خبرگزاری تسنیم: "ملت کاخ ۵۷ ساله ظلم را ویران کرد. " این تیتری بود که فردای ۲۲ بهمن روزنامه‌ها چاپ کردند. رخدادی که ۴۰ سال از آن می‌گذرد و تحلیل‌ها درباره علت فروپاشی رژیم پهلوی همچنان ادامه دارد. افرادی که از نزدیک با شاه و دربار پهلوی ارتباط داشتند شاید بهتر از هرکس بتوانند از روز‌ها و ماه‌های آخر سلطنت وی و علل سقوط شاه سخن بگویند.

«احمدعلی مسعود انصاری» از اعضای دربار پهلوی و اقوام نزدیک فرح دیبا همسر شاه است. وی پس از اتمام تحصیلات در رشته اقتصاد تا زمان انقلاب ۵۷ به اموری همچون تدریس در دانشگاه ملی، سرپرستی امور دانشجویان، عضویت در هیئت نمایندگان ایران در بازار مشترک، معاونت مدرسه عالی شمیران اشتغال داشته است

مسعودانصاری پس از خارج شدن از امور دانشگاهی به مسئولیت‌هایی همچون رئیس هیئت مدیره شرکت توسعه کن، مدیرعامل شرکت ای‌پی سیستم در ایران و مشاور شرکت ادرین ولکر مشغول بود. به‌گفته خودش "در زمان انقلاب، رابط میان آیت‌الله شریعتمداری و شاه بودم و قرار بود به‌پیشنهاد آیت‌الله شریعتمداری ــ که شاه با آن موافقت کرد ــ حزبی اسلامی را تأسیس کرده و رئیس آن باشم که سرعت پیروزی انقلاب فرصت این کار را نداد".

او پس از انقلاب به خارج از کشور رفت و در سال‌های اخیر مشاور مالی و شخصی رضا پهلوی فرزند شاه بود، اما در پرتو مسائل مذهبی که به آن اعتقاد داشت به او اعلام کرد که دیگر سلطنت‌طلب نیست و به افشای پشت‌پرده مناسبات دربار پهلوی و این روز‌های باقی‌مانده این خاندان پرداخت.

احمدعلی مسعود انصاری در کنار فرح پهلوی

به‌دلیل اقامت ایشان در آمریکا، فرصت مصاحبه حضوری با وی دست نداد، به‌همین خاطر مصاحبه از طریق ارتباط ویدئویی انجام گرفت. تصاویری هم که مربوط به گذشته است از آلبوم شخصی آقای مسعودانصاری است که برای ما ارسال کرده‌اند و کمال تشکر را از ایشان داریم.

گفتگوی ویدئویی با احمدعلی مسعود انصاری از اعضای دربار محمدرضا شاه

متن زیر مشروح گفتگو با احمدعلی مسعود انصاری از اقوام نزدیک پهلوی و عضو دربار است که در ادامه می‌خوانید:

تسنیم: جناب آقای انصاری، با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، چهلمین سال پیروزی انقلاب را پشت سر می‌گذاریم. شما به‌عنوان فردی که عضو دربار بودید و بعد از رفتن شاه از کشور در کنار او بودید، نظر وی درباره سقوط رژیم پهلوی چه بود و چه عاملی را در سقوطش موثر می‌دانست؟

انصاری: به نام خدا، من در مکزیک، مراکش و باهاما در کنار شاه بودم. در مراکش که او را دیدم، صورتش سرخ بود و وقتی من را دید گفت: "تو هم که همیشه پیش شریعتمداری می‌رفتی"، چون من رابط شاه و آیت‌الله شریعتمداری بودم. معتقدم شاه از عید فطر سال ۱۳۵۷ روحیه خود را باخته بود. در باهاما وقتی من را می‌دید، من را بعنوان نماینده ملت ایران کنار دیوار می‌گذاشت و شکایت می‌کرد که من که این همه برای شما خدمت کردم، مدرسه و دانشگاه و کارخانه ساخته‌ام و ارتش درست کردم، چرا با من این کار را کردید؟ البته در مکزیک روحیه‌اش بهتر بود و من از ایشان سوال کردم که چرا انقلاب شد و او گفت: این مقدر بود و تقدیر خدا این بود که این کار انجام بگیرد.

شاه و فرح در یکی از ضیافت‌های دربار. احمدعلی مسعود انصاری پشت سر شاه دیده می‌شود. نفر اول از سمت چپ نیز مهرداد پهلبد همسر شمس پهلوی است

البته به این نکته اشاره کنم که شاه در مصاحبه‌ای با خانم اوریانا فالاچی که در سال ۱۹۷۳ میلادی، ۶ سال قبل از انقلاب انجام داد، درباره رابطه خود با خدا معتقد بود که خدا او را حفظ می‌کند و او را راهنمایی می‌کند و من فهمیدم که چرا او به من آنقدر نزدیک بود و من را دوست داشت. بیشتر بخاطر این بود که عقایدی که نسبت به خدا داریم منشا آن یکسان بوده و حتی شاه می‌گوید پدر من برای این عقایدم، من را مسخره می‌کرد، ولی چندین بار در مصاحبه تکرار کردم و الان هم می‌گویم، شاه هم من را در دربار که می‌دید، می‌گفت: "احمد تو می‌دانی من به خدا ایمان دارم، ولی اگر خدا می‌خواست فلان کار را کند چرا اینکار را نکرد و... " و با خداشوخی می‌کرد. من می‌گفتم با خدا شوخی نکنید، ایشان هم جوابی می‌داد و همه می‌خندیدند و من را مسخره می‌کردند.

البته وقتی به مکزیک رفتیم هیچ وقت یادم نمی‌رود شاه سر میز نشسته بود، من هم کنارش بودم. رضا پهلوی وارد شد و خواست با خدا شوخی کند که شاه در شکمش رفت و گفت: با هر کسی شوخی می‌کنی با خدا شوخی نکن ببین چطور می‌شود{اشاره‌اش به سقوط حکومت بود. } این مسئله‌ای بود که من در بیشتر مصاحبه‌ها به آن توجه پیدا کردم.

در سال ۱۹۷۳ که شاه با خانم اوریانا فالاچی مصاحبه می‌کرد، هنوز آنقدر مغرور نشده بود. البته من ندیده بودم شاه هیچگاه ملت ایران را آدم حساب کند، ولی از سال ۱۹۷۳ به بعد خارجی‌ها را هم آدم حساب نمی‌کرد و غرور زیادی او را برداشت و این غرور او را زمین زد.

** شاه معتقد بود کمپانی‌های نفتی در سقوط سلطنت موثر بودند

تسنیم: صحبتی با شاه درباره علت سقوط رژیم پهلوی در دوران خروج از ایران داشتید و اینکه چه عاملی موثرتر در فروپاشی سلطنت بود؟

انصاری: با او یک‌بار در باهاما در این مورد صحبت کردم و ایشان می‌گفت: "مقدر بوده"! و هربار من می‌پرسیدم این را می‌گفت. همان موقع که من با شاه بودم اطرافیان شاه از ضعف عمل شاه و آنکه فرح بانو باعث شد که شاه نتواند تصمیم بگیرد و ارتش را خنثی کردند، صحبت می‌کردند. تنها مطلبی که شاه صحبتش را می‌کرد و مدعی بود این است که در آن زمان کمپانی‌ها می‌خواستند قیمت نفت را بالا ببرند تا میزان عرضه نفت در دنیا زیاد شود و برای اینکار باید قیمت نفت را برای مقطع کوتاهی بالا می‌بردند. برای اینکار یک کشور باید نابود می‌شد و بقول معروف یک کشور را باید عرضه نفتش را مسدود می‌کرد و این قرعه به نام ایران بسته شد و شرکت‌های نفتی این انقلاب را انجام دادند تا قیمت نفت بالا برود و سرمایه‌گذاری کنند که بعدا بتوانند قیمت نفت را کاهش بدهند.

احمدعلی مسعود انصاری در کنار محمدرضا پهلوی سوار بر قایق تفریحی

من دوبار از ایشان سوال کردم که شما چرا رفتید و ایران را ترک کردید. شاه گفت: "اگر من می‌ماندم من را می‌کشتند. " من همیشه می‌گویم همانطوری که از یک سرباز و افسر انتظار می‌رود که در جای خود بایستد و برای وظیفه خودش کشته شود، ریاست کل قوا هم این وظیفه را دارد و همه نمی‌توانند بگویند که ما را می‌کشند و خداحافظ. من یک‌ماه قبل از فوت او در قاهره سوال کردم که چرا رفتید و او گفت: "من اگر دیکتاتور بودم حکومت می‌کردم و می‌زدم و تا وقتی زنده بودم حکومت می‌کردم، ولی چون پادشاه هستم و سلطنت باید ادامه پیدا کند من نمی‌توانم بایستم و این کار را انجام بدهم. "

مدتی هم عصبانی شده بود که چرا زیاد سوال می‌پرسی که چرا از ایران رفتم؟ من به ایشان می‌گویم "نمی‌شود وقتی مملکت ساکت و همه چیز آرام است دیکتاتور باشی، ولی وقتی اوضاع خراب می‌شود و باید دیکتاتور باشی، دموکرات بشوی! " مخصوصا اینکه عده‌ای از سلطنت‌طلبان می‌گفتند شاه نمی‌خواست خونریزی شود ایران را ترک کرد! آیا خون ما که طرفدار شاه بودیم و ارتشی‌هایی که طرفدار او بود، خون نیست! شما باید همیشه با افرادی که در کنار شما هستند بایستید.

تسنیم: صحبتی درباره غرور شاه کردید که از سال ۵۳ به بعد خارجی‌ها را هم آدم حساب نمی‌کرد! این غرور از کجا نشات می‌گرفت و آیا مشاوران شاه به او نمی‌گفتند که به مردم و آمریکایی‌ها وسایر کشور‌ها بی‌توجه نباشد؟

انصاری: حرف‌هایی که من می‌زنم برای این است که از اشتباهات خود درس بگیریم. یکی از دلایل انقلاب ایران که مردم برخاستند این بود که بگویند ما هم آدمیم و این از دلایل مهم است. به نظر من یکی از دیگر دلایل مسئله ارباب و رعیت است که عده‌ای فکر می‌کنند ارباب هستند و بقیه هم رعیت آن‌ها هستند و هرچه بخواهند می‌توانند سر مردم بیاورند و من فکر می‌کردم در اثر انقلاب و جمهوری اسلامی این تفکر از بین می‌رود، ولی متاسفانه وقتی آمدم ایران و خیلی از خانواده‌های هزار فامیل را دیدم، متوجه شدم این طرز فکر هنوز در ایران کاملا از میان نرفته است.

وقتی انقلاب شد و ما به خارج کشور رفتیم، آنجا که دیگر قدرتی وجود نداشت که بتواند شما را مجازات کند. آن زمان برای دیدن رضا پهلوی (فرزند محمدرضا شاه) افراد مختلفی می‌آمدند که او را ببیند و قبل جلسه می‌گفتند که وی کاری نمی‌کند و ما الان همه مسائل را به می‌گوییم. من هم با آن‌ها بحث می‌کردم که نرم‌تر صحبت کنید. به جلسه که می‌رفتیم، می‌دیدم همه کسانی که می‌خواستند سر او را بشکنند همه ساکت هستند و من یک دهم حرف آن‌ها را می‌زدم، همه به من حمله می‌کردند و می‌گفتند این چه حرف‌هایی است که می‌گویی. نوبت عمل که می‌شود همه حرفی که می‌زنند با عملشان کاملا متفاوت است و یکی از دلایلی که در دربار به من دیوانه می‌گفتند برای این بود که من حرف‌هایم را می‌زدم و شاه هم همیشه حرف‌های من را تحمل کرد.

** به شاه گفتم منفورترین شخص در ایران بعد از شما انور سادات است!

متاسفانه اکثر مشاوران نوکر هستند و حرف راست به انسان نمی‌زنند. یک روز من با دکتر نصر، دکتر نهاوندی، فرح و شاه در مکزیک بودیم. شاه از من پرسید که احمد درباره انورسادات در ایران چه فکری می‌کنند؟ من گفتم "بعد از شما منفورترین آدم در ایران انورسادات است! " شاه سرخ شد و فرح و نهاوندی و سید حسین نصر خندیدند، ولی شاه هیچی به من نگفت. من در این حد حرف‌هایی را می‌زدم و او عکس‌العمل بدی نشان نمی‌داد و حرفهایم را گوش می‌داد، ولی او آدم ضعیفی بود. کلا مشکل اساسی شاه این بود که آدم ضعیفی بود و اطرافیان هم به او دروغ می‌گفتند و از او سوءاستفاده می‌کردند. من همیشه می‌گویم باید حقیقت را بگوییم شاید از گفتن این حرف‌ها خوشمان نیاید، ولی حقیقت ما را به خدا می‌رساند.

تسنیم: شما زمان فوت محمدرضا پهلوی در مصر حضور داشتید؟

انصاری: من یک‌ماه قبل از فوت او با ایشان بودم و بعد به عنوان نماینده شاه برای دیدار با تیمسار غلامعلی اویسی، آقای بختیار و سعودی‌ها به پاریس رفتم و هر وقت به فرح خانم زنگ می‌زدم، می‌گفت: حال ایشان خوب است و نگران نباشید. من تصمیم گرفتم به آمریکا بیایم که خانواده‌ام را بعد از چندماه ببینم. آن وقت هوشنگ انصاری من را دید و گفت: "حال اعلی‌حضرت خیلی خراب است هرچه زودتر به مصر برگرد و ببین وصیت‌نامه سیاسی او چیست؟ " من پیش «رابرت آرمائو» رفتم. او کسی بود که دیوید راکفلر و اشرف پهلوی به شاه معرفی کرده بودند و کار‌های شاه را در خارج از ایران انجام می‌داد و اردشیر زاهدی می‌گفت: او وزیر دربار شاه در خارج است.

نفر اول از سمت راست فرح پهلوی است. احمد علی مسعود انصاری بالای میز نشسته است

او تا من را دید گفت: احمد به قاهره برو، چون شاه را دارند می‌کشند، با ۲۰ دکتر صحبت کردیم و آماده‌اند به قاهره بفرستیم، ولی فرح زنگ زده و گفته این‌ها نیایند. شما زودتر به قاهره برگرد و کاری کن که این دکتر‌ها به آنجا بیایند. " من فورا با هواپیما به لندن آمدم و شنیدم که شاه فوت کرده و فردای آن روز به قاهره رفتم. آنجا خانم دکتر پیرنیا که دکتر شاه در تبعید بود و در ایران دکتر بچه‌های شاه بود، به من گفت: "احمد؛ بعد از اینکه تو رفتی حال شاه خوب بود، اما دو دکتر فرانسوی آمدند و شیمی درمانی را شروع کردند و خیلی شاه را بد معالجه می‌کردند، مسائل طبی را رعایت نمی‌کردند و وقتی آمریکایی‌ها فشار می‌آورند که به قاهره بیایند، فرح می‌گوید اگر آمریکایی‌ها بیایند ما قهر می‌کنیم و می‌رویم".

فرح بعد از چند روز، به آرمائو زنگ می‌زند و می‌گوید چند روز صبر کنید و ظرف دو روز این دو دکتر فرانسوی چیزی را در بدن شاه ترکانند و کاری کردند که کار شاه تمام بشود. دکتر پیرنیا به من می‌گفت: این‌ها حتی اجازه نمی‌دادند دکترِ انورسادات (رئیس‌جمهور مصر) به شاه نزدیک بشود و او را ببیند و همه کار را در اختیار خود گرفتند. آنچه من دیدم، معتقدم او را کشتند و فردای آن روز هم که من دنبال وصیتنامه سیاسی شاه رفتم، معلوم شد وصیتنامه سیاسی ندارد. فرح گروهی را مامور کرد و در جلسه‌ای نشستند. دکتر منتصری وصیتنامه شاه را نوشت. او شخصی بود که با شاه بد بود.

تسنیم: پس از شاه وصیتی باقی نماند؟

انصاری: وصیتنامه‌ای از شاه در کار نبود و تقلب کردند. چیزی نوشتند و به اسم او خواندند. بعد از آن هم فرح افرادی که به قول معروف، از انقلابیون درباری و مشتی آدم کافرِ به تمام معنا و کمونیست بودند دور خود جمع کرد. معتقدم همین‌ها بودند که ارتش ایران و همه چیز را خنثی کردند و می‌خواستند خودشان سوار بر کار شوند.

تسنیم: بعد از فوت شاه پسرش اعلام کرد در راه بازگشت نظام سلطنت فعالیت خواهم کرد و شما از افراد نزدیک به او بودید. اخیرا می‌بینیم فعالیت‌های رضا پهلوی شدت پیدا کرده. ماهیتاً رضا پهلوی چقدر اعتقاد داشت که مبارزه برای برگرداندن نظام سلطنت به ایران تلاش کند؟ آیا حال حاضر این اعتقاد را دارد و این جریان را رهبری می‌کند؟

انصاری: ابتدائاً من معتقدم سعودی‌ها پول زیادی را خرج می‌کنند و و هدف آن‌ها تجزیه ایران است و از همه استفاده ابزاری می‌کنند تا ایران تجزیه شود و این خواست سعودی‌ها در مدارک ویکی لیکس که منتشر شد مشخص است که به آمریکایی‌ها فشار می‌آوردند که کاری کنید ایران تجزیه شود.

از چپ: فریده دیبا (مادر فرح پهلوی)، یاسمین اعتماد امینی همسر رضا پهلوی، احمد علی مسعود انصاری، رضا پهلوی، علیرضا پهلوی و فرح در خارج از کشور

ما چه جمهوری اسلامی را دوست داشته و یا نداشته باشیم، فکر نمی‌کنم خواستار تجزیه ایران باشیم. معتقدم سعودی‌ها و آمریکایی‌ها از رضا پهلوی استفاده ابزاری می‌کنند. من خودم شاهد بودم که وقتی شاه فوت کرد من از خاندان خداحافظی کردم و رفتم، چون فرح کمونیست‌هایی که دشمنان شاه بودند و شاه از آن‌ها بدش می‌آمد و خودش هم می‌دانست که این‌ها باعث شدند حکومت نابود شود، دور خودش جمع کرده بود. فرح این‌ها را در قاهره آورد و ما از هر نظر مسائل مذهبی مخالف این‌ها بودیم. رضا پهلوی در ۲۰ سالگی قسمی می‌خورد و اعلام سلطنت می‌کند و به من هم زنگ می‌زد که نزد من بیا.

** پول گرفتن رضا پهلوی و مادرش از پادشاه عربستان

رضا پهلوی به من گفت: در غیاب من این‌ها به سعودی رفتند و قول گرفتن ۲۲ میلیون دلار را گرفتند. دو میلیون نقد حاکم مکه به او در سفر داده و مابقی هم گفتند می‌فرستیم. از طریق شاه مراکش هم ۵ میلیون این پول را به او دادند و می‌خواست سازمانی را برای خودش درست کند و از من خواست که به او بپیوندیم که پیوستم.

حالا برگردیم به سوال شما. شاه در آخرین مصاحبه‌اش با فریدون صاحب جم می‌گوید "این رضا علاقه‌ای ندارد و امیدوارم اشتباه کرده باشم و اگر رضا و دوستانش تا ۲، ۳ سال بعد از انقلاب ایران به کشور بازنگردند دیگر مسئله سلطنت در ایران منتفی است... " این مصاحبه مکتوب شاه است. وقتی هم شاه زنده بود، من با او بودم و سعی می‌کردیم به ایران برگردد، ولی خبری از رضا نبود. در صورتی که اگر علاقه داشت حداقل خودش را نشان می‌داد و او انگار وجود نداشت.

در سال ۱۹۸۳ سازمان سیا از طریق آقای کی سی و ریگان رئیس جمهوری آمریکا به طورجدی می‌خواستند رضا پهلوی را برگردانند و بعد از سه هفته افراد مختلفی را به کشور‌های مختلف فرستادند که شروع کنند به جمع آوری اطلاعات و آماده کردن زمینه برای این کار، اما بعد از ۳ هفته این افراد را خواستند و گفتند این آقا (رضا پهلوی) علاقه‌ای ندارد و تا ۴ سال هم به او ۱۵۰ هزار دلار می‌دادند.

وقتی من به او گفتم من دیگر سلطنت‌طلب نیستم -که البته این هم دلایلی دارد- او به من گفت: تو بمان، ولی به کار‌های سیاسی زیاد کاری نداشته باش. زمانی که آقای خمینی زنده بود، به جمهوری اسلامی و آقای خمینی حمله می‌کرد و نطق می‌کرد. بعد می‌آمد و می‌گفت: "ولم کنید، احمد به دادم برس... " من برای اینکه نگویند نظر او را عضو کرده باشم، سکوت می‌کردم و او را می‌گرفتم و می‌گفتم که تو دِینی داری و مسئول هستی که این دین را انجام بدهی.

** همیشه مراقب بودم خطایی از رضا پهلوی سر نزند؛ خسته شده بودم

شما اگر بخواهید کاری کنید اول باید خصوصیاتی داشته باشید و از دلایلی که از پیش او رفتم این بود که خسته شدم و دیدم هر لحظه باید مواظب بودیم که راه اشتباهی نرود و خطایی نکند. پدرش، چون آدم ضعیفی بود سلطنتش را از دست داد؛ رضا که صد برابر ضعیف‌تر از اوست و اصلا قدرت تشخیص ندارد. تنها چیزی که دارد این است که چند چیز را به او یاد دادند، قشنگ بیان می‌کند، ولی در عمل کار خیلی خراب است و ظرفیت ندارد. او آنچه لازمه انجام این کار است را ندارد.

احمدعلی مسعود انصاری در کنار رضا پهلوی

تسنیم: به بحث تجزیه ایران اشاره کردید. چند سال گذشته عده‌ای از سلطنت‌طلبان نامه‌ای تحت عنوان آخرین هشدار به ولیعهد منتشر کردند و در آن به مسئله تجزیه ایران اشاره شد و اینکه رضا پهلوی در بحث تجزیه ایران خیلی منفعل است و در آن نامه هشدار داده شده بود که بحث تجزیه ایران برای ما سلطنت‌طلبان مهم است و در جنگ تحمیلی هم مبارزه با رژیم بعثی اولویت داشت تا مبارزه با جمهوری اسلامی. در بحث تجزیه ایران می‌دانیم کنگره ملیت‌های فدرال ایران هم در راستای تجزیه ایران فعالیت می‌کنند. درباره ارتباط این کنگره با رضا پهلوی برای ما بگویید و اینکه آیا این دو ارتباطی دارند؟

انصاری: فکر نمی‌کنم ایشان شخصاً خواستار تجزیه ایران باشد، ولی دور او را آدم‌هایی مانند آقای شهریار آهی می‌گیرند که مزودر هستند. رضا پهلوی، چون پولش را از سعودی‌ها می‌گیرد باید مقداری با نظرات و کار‌های آن‌ها کج‌دار و مریز عمل کند و اگر پولی در حال حاضر آنطوری‌که شنیده می‌شود گرفته ...

تسنیم: یک بار که پول از سعودی‌ها گرفته بود؟

انصاری: آن اوایل که گرفته بود و پولش را هم به ما دادند و خرج شد (باخنده)، ولی اینکه در یکی دوسال اخیر گفته می‌شود را من شنیده‌ام گرفته، ولی ندیدم، ولی اساسا اگر از جایی پول می‌گیرید باید با نظرات آن‌ها هم به اندازه‌ای کنار بیایید.

تسنیم: آقای شهریار آهی مشاور رضا پهلوی بود؟

انصاری: بله، همیشه هم می‌گفت: من مامور CIA هستم. من به وی می‌گفتم آهی؛ آنقدر نگو مامور CIA هستی! متاسفانه اپوزیسیون که در خارج دیدم عده‌ای شان اهمیتی به ایران نمی‌دهند و بیشتر دنبال منافع شخصی خودشان هستند. این‌ها فکر نمی‌کنند که مردم ایران که اوضاع اقتصادی بدی دارند، در حال حاضر اگر این بحث تجزیه هم اتفاق بیفتد، در شرایط سخت‌تری قرار می‌گیرند. این‌ها به این مسائل اهمیتی نمی‌دهند. این‌ها مادر خودشان را هم می‌فروشند، ایران و ایرانی که جای خود دارد.

** آمریکا قصد داشت شاه را در پاناما تحویل ایران دهد

تسنیم: فکر می‌کنید اتکای محمدرضا شاه به آمریکا چقدر در فروپاشی نظام سلطنت تاثیرگذار بود. آیا تکیه به آمریکا باعث نشد که این اتفاقات بیفتد؟

انصاری: روی آمریکا یا هیچ جای دیگری مگر خدا نباید تکیه کرد. آمریکا در جهان امتحان بدی پس داده بخصوص در حمایت از دوستان خود از جمله شاه! آمریکا می‌خواست شاه را در پاناما به ایران پس بدهد و در ایران هم قفس درست کرده بودند که او را درقفس بندازند. آمریکا یک مملکت نیست و چند گروه بودند که یک گروه می‌خواستند از شاه حمایت کنند. آمریکا از شاه ماه ژانویه شروع به حمایت کرد یعنی وقتی که خیلی دیر بود و دیدند شاه کاری نمی‌تواند بکند و بازی را باخته است. آن زمان در مقابل شاه رفتند راه‌هایی پیدا کنند و با جبهه ملی تماس بگیرند، اما اینکه بگوییم آمریکایی‌ها در ایران انقلاب کردند حرف درستی نیست.

تسنیم: شاه وقتی از ایران رفت که آخرین امیدش این بود که ارتش کودتا کند و گفته می‌شود یکی از ماموریت‌های ژنرال هایزر این بود که اگر اوضاع بحرانی شد یک کودتا را در ایران رقم بزند. این امید شاه چرا محقق نشد؟

انصاری: شاه از عید فطر سال ۵۷ روحیه‌اش را باخته بود و یکی از چیز‌هایی که شاه به من در خارج گفت: این بود که وقتی وخامت اوضاع را فهمید که دیگر دیر شده بود. اول تابستان ۵۷ من به شاه گفتم بگذارید من پیش آقای خمینی بروم و او را ببینم، ولی او گفت: نه این نشان ضعف است. این روحیه را داشت، ولی یک مرتبه در عید فطر که در شهریور بود و از دید خودش از شهریور فکر می‌کرد کاری نمی‌شود کرد و روحیه خود را باخت و نمی‌توانست فکر کند. هر وقت که مثلا تیمسار اویسی یا افراد مختلف می‌آمدند وهر تصمیمی را به او می‌قبولاندند، فرح خنثی می‌کرد، چون فکر می‌کرد اگر شاه برود خودش سوار بر اوضاع می‌شود. این‌ها فکر می‌کردند شاه منفور است و فرح محبوب است و شاه برود فرح سرکار می‌آید که کلا آقای خمینی آمد و انقلاب شد و این‌ها به اهدافشان نرسیدند.

منبع: فردا

خبر بعدی:

اردشیر زاهدی: ایران با تروریست‌ها جنگید نه آمریکایی‌ها/ بولتون از ایران و ایرانی متنفر است

به گزارش فارس «اردشیر زاهدی» آخرین سفیر رژیم پهلوی در ایالات متحده و داماد محمدرضا پهلوی در مصاحبه‌ای با نشریه «امریکن هرالد تریبیون» به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ضمن اذعان به دستاوردهای جمهوری اسلامی، از سیاست‌های آمریکا، عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی شدیدا انتقاد کرد.

زاهدی که در زمان نخست‌وزیری امیرعباس هویدا از سال 1345 تا 1350 وزیر امور خارجه رژیم پهلوی بود، در ابتدای این مصاحبه درباره استعفای خود از این سمت می‌گوید: «ما یک دولت داشتیم. بیشتر دولت‌ها در هر کشوری یا در هر جایی، فساد سازمان‌یافته داشتند و این یعنی در ایران یا لبنان یا در آمریکا. (فسادی) که در ایالات متحده اتفاق می‌افتد میلیاردها (دلار) است... اما این کلمه فساد، واژه‌ زیبایی برای به زبان آوردن شده است. اما باید اثباتی برای فساد داشته باشیم. اما نمی‌خواهم بگویم که ما (فساد) نداشتیم، بله داشتیم. و به‌ همان دلیل، ما اختلاف نظر داشتیم و من تصمیم گرفتم که دولت را ترک کنم و استفعا دهم. زیرا نمی‌توانستم در زمان خدمتم، با افراد دیگر کار کنم و همزمان اختلاف نظر هم داشته باشیم (زیرا) کار به‌جایی رسیده بود که احتمال داشت هر لحظه من به عنوان وزیر خارجه با دولت درگیر شوم که این برای کشور خوب نبود... من این فکر را کردم که می‌روم و یک نفر دیگر می‌آید، این‌گونه شد که استعفا دادم. این جریان زمانی بود که وزیر خارجه بودم».

وی درباره گفت‌وگوی «ویلیام سالیوان» آخرین سفیر آمریکا در ایران با محمدرضا پهلوی در آخرین روزهای این رژیم می‌گوید: «او (شاه) از او پرسید که به‌نظرت چه زمانی باید کنار بروم و او نیز به ساعتش نگاه کرد که این یعنی همین الان بهتر از دیر شدن است. بعد از تمام ملاحظات، غرب تصمیم گرفت که او (شاه)‌ را مانند یک تکه سنگ کنار بیندازد. من خوش‌بینم، البته شاید زیادی خوش‌بین باشم. زیرا گمان می‌کنم که شاید شاه، در احترام گذاشتن بیش از حد به غرب اشتباه می‌کرد، و غرب نیز زمانی که نیاز داشتیم پاسخ نداد.

رویاهای من، بیشتر رویاهای شاه بود. او می‌خواست به جای دیگری از دنیا برود، اما چه کسانی جلوی او را گرفتند؟ بخشی از آنها داخلی بودند، زیرا بعضی از آنها که پاسپورت‌هایشان در جیب‌شان بود، شهروندی آمریکا داشتند یا همان کارت آبی. آنها نباید در کابینه می‌بودند. زیرا آنها دیگر آن کسانی نبودند که سوگند یاد کردند. زیرا نمی‌توان همزمان سوگند یاد کنی و به کشور دیگری وفادار باشی. پس مشکل این بود. اشتباه ما نیز ندانستن این مسئله بود».

آخرین سفیر رژیم پهلوی در ایالات متحده، خروج «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا از توافق هسته‌ای ایران را «بزرگترین اشتباه» این کشور توصیف کرده و توضیح داد: «امضای یک کشور را آنهم به دلیل اینکه رئیس جمهور قبلی سیاهپوست بود و من از او خوشم نمی‌آید، بی‌اعتبار کرد. اما این بهانه خوبی برای یک کشور نیست. پس امروز حتی اگر آنها (ایران) بخواهند مذاکره کنند، چگونه می‌توانند خود را مجاب کنند که دفعه بعد نیز (آمریکا) زیر قول خود نمی‌زند؟ معتقدم که آنها (آمریکا) بی‌انصافی و اشتباه می‌کنند. و به نظرم راهی که می‌روند، آسیب زدن به خودشان است».

زاهدی با اشاره به آخرین تجمع تروریست‌های منافقین و حامیان غربی آنها در پاریس، گفت: «امروزه، متاسفانه سیاست‌هایی که طی چند روز قبل در پاریس دیده‌اید، افرادی که آنجا هستند، کسانی‌اند که رسما بدون هیچ دلیلی با ایران مخالف بودند. این ناعادلانه و نادرست است... چه کسی به آنها پول می‌دهد؟ چه کسی از آنها حمایت می‌کند؟ افراد زیادی آنجا بودند. چند هفته یا چند ماه پیش، چه کسی رفت تا برای مجاهدین (خلق) سخنرانی کند؟ چه کسانی با این گروه مذاکره کردند؟ یکی از آنها، آقایی است که فرماندار نیویورک بود. وکیل آقای رئیس‌جمهور (ترامپ). رودی جولیانی. شما تصاویر و ویدئوهای او را دارید که در حال صحبت کردن برای افرادی است که آنها را با پول جمع کرده و می‌گوید که ما به تهران می‌رویم و در نوامبر در ایران خواهید بود!»

زاهدی و محمدرضا پهلوی

 

وی سپس با تمسخر از «جان بولتون» مشاور امنیت ملی کاخ سفید یاد می‌کند: «به سراغ دیگری می‌روم. آقای فولتون بولتن بولتون با یک سبیل! او از ایران و ایرانی‌ها متنفر است، این بر کسی پوشیده نیست و این دو نفر، نزدیکترین افراد به رئیس‌جمهور آمریکا هستند. تجارت آنها چیست، از نظر من، هر کسی که برای خارجی‌ها کار کند و خودش را به آنها بفروشد، آنها خائن هستند».

داماد محمدرضا پهلوی با «خوش‌خیالی» توصیف کردن برنامه‌های اعلامی اپوزیسیون ضد ایرانی ادامه داد: «آمریکا به دنبال تغییر رژیم است و او (رضا پهلوی) یکی از گزینه‌هاست. این خوش‌خیالی است... من این را نمی‌خواهم زیرا او مانند پسر من یا عضوی از خانواده من است. اما بخواهم کلی در مورد اپوزیسیون بگویم، آن‌ها پولشان را از چه کسی می‌گیرند؟ چه کسی قرار است از آن‌ها پشتیبانی کند؟ چقدر نیروی نظامی با خود دارند؟ به همین راحتی که نمی‌شود به ایران رفت. ایران امروز ارتش دارد، پلیس دارد، تمام چیزهایی که ما هم داشتیم. چطور می‌خواهند بروند؟ قرار است جت ویژه‌ای آن‌ها را ببرد و ....این‌ها خوش‌خیالی است. من به آن‌ها توجهی نمی‌کنم، چون می‌توانم بگویم که متاسفانه خیلی از آن‌ها فاسد هستند».

زاهدی با بیان اینکه اپوزیسیون و هر کسی که از خارجی‌ها علیه مردم خود پول بگیرد، خائن است، تاکید کرد: «حالا هر که یا هرچه می‌خواهد باشد. این سیاست و اعتقاد من است. گمان نمی‌کنم هیچکدام از اینها را بتوان به عقب برگرداند، آنها اسیر و گروگان هستند، پس آنها خوبی مردم (ایران) را نمی‌خواهند، (می‌خواهند) که آنها برده کسانی باشند که آنها را بر تخت نشانده‌اند. پس مسئله همین است و من هیچ اعتقادی به آنها ندارم چه خوششان بیاید چه نیاید. بسیاری از آنها از من متنفر هستند. اما برای من اهمیتی ندارد. آنها مطالبی می‌نویسند، اتهاماتی به من می‌زنند اما بعد از دو مسئله‌ای که گفتم، صادقانه چیزی را که معتقدم و در ذهنم هست به شما می‌گویم ولی واقعا فکر نمی‌کنم هیچکدام از آنها شانسی برای رفتن (به ایران) داشته باشند.

مخصوصا با این رفتاری که دارند، اگر می‌توانستند برخی از اپوزیسیون‌های داخل ایران را با خود همراه کنند، شاید؛ اما امروز علیه آنها عمل می‌کنند. هرکسی پدر، مادر یا فرزندی دارد و اگر ببیند در حال مردن از گرسنگی هستند. شما دستان خود را دور گردن ایرانی‌ها حلقه کرده‌اید بعد از آنها می‌خواهید که شما را بپذیرند! دشوار است. به‌شدت دشوار است. و اینجا می‌نشینند و می‌گویند بله ما فلان کار را انجام می‌دهیم و ...».

وی سپس با انتقاد شدید از حمایت‌های تسلیحاتی ایالات متحده از رژیم سعودی در جنگ تحمیلی علیه یمن گفت: «شما به عربستان سعودی می‌روید و تسلیحات پیشرفته و رادار به آنها می‌فروشید. شما به آنها کمک می‌کنید و آنها مردم بی‌گناه را می‌کشند. این یک نسل‌کشی است. این می‌تواند برای آمریکایی‌ها هم مشکل‌ساز شود. زیرا آن کودکان برای چه کشته می‌شوند؟ همسایه تاریخی آنها، یمن، را هر ساعت بمباران می‌کنند... این جنایات را مشاهده کردم. یک مراسم عروسی بود و بمبی به آن برخورد کرد. عروسی، به عزا تبدیل شد. به این چه می‌توان گفت؟ آیا این زندگی در قرن بیست‌ویکم است؟ آیا می‌خواهیم مردم بی‌گناه کشته شوند؟ آیا این درست است؟»

آخرین سفیر رژیم پهلوی در آمریکا با اشاره به قتل «جمال خاشقچی» روزنامه‌نگار منتقد ریاض در کنسولگری سعودی در استانبول نیز افزود: «من خانواده خاشقچی را می‌شناسم. بسیاری از آنها به اینجا آمدند.... (قتل او) چقدر ظالمانه و سیاه‌رویانه است. درست است که من علیه شما حرف می‌زنم، اما اگر شما حقوق بشر و آزادی رسانه‌ها را پذیرفته باشید، پس چرا باید یک نفر را کشت و تکه تکه کرد؟ چون فقط علیه من حرف می‌زد؟! امروز هرکسی می‌تواند در مقابل یا پشت سر کسی انتقاد کند و ما باید به آن احترام بگذاریم... هرکسی حق دارد بنویسد و بگوید و اگر در این قرن بیست‌ویکم کسی این مسئله را تحمل نکند، به نظرم دیوانه است».

زاهدی همچنین اشغال سرزمین فلسطین توسط صهیونیست‌ها را تقبیح کرده و تصریح کرد: «این درست نبود، این عدالت نبود. قویا معتقد بوده و هستم که عدالت (در فلسطین اشغالی) رعایت نمی‌شود، هیچ افتخاری ندارد که کسی را از حقوقش محروم کنید. فلسطینی‌ها حق دارند که کشور خودشان را داشته باشند. فلسطینی‌ها، بعد از سقوط امپراطوری عثمانی، (کشور) را در دست خودشان داشتند و بریتانیا نیز قیمومیت را برعهده داشت... اسرائیل، متجاوز است. نه تنها (فلسطین) بلکه بخشی از لبنان و بخشی از سوریه، بلندی‌های جولان را نیز اشغال کرده است. این مشکلات هیچوقت حل نشد».

 وی با رد کردن ادعاهای مطرح شده درباره تروریستی بودن جنبش مقاومت حزب‌الله توسط غرب اظهار داشت: «حزب‌الله امروز چه کسی است؟ آنها بخشی از دولت لبنان هستند، درست می‌گویم یا نه؟ حزب‌الله، گروهی بود که برای استقلال لبنان در زمان حمله اسرائیلی‌ها جنگید. پس آنها تروریست نیستند، اما به آنها تروریست می‌گویند. در همان زمان، عربستان سعودی مشغول کشتار در کشور خود بوده و ویرانی به بار می‌آورد، و البته فقط امروز شاهد آن نیستیم، هر روز هر شب... چقدر بمب بر سر خانه‌ها ریخته شد و جان‌های بی‌گناهان را گرفت...آنها نمی‌توانند دوست باشند و زیاد هم دوام نمی‌آورند».

این مقام پیشین رژیم پهلوی با انتقاد شدید از تصمیم ترامپ برای اعلام قدس اشغالی به پایتختی رژیم صهیونیستی نیز اضافه کرد: «چطور کسی می‌تواند بگوید که به دلیل اینکه من رئیس جمهور هستم پس اورشلیم (قدس شریف) بخشی از اسرائیل است؟ تو چه کسی هستی که این را بگویی؟ البته ببخشید که اینطور می‌گویم چون شما خواستی که من رک‌وراست باشم. این صحیح نیست و نمی‌تواند باشد».

زاهدی با بیان اینکه ایرانی‌ها و اعراب برادر هم بوده و دیر یا زود باید روابط عادی‌سازی شود، درباره حمایت‌های ایران از سوریه و عراق اذعان کرد: «ما برادر هستیم... ما به هم نیاز داریم، ما همسایه هستیم. پس نمی‌توانید بگویید که ایران حق (کمک به سوریه) ندارد. اگر شما برادر و دوست من هستی... و درک می‌کنیم که همسایه‌ایم، پس من حق دارم که به کمک شما بیایم، همانطور که شما حق داری به من کمک کنی.

در مورد سوریه، این یک راه دو طرفه است، دوستی یک مسیر دو طرفه است و باید اینگونه باشد. پس نمی‌توانید بگویید که به‌خاطر اسرائیل حق ندارید. اسرائیل بمب دارد، اسرائیل (به سوریه حمله) می‌کند، هیچکسی درباره آن حرف نمی‌زند، حتی در یمن، که جنگی وحشتناک در جریان است. اگر اینطور باشد که سنگ روی سنگ بند نمی‌شود».

وی با محق دانستن ایران در دفاع از خود و مبارزه با تروریست‌ها در سوریه و عراق، توضیح داد: «چه کسی با داعش در عراق و سوریه جنگید؟ آمریکایی‌ها بودند یا ایرانی‌ها؟ آمریکا با سعودی متحد بود و آنها بودند که (به تروریست‌ها) سلاح دادند و سه کشتی بزرگ در کشور شما پهلو گرفت تا بهترین تسلیحات را به شورشیان بدهد که یکی از آنها داعش بود. پس ایران بود که با آنها جنگید، به افغانستان در مقابل طالبان کمک کرد... آن زمان آمریکایی‌ها نیازمند آن بودند ولی بعد از آن، هیچوقت نپذیرفتند. این روش درست و صادقانه نیست و نباید ادامه پیدا کند. ایران، امروز باید از خودش دفاع کند».

داماد محمدرضا پهلوی در مورد وضعیت کنونی ایران و پیشرفت‌های به دست‌آمده در چهار دهه گذشته، گفت: «ایران امروز با آنچه ۴۰ سال پیش بود، متفاوت است. ایران امروز حدود ۸۳ میلیون نفر جمعیت دارد. امروز ۶۰% مردم ایران تحصیل‌کرده هستند و می‌توانند بخوانند و بنویسند و دوره نخست یا دوم مدرسه را گذرانده‌اند. ۴۰ میلیون نفر از جمعیت، در داخل ایران و دانشگاه‌های خودمان در موضوعات مختلف تحصیل کرده‌اند و رهبران آینده هستند.

۳۰ میلیون نفر از این ۸۳ میلیون نفری که دارم در موردشان با شما صحبت می‌کنم، کسانی‌اند که دارند کار می‌کنند، دکتر هستند، فارغ‌التحصیل هستند، رئیس بیمارستان، وزیر، رئیس دانشگاه یا هر چیز دیگری هستند. دو سوم از این ۳۰ میلیون نفر، زن هستند، زنان تحصیل‌کرده هستند. من به این مسئله افتخار می‌کنم، چون این کشور من است و این چیزی است که در این ۴۰ سال گذشته رخ داده است».

زاهدی در پاسخ به سوالی در مورد دشواری‌های اقتصادی پیش روی ایران، با حمایت از جمهوری اسلامی بیان کرد: «آن‌ها در اداره چنین کشور بزرگی با دشواری‌هایی در زمینه اقتصادی و موارد دیگر مواجه هستند. بله من برای آن‌ها مبارزه می‌کنم و برایم مهم نیست که چه کسی حکومت می‌کند... بله، من به آن‌ها احترام می‌گذارم... چراکه آن‌ها طبق یک منطق عمل می‌کنند. و خوب، وقتی این را می‌شنوم  آن‌ها را تمجید می‌کنم».

آنطور که در پایان فیلم این مصاحبه آمده، صحبت‌های زاهدی هنوز ادامه دارد و باید منتظر قسمت بعدی این مصاحبه بود.

ظریف: ماندن یا نماندن در برجام به نظر مردم بستگی دارد| ترامپ غافلگیری دوست دارد و ما برهمین مبنا رفتار می‎کنیم| مردم در حال آسیب دیدن از تحریم‌ها هستند| بخشی از جمعیت ایران با سیاست خارجه ما موافق نیست

واکنش‌‌ فعالان اجتماعی به‌ تبلیغ کتک‌ زدن "زن" در رسانه‌ ملی| صدا‌ و‌ سیما به‌ دنبال عادی‌ جلوه ‎دادن خشونت علیه زنان؟!+فیلم

عکس/ پرچم ژاپن در دست هواداران نفت مسجدسلیمان

کلیدواژه: رضا پهلوی فرح دلار های سعودی

منبع این خبر، وبسایت www.fardanews.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۲۷۱۹۵۹۹ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • نمای تازه برای دربار فرسوده
  • بولتون از ایران و ایرانی متنفر است
  • «شاه بی شین» ویژگی‌های درونی و رفتاری محمدرضا شاه را به تصویر کشیده/ شاه بی شین یعنی آه و حسرت
  • «ققنوس»؛ اسم رمز تجارت جدید سلطنت طلبان
  • اردشیر زاهدی: ایران با تروریست‌ها جنگید نه آمریکا / بولتون از ایران و ایرانی‌ها متنفر است
  • اردشیر زاهدی: اپوزیسیون‌ها خیلی خوش‌خیالند! / پول گرفتن از خارجی‌ها علیه مردم خود خیانت است
  • انتشار آثاری درباره «کارتر و فروپاشی پهلوی» و «فلسفه»
  • کار منحصر به فردی که فقط خاندان پهلوی توانست آنرا انجام دهد!
  • داماد پهلوی: به عملکرد جمهوری اسلامی احترام می‌گذارم
  • اردشیر زاهدی: ایران با تروریست‌ها جنگید نه آمریکایی‌ها
  • آمار تحصیلکردان در ایران، باعث افتخار است/ به عملکرد جمهوری اسلامی احترام می‌گذارم/ ایران با تروریست‌ها جنگید نه آمریکایی‌ها/ بولتون از ایران و ایرانی متنفر است
  • ۷۲ درصد فارغ‌التحصیلان دانشگاه جامع علمی کاربردی لرستان، جذب بازار کار می‌شوند
  • سرباز ساده‌ای که شاه شد! / کودتاچیان سوم اسفند چه سرنوشتی داشتند؟
  • سریاز ساده ای که شاه شد! / کودتاچیان سوم اسفند چه سرنوشتی داشتند؟
  • احتمال جدایی انصاری فرد از ناتینگهام فارست/ کریم در بین بدترین‌های چمپیونشیپ
  • انصاری فرد در تیم منتخب ناکامان فصل چمپیون شیپ+عکس
  • انصاری فرد در تیم منتخب ناکامان +عکس
  • انصاری‌فرد در جمع ناکام‌های چمپیونشیپ
  • کریم انصاری‌فرد در تیم منتخب بازیکنان ناموفق چمپیونشیپ + عکس