Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «ایسنا»
2024-04-29@03:44:54 GMT

وقتی زاینده‌رود، الهام بخش هنرمندان بود...

تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۸ | کد خبر: ۲۵۹۷۴۰۴۱

وقتی زاینده‌رود، الهام بخش هنرمندان بود...

ایسنا/اصفهان یک پژوهشگر گفت: در دهه هفتاد، ریتم مواج و فرم نیم‌دایره‌ای در آثار هنرمندان اصفهان پدیدار شد که الهام گرفته از زاینده‌رود بود و منجر به شکوفایی و ماندگاری این آثار و جاودانگی آن‌ها شد، اما ابتدای دهه هشتاد، این فرم کمرنگ شد و فضای هنری اصفهان این ریتم را از دست داد.

در نخستین روز برگزاری نشست «اصفهان در روایت ۲» که با موضوع خوانش امروز ما از گذشته اصفهان، شامگاه چهارشنبه ۱۳ آذرماه به همت دفتر تخصصی سینما در کتابخانه مرکزی اصفهان برگزار شد، پس از پخش فیلم مستند «رواق منظر دوست» به کارگردانی رضا مهیمن، علیرضا ارواحی، نویسنده و پژوهشگر، سؤالی را طرح کرد و پرسید: چرا اصفهان سنت ایستا و کمتر پویایی دارد؟

مرتضی نعمت اللهی، مجسمه‌ساز نیز پاسخ داد: واژه سنت باید بازخوانی شود تا مفهوم درست آن را بتوان دریافت.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

سنت، جریانی رهاست و سیال و پویا بودن بار معنایی این کلمه، در همه جای جهان یکسان است.

وی خاطرنشان کرد: از زمانی که زنگ خانه‌ها تازه برقی شده بود و به‌عنوان زنگ اخبار در بین مردم نامیده می‌شد، تا امروز که با تکنولوژی و فناوری‌های بسیاری آشنا هستیم، در شهر اصفهان زندگی کرده‌ام و اکنون این سؤال را می‌پرسم که آیا باید آن سنت‌ها را پشت سر گذاشت یا به آن بازگشت؟ به عقیده من غرب‌زدگی همان قدر بی‌مسماست که سنت‌گرایی صرف این گونه است و این گره بالاخره باید باز شود.

این هنرمند افزود:  تکرار قرن‌های پرفروغ گذشته ممکن نیست و دلیل اینکه نمی‌توانیم مرز بین سنت و مدرنیته را درک کنیم، بیگانه بودن با تاریخ است. معتقدم که سنت را باید بدون موضع‌گیری شناخت و آن را تعلیم داد، چراکه سنت‌ها، پایه‌های آینده ما هستند و اگر یک سنت از یک ملت گرفته شود، گویی هویت آن ملت از او سلب شده است چراکه همه هویت ما نشئت‌گرفته از سنت‌هاست.

ارواحی، با شنیدن این سخنان گفت: در دهه ۷۰ شمسی، ریتم مواج و فرم نیم‌دایره‌ای در آثار هنرمندان اصفهان پدیدار شد که الهام گرفته از زاینده‌رود بود و منجر به شکوفایی و ماندگاری این آثار و جاودانگی آن‌ها شد اما ابتدای دهه ۸۰ این فرم کمرنگ شد و حتی آثار رضا عباسی، که ریتم مواج در فرم و اثرش دیده می‌شد کم‌کم از بین رفت و فضای هنری اصفهان این ریتم را از دست داد.

این پژوهشگر، اوج پویایی فضای فرهنگ و هنر اصفهان را در دهه چهل دانست و اظهار کرد: در برخورد با گذشتۀ هنرهای تجسمی اصفهان سه نوع نگاه وجود دارد؛ نخست، نگاهی تماما ارجاعی یا حتی ارتجاعی است، دوم؛ نگاهی که نمی تواند بین دیروز و امروز اصفهان ارتباط ایجاد کند و معتقد است که این دو بخش را باید از هم جدا کرد و سومین نگاه نیز، نگاه سیال به سنت هاست. افرادی که با این نگاه به سنت توجه دارند، آرزوی بازگشت به گذشته را در سر نمی‌پرورانند بلکه می‌خواهند از تجربیات گذشته برای رفع مشکلات امروز کمک بگیرند.

به گزارش ایسنا، در بخش دوم این نشست، مستند «صوفی بزرگ»، ساخته روبرت ارسکین به نمایش درآمد. در این مستند، به معماری اعجاب‌انگیز اصفهان و همچنین معرفی آثار هنری و صنایع‌دستی این شهر و سبک زندگی شاهان صفویه پرداخته‌شده بود.

حسین مسجدی که به‌عنوان منتقد در این نشست حضور داشت، با بررسی مستند «صوفی بزرگ»، گفت: برای ساخت یک مستند باید سال‌ها پژوهش کرد. متأسفانه این فیلم نتوانسته ریشه صفوی را که یکی از بزرگ‌ترین امپراطوری های ایران بوده به نمایش بگذارد.

وی ادامه داد: این فیلم فقط به نیمه اول سلسله صفوی اشاره دارد و از یازده پادشاه این دوره صرفاً به نشان دادن چند تصویر که آن هم بیانگر جنگ و خونریزی است اکتفا می‌کند درصورتی‌که در سال‌هایی از حکومت صفویان، چنان وحدت ملی‌ای ایجادشده بود و از سوی شاهان رواج پیداکرده بود که آن دسته از محله‌ها و طایفه‌هایی که سال‌ها با هم جنگ داشتند، در آرامش کنار هم زیست می‌کردند.

مسجدی، بزرگانی مثل محتشم، شیخ بهایی و سایر علمای شهیر دوره صفویه را نام برد و از اشاره نکردن به آن‌ها در این مستند انتقاد کرد و گفت: مستند «صوفی بزرگ» پارچه چهل‌تکه‌ای است که اجزای آن با هم سازگاری ندارد.

او از حاضران خواست تا درباره قهوه‌خانه‌های اصفهان تحقیق کنند و در این‌باره گفت: امروز جوانان در فضاهایی  دور هم جمع می‌شوند و قهوه تلخ می‌خورند که رنگ‌بندی تیره دارد. این فضاهای تاریک در روزگاران قدیم، مختص قهوه‌خانه‌هایی بود که علاوه بر بزرگ بودن مکان آن، فرصتی برای گفتگو و بحث‌های فلسفی را هم فراهم می‌کرد، به شکلی که حتی از قهوه‌خانه‌های اروپا در قرن ۱۹ میلادی پویاتر بود.

 مسجدی، با بیان اینکه آثار هنرمندان اصفهان ملهم از زنده رود است، از جوانان علاقه‌مند به فیلم‌سازی خواست تا آرشیوی از آثاری که درباره اصفهان ساخته‌شده، به وجود بیاورند.

دومین قسمت از برنامه «اصفهان در روایت ۲»، ۱۴ آذرماه از ساعت ۱۶ تا ۱۹:۳۰  برگزار می‌شود و به نمایش فیلم‌های «گودال در یک روز کهنه» به کارگردانی احمدرضا رضایی و «آدم‌های روی پل» به کارگردانی فرهاد بردبار، همچنین سخنرانی محمود درویش، محمد عرب، عبدالمهدی رجایی و فرهاد بردبار اختصاص دارد.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

کلیدواژه: استانی فرهنگی و هنری زاينده رود هنرمندان

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.isna.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «ایسنا» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۲۵۹۷۴۰۴۱ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

روایتی از هنرآفرینی هنرمندان نصف‌جهان در قطب عاشقی عالم، «کعبه»

اصفهان از گذشته تا کنون، زادگاه هنرمندان زیادی است که با ذوق و خلاقیت، توانسته‌اند در مسیر عقاید و آرمان‌های خود زیبایی‌های زیادی پدید آوردند؛ آثاری که هر چقدر از خلق آن‌ها بگذرد، باز هم تازه است و حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، هنر، ارزشمندتر از طلاست و هنرمندان، کیمیاگرانی‌اند که به خوبی می‌توانند با خلاقیت و ابتکار خود، آثاری پدید آوردند که آوازه‌اش در سراسر دنیا بپیچد؛ اصفهان نیز به‌عنوان مهد فرهنگ و هنر، در دل خود فرزندانی پرورش داده که میراث دار فرهنگ، این سرمایه بزرگ ملی شدند؛ چه مرد باشند و چه زن؛ چه هنرمندانی که از نسل‌های قدیم هستند و امروز، تجربیاتشان‌، توشه راه ماست و چه هنرمندان جوان‌تر که تلاش می‌کنند با حفظ اصالت و سنت، هنر را به دیدگان هدیه کنند.

رضا بدرالسماء یکی از هنرمندان به‌نام نگارگری است که آوازه او فراتر از مرزها نیز پیچیده است که درباره یکی از تجارب متفاوت خود حین نگارگری اظهار می‌کند: در نزدیک‌ت رین مکان به خانه خدا در حال طراحی بودم و این سعادتی برای من بود؛ نکته جالب اینکه وقتی چشمم به موج جمعیت که دور کعبه حرکت می‌کرد افتاد، دیدم که این گردش در آنجا به کل گردش عالم برمی‌گردد و احساس کردم که نگارگری هم از همین گردش دورانی به در خانه خدا اقتباس شده، در واقع در همه عالم و سلول‌ها اینگونه است و همه به دور مبدایی است که از آن جدا شدند، حرکت می‌کنند تا به آن نزدیک شوند که همان از کثرت به وحدت رسیدن است.

وی ادامه می‌دهد: اثر «سرآغاز» همان خانه کعبه است که طواف حجاج، دور آن را با نقوش نقاشی ایرانی داریم؛ در واقع از نزدیک دیدم که هنرمندان چطور توانستند هنر نگارگری را خلق کنند و و دیدم که اقتباس آن‌ها از گردش همین جاست.

عیدی بزرگی نصیب من شد

این نگارگر اصفهانی همچنین درباره تجربه متفاوت خود در ابتدای سال خاطر نشان می‌کند: می‌خواستم سال را کنار شهدا آغاز کنم و همانجا عیدی خود را گرفتم؛ وقتی از تلویزیون‌های نصب شده، پیام نوروزی رهبر انقلاب پخش می‌شد، اثر خود با نام «یا مقلب القلوب» را کنار ایشان دیدم و واقعاً حس خوبی داشتم؛ عیدی بزرگی نصیب ما شد که افتخار بزرگی بود، ما بارها به واسطه آثاری مثل شهدای منا که در راستای انقلاب، خلق شده چند باری خدمت رهبر انقلاب رسیدیم و ایشان هم هنر را دوست دارند و تاکید دارند با زبان هنر، انقلاب را بیشتر معرفی کنیم و مظلومیت فداییان اسلام از صدر اسلام و رشادت‌هایی که تا کنون داشتند را با هنر نشان دهیم.

آمنه بدرالسماء، از دیگر هنرمندان اصفهانی و فرزند رضا بدرالسماء اظهار می‌کند: علاقه زیادی به هنر داشتم با این حال زندگی من در کنار پدرم بی تأثیر نبوده زیرا غیر از تربیت پدرانه، مرا با دنیای هنر آشنا کرد؛ همچنین مادرم پشتوانه بزرگی برای من بود و بیش از اندازه تشویقم می‌کرد، همچنین مشکلات را طوری مدیریت می‌کرد تا پدرم در آرامش بتواند به کار خود برسد.

وی می‌افزاید: اخلاق هنرمندان باید بسیار لطیف، مهربان و پر از عشق باشد و معمولاً احساس خود را با اثر خود بیان می‌کنند؛ افتخار داشتم در کنار پدرم باشم و ایشان اینقدر بزرگ‌منشانه از اصالت و سنت‌های ایرانی بودن، فرهنگ و اصفهان برای من گفتند که از بچگی، زیست هنرمندانه داشتیم.

این هنرمند ادامه می‌دهد: پدر خیلی علاقه داشتند که باید رسالت خود را به نوعی تمام کنیم و به من می‌گفتند که به عنوان یک بانوی هنرمند، باید فضای ذهنی خود در حالی که سنت‌ها را حفظ می‌کنی، به تصویر بکشی، در عین حال با مخاطبی که همسن یا متعلق به نسل بعد از تو است ارتباط برقرار کنی.

مکتبی شایسته‌تر از اصفهان نیست

احمد مراتب، پیشکسوت آواز نیز در خصوص پیشینه موسیقی در اصفهان اظهار می‌کند: مکتب آواز اصفهان و شیوه یا سبک، هرکدام معانی و ترجمان خود را دارد و بسیار زمان می‌خواهد تا درباره‌اش صحبت کنیم اما اگر قرار باشد روزی درباره آن حرف بزنیم، مکتبی شایسته‌تر از اصفهان نیست.

وی ادامه می‌دهد: اصفهان از دیرباز حرفی برای گفتن داشته و مفاخر بزرگی را به عرصه موسیقی ایران و خارج از ایران معرفی کرده‌است؛ از زمان سید رحیم اصفهانی و شاگردان ایشان، مرحوم سید حسین ساعت‌ساز، مرحوم حاج اصفهانی که استاد من هم بودند و که هرکدام ستاره درخشانی در فرهنگ و هنر و آواز اصفهان به حساب می‌آیند.

این پیشکسوت آواز خاطر نشان می‌کند: الان هم اساتید زیادی در اصفهان داریم که جزو برجسته‌ترین استادان ایران هستند و در رشته‌ها گوناگون، چه آواز و چه ساز، فعالند؛ امیدواریم شایستگی این را داشته باشند که جا پای بزرگان بگذارند و عظمتی که اصفهان در فرهنگ و هنر، مخصوصاً موسیقی داشته است، حفظ و به آیندگان بسپارند.

تاج سر آواز ایران

مراتب با بیان اینکه اخلاقمداری برای یک هنرمند، بسیار مهم است، می‌گوید: استاد تاج، یکی از نوادر اساتیدی است که شخصیت اخلاقی‌اش با وجود اینکه پهلوان آواز بود، زبانزد بود؛ همین بود که شاگردان را به سوی خود جذب می‌کرد، از ۱۲ سالگی و مدت ۱۸ سال حتی در سفر، در رکاب او بودم و از حضورش استفاده کردم؛ اخلاق، منش و انسانیت او بزرگترین شایستگی او بود.

وی ادامه می‌دهد: بارها گفته‌ام که تاج، تاج سر آواز ایران بود اما بابت این تاج، از کسی باج نگرفت و هیچ تفاخری نداشت؛ من حتی یک غیبت از او نشنیدم و همه شاگردان شیفته اخلاق او بودند؛ اخلاق نیک با همه مردم، مسئله مهمی برای کسانی است که می‌خواهند در عرصه هنر ماندگار شوند.

پیشکسوت آواز خاطر نشان می‌کند: حدود ۲۰ سال قبل، در راستای آوازهای آئینی، تلاش‌های زیادی صورت گرفت تا اذان و دعاها با لحن موسیقی ایرانی ادا شود، زیرا در قدیم افرادی که اذان گوش می‌کردند رادیو نداشتند که بخواهند از لحن عرب استفاده کنند و آقایان دماوندی، تاج از جمله افرادی هستند که در این عرصه صحبت کردند، همچنین سید جواد ذبیحی که دعاها و ادعیه را با آوازهای ایرانی خواند و این والاترین خدمت ایشان بود.

اذان گفتن در کعبه، به سبک شیعیان

مراتب با اشاره به اینکه سال ۱۳۵۴ و عید غدیر، در حال خواندن اشعاری در حضور چندی از علما و اصفهانی‌ها که مقابل خانه کلبه و ناودان طلا دور هم جمع می‌شدند بودم، ادامه می‌دهد: آن شب امام موسی صدر، مهمان شاه عربستان بود و در عین طواف صدای من را شنید، فردای آن روز از ایشان دعوت کردیم که به هتل ما بیاید و موقع رفتن گفت که فردا، تمام سلاطین و پادشاهان اسلامی وارد خانه کعبه می‌شوند و خانه خدا با گلاب قمصر اصفهان عطرآگین می‌شود، می‌خواهم صحبت کنم بر بام کعبه اذان بگویید؛ خلاصه که مسئولین، موافقت کردند و بعد از برنامه‌ها از جمله قرائت قرآن توسط عبدالباسط، علی رغم تاکید بر ادامه اذان تا «اشهد ان محمد رسول الله»، به طریقه شیعیان و با «اشهد ان علیا ولی الله» اذان گفتم و این بالاترین افتخار من در تمام عمرم بود؛ جالب اینجاست که با توجه به شرایط عربستان، حتی یک نفر هم به این کار من اعتراض نکرد و این از عنایات الهی بود.

وی در پایان می‌گوید: امیدوارم نام اصفهان همانطور که شایسته است به عنوان یک کلان شهر و حتی جهان شهر، به افتخار و بزرگی برده شود.

به گزارش ایمنا، تکریم و معرفی هنرمندان، مخصوصاً دیار هنرخیز اصفهان، وظیفه همه ماست؛ هنرمندانی که در هر شرایطی، ذوق و هنر خود را حفظ و تلاش کردند تا به بهترین شکل ممکن، آن را به مردم هدیه کنند و این دیار کم ندارد از این بزرگ‌مردان عرصه فرهنگ و هنر…

کد خبر 748629

دیگر خبرها

  • روایتی از هنرآفرینی هنرمندان نصف‌جهان در قطب عاشقی عالم، «کعبه»
  • برای وضعیت زاینده‌رود و آلودگی هوای اصفهان غصه می‌خورم
  • وقتی «خانه خدا» سینماها را شلوغ کرد
  • انتقال آب دریا به اصفهان روزهای خوشایندی برای زاینده‌رود رقم می‌زند
  • نمایش آثار جدیدی از ارادت هنرمندان در موزه رضوی
  • تجلیل از ۵۰ شاعر و شاعره محله دستگرد در «گنج‌های پنهان»
  • نهضت پلاتوسازی در دستور کار است/ برگزاری المپیاد هنر
  • نمایشگاه کتاب و آثار خط و نقاشی در هرات
  • «سفر آخر» شهید آوینی تماشایی شد/ بینال ونیز و حواشی غرفه یهودیان
  • چادگان؛ نگین گردشگری اصفهان