به این احساس رسیده است که دستگاه قضایی حالا حالاها مشکل را حل نخواهد کرد، در نتیجه خواسته تا خودش مشکل را حل کند.

«این داستان نمونه‌ای است که علنی و ابراز شده؛ اما از این موارد به وفور در میان آدم‌های مختلف وجود دارد. در نتیجه احساس تبعیض که به اشکال مختلف در جامعه ما بازتولید می‌شود، نقش خیلی مهمی در شکل دادن به خشونت در سطوح خرد دارد. این احساس تبعیض خودش هم یک ارزش و هنجار فرهنگی است و این گونه نیست که صرفاً دستگاه‌های اداری ناکارآمد هستند و ناکامی سیستمی برای آدم‌ها اتفاق می‌افتد در نتیجه احساس تبعیض که به اشکال مختلف در جامعه ما بازتولید می‌شود، نقش خیلی مهمی در شکل دادن به خشونت در سطوح خرد دارد. این احساس تبعیض خودش هم یک ارزش و هنجار فرهنگی است و این گونه نیست که صرفاً دستگاه‌های اداری ناکارآمد هستند و ناکامی سیستمی برای آدم‌ها اتفاق می‌افتد. بلکه اساساً خانواده‌ها هم در تربیت و جامعه پذیر کردن فرزاندن خود، از آنجا که خودشان هم در معرض تبعیض‌های مختلف بوده‌اند، همین تبعیض را مستقیم و غیرمستقیم به فرزندانشان منتقل می کنند».

نبوی خاطرنشان کرد: در نتیجه در جامعه پذیری اولیه این تبعیضی که قائل شده است در واقع انتقال می‌یابد. به قول بوردیو (جامه شناس فرانسوی) وقتی ابیتوس (عادت واره) آدم‌ها شکل گرفت، در بزرگسالی این عادت واره ها بازتولید می‌شود. یعنی افراد دوباره ساختارهای بیرونیِ درونی شده در دوران کودکی را، در بزرگسالی بیرونی می‌کنند. یعنی آنها دوباره تبعیض‌ها راا علیه کسانی دیگر انجام می‌دهند.

«در نتیجه تبعیض فقط از جانب دستگاه‌های اداری نیست که بازتولید می‌شود بلکه از طریق نهاد خانواده هم بازتولید می‌شود. این تبعیض‌ها البته از طریق رسانه‌ها و کالاهای فرهنگی (مانند فیلم، موسیقی، خبر، گزارش‌های خبری و…) که رسانه‌ها تولید می‌کنند هم، به اشکال مختلف به جامعه منتقل می شوند».

وی افزود: وجود سازوکار فرهنگی مهمی به نام تبعیض که خودش هم از علل و عوامل دیگری ریشه گرفته است، سبب می‌شود که در بین آدم‌ها چیزی به اسم احساس محرومیت نسبی شکل گیرد. احساس محرومیت نسبی حلقه واسط و نزدیکی به خشونت است. خشونت هم اشکال و انواع مختلفی دارد. گاهی آدم‌ها با برزبان آوردن یک ضرب المثل یا شعر یا با یک حرکت بدنی خیلی لطیف در نازل‌ترین سطح، اعمال خشونت می‌کنند. و گاهی در سطح بالاتر. کسی که به دیگری فحش و دشنام می‌گوید هم نوعی اعمال خشونت می‌کند اما از نوع کلامی که تنبیه و خشونت جسمی نیست. در سطح بالاتر هم انواع دیگری را داریم چون تنبیه بدنی و حمله بدنی که در بالاترین سطح آن می‌شود قتل دیگری.

«از این بالاتر دولت‌هایی هستند که کشتار جمعی می‌کنند. مثلاً کشتار یهودیانی که می‌گویند توسط هیتلر صورت گرفته، مصداقی است بر خشونت بالاتر. هریک از این سطوح خشونت به عقیده ام در جایی و با سطحی از محرومیت نسبی مرتبط می‌شوند. و محرومیت نسبی هم با احساس تنبیه در سطح خرد ارتباط نزدیک دارد».

این استاد دانشگاه تصریح کرد: باز در اینجا رسانه‌ها و از جمله رسانه‌های رسمی کشور، شبکه‌های اجتماعیِ مجازی، ماهواره و سایر رسانه‌های خارجی، نقش موثری دارند چرا که دائماً این احساس را تشدید می‌کنند. بنابراین وقتی احساس محرومیت نسبی توسط رسانه‌هایی که امکان مقایسه این محرومیت را ایجاد می‌کنند، شکل می‌گیرد، سبب آمادگی برای اعمال خشونت در سطوح مختلف آن می‌شود.

این سازوکارها که هم در نهاد خانواده، هم در نهاد سیاست، هم در نهاد آموزش و به ویژه اخیراً در نهاد اقتصاد (جدیداً سامان آن دچار برهم خوردگی و اختلال شده و فشار تورم اقتصادی آدم‌ها را به سرحد جنون رسانده است) جریان دارد، در این اعمال خشونت نقش موثری را ایفا کرده‌اند و سبب ایجاد این وضعیت شده‌اند.

پژوهشم **۹۴۸۰**۱۵۵۲

منبع: ایرنا

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

اقلیت خودتی! من ایرانی‌ام

در روزهای اخیر چند خبر نگران کننده و تأسف‌بار در رسانه‌ها و فضای مجازی کشور، منتشر شد: «اهانت به جامعه اهل ‌حق ایران»؛ «پایین کشیدن صلیبی از فراز کلیسا»؛ «اهانت به مقدسات برادران اهل‌ سنت» و در نهایت «بخشنامه‌ای توهین‌آمیز و عجیب از سازمان بهزیستی کشور مبنی بر ممنوعیت به‌کارگیری پرسنل اقلیت‌های دینی در مهد کودک‌های سراسر کشور!» سعید زارع پژوهشگر مسائل قومی و مذهبی

تاریخ معاصر ایران، آینه‌ای روشن از آرمان‌ها و مطالبات مردم ایران است. تاریخ یکصد ساله عدالت‌خواهی ملت ایران، نشان از آن دارد که مردم ایران زمین، همواره خواهان حرمت نهادن به کرامت انسان و رعایت عدالت اجتماعی در جامعه است. براساس یافته‌های دین‌پژوهان و پژوهشگران حوزه ادیان، آموزه‌های همه ادیان آسمانی و تعالیم تمام انبیای‌ الهی بر عدالت، انصاف و رعایت حقوق انسانی، تأکید دارد و ما این نکته را در تاریخ ایران در بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی و اشارات رهبر معظم انقلاب، همواره شاهد بوده‌ایم. بر اساس قانون ‌اساسی جمهوری اسلامی ایران، تمام ایرانیان از هر قوم، دین و مذهبی، محترم و عزیز هستند. در اصل نوزدهم قانون اساسی تأکید شده است که: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند، از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.»
پرسش مهم این است که با تمام این قوانین و تأکیدات بزرگان کشور، چرا حقوق شهروندان قومی، مذهبی و دینی به شایستگی و مطابق قوانین، رعایت نمی‌شود؟! همه می‌دانیم که بزرگ‌ترین سرمایه یک ملت، اعتماد، روح همبسته و هویت منسجم شهروندان جامعه است. چگونه است که هراز گاهی، برخی بر طبل چنددستگی، واگرایی و تفرقه‌ در جامعه می‌کوبند؟ چگونه ممکن است که از «همبستگی اجتماعی» و «انسجام ملی» به درستی به عنوان اصل اساسی تداوم جامعه ایرانی سخن رانده شود اما مصادیق گسست اجتماعی و شکاف قومی و همچنین عوامل چنددستگی جامعه ایرانی که همچون موریانه در حال تهی کردن و ویرانی جامعه است، مشاهده نگردد؟! چگونه می‌شود که نژاد‌پرستی و برتری قومی را زمینه‌ساز تبعیض و بی‌عدالتی اعلام کرد اما از رفتار تحقیر‌آمیز، تفرقه‌افکن و تبعیض‌آمیز که مخالف وجدان، دین و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است، جلوگیری نکرد؟! در حالی که همه می‌دانیم که باور به تبعیض در میان مسئولان میانی و وجود احساس تبعیض در میان شهروندان، هم کیان جامعه را تهدید می‌نماید و هم سلامت روان و فضایل اخلاقی جامعه را نابود می‌کند.
در فرهنگ ما ایرانیان همواره همبستگی، همزیستی مسالمت‌آمیز، محبت به همنوع، جوانمردی، مدارا و مروت، کرامت و عدالت، شفقت و عشق به یکدیگر، یک اصل اساسی و چنددستگی، تفرقه، خشونت، واگرایی، برتری‌جویی، اهانت، تحقیر، تبعیض و نامهربانی، یک امر ناپسند و غیر اخلاقی بوده است. اما از اینرو که، این قبیل مسائل در جامعه امروز ایران، مدام تکرار می‌شود، می‌توان دریافت که ما نیاز به فرهنگ‌سازی در این زمینه و نهادینه کردن این ارزش در جامعه به صورت مستمر و روشمند داریم. علاوه بر آن، در دستگاه‌های اجرایی کشور نیز خلأ قانونی، احساس می‌شود. البته ابلاغ منشور حقوق شهروندی از جانب دکتر حسن روحانی؛ ریاست محترم جمهوری، بزرگ‌ترین دلیل و قوی‌ترین پیام بود که ما را تشویق می‌نمود تا به اصلاحات امیدوار باشیم. دولت تدبیر و امید، برای تحقق حقوق شهروندان، منشور حقوق شهروندی را در سال 95، ارائه کرد تا به لحاظ قانونی از هرگونه تبعیض و تفرقه در جامعه، جلوگیری شود. جای بسی تعجب و نگرانی است که با وجود تأکید دولت بر حقوق شهروندی چگونه از دل یک سازمان دولتی (زیر مجموعه وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی)، بخشنامه‌ای تبعیض‌آمیز و مخالف روح حاکم بر قانون اساسی و صراحت منشور حقوق شهروندی، صادر شده است؟!
چگونه کرامت انسانی ایرانیان پیرو ادیان توحیدی، زیر پا گذاشته می‌شود، در حالی که در ماده هفت این منشور آمده است: «شهروندان از کرامت انسانی و تمامی مزایای پیش بینی شده در قوانین و مقررات به نحو یکسان بهره‌مند هستند.» همچنین در ماده 10 آمده است: «توهین، تحقیر یا ایجاد تنفر نسبت به قومیت‌ها و پیروان ادیان و مذاهب و گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی، ممنوع است.»

چگونه ریاست سازمان بهزیستی از پذیرش مسئولیت تصمیم نادرست و تبعیض‌آمیز خود سرباز می‌زند و مسئولان عالی وزارت از مردم ایران به شایستگی عذرخواهی نمی‌کند؟ در حالی که در ماده ٢٤ این منشور آمده است: «حق شهروندان است که از دولتی برخوردار باشند که متعهد به رعایت اخلاق حسنه، راستگویی،... رعایت حق‌الناس، توجه به وجدان و افکار عمومی، اعتدال و تدبیر و پرهیز از تندروی، شتاب‌زدگی، خودسری،... پذیرفتن مسئولیت تصمیمات و اقدامات خود، عذرخواهی از مردم در قبال خطاها،... و نصب و عزل بر مبنای شایستگی و توانایی افراد باشد.»
چگونه سازمان دولتی به بخشنامه‌ای تبعیض‌آمیز تن می‌دهد در حالیکه در ماده ٧٧ این منشور آمده است: «حق شهروندان است که آزادانه و بدون تبعیض و با رعایت قانون، شغلی را که به آن تمایل دارند، انتخاب نمایند و به آن اشتغال داشته باشند. هیچ‌کس نمی‌تواند به دلایل قومیتی، مذهبی، جنسیتی و یا اختلاف‌نظر در گرایش سیاسی و یا اجتماعی، این حق را از شهروندان سلب کند.» در ماده ١٠٨ نیز تأکید شده است که: «حق دانش‌آموزان است که از آموزش و پرورشی برخوردار باشند که منجر به شکوفایی شخصیت، استعدادها و توانایی‌های ذهنی و جسمی و احترام به والدین و حقوق دیگران، هویت فرهنگی، ارزش‌های دینی و ملی شود و آنها را برای داشتن زندگی اخلاقی و مسئولانه توأم با تفاهم، مسالمت، مدارا و مروت، انصاف، نظم و انضباط، برابری و دوستی بین مردم و احترام به محیط‌زیست و میراث فرهنگی آماده کند.» همچنین در ماده ١١٠ بیان شده است: «هیچ کس حق ندارد موجب شکل‌گیری تنفر‌های قومی، مذهبی و سیاسی در ذهن کودکان شود یا خشونت نسبت به یک نژاد یا مذهب خاص را از طریق آموزش یا تربیت یا رسانه‌های جمعی در ذهن کودکان ایجاد کند.»
به نظر می‌رسد که ضروریست دولت بار دیگر به تمام سازمان‌ها و نهادهای دولتی لزوم صیانت از حقوق شهروندان، کرامت انسانی و رعایت عدالت اجتماعی را، تأکید کند و بر انجام دقیق آن نظارت نماید. همچنین همه ما شهروندان ایرانی نیز مراقب رعایت حقوق شهروندان باشیم و بدانیم که اگر جامعه‌ای توسعه یافته، اخلاقی و پیشرو در فرهنگ و تمدن می‌خواهیم باید از خود آغاز کنیم که به تعبیر مولوی این عارف بزرگ ایرانی، تا صلحی در درون انسان اتفاق نیفتد، صلحی در بیرون صورت نمی‌گیرد.
 

آیت‌الله اراکی: یک راه این است که انتخابات را ملغی کنیم؛ بگوییم مردم نقشی نداشته باشند و همه از طریق رهبری تعیین شوند| اگر چنین می‌شد،‌ قطعاً خطاها کم‌تر می‌شد| برجام اشتباه بزرگی بود| مدیریت رهبر انقلاب در پرونده برجام، بسیار دقیق و حکیمانه‌ بود| تدیّن «

جنجال عکس نگار جواهریان و رامبد جوان در کانادا

پوستر خوش‌آمدگویی باشگاه الاهلی برای برانکو/عکس

منبع این خبر، وبسایت www.irna.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۴۰۳۳۹۸۱ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • تبادل نظر کارشناس و متخصصان حوزه زن و خانواده در موضوع صیانت از حقوق خانواده و لایحه تامین امنیت زنان در مقابل خشونت/ نشست استانی چهارشنبه هفته جاری در سراسر کشور برگزار می‌شود
  • مردم جنوب آمریکا در زمان تبعیض نژادی/ سرنوشت‌سازترین دوران‌ در تاریخ آمریکا
  • بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب :‌ در خشونت بر علیه زنان آمار سیاه وجود دارد
  • کاهش خشونت علیه کودکان با آموزش مهارت های زندگی و فرزند پروری به والدین
  • عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی : خشونت خانگی هنوز در ایران جرم تعریف نشده است
  • یک روانشناس: تربیت نادرست علت بروز خشونت علیه زنان است
  • مباحث قرآنی در کمیته امداد به شکل جدی دنبال می‎شود
  • باید جریان حفظ قرآن با استفاده از ظرفیت امامزادگان را جدی بگیریم
  • کدام زیر سیستم برای منافع ایران در شرایط تنش سیاسی مناسب است؟
  • کدام زیر سیستم برای منافع ایران مناسب است؟
  • اطهری:شوروی بایدمورد توجه ایران باشد/امیراحمدیان:منافع ملی را تعریف نکرده ایم
  • سایه خشونت پلیس فرانسه همچنان بر سر معترضان به نظام سرمایه داری
  • کاهش خشونت از فواید حضور خانواده‌ها در ورزشگاه‌هاست
  • کاهش خشونت از فواید حضور خانواده‌ها در ورزشگاه‌ها است
  • رسوایی سیاسی و نفتکشی ترامپ/ این بار قمار را باختید
  • سالمند آزاری رتبه سوم از خشونت های خانگی
  • میلاد دخانچی از چپ نومسلمان تا جوان انقلابی
  • چرا این همه چالش در کشور وجود دارد؟ /اقلیت خودتی! من ایرانی‌ام/ سرانجام حادثه نفتکش‌ها چه خواهد شد؟
  • مردم احساس نکنند که هنر برای قشرهای خاص است /باید محیط زیست را جدی‌تر بگیریم