مشاهده اخبار داغ روز

رئیس بایرن مونیخ به تمجید از تراپاتونی و آنچلوتی پرداخت و همچنین از روزهای حضورش به عنوان بازیکن در اینتر گفت.

طرفداری - کارل هاینس رومنیگه امروز در یک فستیوال ورزشی در شهر ترنتوی ایتالیا در مورد مربیان ایتالیایی که تاکنون روی نیمکت بایرن مونیخ نشسته اند صحبت کرد. به گزارش فوتبال ایتالیا وی در مورد جووانی تراپاتونی گفت:

تراپاتونی در آلمان، لیگ و جام حذفی را کسب کرد.

او مردی دوست داشتنی و محبوب است و به نوعی سفیر ایتالیا در آلمان به حساب می آید. همه در آلمان او را خاطر سبک کاری  و همچنین پیروزی هایش ستایش می کنند. آنچلوتی شخصیت و مربی بزرگی است اما در فصل دوم حضور او در بایرن، نتایج مورد انتظار ما نبود. 

کارلو دوست من است و حتی در لحظات بسیار سخت، به طور باورنکردنی آرام است. شاید ما باید قبل از اخراج بیشتر صبر می کردیم و به او بیشتر زمان می دادیم. من زمان اعلام اخراج او تقریبا گریه می کردم. او ثابت کرد که چه مرد بزرگی است. 

رومنیگه بین سال های 1984 تا 1987 پیراهن اینتر را پوشید. وی در مورد حضورش در سری آ گفت:

الگوی من پرزیدنت ارنستو پلگرینی است. هواداران روزهای سختی را می گذراندند و مدت ها بود اینتر جامی نگرفته بود. حتی با وجود آنکه به خاطر مصدومیت مجبور شدم از اینتر بروم اما عشقم به اینتر همیشه دست نخورده باقی ماند. یک رابطه خاص با هواداران نراتزوری متولد شد. 

مدیر بودن پیچیده تر از بازیکن بودن است. هیچکس نمی تواند به شما یاد بدهد یا راه را نشان دهد. فقط می توانید با نگاه به الگوهایی مانند پلگرینی سعی کنید یاد بگیرید. وقتی می بازید، تحت انتقاد قرار می گیرید. پرزیدنت پلگرینی عادت داشت همیشه ما را به شام دعوت می کرد و همه ما واقعا حس می کردیم بخشی از باشگاه هستیم.

منبع: طرفداری

منبع این خبر، وبسایت www.tarafdari.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۵۴۱۸۶۰۲ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
مطالب پیشنهادی:

لباس ۳.۷۰۰ دلاری ایوانکا ترامپ+تصاویر

عکس| الهام حمیدی و همسرش در اکران خصوصی فیلم مسخره‌باز

خودسوزی عکاس هیومن پارک در دار آباد

خبر بعدی:

شکست آمریکا و نفوذ ایران در قلب جهان

گروه اطلاع رسانی بنابه رسالت خبری ایرنا، به عنوان خبرگزاری رسمی نظام، دولت و مردم، به منظور ایجاد پل ارتباطی در مسیر گسترش آگاهی سازی، با مروری بر برجسته ترین گزارش های پایگاه های خبری داخلی منتشر شده در طول ۷۲ ساعت گذشته، گزیده ای از این گزارش ها را انتخاب و با عنوان «برجسته های تارنماها» منعکس کرده است.

تسلط تهران بر «قلب زمین»؛  سه گام بلند جمهوری اسلامی در ۴۰ سال اخیر

وبگاه خبری خبرآنلاین در گفت و گو با  علیرضا اکبری،  کارشناس ارشد مسائل راهبردی، آورده است: سال گذشته زمانی که دونالد ترامپ از برجام خارج شد، یکی از دلایل و بهانه او این بود که ایران پس از توافق برجام نفوذ بیشتری در منطقه داشته است. او در سخنرانی ها، مصاحبه ها و در صفحه توئیتر خود بارها به کرات ادعا کرد «برجام» ایران را قدرتمند کرد. چه در منطقه چه در جهان، ترامپ معتقد است که این توافق سبب شد که ایران در برنامه موشکی خود را گسترش دهد و سبب شکست ما در خاورمیانه شد، ضمن اینکه ایالات متحده از این توافق هیچ نفع اقتصادی نبرده است. اما سوال این است که ایا نفوذ ایران در منطقه را فقط دولت ترامپ متوجه شده یا فقط در دوره ریاست جمهوری او بوده است؟ پس از این سوال سوالات دیگر پشت هم در ذهن نقش می بندد، اینکه چرا ایران همیشه دغدغه آمریکا و متحدانش بوده است؟ چرا همیشه مساله «جمهوری اسلامی» است؟ جمهوری اسلامی چیست؟ و تا کنون با چه دستاوردهای مساله مهم جهان شده است؟ ایران در منطقه تا چه اندازه نفوذ کرده است و در نهایت آیا واقعا ایران یک قدرت بلامنازع منطقه ای محسوب می شود؟ اگر چنین است چگونه به این قدرت رسیده است؟

در اینباره مصاحبه مفصلی با دکتر علیرضا اکبری استراتژیست جنگ در سال ۶۴، کارشناس ارشد مسائل استراتژیکی، بنیانگذار موسسه راهبردی تصمیم و معاون اسبق وزیر دفاع در دوره اصلاحات داشتیم؛ او معتقد است که ایالات متحده در مقابل ایران و در منطقه شکست خورده است، اکبری با ادله های آکادمیک در بخشی از مصاحبه ما می گوید:  حاصل چهل سال تجربه و سه گام بلند راهبردی ایران در یک مواجهه تاریخی بود که کمترین آثار آن، شکست طرح امریکا برای تجزیه منطقه بود. آثار این شکست از جنگ ویتنام و همه دیگر جنگ‌های ناموفق امریکا بزرگ‌تر بوده است. آنکس که با سیاستهای جهانی و ترتیبات امنیتی کلان جهان آشنایی داشته، و معنای هزینه‌کردن هزاران میلیارد دلار برای ایجاد ترتیبات امنیتی در سطح جهان و یا یک منطقه، را می داند، حتما برداشت کامل‌تری از معنای شکست امریکا از ایران، در تجزیه ژئوپولیتیک منطقه خاورمیانه دارد!

قسمتی از این گفتگو را می خوانیم:

به طور مشخص برای ما تشریح کنید که دقیقا علت اصلی حضور جمهوری اسلامی در عمق منطقه خاورمیانه چیست؟

به طور خلاصه تیتر وار می گویم: نقش «ترتیبات امنیتی» در سطح جهان نظیر «معادلات ژنتیک» در کالبد موجود زنده است. قدرتهای برتر برای کنترل اوضاع جهانی و منطقه‌ای مایلند ترتیبات امنیتی را وفق منافع خود سامان دهند. دستکاری در وضع طبیعی مناطق، رمز کنترل ترتیبات است.  حفظ «وضع طبیعی» مناسبات منطقه‌ای، بویژه در مناطق فوق‌العاده مهم، می‌تواند ثبات ‌و توسعه را در جهت منافع ملت ها تضمین کند.  جمهوری اسلامی ایران از بدو تاسیس، سرمایه زیادی برای «حفظ وضع طبیعی منطقه خاورمیانه» مصرف کرده است.  این امر نه تنها یک ضرورت برای بقا بوده، بلکه پر بازده ترین سرمایه گذاری برای تضمین رشد و توسعه ملی و منطقه‌ای است.

پس از چهار دهه چگونه می‌توانید سیاست خاورمیانه ای جمهوری اسلامی را به فشرده ترین وجه تبیین کنید؟ موقعیت جمهوری اسلامی را در سطح منطقه و جهان در روند «جهان متحول» چگونه می‌بینید؟
در طول چهل سال گذشته، جمهوری اسلامی تا کنون سه گام بلند در «حفظ وضع طبیعی ترتیبات راهبردی خاورمیانه» برداشته. این گام ها الان ایران را بر فراز قله «کنترل قلب جهان» قرار داده.
شرایط فعلی منطقه، مانند «کد ژنتیکی»، ترسیم کننده وضع آینده «مناسبات و ترتیبات جهانی» است.  ایران در این شرایط دست برتر را بر قلب جهان گذاشته. ایران آماده برداشتن گام چهارم خود است.
ماهیت این گام چهارم می‌تواند کیفیت روند تحولات آینده منطقه را تعیین کند. گام چهارم می‌تواند ماهیت امنیتی داشته  یا به ماهیت توسعه راهبردی با محور ارزش‌های اقتصادی گرایش پیدا کند.
نوع رویکرد قدرتهای منطقه در همگامی با ایران، می‌تواند در این انتخاب، تعیین کننده باشد.

ریشه تاریخی این روند تحولات جهانی و منطقه‌ای را با کوتاهترین عبارات چگونه تحلیل می کنید؟

در فاصله بین سال‌های پس از جنگ دوم جهانی و آغاز جنگ سرد، تا فروپاشی اتحاد شوروی، «تصلب جهان دوقطبی»، بعنوان «وضع موجود» یا status quo، برای چند دهه بر ترتیبات امنیتی جهان حاکم بود. از فروپاشی بلوک شوروی تا ایجاد جنگ جهانی علیه تروریسم، به مدت یک دهه، افسانه جهان تک قطبی توسط امریکا تبلیغ می‌شد. در دهه آخر قرن بیستم و دهه نخست قرن حاضر، نام های متعددی بر روی اوضاع «نظم جهانی»  گذاشته شد. از جهان تک قطبی، تا یک-چند قطبی، یا چند قطبی متحول، یا تک-چند قطبی نا منتظم یا نظام متحول ... هر چه بود، حاکی از آن بود که، ترتیبات سیاسی و امنیتی جهانی و مناسبات قدرت که پیشتر بین دو بلوک قدرتمند غرب (به رهبری امریکا) و شرق (به پیشوایی اتحاد شوروی) تقسیم شده بود، اینک تابع آن تقسیم بندی نبود. در واقع یک دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، جهان در آستانه یک دوران گذار  قرار گرفت.

ویژگی های این دوران گذار چه بود؟

افول یک قدرت و ظهور و بروز قدرتهای فرامنطقه‌ای، تغییرات تدریجی در مناسبات بین قدرتها، مناسبات منطقه‌ای بلوک های قدرت و روندهای امنیتی در گلوگاه‌های استراتژیک و مناطق مهم جهان، از مهم‌ترین ویژگی‌های دوران جدید بود.
یک نکته اما در هر شرایط و وضعیتی بدون تغییر ماند و آن، حفظ و افزایش اهمیت «قلب قدرت و کمربند قدرت جهانی» بوده است.

این مفاهیم قلب قدرت یا کمربند جهانی که اشاره کردید را در یک جمله تبیین کنید!

نظریه‌های ژئوپولیتیک قائلند که "برخی مناطق"، بلحاظ تاثیرات جغرافیا بر شئون متعدد راهبردی (مثل اقتصاد و سیاست و امنیت)، بعنوان "قلب جهان"،   Heart Land ویژگی منحصر به فرد دارند. همچنین بعض "پیوستارهای جغرافیایی" هم مانند کمربند جهانی، حائز اهمیت فوق‌العاده هستند.
این اهمیت، رقابت قدرتهای جهانی را برای تسلط بر "قلب جهان" یا "کمربند جهانی" بشدت بالا میبرد.

چه نسبتی بین منطقه خاورمیانه و مفهوم «قلب جهان» قائل هستید؟

اینکه براساس کدام نظریه ژئوپولیتیکی، کدام منطقه "قلب جهان" ‌و کدام حوزه جغرافیایی "کمربند جهانی" تلقی شود، خود محل بحث خاص است اما، «تردیدی نیست که به لحاظ هر شاخص "اقتصادی جمعیتی، ارتباطی، سیاسی و امنیتی"، منطقه غرب آسیا (معروف به خاورمیانه) از دیرباز و در طول هزاره‌ها، بیشترین اهمیت تاریخ ساز و تمدن ساز و راهبردی را داشته است».
خاورمیانه بعنوان نقطه اتصال سه قاره بزرگ جهان و موثر در ارتباط بین دریاهای اصلی، حتی در تعیین اقتدار قدرتهای بزرگ فرا اتلانتیک و فراپاسیفیک نیز موثر بوده است.
امروز هم ایالات متحده، هم چین، هم روسیه و حتی هند، تدام یا تمهید اقتدار فرا اقیانوسی خود را در گرو داشتن نقش موثر راهبردی در منطقه خاورمیانه میدانند!

آیا قدرتهای برتر جهانی مثلا امریکا هم چنین ایده‌ای را (اینکه خاورمیانه را قلب جهان بدانند) قبول دارند؟

از کیفیت حضور و سرمایه گذاری و رقابت و قدرتهای جهانی در این منطقه تا شاخص های ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک و ژئوپولیتیک، تردیدی در اهمیت بی‌بدیل خاورمیانه در جهان باقی نگذاشته.

این یک واقعیت و حقیقت انکارناپذیر است که، «خاورمیانه قلب جهان است»، و امروز ایران دست برتر را بر سینه جهان دارد!
اگرچه که شخص ترامپ درکی از ترتیبات و مناسبات کلان سیاسی امنیتی جهان ندارد و لذا خاورمیانه را در حد یک بازار فروش کالای تسلیحاتی و امنیتی تنزل داده، اما، ساختارهای پایدار راهبردساز امریکا، هنوز اهمیت خاورمیانه را در حد "قلب جهان" به رسمیت می‌شناسند.
این اختلاف دیدگاه در نظام تصمیم گیری امریکا، بزرگ‌ترین فرصت تاریخی را برای روسیه و سپس چین فراهم کرده است که از دوران خلاء استراتژیک امریکا در منطقه استفاده کرده و به توسعه نفوذ خود بپردازند.
اما، آنطور که تاکید نمودم، این جمهوری اسلامی ایران است که دست برتر را بر سینه منطقه و قلب جهان دارد!

خیلی کوتاه بفرمایید، چرا معتقدید که ایران اینک دست برتر را در منطقه دارد؟

تحولاتی که از یک دهه پیش از فروپاشی اتحاد شوروی در ایران رخ داد، وقوع انقلاب اسلامی و توسعه نفوذ ژئوکالچر و استراتژیک ایران در گستره پنج «زیر سیستم منطقه‌ای» متصل به فلات ایران و خاورمیانه، ایران را در واقع «سه گام» پیش تر از دیگر مدعیانِ تسلط بر قلب زمین قرار داد!

اسماعیل گرامی‌مقدم: راه ائتلاف باز است؛  در ۹۴ و ۹۶ ائتلاف برخی تا پشت در پاستور و بهارستان بود

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز در گفت‌وگو با اسماعیل گرامی مقدم، فعال سیاسی اصلاح طلب، آورده است: ماه‌های پیش از انتخابات ۹۵ مملو است از راهکارها و ایده‌های جناح‌های سیاسی برای پیروزی در انتخابات. در این بین جبهه اصلاحات هم کنار نکشیده و با تشکیل شوراهای استانی سعی دارد تا سرمایه اجتماعی خود را بازیابی کند اما هنوز دقیقا مشخص نیست که چه شیوه‌ای را بر حضور در انتخابات اتخاذ می‌کند؟ برخی اصلاح‌طلبان به شدت مشارکت بی‌قید و شرط در انتخابات را مذموم می‌دانند و برخی دیگر انتخابات را تنها راه ادامه حیات جبهه اصلاحات می‌دانند یا برخی هنوز قائل به اوتلاف هستند و برخی می‌گویند که باید با حفظ هویت اصلاح‌طلبی تنها نامزدهایی را معرفی کنیم که سابقه موثری در جریان اصلاحات داشته‌اند.

اسماعیل گرامی‌مقدم درباره رویکرد جبهه اصلاحات در انتخابات پیش رو به «نامه‌نیوز» گفت: «تقریبا تمام احزاب حاضر در شورای عالی سیاست‌گذاری به این بلوغ سیاسی دست یافته‌اند که به‌دلیل ناکامی‌های دهه ۸۰ باید اتحاد و انسجام خود را حفظ کنند. با تمام انتقادهایی که به این شورا وجود دارد اما در حال حاضر در امر انتخابات عملکرد خوبی دارد. شرایط فعلی سیاسی در ایران پر ابهام است و مشخص نبست که شورای نگهبان چه رویکردی را اتخاذ می‌کند؛ بنابراین تنها راهی که اصلاح‌طلبان پیش رو دارند آماده‌سازی خود برای حضور در انتخابات است. شورای عالی سیاست‌گذاری مباردت به تشکیل شوارهای استانی کرده است تا جبهه اصلاحات در اقصی نقاط ایران با قدرت حاضر شود».

این فعال سیاسی اصلاحطلب تصریح کرد: «اگر شورای نگهبان نامزدهای اصلاحطلب را به‌طور گسترده رد صلاحیت کند امکان حضور از اصلاح‌طلبان گرفته می‌شود و نباید انتظار داشت که در انتخابات به‌طور کامل حضور داشته باشند. نمی‌شود رد صلاحیت کرد و بعد گفت که همه نیروهای سیاسی به‌طور حداکثری مشارکت در انتخابات داشته باشند. رفتار اصلاح‌طلبان در انتخابات تابعی از رفتار شورای نگهبان است و اگر نیروهای ما رد صلاحیت شوند قاعدتا مشارکت کمتر می شود».

گرامی‌مقدم در تشریح سیاست انتخاباتی اصلاح‌طلبان در انتخابات اسفندماه گفت: «تقریبا همه اصلاح‌طلبان بر این راهبرد اتفاق نظر دارند که بیش از آنکه پیروزی ارزش داشته باشد، حفظ هویت اصلاح‌طلبی مهم است و هویت اصلاح‌طلبی ما را مجاب می‌کند که با افرادی شایسته نمایندگی مردم در هر حوزه انتخابیه لیست‌ها را ببندیم. یعنی اگر در تهران ۱۵ نفر تأیید شدند، همان ۱۵ نفر را ارائه دهیم. برای ما این مهم است که افرادی که به نام اصلاحات وارد مجلس می‌شوند به اصول اصلاح‌طلبی وفادار و امانت‌دار مردم باشند. بی‌تردید مانند سال ۹۴ عمل نخواهیم کرد که صرفا برای جلوگیری از ورود رقیب سیاسی افرادی در لیست گنجانده شوند که شاید بعضا از تجربه و تعهد لازم برخوردار نباشند». «ما به‌عنوان فعال سیاسی انتظار داریم که منافع کشور حفظ شود و توقع داریم که شورای نگهبان هم دست به خودتحریمی نزند و عموم نیروهای ما را ردصلاحیت نکند تا مردم به کسانی رأی دهند که می‌خواهند در مجلس در چاچوب قانون اساسی پیگیر مطالباتشان باشند».

او در پاسخ به این پرسش که در صورت عدم احزار صلاحیت احتمالی نیروهای شاخص اصلاح‌طلب، اصلاح‌طلبان درخواست تحریم انتخابات می‌کنند یا آنکه صرفا نامزدی ارائه نمی‌کنند، گفت: «به نظر می‌رسد که در صورت ردصلاحیت گسترده هردوی این فرضیه‌ها به یک نتیجه خواهد رسید. ما شرط خاصی نداری و فقط می‌خواهیم که شورای نگهبان به مر قانون عمل کند و به دلیل گرایشات سیاسی کسی را ردصلاحیت نکند. اگر تعداد زیادی از اصلاح‌طلبان ردصلاحیت شوند و امکان ارائه لیست وجود نداشته باشد، نیازی نیست که اصلاح‌طلبان اعلامیه بدهند که مردم انتخابات را تحریم کنید زیرا وقتی نامزدهای مطرحی از جبهه اصلاحات حضور نداشته باشند، طبیعتا طرفداران اصلاحات رأی نمی‌دهند و واقعا چنین شرایطی خواسته ما نیست و به صلاح کشور هم نیست».

گرامی‌مقدم در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر اینکه آیا برخی اصلاح‌طلبان استمرار حیات اصلاحات در کرسی‌های قدرت می‌دانند یا خیر، اظهار کرد: «ما به‌هرحال به‌عنوان یک جریان اصلاح‌طلب حق داریم در راستای حفاظت از منافع ملی به‌دنبال مطالبات مردم باشیم. هر کشوری که به شیوه اصلاح‌گری تن داده در مسیر توسعه قرار گرفته است. ما در سال ۹۴ دست به یک ائتلاف غیرآرمانی دست زدیم تا تندروها روی کار نیایند. ما با جریانات اصولگرا ائتلاف نکردیم بلکه برای بدترنشدن اوضاع ائتلاف کردیم. اکنون از آن مختصات فاصله گرفته‌ایم و در نقطه اندیشه به هویت اصلاح‌طلبی قرار داریم. البته این‌ها به معنای نفی یک ائتلاف منطقی نیست و اکنون که ۵ ماه به انتخابات مانده پیشنهادات گروه‌های میانه‌رو قابل بررسی است. البته این‌بار ائتلاف باید شفاف باشد و از قبل نتیجه ائتلاف مشخص شود تا دیگر طوری نشود که ائتلاف تا پشت در پاستور یا پشت در بهارستان باشد. مجموعا کار اصلاح‌طلبان در چندماه آینده برای بازگرداندن سرمایه اجتماعی سخت است اما امکان‌پذیر است».

آینده روابط ایران و عربستان؛ شرایط برای مذاکره با عربستان فراهم است؛ ایران و عربستان مذاکرات را بدون پیش شرط جلو ببرند

پایگاه اطلاع رسان شفقنا در گفت و گو با حشمت الله فلاحت پیشه، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، آورده است: این نماینده مجلس با بیان اینکه شرایط برای مذاکره ایران و عربستان فراهم است گفت: دولت روحانی در اولین مصاحبه مطبوعاتی دوره اول ریاست جمهوری هم اعلام کرد که رویکرد تنش زدایی را با عربستان در پیش می‌گیرد اما این رویکرد شکل نگرفت و الان هم کار به جایی رسیده که به نظر می‌رسد نوعی واقع گرایی در حال حاکم شدن در مناسبات ایران و عربستان است.

فلاحت پیشه در رابطه با آینده روابط ایران و عربستان اظهار کرد: لازمه تغییر رویکرد در دیپلماسی، ۲ جانبه بودن روابط است و این کار باید به صورت دو جانبه شکل بگیرد. واقعیت تحولات منطقه، فرسایشی شدن بخشی از بحران‌ها مانند موضوع یمن است. هر بحرانی که فرسایشی  شود شروع به بلعیدن منابع، اعتبارات و شأن سیاسی کشورها می‌کند.

جنگ یمن برای عربستان فرسایشی شده است

او با اشاره به وضعیت عربستان در جنگ یمن گفت: عربستانی‌ها در یمن به چنین نتیجه‌ای رسیدند که این جنگ فرسایشی شده است و در اهدافی که قرار شد چند ماهه برسند، هنوز نرسیده‌اند و حتی عملا جنگ به توازن کشیده شده است.

شرایط برای مذاکره با عربستان فراهم است

فلاحت پیشه با بیان اینکه شرایط برای مذاکره ایران و عربستان فراهم است، اظهار کرد: عربستان سعی کرد بخش عمده‌ای از بحران‌هایی که شکل گرفته را با رویکرد فرا منطقه‌ای حل کند که نتوانست. حتی در زمان حمله به آرامکو هم دیدیم که رسما آقای ترامپ پول بیشتری از عربستان خواست و هیچ پاسخی نداد که چرا حتی یکی از موشک‌های شلیک شده به سمت آرامکو را سرنگون نکرده است. به نظر من یکی از دلایلی که سعی کردند ایران را عامل حملات به آرامکو معرفی کنند این بود که آمریکایی‌ها می‌خواستند ناتوانی سیستم امنیت پدافندی هوایی خودشان را در اطراف آرامکو توجیه کنند لذا سعی کردند دشمن بزرگتری را بتراشند درحالی که این حملات کار یمنی‌ها بود.

ناامیدی عربستان در حوزه میدانی گرایش آنها را به مذاکره بیشتر می‌کند

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه عربستانی‌ها هر چه بیشتر در حوزه میدانی ناامید می‌شوند گرایششان به سمت مذاکره بیشتر می‌شود، ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران هم هیچ وقت مذاکره را رد نکرده است. دولت روحانی در اولین مصاحبه مطبوعاتی دوره اول ریاست جمهوری هم اعلام کرد که رویکرد تنش زدایی را با عربستان در پیش می‌گیرد اما این رویکرد شکل نگرفت و الان هم کار به جایی رسیده که به نظر می رسد نوعی واقع گرایی در حال حاکم شدن در مناسبات دو کشور است.

ایران و عربستان مذاکرات را بدون پیش شرط جلو ببرند

فلاحت پیشه در پایان خاطرنشان کرد: به نظر من ایران و عربستان باید مذاکره را بدون پیش شرط جلو ببرند زیرا در شرایط کنونی اوضاع به حدی بحرانی است که گذاشتن شرط فقط باعث پیچیده تر شدن شرایط می‌شود.


چرا تشکیل وزارت بازرگانی همه ساختار دولت را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد؟

وبگاه خبری تحلیلی خبرآنلاین در گفت و گو با محمود دودانگه، کارشناس اقتصادی، آورده است: در حالی کلیات تشکیل وزارت تجارت و خدمات بازرگانی سوم مهرماه امسال در مجلس تصویب شد که کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی معتقدند که تشکیل این وزارتخانه می‌تواند یک فرصت بازمهندسی برای بخش بازرگانی کشور باشد. محمود دودانگه،  رئیس سابق موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی طی سال‌های ۸۴ تا ۸۹، معتقد است «ما نیاز به بازمهندسی برای بخش بازرگانی کشور داریم. بنابراین رویکرد ما در مجلس و دولت با تفکیک وزارت صنعت، معدن و تجارت نباید این باشد که به ساختار قبلی بازگردیم. » به باور وی، «در کنار مشکلات تفکیک وزارت صنعت، معدن و تجارت، می‌توانیم وزارت تجارت و خدمات بازرگانی را به‌گونه‌ای احیا کنیم که بعد از یک‌سال خیالمان راحت باشد که تصمیم درستی گرفته‌ایم و نحوه اجرای آن را به‌گونه‌ای دنبال کنیم که منافغ زیادی به دنبال داشته باشد. » وی تا پیش از ادغام دو وزارتخانه بازرگانی و صنایع و معادن، قائم‌مقام وزیر و معاون برنامه‌ریزی و امور اقتصادی بود، تاکید کرد: «در ایجاد وزارتخانه جدید باید به تجربه‌های قبل توجه کنیم و وزارتخانه‌ای ایجاد کنیم که منافع آن برای کشور، صادرات و رونق تولید ایجاد شود؛ واقعا نیازمند بازنگری، بازمهندسی و بازساختاری در این بخش هستیم. »

قسمتی از این گفت و گو را می‌خوانیم:

* مجلس چندی پیش با تشکیل وزارت تجارت و خدمات بازرگانی موافقت کرد. به نظر شما در شرایط کنونی زمان تفکیک وزارت صنعت، معدن و تجارت است؟

شما اگر دقت کنید، می‌بینید برخی از تصمیماتی که در دولت قبل گرفته شد، در دولت جدید به صورت جدی به چالش کشیده شد؛ مثل سهمیه‌بندی بنزین، یارانه‌ها، مسکن‌مهر و ...  یکی از تصمیماتی که از ابتدای دولت مورد توجه بود و به آن ایراد وارد می‌شد، ادغام وزارت بازرگانی و وزارت صنایع و معادن بود. در واقع از ابتدا، گروهی در کنار دولت بودند که تفکیک وزارت صنعت، معدن و تجارت را دنبال می‌کردند و به این ترتیب، لابی‌های مختلفی شکل می‌گرفت. بعضا عده‌ای دنبال این بودند که رویکردهای خود را در وزارت بازرگانی دنبال کنند و یا بعضا تحلیل یا اطلاعات اشتباه داشتند.

من از ابتدا در جریان ادغام وزارت صنعت، معدن و تجارت بودم و می‌دانم پایه کارشناسی داشت. البته ممکن است که در اجرا نتوانسته باشیم همه منافعی که از محل ادغام دو وزارتخانه ایجاد می‌شود، فراهم کنیم، ولی این به فلسفه و ریشه ادغام برنمی‌گردد؛ به فرآیند بعد از ادغام ارتباط دارد که نتوانستیم مفروضاتی را که وجود داشت، به‌طور درست و اصولی جلو ببریم و مدیریت کنیم. ما زمانی در یک تصمیم تجدیدنظر می‌کنیم که تصمیم قبلی به‌درستی اجرا شده باشد؛ چراکه باید بررسی کارشناسی داشته باشیم و ابعاد مختلف را بررسی کنیم و آن زمان بگوییم به چه دلایلی آن تصمیم اشتباه بوده است و باید تغییر کند. ما باید ببینیم مشکلاتی که امروز وجود دارد، به‌خاطر ادغام است یا به‌دلیل رویکردهای مدیریتی و ساختاری. فقط نباید به‌دلیل آشفتگی بازار، به ادغام ایراد وارد کنیم.

* به نظر شما چه اشتباه‌هایی در ادغام دو وزارتخانه وجود داشت که در نهایت نتیجه مثبتی نگرفت؟

من اگر به سال‌هایی برگردم که ادغام وزارتخانه‌های صنایع و معادن و بازرگانی دنبال می‌شد، باید بگویم که مفروضاتی برای ادغام پیگیری می‌شد. یکی از مفروضات این بود که ساختار و بدنه دولت را با توجه به قانون برنامه پنجم، چابک و کوچک کنیم. در همین چارچوب، نمی‌توانستیم بگوییم وزارت بازرگانی را با همه اختیارات، مسوولیت‌ها و سازمان‌ها می‌خواهیم حفظ کنیم و از طرف دیگر نیز وزارت صنایع و معادن با ساختارها، تشکیلات و شرکت‌های زیرمجموعه قبلی داشته باشیم. به عبارتی، دو وزارتخانه بازرگانی و صنایع و معادن در کنار یکدیگر قرار گیرند و وزارت صنعت، معدن و تجارت شوند. فرض اول این بود که واقعا وظایف و تکالیفی که حاکمیتی است، بماند و وظایفی که تصدی‌گرایانه است، واگذار شود. این اتفاق به دلایل مختلف نیفتاد.

تحرکات جدی انتخاباتی جلیلی؛ الگو برداری از لاریجانی و اتحاد تاکتیکی با قالیباف

پایگاه خبری فرارو در این گزارش آورده است: خبرها از این حکایت دارد که سعید جلیلی فعال سیاسی اصولگرا و دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی در حال آماده سازی خود برای نقش آفرینی جدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی است. گفته می‌شود ممکن است جلیلی از شهر مشهد نامزد انتخابات مجلس شود. هوادارانش او را در قبای ریاست مجلس می‌بینند.

 پنج ماه تا انتخابات مجلس شورای اسلامی مانده است، گروه‌های سیاسی فعالیت‌ها خود را برای صف بندی و رقابت در این انتخابات آغاز کرده اند. این انتخابات از معدود انتخابات‌هایی است که اصلاح طلبان به دلیل اختلافات داخلی و کاهش شدید اقبال مردمی در وضعیت دشواری قرار دارند. اصولگرایان نیز وضعیت خیلی خوبی ندارند، اما حداقل نسبت به دوره قبل با حریف ضعیف تری روبه رو هستند. مشکل اصلی اصولگرایان اختلافات درونی است.


اختلافات درونی اصولگرایان ناشی از ساز مخالف یک گروه و چند شخصیت کلیدی در این جریان است. مانند انتخابات‌های پیشین جبهه پایداری دوباره حرف خود را می‌زند و به نظر می‌رسد تن به وحدت با جریان‌های دیگر اصولگرا نخواهد داد. در میان شخصیت‌های سیاسی هم این سعید جلیلی و محمد باقر قالیباف هستند که نگاه مثبت به فرآیند وحدت اصولگرایان ندارند. آن‌ها نگرانی‌های خاص خود را دارند.


جلیلی و نامزدی از مشهد

براساس گزارش‌ها سعید جلیلی آماده نامزدی انتخابات مجلس از حوزه انتخابیه مشهد می‌شود. مشهد زادگاه جلیلی است، او سالهاست در این شهر حضور ندارد و بیشتر فعالیت هایش در تهران است. به نظر می‌رسد جلیلی نیز الگوی علی لاریجانی را برای نامزدی در انتخابات مجلس انتخاب کرده است. موفقیت جلیلی در مشهد خیلی هم تضمین شده نیست، او پیشتر در انتخابات مجلس پنجم از مشهد نامزد شد که رای نیاورد. البته سعید جلیلی امروز فاصله زیادی با سعید جلیلی سال ۷۴ دارد.


نامزدی احتمالی جلیلی از شهر مشهد با واکنش‌هایی در میان فعالان سیاسی این شهر همراه بوده است. جواد آرین منش نماینده پیشین مشهد و از فعالان سیاسی اصولگرا در این باره معتقد است "از آنجاکه او (جلیلی) امروز چهره ملی محسوب می‌شود و نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری را در کارنامه دارد، مناسب‌تر و بهتر است از تهران بیاید، چون در مشهد حضور زیادی نداشته است. " حسین امینی، فعال سیاسی اصلاح طلب نیز درباره نامزدی جلیلی از مشهد می‌گوید "شاید چاره‌ای غیر از این تصمیم ندارد، چون آقای جلیلی در تهران فاقد جایگاه است و در مشهد بیشتر از شهرهای دیگر جایگاه دارد. "

مهمترین چالش جلیلی برای نامزدی از مشهد، ترکیب لیست قدرتمند کاندیداهای اصولگراست. بعید به نظر می‌رسد که از ۵ نماینده کنونی مشهد؛ کریمی قدوسی، امیرحسین قاضی زاده، بحرینی، پژمانفر و شیران به راحتی حاضر شوند کرسی خود را به جلیلی دهند. از طرف دیگر حتما نامزدهای تازه وارد قدرتمند دیگری هم در راه خواهند بود.

سعید جلیلی در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ رای سوم را در شهر مشهد کسب کرد. او پس از روحانی و قالیباف با کسب ۱۷ درصد آرای مشهد یعنی ۲۲۳ هزار، رای سوم را به دست آورد. با این میزان رای در مقایسه با آرای نمایندگان کنونی مشهد جلیلی موفق نمی‌شود به بهارستان راه یابد. البته باید در نظر گرفت که‌ شرایط انتخابات مجلس با انتخابات ریاست جمهوری بسیار متفاوت است.

اتحاد جلیلی و پایداری

احتمالا در انتخابات مجلس، جبهه پایداری باز هم از فرآیند وحدت اصولگرایان کناره گیری می‌کند و لیست مستقل ارائه خواهد کرد. اگر جلیلی نامزد انتخابات شود قطعا سرلیست پایداری خواهد بود. در کنار جبهه پایداری  طیفی از جوانان اصولگرا که فعالیت‌های فراوانی در فضای مجازی دارند و شبکه تلویزیونی افق را اداره می‌کنند، از حامیان جلیلی به حساب می‌آیند. این طیف از شبکه افق برای رساندن پیام و صدای جلیلی و هوادارانش استفاده می کند.

اتحاد تاکتیکی جلیلی- قالیباف؟

تحرکات سیاسی سعید جلیلی در کنار فعالیت‌های اندک قالیباف در ۵ ماه مانده به انتخابات مجلس این گمانه را تقویت می‌کند که هماهنگی‌ها میان این دو چهره سیاسی اصولگرا وجود دارد. محمد باقر قالیباف نیز همچون جلیلی منتقد فرآیندهای موجود برای وحدت اصولگرایان است. او هر چند در شورای وحدت اصولگرایان حضور دارد، اما همراهی زیادی با این شورا ندارد.


نارضایتی از فرآیند وحدت اصولگرایان، یک نقطه مشترک مهم میان جلیلی و قالیباف است. نقطه مشترک دیگر این دو تاکید به حضور جوانان در فرآیند انتخابات است. هر چند جوانانی که در اطراف این دو چهره سیاسی اثر گذار جمع شده اند تفاوتی‌هایی با یکدیگر دارند، اما همه آن‌ها تمایل زیادی به کسب قدرت دارند. ممکن است، با توجه به نارضایتی از فرآیند وحدت اصولگرایان تمایل به کسب قدرت، این دو گروه و رهبران شان را در آستانه انتخابات مجلس به یکدیگر نزدیکتر کند.


چندی پیش قالیباف از مذاکره با سعید جلیلی خبر داده بود. قالیباف گفت: «من با آقای جلیلی در جبهه پشت یک خاک‌ریز جنگیدیم، در حال حاضر کنار یکدیگر کار می‌کنیم.» در واقع قالیباف مذاکرات سیاسی با جلیلی را تائید کرده است، مذاکراتی که روشن است در راستای وحدت اصولگرایان قرار ندارد. مشخص نیست محتوای مذاکرات جلیلی و قالیباف چه بوده است و آیا نتیجه‌ای در برداشته یا خیر.

شفیعی کدکنی؛ چراغِ روشن و آیینۀ شفافِ روزگار ما

وب سایت خبری عصر ایران به بهانۀ ۸۰ سالگی شفیعی کدکنی، در گزارشی آورده است:  نود و هشت منهای هجده می‌شود هشتاد و این یعنی گوهر یگانه‌ای به نام محمدرضا شفیعی کدکنی روز  نوزدهم مهر ۱۳۹۸ خورشیدی هشتاد ساله می‌شود. جوانی در هیات یک پیر؛ چندان‌که در جوانی به سببِ بسیاردانی، انگار پیری بود در هیات جوانی. ۸۰ ساله شدن او را نمی‌توان باور کرد اما واقعیت دارد. چون زمان به تندی می‌گذرد و به تعبیر بامداد شاعر، موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که در ما می‌گذرد. در بیان جایگاه استاد شفیعی کدکنی بسیار گفته‌اند و فراوان می‌توان نوشت اما شاید همچنان گویاترین وصف برای او همانی باشد که بدیع‌الزمان فروان‌فر زیر برگۀ پیشنهاد استخدام او پس از دریافت دکتری ادبیات فارسی در دانشگاه تهران و درست ۵۰ سال پیش و در حالی که شفیعی تنها سی سال داشت، نوشت: «احترامی است به فضیلت او».


آوازۀ شفیعی چنان افتاد که دانشگاه‌های آکسفورد (انگلستان) و پرینستون (آمریکا) نیز از او برای تدریس و پژوهش، دعوت کردند. شفیعی کدکنی اما هیچ‌گاه در برج عاج استادی یا روشنفکری ننشسته و در گفتار و رفتار و حتی پوشش، چونان شاعران و دانشجویان زندگی کرده است و مگر شاعری زبردست و همواره جویای دانش نیست؟

با این که پژوهش‌های فراوان دارد و در این عرصه به کسانی چون دکتر زرین‌کوب پهلو می‌زند اما به خاطر دفتر شعر «در کوچه باغ های نِشابور» نزد کثیری بیشتر به عنوان یک شاعر شهرت دارد:

حسرت نبَرم به خوابِ آن مُرداب
کآرام درونِ دشتِ شب، خفته است

دریایم و نیست باکم از توفان
دریا، همه عمر، خوابش آشفته است...

شفیعی کدکنی بی هیچ اغراق و مجامله، دریاست و با وجود توفانی که درون او موج می‌زند آرام می‌نماید.  او البته برای تفکیک شخصیت آکادمیک و علمی و دانشگاهی و به سیاق آنچه در دهۀ ۴۰ رایج بود نام شاعرانه «م. سرشک» را برای اشعار خود برگزید مانند اخوان ثالث که «م. امید» و شاملو که «الف. بامداد» یا هوشنگ ابتهاج که «ه. الف. سایه» را اما شهرت اصلی چنان بود و هست که اشعار با نام شفیعی کدکنی بیشتر شناخته می شود تا «م. سرشک». او ابتدا با غزل شروع کرد و طبیعی است که زاده و بالیدۀ خراسان به شاعران خراسانی علاقه‌مند باشد:

به جان جوشم که جویای تو باشم
خسی بر موج دریای تو باشم

تمام آرزوهای منی، کاش
یکی از آرزوهای تو باشم

صاحب نظری چون عبدالحسین زرین‌کوب، شعر او را چنین توصیف می‌کند: «شعر، شعر جوهر دار و شعر بی نقاب، همین است. دست مریزاد، دوست عزیز».

از کارهای درخشان این استادِ واقعاً استاد، تصحیح اسرار التوحید و مصیبت نامه و منطق‌الطیر است و در توان و شیوایی شیوۀ تدریس او همین بس که دانشجویان رشته‌های دیگر هم مشتاق کلاس‌های او بودند و از تصاویر خاطره انگیز، همان هاست که استاد نشسته بر میز و دانشجویان همه جا نشسته و سراپا گوش‌اند. ویژگی منحصر به فرد شفیعی این است که در عین پژوهش‌گری در بالاترین رتبه، شاعری شوریده است و در عین سیر در عالم خیال از جامعه و سیاست، غافل نیست چندان که می‌گوید عصر ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که خبر کودتا را شنید چنان گریست که تا آن روز نگریسته بود.
 

فوتبال بی رحم!

پایگاه خبری عصر ایران در این گزارش آورده است: فوتبال هر روز بی رحمی خود را نشان می دهد. از جشنواره گل مقابل تیم های ضعیف و صاحب نام و اخراج بازیکن بخاطر یک اشتباه گرفته تا شعارهای زودهنگام علیه سرمربی. مثالی بزنیم. جام جهانی ۲۰۱۴ همه به یاد دارند و دیدند که برزیل مقابل آلمان ۷ گل خورد و چگونه تحقیر شد. دور تر نرویم؛ همین روز گذشته تیم ملی کشورمان ۱۴ گل به تیم بی نام و نشان کامبوج زد و حالا شاید بازیکنان کامبوج سالها، پیش نزدیکان خود مورد تمسخر قرار بگیرند و البته حتی خودشان هم چنین بازی را فراموش نخواهند کرد. واقعا ۴ گل خوردن سخت است چه برسد به ۱۴ گل. سرمربی تیم ملی ایران که از قبل برد را پیش بینی می کرد می توانست به بازیکنان جوانتر میدان دهد اما او این کار را نکرد و شاید به هدف تحقیر تیم حریف، بازیکنان اصلی را در ترکیب قرار داد تا اینگونه نتیجه رقم بخورد.   

انتقاد از برد پرگل

سال گذشته تیم ملی با ۵ گل تیم ملی یمن را شکست داد که پس از آن یک کارگردان انتقاد کرد. مسعود ده‌نمکی در واکنش به پیروزی ۵ گله تیم ملی برابر یمن گفته بود: هنر کردیم به یمن ۵ گل زدیم!؟ شاگرد تختی هم هستیم و آیا می دانید چرا او تختی شد و چرا نام پوریای ولی نامش هنوز هم هست؟ او وقتی می دید حریفش آسیب دیده سمت زانوی او نرفت و حتی حریفش هم متوجه این حرکت او شد. خوشحالم که پیروز شدند اما مثلا می‌گویم که من اگر جای آنها بودم این ۵ تا را به عربستان یا امارات و یا تیم دیگری می‌زدم! ملتی که ۵ سال در قحطی مطلق هستند و دنده‌های‌شان از گرسنگی بیرون زده است. می‌توان این تیم را هم با یک گل برد و البته این به بازیکن برنمی‌گردد و به آن سیاستگذاری و مدیریت برمی‌گردد که باید بگوید اگر شما می‌برید یک جوری ببرید که پهلوان بمانید.

سال‌های دورتر هم ایران در یک بازی تدارکاتی مقابل فلسطین جشنواره گل به راه انداخت که آن بازی از سوی مدیر مسئول روزنامه کیهان با انتقاد همراه شد. حسین شریعتمداری معتقد بود: پیروزی، با توجه به شرایط سخت تحمیل شده از سوی صهیونیست‌ها بر مردم مظلوم فلسطین، اهمیت چندانی نداشت، چه رسد به آنکه جشنواره گل نامیده شود.»  شریعتمداری در ادامه نوشته که تیم ملی ایران برای حغظ «حرمت تیم فوتبال فلسطین را که از میان آتش و خون به میهمانی آمده بود» بهتر بود به «شکست مصلحت اندیشانه تن بدهد، {و یا} دست کم می‌توانست در پی نتیجه مساوی باشد و یا به حداقل گل بسنده کند، نه آنکه همه این ملاحظات را کنار بگذارد.  

اولین اشتباه؛ آخرین اشتباه 

  همه بازی معروف ایران مقابل عراق در بازهای آسیایی ۲۰۱۵ را به یاد دارند. دقیقه ۴۲ بازی در صحنه ای که مهرداد پولادی برخوردی با دروازه‌بان عراق داشت و بازیکن ایران به خیال اینکه می توانست داور را فریب دهد، کارت قرمز گرفت که کارت قرمز، کارت پایان کار او در تیم ملی شد. به زمان های قبل تر برگردیم، چنین اتفاق مشابهی هم برای حسین کعبی در تیم ملی پیش آمد. از اینها که بگذریم، این روزها بی رحمی های فوتبال در لیگ برتر ما علیه سرمربی ها غوغا می کند.

کاش این خبر به گوش سارقان مجسمه‌های شهر نرسد!

به گزارش پایگاه خبری «تابناک»، سومین روز شهریورماه امسال بود که خبر رسید دزدان مجسمه‌های شهری در تهران فعالیت شان را از سر گفته اند و در یکی از تازه‌ترین اقدام هایشان، سردیس قیصر امین‌پور، شاعر معاصر ایران که در بلواری در منطقه سعادت‌آباد نصب شده بود را ربوده اند.  رویدادی که برای افراد آشنا با ستون حوادث رسانه ها، تکراری و ترسناک است چراکه سریال سرقت مجسمه‌های شهری را به یادشان می‌آورد که بعد از چند سال تکرار مستمر، مدتی بود متوقف شده بود و در آستانه فراموشی قرار داشت، بی آنکه کسی بپرسد فرجام آن همه سرقت چه شد؟


البته مسئولان چندان بیکار هم ننشسته اند و تدبیری متفاوت برای حل این مشکل یافته اند؛ اینکه با سرقت هر مجسمه، نسخه جدیدی از آن را به هنرمندان سفارش دهند و بعد از آماده شدن، در جای مجسمه قبلی نصبش کنند تا اوضاع به روال سابق بازگردد و از شماتت عموم در امان بمانند. این دستور کاری است که بعد از سرقت مجسمه قیصر نیز به کار بسته شد تا همزمان با اعلام خبر سرقت (دقیقا همان ساعت و دقیقه و در همان خبرِ اعلام سرقت)، شهردار منطقه از انجام اقدامات لازم برای تهیه و نصب سردیس جایگزین توسط سازمان زیباسازی شهرداری تهران خبر بدهد و نگذارد آب در دل کسی تکان بخورد و احتمالا انتقادی متوجه شهرداری و زیرمجموعه هایش شود!


سرعت عملی شگفت آور که سه روز بعد، رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ رازش را برملا کرد و از تاخیر شهرداری در اطلاع رسانی این دست سرقت‌ها به پلیس گلایه نمود. سردار علیرضا لطفی تاکید کرد که زمان اعلام شده به ایشان در خصوص سرقت سردیس قیصر امین پور، احتمالا درست نبوده و یادآور شد که «زمان» عنصری مهم در پیگیری و تعقیب این دست پرونده هاست. بر اساس این خبر، یگان حفاظت شهرداری تهران موفق شده دو سارق سردیس قیصر امین پور را در بومهن دستگیر کند و از آن مهم تر، سردیس سرقت شده را نیز کشف نماید. همان سردیسی که از زمان اعلام سرقتش گفتند که ساخت نسخه دومش را سفارش داده اند و بعدتر مشخص شد که به سازنده سردیس نخست سفارش داده شده تا اثرش را تکرار کند.

اما حالا که سردیس اول و اصلی یافت شده، چه بر سر سردیس دوم خواهد آمد و اصلا نظر سازنده این اثر درباره کشف اثرش چیست؟ این‌ها برخی سوالاتی هستند که ایسنا کوشیده با مراجعه به حسین علی‌عسگری، سازنده این اثر پاسخ شان را بیابد و در برخورد اول به کشف یک نکته ابهام آفرین منجر شده است: اینکه خبر کشف سردیس به سازنده نرسیده و او نسخه دوم را تحویل داده و تاکید کرده که «در حال نصب است»! او که برخی دیگر از آثارش نیز از سطح شهر سرقت شده و پیشتر هم سفارش ساخت نسخه دوم را دریافت کرده و تحویل داده است، درباره سردیس قیصر امین پور می‌گوید: «قرار بود نسخه جدید دو یا سه روز گذشته نصب شود، ولی چون ساخت سردیس زمان بر است، به تعویق افتاد. البته اگر اصل کار را پیدا کرده باشند، احتمالا همان را نصب کنند.»


اما آیا نسخه اصلی این اثر کشف شده و حالا دو سردیس مشابه از قیصر امین‌پور در اختیار شهرداری تهران است؟ اگر این گونه است، چرا کسی به سازنده اثر خبر نداده تا مثلا فرایند تکرار اثرش را متوقف کرده یا با در اختیار گرفتن نسخه اولیه، اثری کاملا یکسان با آن برای نصب در جایی مثل موزه بسازد؟ اصلا چرا تصویری از سردیس کشف شده منتشر نشده و درباره انگیزه سارقان از اقدامشان حرفی زده نمی‌شود؟ این سوال زمانی پررنگ‌تر می‌شود که بدانیم سردیس اصلی حین سرقت آسیب دیده و آن گونه که در تصاویر مشخص است، شاسی فلزی قرار گرفته در بطن اثر (که برای نصب اثر روی پایه کاربرد دارد) از آن جدا شده که اتصال دوباره اش به سردیس برنزی، نیازمند ریخته گری یا پروسه‌های ترمیمی است که می‌بایست به خالق اثر سپرده شود که این گونه نشده است.


مجموعه نکاتی که ظاهرا باید آرزو کنیم به گوش سارقان مجسمه‌های پایتخت نرسد چراکه در آن صورت مجابشان خواهد کرد با قدرت بیشتری به کارشان ادامه دهند و هیچ گونه نگرانی‌ای نداشته باشند چراکه مسئولان به جای تعقیب ایشان یا ممانعت از فعالیت شان ترجیح می‌دهند سریع نسخه جدیدی از اثر سرقت شده را جای بگذارند و گاه فراتر رفته و مدعی شوند که اثر اصلی را پیدا کرده و به جایش بازگردانده اند!

گزینه‌های مناسب برای سرمایه گذاری چیست؟

تارنمای خبری تابناک در گفت و گو با نیما جوادیان، کارشناس بازار سرمایه، آورده است: کارشناس بازار سرمایه با معرفی گروه‌های مناسب برای سرمایه گذاری انتشار گزارش‌های ۶ ماهه را محرک رشد بازار خواند و گروه حمل و نقل، نیروگاه‌ها و بیمه‌ها را در کنار صنایع شاخص ساز مستعد رشد در ادامه روند بازار دانست.


نیما جوادیان گفت: معتقد به رشد سهام شاخص ساز هستم و کاهش آنچنانی برای شاخص کل متصور نیستم چرا که نمادهای شاخص ساز حرکت خاصی نداشتند.  زمانی که نقدینگی صندوق‌ها و سبد گردان‌ها وارد بازار می‌شود سهام ارزشمندی که تحلیل‌های بنیادی تایید کننده انهاست حرکت می‌کند، در مقابل نقدینگی حقیقی بی محابا اقدام به خرید و فروش کرده و سفته بازها در زمان ورود نقدینگی حقیقی وارد عمل می‌شوند، این نقدینگی با تحلیل وارد بازار نمی‌شود و توقع  بازدهی بالا در مدت کوتاه را داشته و بیشتر به سمت شرکت‌هایی که سرمایه یا شناور آزاد پایینی دارند، متمایل است.


جوادیان ادامه داد: با توجه به حجم سنگین نقدینگی که وارد بازار شده، قیمت سهام شرکت‌های با سرمایه پایین یا شناور اندک رشدهای حبابی داشته یعنی بیشتر از ارزش ذاتی خود در حال حاضر خرید و فروش می‌شوند، ولی در مقابل قیمت سهام برخی شرکت‌های فلزی، معدنی و تعدادی از پتروشیمی‌ها و پالایشی‌ها رشد آنچنانی نداشته و نسبت p/e آن‌ها پایین است.


این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه برای آینده اقتصاد کشور دو حالت متصوریم، اظهار کرد: در حالت نخست دوباره شاهد رشد نرخ ارز و تورم در دوره زمانی دور یا نزدیک خواهیم بود که می‌تواند دلایلی همچون کسری بودجه دولت، رخدادهای سیاسی، چاپ اسکناس و افزایش نقدینگی داشته باشد که این وضعیت چندان محتمل نیست و می‌تواند منجر به رشد نرخ ارز شده و بازار رشد تورمی مجدد را تجربه خواهد کرد.  در حالت دیگر تورم و نرخ دلار کنترل خواهد شد و شرایط سیاسی کشور بهبود یافته و اقتصاد به کنترل دولت درخواهد امد.


جوادیان با بیان اینکه سیاست بانک مرکزی و دولت کاهش نرخ بهره است، ادامه داد: اکنون شاهد آن هستیم که گرچه نرخ سود بانکی ۱۵ درصد است، ولی بانک‌ها همچنان به برخی از سپرده‌ها سودهای ۲۰ درصدی نیز پرداخت می‌کنند که بیشتر در صندوق‌های سرمایه‌گذاری بانک‌ها این اتفاق می‌افتد.

وی با اشاره به نرخ سود تقریبی ۲۱ الی ۲۲ درصد اوراق، ادامه داد: کاهش سود بانکی موجب افزایش نسبت پی [p] برای بازار خواهد شد و با توجه به اینکه متوسط p/e صنایع سودساز کشور در حال حاضر پنج است، بنابراین شرکت‌های پتروشیمی، فلزی و معدنی که نسبت‌های قیمتی به درآمدی مناسبی دارند با کاهش سود بانکی می‌توانند با اقبال بازار مواجه شوند.
 

برداشته شدن یک گام دیگر برای تعطیلی پنج‌شنبه‌ها؛ شبیه گام‌های کودکان!

تارنمای خبری تحلیلی تابناک در این گزارش آورده است: راه رفتن کودکان تجربه شیرینی است که برای همیشه در ذهن پدر و مادر نقش می‌بندد و فراموش ناشدنی است. تجربه‌ای توام با نوعی هراس و نگرانی از اینکه مبادا کودک سقوط کند و آسیب ببیند و با این یادآوری مدام که لازم است فرصت کافی در اختیارش قرار گیرد تا راه رفتن بیاموزد. اما منظورمان از یادآوری این مسائل و ارتباط آن‌ها با رویدادی که در مجلس شورای اسلامی در حال رقم خوردن است، چیست؟ اینکه برخی نمایندگان مجلس در تلاشند تا طرحی را به تصویب برسانند که بر اساس آن، تعطیلات آخر هفته در سراسر کشور دو روزه خواهد شد.  اتفاقی که اگر رخ دهد، کشورمان از نظر میزان تعطیلات در سال وضعیتی مشابه اغلب کشورهای جهان خواهد یافت و می‌توان امیدوار بود که نتیجه آن، رونق گردشگری در کشور، افزایش بهره وری، مستحکم‌تر شدن کانون خانواده و ده‌ها و صدها مزیت دیگر باشد.


دورنمایی که سالهاست برخی با تکیه بر آن، امیدوارند تعطیلات در کشورمان افزایش پیدا کند. تعطیلاتی که بسیاری از مردم فکر می‌کنند میزانش در کشورمان از دیگر کشورهای جهان بیشتر است، اما آمار و ارقام نشان می‌دهد که با فاصله بسیار زیاد از میانگین تعطیلات در جهان کمتر است.  این در حالی است که از چندی پیش طرحی در دستور کار کمیسیون اجتماعی مجلس قرار گرفته که با کمی اغماض، تقریبا چنین هدفی را پیگیری می‌کند. طرحی که چند پیش خبر رسید از دستور کار این کمیسیون کنار گذاشته شده و حالا خبر می‌رسید که به یکباره به دستور کار بازگشته و تصویب شده تا مهیای ارسال به صحن علنی مجلس گردد.


این را یکی از نمایندگان مجلس طی توییتی اعلام کرد که بی اشاره به جزییات طرح، در آن تاکید شده «طرح تعطیلی روزهای پنج شنبه مراکز اداری، آموزشی و قضایی در تمامی استان‌ها و شهرستان‌ها که چندی پیش بررسی آن در کمیسیون اجتماعی مجلس به تعویق افتاده بود، تصویب شد.» البته هنوز جزییاتی از این مصوبه کمیسیون اجتماعی منتشر نشده و معلوم نیست این طرح چه زمانی به هیات رییسه تقدیم خواهد شد و در دستور کار صحن علنی قرار خواهد گرفت، اما همین که بدانیم یکبار از دستور کار کمیسیون خارج شده و بعد به دستور کار بازگشته و به سرعت به تصویب رسیده، کافی است تا درباره جزییات آن نگران شویم. این نگرانی زمانی تشدید می‌شود که بدانیم هدف از این طرح، تسری تعطیلی پنج شنبه‌های تهران به سراسر کشور است در حالی که اساسا روزهای پنج شنبه در تهران تعطیل نیست و تنها طی تدبیری خاص، ساعت کاری برخی مشاغل در روز پنج شنبه به دیگر روزهای کاری هفته منتقل شده است.

چرا کاهش نرخ بیکاری برای مردم ملموس نیست؟

وب سایت خبری تحلیلی تابناک گزارش داد: به تازگی مرکز آمار ایران نتایج گزارش طرح آمارگیری نیروی کار در تابستان سال جاری را منتشر کرده است. این گزارش نشان می دهد که نرخ بیکاری در تابستان سال جاری ۱۰.۵ درصد بوده است. مقایسه این نرخ با نرخ بیکاری تابستان سال گذشته نشان از آن دارد که در تابستان سال جاری، نرخ بیکاری به میزان ۱.۸ درصد کاهش یافته است.

همین کاهش نرخ بیکاری باعث شد تا رئیس جمهور روحانی در جلسه هیات دولت مورخه ۱۴ مهر ماه سال جاری با اشاره به این که اشتغال در هر سه بخش صنعت، کشاورزی و خدمات رشد داشته است، از همه دستگاه‌ها و بخش‌های مسئول در کشور به خاطر کاهش نرخ بیکاری در همه گروه های سنی تشکر و قدردانی کند.  هر چند نرخ بیکاری در تابستان سال جاری کاهش یافته و رئیس جمهور بخاطر این کاهش نرخ بیکاری از همه دستگاه ها و بخش های مسئول در کشور قدردانی نموده است اما مردم نمود این کاهش را هنوز نتوانسته اند در جامعه لمس کنند. شاید برای بسیاری این پرسش مطرح شده باشد که چرا آمارها نشان می دهند که نرخ بیکاری کاهش یافته است اما مردم این کاهش را لمس نمی کنند؟

۸۴۴ هزار نفر به جمعیت شاغلان اضافه شد

مطابق گزارش کل جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر با رشدی ۶۶۲ هزار و ۱۸۷ نفری در مقایسه با تابستان ۹۷ به ۶۱ میلیون و ۵۸۲ هزار و ۵۰ نفر رسیده است. کل جمعیت فعال (جمعیت بیکار و شاغل) در تابستان ۹۸ در مقایسه با فصل مشابه سال قبل با رشدی ۳۸۸ هزار و ۶۲۶ نفری به ۲۷ میلیون و ۶۴۵ هزار و ۱۸۲ نفر رسیده است. همچنین کل جمعیت غیرفعال (جمعیتی که به سن کار رسیده اند اما بنا به دلایلی در بازار کار حضور نیافته اند مانند بازنشستگان، خانه دارها، افراد در حال تحصیل، سربازان و ...) در تابستان ۹۸ در مقایسه با تابستان ۹۷ با رشدی ۲۷۳ هزار و ۵۶۱ نفری به ۳۳ میلیون و ۹۳۶ هزار و ۸۶۸ نفر رسیده است.

بررسی ها نشان می دهد جمعیت شاغلین ١٥ ساله و بیشتر در تابستان سال جاری به ٢٤ میلیون و ٧٥۰ هزار و ۸۸۴ نفر رسیده و این در حالی است که در تابستان سال گذشته جمعیت شاغلان ۲۳ میلیون و ۹۰۷ هزار و ۱۶۵ نفر بوده است. مقایسه جمعیت شاغلان در تابستان ۹۸ با فصل مشابه سال قبل نشان می دهد که حدود ٨٤۴ هزار نفر به جمعیت شاغلان افزوده شده است.

نرخ بیکاری جوانان همچنان بالاست

بررسی ها نشان می دهد که نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله هر چند کاهش ۱.۱ درصدی در مقایسه با تابستان سال گذشته را داشته؛ اما همچنان بالاست و ۲۶.۱ درصد گزارش شده است. همچنین نرخ بیکاری جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله از ۱۹.۹ درصد در تابستان سال گذشته به ۱۷.۹ درصد در تابستان سال جاری کاهش یافته است.

سهم جمعیت فارغ التحصیلان دانشگاهی از کل بیکاران، ۴۳.۸ درصد

بررسی نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر فارغ التحصیل آمورش عالی، نشان می دهد که ۱۷.۲ درصد از جمعیت فارغ التحصیل آموزش عالی در تابستان سال جاری بیکار بوده اند. این نرخ در مقایسه با نرخ بیکاری فصل مشابه سال قبل ۱.۷ درصد کاهش یافته است. نکته مهم این است که علیرغم کاهش نرخ بیکاری جمعیت فارغ التحصیل دانشگاهی، سهم این گروه از جمعیت نرخ بیکاران افزایشی ۴.۳ درصدی داشته و از ۳۹.۵ درصد در تابستان ۹۷ به ۴۳.۸ درصد در تابستان ۹۷ رسیده است.

چرا مردم این کاهش نرخ بیکاری را لمس نمی کنند؟

برای پاسخ به این پرسش در ابتدا نیاز است که نحوه تهیه گزارش نیروی کار مورد بررسی قرار گیرد. علی اکبر محزون  مدیرکل جمعیت مرکز آمار ایران که در مورخه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ در برنامه روی خط خبر شبکه خبر حضور یافته بود گفت: برای تهیه گزارش فصلی بیکاری، در سال به یک درصد خانوارها مراجعه می کنیم، که این میزان را در فصل ها تقسیم می کنیم، به طور متوسط در هر فصل به ۲۵ صدم درصد خانوارها مراجعه می کنیم. اگر ۲۴ میلیون خانوار داشته باشیم، در یک فصل به ۲۴۰ هزار خانوار مراجعه می کنیم، در کشورهای  دیگر هم همینطور است. وی ادامه داد: از هر خانوار ۵۰ سؤال پرسیده می‌شود و بعد از طی ۱۸ فرآیند پردازش، نتایج استخراج و اعلام می‌شود. مدیرکل جمعیت مرکز آمار با اذعان به اینکه آنچه درباره نرخ بیکاری بررسی و در سطح کلان قابل مشاهده است، شاید در حد یک خانوار مشاهده نشود، گفت: در هفته مرجع (مقصود هفته ای که به فرد مراجعه می شود) اگر ۴۴ ساعت کارکردن مبنا باشد، حتی اگر فرد یک ساعت در هفته مرجع کار کرده باشد، شاغل محسوب می شود.

بنابراین از یک سو به نظر می رسد که نمونه آماری که برای تهیه گزارش طرح آمارگیری نیروی کار در نظر گرفته می شود و یک درصد جامعه آماری می باشد، کوچک است و از سوی دیگر به نظر می رسد مبنای یک ساعت کار کردن در هفته مرجع برای شاغل شدن فرد شاخص مناسبی برای اشتغال فرد نیست و همین دو عامل اندکی لمس کاهش نرخ بیکاری برای مردم را دشوارتر کرده است.

ایران ۱۴ - کامبوج صفر؛ تیم‌ملی به وجد آمد، کامبوج دورقمی شد

پایگاه خبری تابناک با اشاره به دومین بازی یوزها در انتخابی جام جهانی ۲۰۲۲ قطر مقابل چشم بیش از پنج هزارتماشاگر زن در ورزشگاه آزادی در این گزارش آورده است: تیم ملی با نمایشی یکطرفه حریف ضعیف آسیایی را گلباران کرد و شش امتیازی شد. درهای ورزشگاه آزادی برای نخستین بار به روی بانوان ایرانی باز شد و آن ها توانستند بازی تیم ملی کشورشان را از نزدیک تماشا کنند. محبی و مهرداد محمدی در نخستین بازی ملی شان گلزنی کردند و تیم ملی با ۱۰گل مثلث مهاجران لژیونرش پس از مدتها حریفش را دو رقمی کرد تا برای مصاف حساس با بحرین مهیا شود.

تیم ملی فوتبال ایران در دومین دیدار مرحله گروهی خود در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، از ساعت ۱۷ امروز (پنجشنبه) در ورزشگاه آزادی به مصاف یکدیگر رفتند که این دیدار با نتیجه پُر گل ۱۴ بر صفر به سود تیم ایران به پایان رسید. در این بازی تماشاگران خانم در ورزشگاه حضور داشتند و از نزدیک شاهد پیروزی ایران بودند.

تیم ملی با نمایشی یکطرفه حریف ضعیف آسیایی را گلباران کرد و شش امتیازی شد. درهای ورزشگاه آزادی برای نخستین بار به روی بانوان ایرانی باز شد و آن‌ها توانستند بازی تیم ملی کشورشان را از نزدیک تماشا کنند. محبی و مهرداد محمدی در نخستین بازی ملی شان گلزنی کردند و تیم ملی با ۱۰گل مثلث مهاجران لژیونرش پس از مدت‌ها یکی از حریفانش را دو رقمی کرد تا برای مصاف حساس با بحرین مهیا شود. تیم ملی پیش از این دو نتیجه پیروزی با بیش از ۱۰گل داشته است که ماکائو و مالدیو به ترتیب ۱۹ و ۱۷ گل مقابل ملی پوشان ایران در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ دریافت کرده بودند.

کریم انصاری فر، مهدی طارمی و رضاییان در این بازی چندین فرصت مسجل گلزنی را از دست دادند که در صورت استفاده از این موقعیت ها تیم ملی رکورد تازه ای در گلزنی بازی های ملی خلق می کرد. چندین شوت بازیکنان ایرانی نیز در این دیدار به تیرک دروازه برخورد کرد که یکی از زیباترین آنها شوت سنگین مسعود شجاعی کاپیتان تعویضی ایران در نیمه دوم بود.

بازیکنان تیم ملی نیز به محض حضور در زمین برای گرم کردن، به سمت جایگاه آنها رفته و ادای احترام کردند. در این بین تیم نمایندگان فیفا نیز که برای نظارت این بازی به ایران آمده اند از نزدیک وضعیت سکوها و امکانات هواداران زن را بررسی کردند. پس از پایان مسابقه نیز کل بازیکنان اصلی و نیمکت نشین ایران برای پاسخگویی به ابراز احساسات هواداران زن حاضر در استادیوم به سوی جایگاه های مخصوص آنها رفتند و از نزدیک به تشویق های بی امان آنها جواب دادند و به طور ویژه ای از آنها تشکر کردند.

تیم ملی فوتبال ایران در سومین دیدار خود در این گروه روز ۲۳ مهرماه در شهر منامه به مصاف بحرین خواهد رفت.

گلزار به مردم چه می‌دهد که برای دیدنش سختی می‌کشند؟

وب سایت خبری خبرآنلاین به روایت اصغر رفیعی‌جم از سینمای این روزهای ایران آورده است: مخاطبان سینمای ایران این روزها تنها به جلوی دوربین توجه می‌کنند و کاری به عوامل پشت دوربین یک فیلم سینمایی ندارند، سینمای ایران دیگر ارزش‌های پیشین خود را از دست داده است و حسابی بازیگر محور شده است. در این میان چهره‌های شاخصی در حوزه‌های مختلفی چون فیلمبرداری، صدابرداری، تدوین و ... مشغول فعالیت بوده و هستند که اگر نبودند هیچ فیلم شاخصی در سینمای ما ساخته و اکران نمی‌شد.  اصغر رفیعی‌جم نمونه ای از همین چهره‌هاست. فیلمبرداری باسابقه‌ای که به گفته خودش بیش از ۵۰ سال در سینمای ایران پشت دوربین نشسته و تصاویر بسیار زیبایی را برای تماشاگران گرفته است؛ از «دزد و نویسنده» کاظم معصومی و  «سگ کشی» بهرام بیضایی تا «سلطان» و «اعتراض کیمیایی».

او که این روزها کمتر به فعالیت می‌پردازد و گزیده‌کار شده است، به تازگی مهمان کافه خبر بود و درباره اوضاع امروز سینمای ایران سخن گفت و به مرور خاطرات خود پرداخت که در ادامه می‌خوانید.

در بحث دستمزدها در دهه ۶۰ و ۷۰ تفاوت دستمزد بازیگران با سایر عوامل مانند امروز بود؟ به عنوان مثال دریک فیلم دو بازیگر دو و نیم میلیارد تومان گرفتند درحالی‌که کل بودجه فیلم ۱۰میلیارد تومان بوده است.

اصولا هنرپیشه به معنای واقعی حتی در خارج هم دستمزد بالاتری نسبت به فیلمبردار معروف کار می‌گیرد اما در ایران تفاوت خیلی زیاد است و به نظرم تقصیر گردن دفاتر پخش و تهیه است. وقتی مدیر سینما می‌گوید اگر فلان بازیگر در فیلم باشد اجازه نمایش می‌دهم، آن وقت بازیگر را پررو می‌کند که دستمزد میلیاردی بخواهد.

سپس بخش عمده بودجه دو، سه میلیاردی یک فیلم را دو بازیگر می‌گیرند و مابقی باید بین تمامی عوامل تقسیم شود. در دهه ۶۰ و ۷۰ اصلا به این صورت نبود اما الان آنقدر کارهای تکنیکی را ساده گرفتند که فقط بازیگر مطرحی در فیلم باشد برایشان کافی است و تلاش می‌کنند مسایل فنی را با ارزان‌ترین حالت ممکن جمع کنند و اصلا به تجربه فیلمبردار یا سایر عوامل توجهی نمی‌کنند. وقتی من می‌گویم برای این سینما متاسف هستم و علاقه‌ای ندارم راجع به آن صحبت کنم از حسادت نیست، بلکه برای این است که هیچ چیز سر جای خودش نیست. گلزار به عنوان یک بازیگر به مخاطب چه می‌دهد که برای دیدنش سختی می‌کشند؟

می‌گویند تماشاگر به سینما می‌آورد.

من واقعا برای این دست تماشاگران متاسفم. زمانی تماشاگر به عنوان مثال کار علی نصیریان، یک بازیگر درجه یک را می‌بیند، یا در نمونه‌های خارجی کار آل پاچینو را می‌بیند تا یاد بگیرد اما از گلزار چه می‌خواهد یاد بگیرد؟ آن زمان که مردم در صف می‌ایستادند تا به سینما بروند و فیلم ببینند، برای کارگردانی چون بهرام بیضایی، فیلمنامه خوب کار و مسایلی از این دست بود اما امروز تماشاگر تلاش می‌کند که در سینما گلزار را ببیند؟ مانند او هزار نمونه در خیابان‌های تهران می‌بینیم، گلزار نه از نظر شخصیتی بلکه به عنوان یک بازیگر دیدن دارد؟

اینجاست که متاسف می‌شوم هنرمندی چون تقوایی باید بیکار باشد، آدمی چون بهرام بیضایی که یک دانشگاه بود را باید از دست بدهیم. من با بیضایی ۱۰، ۹ فیلمنامه قرارداد بستیم که برخی از آنان به تولید نرسید مانند «اتفاق خودش نمی افتد»، «مقصد»، «چه کسی رئیس را کشت» و... این فیلم‌ها نباید ساخته شود و کارگردانانی چون منوچهر هادی و امثال آن‌ها باید اینچنین پرکار شوند و فیلم و سریال را باهم بسازند.

تاسف می‌خورم ابوالحسن داودی ناگهان به سمتی می‌رود که نتیجه‌اش «هزارپا» می‌شود. چرا؟ به نظرم مشکلات اقتصادی و اجتماعی، تحریم‌ها، سلیقه مخاطبان، عملکرد مسئولان فرهنگی و ... همه بر این اتفاق تاثیرگذار است. مسئولان فرهنگی ما هیچ دانش و شناختی از سینما و تئاتر ندارند.

فکر می کنید این روند از چه زمانی در سینما آغاز شد؟

از اوایل دهه ۸۰ این روند آغاز شد و کارگردانان مخاطب را بسیار سطح پایین تصور کردند و همه مسایل بر مادیات متمرکز شد. وقتی دولت بر تهیه و تولید دخالت می‌کند نتیجه‌ای جز آنچه می‌بینیم رقم نخواهد خورد و سینما به ابتذال کشیده می‌شود.

ولی دولت بیشترین دخالت را در دهه ۶۰ داشت.

ولی دخالت درستی بود چون آن ها آگاهی داشتند، علاقه‌مند بودند و دزد نبودند. مانند محمد بهشتی که دلسوز بود. الان فلان مسئول من رفیعی‌جم را که ۵۰ و چند سال است در سینما زحمت کشیده‌ام را نمی‌شناسد آن وقت فلان خانم بازیگر را که تازه وارد سینما شده می‌شناسد.

رای‌های قومیتی باید مدیریت شوند؛ جناح‌های سیاسی به جای سیاه‌نمایی برنامه بدهند

وب سایت خبری پارسینه در گفت و گو با مصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، آورده است:  هاشمی طبا  با گفتن اینکه «کشور وضعیت دشواری دارد پس بر همه واجب است، منافع ملی را بر مصلحت‌های جناحی و سیاسی ترجیح بدهند» اذعان کرد، انتخابات مجلس یازدهم انتخاباتی بسیار حساس و حیاتی است.


این فعال اصلاح‌طلب در ادامه گفت: اینکه جریان‌های سیاسی همه تلاش‌شان را برای توفیقِ انتخاباتی به کار بگیرند و در این راه هر کاری را که به ذهن‌شان مطلوب برسد انجام بدهند، نه تنها ایرادی ندارد بلکه در کنش سیاسی لازم و البته طبیعی است. اما هم اصولگرایان و هم اصلاح‌طلبان با در نظر گرفتن مشکلاتی که کشور و مردم با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، باید بنای‌شان را بر رقابت سالم بگذارند و به جای تخریب و سیاه‌نمایی علیه یکدیگر با برنامه‌های منظم و کارشناسی شده وارد انتخابات شوند و نقشه راه خود را برای خروج از وضعیت فعلی به مردم تشریح کنند.


هاشمی‌طبا ادامه داد: مردم در طول یکسال و چند ماه گذشته مشکلات زیادی را به چشم دیده‌اند و از همه بدتر اینکه سفره‌های‌شان روز به روز در حال کوچک‌تر شدن است. طبیعی است، در چنین حالتی برای آن‌ها قبل از اینکه اصولگرایی یا اصلاح‌طلبی مهم باشد این اهمیت دارد که معیشت‌شان بهتر شود و مجبور نباشند برای تهیه مایحتاج اولیه خود متحمل زحمت زیادی شوند. شرح این شرایط روی دوش سیاسیون هر دو جناح وظیفه سنگینی می‌گذارد که آن‌ها بر اساس احساس وظیفه، باید با بررسی دقیق شرایط و علل مشکلات پیش آمده، راهی برای کاهش مشکلات پیدا کنند تا در صورت کسب قدرت و اختیار تصمیم‌گیری، بتوانند با اجرا کرن برنامه‌های‌شان جامعه را به آرامش برسانند.


این چهره سیاسی همچنین اظهار داشت: در حالی که کمتر از ۵ ماه به روز انتخابات مجلس یازدهم مانده است، سیاسیون باید هم به تشخیص صحیحی از شرایط برسند و هم اینکه سعی کنند فعالیت‌های انتحاباتی درون جریانی را به نوعی مدیریت کنند که نیروهای کارآمد و متعهد خود را وارد کارزار انتخاباتی کنند تا از این طریق مجلس آتی مجلسی متشکل از شایسته‌ها باشد.  انتخابات مجلس نسبت به انتخابات ریاست‌جمهوری تفاوت چشمگیری دارد. به طوریکه رای‌های قومیتی تاثیر زیادی دارد. به نظر من یکی دیگر از برنامه‌ها باید این باشد که آن رای‌ها هم با تشخیص بهتری به صندوق‌ها ریخته شود تا از این طریق از ورود ناکارآمدها به مجلس جلوگیری شود.

گل‌های کریم مرا یاد بمباران عراقی ها انداخت؛ نقطه تاریک برد تیم ملی رفتار بزرگترها با محبی بود

وبسایت خبری مشرق در گفت و گو با بهتاش فریبا، ‌بازیکن اسبق تیم ملی، آورده است: تیم فوتبال کشورمان در دیدار دوم خود در مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۲ قطر مقابل کامبوج به برد ۱۴ بر صفر دست یافت. از اتفاقات جالب توجه در این میان به ثمر رسیدن ۴ گل توسط کریم انصاریفرد بود که پس از ۱۵ سال بار دیگر یکی از بازیکنان تیم ملی این تعداد گل را در یک بازی به ثمر رساند. ۱۵ سال قبل از چهارگانه شماره ۱۰ فعلی تیم ملی، شماره ۱۰ اسطوره‌ای فوتبال ایران و همشهری کریم انصاری‌فرد، علی دایی در یک بازی ۴ بار دروازه حریف را باز کرده بود. در مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۰۶، ایران با ۷ گل لائوس را شکست داد که گل‌های اول تا چهارم را علی دایی به ثمر رساند. غیر از این دو بازیکن کریم باقری، علی اصغر مدیرروستا، ناصر محمدخانی، بهتاش فریبا نیز توانسته بودند در تیم ملی برابر حریفان ۴ گل یا بیشتر بزنند و به اصطلاح پوکر کنند!

بهتاش فریبا مهاجم دهه ۵۰ تیم ملی که در یک دیدار موفق به زدن ۴ گل شده و در همان تورنمنت (جام ملتهای آسیا) آقای گل شد، در گفت و گو با مشرق، در این باره و وضعیت تیم ملی و البته استقلال حرف زد.

* ظاهرا پیش از کریم انصاریفرد چند بازیکن دیگر هم در دیدارهای ملی ۴ گله شده بودند که شما هم یکی از آنها هستید؟

- بله! مسابقات جام ملتهای سال ۱۹۸۰ در کویت بود. سالهایی که ایران درگیر جنگ ناخواسته و تحمیلی بود. روزهایی که ما در جام ملتهای آسیا بودیم ولی دل و فکرمان در تهران بود و دلشوره های خانواده های مان را داشتیم که زیر بمباران عراقی ها بودند.

* مقابل بنگلادش ۴ گل زدید؟

- می توانستیم ۵ گله شوم چون یک پنالتی هم بدست آمد که البته آن را به گل تبدیل نکردم ولی با زدن ۴ گل به برد ۷ بر صفر تیم ملی کمک کردم. روزهای سختی بود. ما در دیدار نیمه نهایی به کویت باختیم و در نهایت سوم شدیم و میزبان قهرمانی را از وضعیت بد روحی ما بدست آورد.

* بازی تیم ملی را دیدید؟
- همین که تیم کامبوج ضدفوتبال بازی نمی کرد به خودی خود نشان دهنده این بود که تفکر تیمی شان مثبت است. آنها با اینکه ۱۰، ۱۲ تا گل از ما خورده بودند ولی باز هم بازی را از دروازه شان شروع می کردند. کامبوج تا همین ۱۰، ۱۲ سال قبل درگیر جنگهای داخلی بود و تازه فوتبالش جانی دوباره گرفته و با سرمربی جوانش روزهای خوبی را در پیش دارد.

* برخی بر این باور بودند که اگر تیم ملی هنوز با هدایت کی روش بازی می کرد دفاعی به میان می رفت و با گلهای کمی از سد این تیم می گذشتیم! آیا سبک بازی تیم ملی تغییری کرده بود؟

- تا وقتی این بازی در شرایطی که کی روش سرمربی ایران باشد برگزار نشود نمی توان آن را قضاوت یا مقایسه کرد. البته سیستم تغییر کرده و در این شکی نیست. ولی نکته مهم در تیم ایران این است که تیم ملی ما مهاجمان بی رحمی دارد. طارمی، سردار و انصاریفرد را نمی توان مهار کرد. برای همین بود که کامبوجی ها این قدر گل خوردند.

حجت الاسلام نظری منفرد: اخلاق مداری از ویژگی‌های منحصر به فرد و بارز پیاده روی اربعین است

شفقنا درگفت‌وگو با حجت الاسلام والمسلمین علی نظری منفرد، استاد دروس خارج حوزه علمیه قم، آورده است:  حجت الاسلام نظری منفرد اخلاق مداری را از ویژگی‌های منحصر به فرد و بارز پیاده روی اربعین نامید و خاطر نشان کرد: یکی از مباحث اخلاقی که در این پیاده روی نمود زیادی دارد «مساله ایثار» است. دشمنان  دست و پا می زنند تا کاری کنند که مساله اربعین را تحت الشعاع قرار دهند ولی نمی شود؛ چرا که این حرکت مردم، خودجوش و الهی است. استاد دروس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به مشکلاتی که در طول تاریخ توسط حکومت‌های فاسد و مستکبران بر سر راه زائران امام حسین علیه السلام ایجاد شده، گفت: این توطئه‌ها از قبل وجود داشته و دارد و در آینده هم خواهد داشت ولی ما باید به وظیفه خودمان عمل کنیم.

حجت الاسلام نظری منفرد اتحاد زائران حسینی را اصلی‌ترین وظیفه آنان در شرایط کنونی دانست و افزود: ما باید متحد الکمه باشیم. زائران حسینی از هر کشور و هر ملیت و هر نژاد و قومیتی همه زیر پرچم توحید ولااله الاالله و محمدالرسول الله هستند و به خاندان عصمت و طهارت علاقه دارند و همین حب الحسین محور اجتماع ماست.  امیدوارم همه عزیزانی که در این مسیر حرکت می کنند توجه داشته باشند کجا می روند. این حرکت بی نظیر امروزه به نام اسلام و تشیع شناخته می شود لذا سعی کنیم که شئونات اخلاقی را که اسلام خواسته حفظ کنیم. به همدیگر کمک کنیم و از کسانی که بذل مال می‌کنند سپاسگزار باشیم. به واجبات اهمیت دهیم و از محرمات دور باشیم تا در سفر گرفتار گناه نشویم.

وی پیاده روی اربعین را «نماد محبت به اهل بیت علیهم السلام» دانست و افزود: این محبت همان محبتی  است که خداوند در قران از هر کسی خواسته است. محبت مراتبی دارد. یک وقت انسان به زبان  و یک وقت در قلبش و یک وقت در عمل اظهار محبت می کند. اظهار محبت گاهی به بذل وقت و بذل مال و گاهی به تلاش جسمی است اربعین و پیاده روی به سمت حرم امام حسین نماد محبت و در اوج است. علاوه بر بازتاب جهانی که این حرکت دارد، مثل و مانندش را شما نمی توانید پیدا کنید.

حجت الاسلام نظری منفرد اخلاق مداری را از ویژگی‌های منحصر به فرد و بارز پیاده روی اربعین نامید و خاطر نشان کرد: یکی از مباحث اخلاقی که در این پیاده روی نمود زیادی دارد «مساله ایثار» است. مردم عراق و ایران و سایر شیعیان آنچه را که با سعی و تلاش در طول سال اندوخته‌اند با جان و دل در راه امام حسین علیه السلام و برای تقرب به خداوند ایثار می کنند و این یکی از صفات پسندیده‌ای است که محبوب خداوند متعال است و در قرآن نیز بارها به آن اشاره شده است.

وی «اتحاد امت اسلامی» و تولی نسبت به اهل بیت علیهم السلام و تبری نسبت به دشمنان آنان را از نمودهای پررنگ پیاده روی اربعین دانست و گفت: پیغمبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند  کسی که حسین را دوست داشته باشد خدای بزرگ او را دوست دارد. این حرکت جلوه حب الحسین است و امام حسین محبوب هر کسی شد، محبوب خدا خواهد شد.  رفتن به زیارت حضرات ائمه سلام الله علیهم یک وظیفه است و اتحاد و انسجام ما در انجام این وظیفه «تو دهنی» به دشمنان اسلام و اهل بیت علیهم السلام است. مردم با این حرکت تبری خودشان از دشمنان اهل بیت را نشان می دهند.

دیگر خبرها

  • کونته: روز خداحافظی همه گریه می کردیم
  • واتسکه: ترجیح می دهم که در دورتموند گدایی کنم اما از بایرن مونیخ تقاضای پول نکنم
  • شکست بایرن در جدال صدر جدولی‌ها؛ تثبیت صدرنشینی وولفسبورگ با ۵ گل
  • مخالفت بایرن با جدایی «مولر»
  • واکنش مدیر بایرن به شایعه جدایی توماس مولر
  • رسانه ها قضیه نویر-تراشتگن را بزرگ می کنند
  • کارل هاینتس رومنیگه: امیدوارم قرارداد صالح حمیدزیچ تمدید شود؛ مولر بخش مهمی از بایرن مونیخ باقی خواهد ماند
  • رونالدو نازاریو: هرگز نمی خواستم اینتر را ترک کنم اما عدم اخراج کوپر باعث جدایی من شد؛ امیدوارم نراتزوری در این فصل جامی را به دست آورد
  • درخواست بارسا برای دائمی شدن قرارداد کوتینیو با بایرن مونیخ
  • خوشبینی بارسا به دائمی شدن قرارداد کوتینیو با بایرن
  • ورود اولیور کان و کلینزمن به تالار مشاهیر آلمان
  • اعتراف اینسینیه به اختلافش با کارلو آنچلوتی
  • کریستین اریکسن به بایرن مونیخ نزدیک شد
  • رومنیگه: بعد از اخراج آنچلوتی نزدیک بود گریه کنم
  • ادعای اشپورت1: بایرن مونیخ شرایط انتقال کریستین اریکسن را جویا شده است
  • بازار خودرو کارگردان دولتی دارد/ ۴۰ میلیون برای پراید قابل پذیرش نیست/ پیگیر طرح «اصلاح ساختار مجلس» هستم/ انتهای سال ۹۷ چه شد؟
  • ذوالنوری: طرح عده‌ای از نمایندگان درباره «شفافیت» برای دفن شفافیت است/ در ماجرای لردگان تا الان قصوری اثبات نشده
  • نماینده مجلسی که مسافرکشی می‌کند
  • تعداد مدیران دو تابعیتی در کشور از زبان رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس/ ذوالنوری: طرح عده‌ای از نمایندگان درباره «شفافیت» برای دفن شفافیت است/ از نزدیک ۱۲ شب تا چهار صبح با کروبی بحث کردیم