Web Analytics Made Easy - Statcounter

دختر جوان با همدستی خواننده زیرزمینی با ربودن تاجری، اموالش را به سرقت بردند و با تهیه فیلم و عکس سیاه از او قصد اخاذی داشتند که ناکام ماندند.

به گزارش جام جم روز‌های پایانی هفته گذشته مردی که تاجر فرش بود به شعبه چهارم دادیاری دادسرای ناحیه ۳۴ تهران رفت و ازدختر و پسرسارق آدم‌ربا شکایت کرد. پرونده قضایی به پلیس آگاهی تهران ارسال شد و شاکی در جریان تحقیقات گفت: دو سال قبل در فضای مجازی با شیما آشنا شدم که می‌گفت مدیر یک شرکت و تحصیلکرده است.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

به خواستگاری رفتم و قرار شد نامزد کنیم. اما شب نامزدی ناپدید شد و بعد فهمیدم همه حرف‌هایش دروغ بوده و بعد‌ها با فرد دیگری ازدواج کردم. روز حادثه برای خرید طلا به عنوان کادوی تولد همسرم و دلار و درهم برای سفر کاری‌ام به دبی، بیرون رفته بودم. بعد از خرید منتظر تاکسی اینترنتی بودم که پژویی مقابلم توقف کرد. چون عجله د‌اشتم توجه نکردم و سوار شدم.

وی افزود: بعد از طی مسافتی راننده توقف کرد و شیما که در صندوق عقب بود سوار شد. او با چاقو تهدیدم کرد. مرا ربودند و به اطراف تهران بردند. اموالم که دو میلیارد تومان ارزش داشت را برداشتند و با تهیه فیلم و عکس سیاه از من رهایم کردند و رفتند. بعد از به‌هوش آمدنم در بیمارستان، شیما تلفنی تهدیدم کرد فیلم و عکس‌ها را در فضای مجازی منتشر می‌کند. مجبور شدم به دروغ به پلیس بگویم تصادف کرده‌ام. اما بعد از دو هفته همدست او می‌خواست از من یک‌میلیارد تومان اخاذی کند که نتوانست و از آن‌ها شکایت کردم. رد یک‌خواننده زیرزمینی در این ماجرا به‌دست آمد و او بازداشت شد.

پلیس پی برد دختر شیاد وی را هم فریب داده و بعد از آدم‌ربایی و سرقت، سهم او را نداده و همین‌باعث شده این خواننده در تماس تلفنی با شاکی و تهدید وی اقدام به اخاذی یک‌میلیارد تومانی کند که ناکام مانده است. با اعتراف او بود که شیما نیز بازداشت شد و گفت: وقتی شاکی دروغ‌هایم را فهمید، ترکم کرد. ازسویی بابت ارثیه خانوادگی دو نفر را کتک زدم و زندانی شدم. خانواده‌ام دیه را پرداختند و آزاد شدم که فهمیدم شاکی ازدواج کرده است.

بعد از آشنایی با خواننده زیرزمینی ــ فرشید ــ به دروغ به او گفتم شاکی به من تجاوز کرده و او را با خود همراه کردم و نقشه آدم‌ربایی و سرقت و تهیه فیلم و عکس سیاه از شاکی را اجرا کردیم. چون از مرد‌ها متنفر بودم، فرشید را هم فریب دادم و سهمش را از این ماجرا نپرداختم. وقتی فهمیدم او بازداشت شده، فیلم و عکس‌های سیاه را در گوشی‌ام پاک کردم و درصدد بودم غیرقانونی از کشور فرار کنم که ناکام مانده و بازداشت شدم. با اعتراف دو متهم پرونده تحقیقات از آن‌ها در پلیس آگاهی تهران ادامه دارد.

منبع: عصر ایران

کلیدواژه: خواننده زیرزمینی بازداشت شد فیلم و عکس

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.asriran.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «عصر ایران» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۲۲۱۲۲۸۹ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

بیوه شدن دختر ۲۳ ساله در شب عروسیش | ۲۰ بار مچ شوهرم را با زن‌های غریبه گرفتم

به گزارش همشهری آنلاین، زن ۳۲ ساله‌ای است که برای پیگیری پرونده طلاقش وارد مرکز انتظامی شده بود، درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری طبرسی شمالی مشهد گفت: در دوران کودکی پدرم را به خاطر ابتلا به بیماری صعب‌العلاج از دست دادم و مادرم سرپرستی من و برادر کوچکترم را به عهده گرفت اما به خاطر اینکه پدرم حسابدار یک اداره دولتی بود، بعد از مرگ او بیمه حقوق پدرم را پرداخت می‌کرد و ما مشکل مالی نداشتیم.

مادرم نیز مدام از اخلاق خوب پدرم در دوران کوتاه زندگی مشترک خودشان سخن می‌گفت و با حسرت از گذشته‌اش یاد می‌کرد که دیگر تکرار نخواهد شد. به همین دلیل هم هیچ‌گاه ازدواج نکرد و تنها با یاد و خاطرات پدرم به زندگی ادامه داد. در این شرایط من هم با خانواده خاله‌ام ارتباط بسیار صمیمانه‌ای داشتم تا اینکه عاشق پسرخاله‌ام شدم ولی هیچ وقت به کسی چیزی نگفتم. البته آرمین هم توجه خاصی به من نشان می‌داد و رابطه‌اش با من بسیار طبیعی و خانوادگی بود. از سوی دیگر مادرم اصرار می‌کرد درس بخوانم و به دانشگاه بروم.

هنوز آخرین سال دبیرستان را می‌گذراندم که روزی مادر و خاله‌ام از من خواستند دوستم وحیده را برای آرمین خواستگاری کنم. انگار قلبم از جا کنده شد. من خودم عاشق آرمین بودم و حالا باید از دوستم خواستگاری می‌کردم. بالاخره مجبور شدم و آرمین و وحیده در حالی باهم ازدواج کردند که من از شدت افسردگی گوشه‌گیر شده بودم. آنها بعد از ازدواج به یکی از شهرهای اطراف مشهد رفتند و من هم در آزمون سراسری در رشته پرستاری پذیرفته شدم.

پیدا شدن دختر فراری در کلانتری | عکس‌های زننده دختر جوان در فضای مجازی | دخترم آبرویم را برده است جدال پدر و دختر بر سر خواستگار آمریکایی | رضایت نمی‌دهم مگر به شرط...

با آنکه علاقه زیادی به این رشته نداشتم، به ناچار به شهر دیگری رفتم و به تحصیل ادامه دادم. هنوز تحصیلاتم به پایان نرسیده بود که روزی یکی از همکارانم در بیمارستان از من خواستگاری کرد و من با وجود مخالفت‌های مادرم با هوشیار ازدواج کردم. چند ماه بعد که تحصیلاتم به پایان رسید، قرار شد مجلس عروسی در باغ یکی از بستگانم برگزار شود. اما آن شب هرچه مهمانان در انتظار داماد ماندند، خبری از او نشد تا اینکه یکی از دوستان هوشیار وحشتزده تماس گرفت و گفت: هوشیار بعد از خروج از آرایشگاه با خودرو تصادف کرده و الان در بیمارستان است.

هراسان و نگران به بیمارستان رفتم ولی همسرم در کما بود و ۳ روز بعد هم جان سپرد. این‌گونه بود که من در ۲۳ سالگی بیوه شدم. تا یک سال هر روز به مزار هوشیار می‌رفتم و به بخت سیاه خودم می‌گریستم. حالا دیگر حتی به بیمارستان نمی‌رفتم و در خانه خودم را حبس کرده بودم تا اینکه بالاخره با اصرار و نصیحت‌های اطرافیانم دوباره به بیمارستان بازگشتم.

در همین روزها پسرعموی یکی از همکارانم که چند بار مرا در بیمارستان دیده بود با وساطت همکارم به خواستگاریم آمد و بدین ترتیب من با کوروش ازدواج کردم تا گذشته را از یاد ببرم. ولی چند ماه بعد متوجه شدم کوروش با زن غریبه‌ای ارتباط دارد و به من خیانت می‌کند. به همین دلیل به خانه مادرم رفتم و او را تنها گذاشتم ولی کوروش به سراغم آمد و با عذرخواهی تعهد داد که دیگر چنین اشتباهی نمی‌کند. اما او باز هم این رفتار زشت خود را تکرار کرد.

با آنکه صاحب دختری زیبا شده بودم، دیگر آن رابطه عاطفی و عاشقانه را با کوروش نداشتم چراکه او را مردی خیانتکار می‌دانستم به گونه‌ای که شاید ۲۰ بار مچ او را گرفتم و هر بار فقط عذرخواهی می‌کرد. من هم اهمیتی نمی‌دادم و دیگر برایم رفتارهایش بی‌معنی بود.

روزی وقتی سرگرم کارم بودم ناگهان روی تخت اورژانس جوانی را به بیمارستان آوردند که تصادف شدیدی کرده بود. یک لحظه درجا خشکم زد. او آرمین پسرخاله‌ام بود که مدت زیادی خبری از او نداشتم. بلافاصله اقدامات درمانی را شروع کردم و در مدت یک ماه که آرمین بستری بود، خودم امور مربوط به پرستاری را انجام می‌دادم. در یکی از این روزها آرمین با شرمندگی گفت از همان روزهای کودکی علاقه خاصی به من داشته و به مادرم نیز گفته بود اما مادرم مخالفت کرده و از او خواسته بود در این باره چیزی به من نگوید تا من بتوانم درسم را بخوانم.

با وجود این، من باز هم عشقم را پنهان کردم و به آرمین نگفتم که من هم روزی عاشق او بودم چراکه نمی‌خواستم دوستم وحیده زجرهایی را تحمل کند که من به خاطر خیانت‌های همسرم تحمل کردم. در واقع اگر من به دوستم خیانت می‌کردم پس دیگران حق داشتند که با شوهر من ارتباط داشته باشند. این بود که به او گفتم من هیچ علاقه‌ای به تو نداشتم و تنها تو را پسرخاله‌ام می‌دانستم.

حالا هم حدود ۲ ماه است که کوروش من و فرزندم را رها کرده و با یک زن غریبه به مسافرت رفته است و من هم برای پیگیری پرونده طلاق آمده‌ام.

با دستور سرگرد آبکه (رئیس کلانتری طبرسی شمالی مشهد) بررسی‌های قانونی و مشاوره‌ای درباره این پرونده به گروه مشاوران زبده دایره مددکاری اجتماعی کلانتری سپرده شد.

کد خبر 849327 منبع: خراسان برچسب‌ها خبر مهم ازدواج - طلاق خانواده حوادث ایران

دیگر خبرها

  • افشای شگرد مادر و پسر تهرانی برای آدم‌ربایی مردان جوان
  • فرار زن جوان از دست مرد شیطان‌صفت | مرا به بیابان‌های اطراف شهر کشاند و...
  • این زن شوهرش را با چاقو کشت
  • دروغ عجیب و شاخدار مهناز افشار در گفتگو با دویچه وله فارسی
  • بیوه شدن دختر ۲۳ ساله در شب عروسیش
  • بیوه شدن دختر ۲۳ ساله در شب عروسیش | ۲۰ بار مچ شوهرم را با زن‌های غریبه گرفتم
  • سناریوی خودکشی قتل از آب درآمد/ همدستی خیانت‌آمیز زن جوان با مرد همکار
  • سناریوی خودکشی قتل از آب درآمد | همدستی خیانت‌آمیز زن جوان با مرد همکار
  • همدستی زن جوان با مرد آشنا برای قتل شوهرش
  • رمزگشایی از یک پروژه مشکوک/ واکاوی پشت‌پرده انتشار گسترده یک شایعه دروغ درباره جامعه مسلمانان ژاپن