مراسم عقد زوج‌های جوان همزمان با فرارسیدن هفته وحدت و ولادت پیامبر مکرم اسلام (ص) و امام جعفرصادق (ع)، در اتاق عقد آستان مقدس حضرت عبدالعظیم علیه السلام با رعایت شیوه نامه‌های بهداشتی برگزار شد. برچسب ها: عقد میلاد پیامبر

.

عضویت در کانال تلگرام خبربان

منبع: خبرگزاری میزان

کلیدواژه: عقد میلاد پیامبر

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.mizanonline.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «خبرگزاری میزان» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۳۴۷۹۳۹۷ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

۳ نشانه مهم سکته مغزی

خبر خوش برای دارندگان سهام عدالت/ارزش سهام عدالت چند؟

مثبت شدن تست کرونای ۱۸۰ دانش آموز بویراحمدی

تلف شدن ۲۴ راس گوسفند بر اثر آتش سوزی تریلی در خرم‌آباد

همسر دومم گفت باید از شر رها خلاص شویم/ از خیابان ناصرخسرو قرص خریدم و با آبمیوه به او دادم/ جسدش را کنار جاده رها کردم

خبر بعدی:

ماجرای سفره عقد در مزار سردار سلیمانی

مدیر گلزار شهدای کرمان معتقد است جوانان دنبال قهرمان و الگو هستند و حاج قاسم سلیمانی را الگوی خود می‌دانند.

به گزارش برنا؛ محمدرضا حسنی سعدی مدیر گلزار شهدای کرمان با بیان اینکه من یکی از سربازان و نیرو‌های حاج قاسم سلیمانی بودم و الآن با توفیق خداوند جاروکش آستان ایشان و ۱۰۱۶ شهید دیگر هستم، تصریح کرد: حاج قاسم خیلی مهربان بود و شاید یکی از رمز و راز‌های موفقیت او مهربانی‌اش بوده است. بچه که بود مدادش را نصف می‌کرد و نصف مدادش را به دانش‌آموز فقیر می‌داد.

پدرش ۲ دفتر چهل برگ برای او و برادرش می‌خرید. حاج قاسم ۱۰ برگ، ۱۰ برگ برگ‌های دفتر را به دانش‌آموزان فقیر می‌داد و از برادرش برگ دفتر قرض می‌گرفت تا مشق‌های خودش را بنویسد. به او غذا می‌دادند تا شریکی با برادرش حسین در وقت ناهار مدرسه بخورد. او به مادرش گفته بود غذای من را جدا کن. او نصف غذای خودش را به دانش‌آموز فقیر می‌داد.

وی افزود: حاج قاسم سلیمانی در ۱۳ سالگی به کرمان آمد و کارگری کرد تا بدهی ۹۰۰ تومانی پدرش را پرداخت کند. او گفت ۱۰۰۰ تومان برای پدرم فرستادم و این بزرگترین موفقیت من در طول عمرم بود.

مدیر گلزار شهدای کرمان بیان کرد: حاج قاسم سلیمانی پای پدرش را می‌بوسید. او در عروسی برادرزاده‌اش به مدیر رستوران گفت یک فرش برای پدر من بیرون رستوران بیندازید. سپس سرش را کف پا‌های پدرش گذاشت و پا‌های پدرش را بوسید. پدرش پایش را می‌کشید و می‌گفت حاجی برو داخل رستوران. مهمان‌ها داخل هستند.

حسنی سعدی با تاکید بر اینکه حاج قاسم سلیمانی در بیمارستان فاطمه الزهرا (س) به همه گفت چند دقیقه من را با مادرم تنها بگذارید. سپس پا‌های مادرش را بوسید؛ تأکید کرد: حاج قاسم سلیمانی خدای ادب و مهربانی و قهرمان تواضع بود.

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه الآن سفره عقدی در نزدیکی مزار حاج قاسم سلیمانی می‌بینیم. داستان این سفره چیست؟ اظهار داشت: ۲۶۲ زوج جوان تا الآن به اینجا آمده‌اند، سر این سفره عقد با خواندن خطبه زندگی مشترکشان را شروع کرده‌اند و بعد سر قبر حاج قاسم رفته‌اند تا به برکت زیارت حاج قاسم، زندگیشان برکت داشته باشد.

مدیر گلزار شهدای کرمان با تاکید بر اینکه جوان دنبال قهرمان، پهلوان و الگو می‌گردد و من فکر می‌کنم جوان‌هایی که برای عقد به اینجا می‌آیند الگو و قهرمان خودشان را در حاج قاسم می‌بینند؛ از حضور خانم‌هایی که اصلا حجاب ندارند، اما حاج قاسم را با تمام وجود دوست دارند، خبر داد.

مدیر گلزار شهدای کرمان در بخش دیگری از سخنان خود به ذکر خاطره‌ای از شهید سلیمانی اشاره کرد و گفت: دختر شهید مغفوری که اهل کرمان است به علت بیماری در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری بود. حاج قاسم به من گفت ۲۰ روز پیگیر درمان او بودم تا مداوا شد. دختر شهید گفت حاج قاسم به خانه ما آمده بود.

آن زمان اعضای خانواده‌ام گوسفندی خریده بودند تا دور من بگردانند و قربانی کنند تا دیگر بیمار نشوم. حاج قاسم پرسید این گوسفند چیست و پس از شنیدن دلیل خریداری او گفت من دور دختر شهید مغفوری بگردم، زیرا من پدرش را به جبهه فرستادم و شهید شد. پدر او به جای من شهید شد. دختر شهید مغفوری گفت بعد از شهادت حاج قاسم خواب دیدم که این شهید بزرگوار به خانه ما آمد و من به او گفتم عمو مگر تو شهید نشده‌ای؟ گفت: من شهید شده‌ام، ولی خدا بعد از شهادت ۲ بال به من داد تا به هر کجا که می‌خواهم پرواز کنم و بروم.

انتهای پیام

 

دیگر خبرها

  • نمایندگان مجلس یازدهم منتقد دولت رئیسی شدند: با کسی عقد اخوت نبستیم!
  • مالک قشقایی: به گرشاسبی گفته بودم عقد قرارداد با لیموچی برای فولاد عواقب دارد
  • مالک قشقایی: به گرشاسبی گفته بودم عقد قرارداد با لیموچی برای فولاد عواقب دارد/ در ورزشگاه حافظیه بازی می‌کنیم
  • ۳ گزینه مدیرعاملی در پرسپولیس مشخص شدند
  • ماجرای سفره عقد در مزار سردار سلیمانی
  • اجرای فرش گل در بروجرد
  • حجت‌الاسلام فرحزاد: انرژی منفی نسبت به رحمت و آمرزش خدا ممنوع است
  • حجت‌الاسلام فرحزاد: القای ناامیدی موجب توقف کشور می‌شود
  • القای ناامیدی موجب توقف کشور می‌شود
  • نوعروس مشهدی بعد از مراسم عقد فهمید شوهرش 2 زن دیگر دارد ! / پدر عروس چرا سکوت کرد ؟
دیگران می‌خوانند: