Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «فردا»
2024-05-04@04:50:43 GMT

بوکسور متهم به قتل: شکست عشقی، تبهکارم کرد! +عکس

تاریخ انتشار: ۹ بهمن ۱۳۹۹ | کد خبر: ۳۰۸۲۵۷۱۷

بوکسور متهم به قتل: شکست عشقی، تبهکارم کرد! +عکس

خراسان: این ها اظهارات جوان متهم به قتلی است که شانزدهم مهر سال 94 تیغه چاقویش، قلب رفیق را نشانه رفت و در یک نزاع مرگبار شبانه در پارک گلهای مشهد، دوست 24 ساله اش را به قتل رساند و خانواده ای را داغدار کرد. این جوان پارک نشین که پاتوق خودشان را به خون آلوده کرده بود از محل حادثه گریخت و به مکان نامعلومی رفت تا این که پس از گذشت چند سال از ماجرای جنایت ،دوباره به مشهد بازگشت و خانه ای را در منطقه نودره اجاره کرد تا به زندگی مخفیانه اش ادامه بدهد اما از سوی دیگر گروه ورزیده ای از کارآگاهان اداره جنایی مشهد به سرپرستی سرهنگ "وحید حمیدفر" که عملیات ردیابی او را آغاز کرده بودند با صدور دستوری از سوی سرهنگ جواد شفیع زاده (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) وارد عمل شدند و در یک عملیات هماهنگ و ضربتی، او را به دام انداختند.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

متهم این پرونده جنایی پس از آن که به سوالات تخصصی قاضی زرقانی (قاضی ویژه قتل عمد) درباره چگونگی وقوع جنایت پاسخ داد، در گفت وگویی یک ساعته با خبرنگار خراسان نیز سرگذشت تلخ خود را بازگو کرد. آن چه می خوانید نتیجه این گفت وگو در حاشیه جلسه بازپرسی است.   می گویی نامت محمدعلی است، پس چرا به «پدرام» معروف هستی؟ پدر و مادرم نام «پدرام» را دوست داشتند و می خواستند با این نام  برایم شناسنامه بگیرند اما در ثبت احوال این نام را ثبت نکرده بودند! به همین  دلیل نام شناسنامه ای ام را «محمدعلی» گذاشتند ولی در خانه «پدرام» صدایم می زدند و من هم با همان نام «پدرام» شناخته شدم.  چند سال داری؟ الان 30 ساله هستم اما زمان قتل 25 ساله بودم. چند کلاس سواد داری؟ تا دوم راهنمایی درس خواندم ولی چون علاقه ای به تحصیل نداشتم در همان سن نوجوانی ترک تحصیل کردم. اهل مشهدی؟ بله! قبلا در خیابان المهدی بولوار طبرسی ساکن بودیم ولی بعد به خیابان اندیشه منطقه قاسم آباد آمدیم. پدر و مادرت در قید حیات هستند؟ نه! پدرم در سال 84 فوت شد. بعد از آن مادرت ازدواج کرد؟ نه! او در مرکز درمانی مشغول کار بود و با حقوق پدرم حضانت و سرپرستی ما را به عهده گرفت. بعد از ترک تحصیل چه می کردی؟ وارد بازار کار شدم به شاگردی در یک تعمیرگاه مکانیکی مشغول شدم و بعد هم دنبال ورزش بوکس رفتم. چرا بوکس را انتخاب کردی؟ برادرم قهرمان این رشته بود من هم در مسابقات قهرمانی جوانان در آذر 86 سیستان و بلوچستان و سال 87 در مسابقات قهرمانی بندرعباس شرکت کردم و مقام هایی نیز داشتم!  خدمت سربازی هم رفته ای؟ بله! سال 89 در کرمان خدمت می کردم. مشروب خوری را از چه زمانی شروع کردی؟ از همان دوران نوجوانی! با دوستانم بیرون می رفتم و مشروب می خوردیم! بعد هم عادت کردم و دیگر به یک دایم الخمر تبدیل شده بودم!  مجردی؟ بله!  چرا ازدواج نکردی؟ وقتی سال 90 خدمت سربازی ام به پایان رسید عاشق زن جوانی شدم که از همسرش طلاق گرفته بود او 17 سال بیشتر نداشت ولی چون همسرش اعتیاد داشت بعد از دو سال از او جدا شده بود! من قصد ازدواج با او را داشتم اما او با فرد دیگری ازدواج کرد و من دچار شکست عشقی سنگینی شدم به طوری که حتی یادآوری آن روزها نیز آزارم می دهد!  چرا ازدواج کرد؟ او می گفت:  مادرت راضی به این ازدواج نیست و هیچ گاه زن مطلقه ای را برای پسرش عقد نمی کند!  بعد از این ماجرا چه کردی؟ دیگر دچار افسردگی شدم. شب و روز مشروب می خوردم و مست بودم! به همه گیر می دادم!  در واقع کارهای خلاف را از همین جا شروع کردم! این شکست عشقی از من تبهکار ساخت!  با احمد (مقتول) دوست بودی؟ بله! بچه محل بودیم با هم رابطه داشتیم! در پاتوق پارک همدیگر را می دیدیم و هیچ اختلافی با یکدیگر نداشتیم. اما من همیشه دنبال دعوا بودم!  پشیمانی؟ خیلی! کاش سرنوشتم به این جا نمی رسید. ریشه خلافکاری هایت را در چه چیزی می بینی؟ کمبودهای عاطفی و احساسی! اما شکست عشقی هم خیلی تاثیر داشت! معاشرت با دوستان ناباب را دلیل تبهکاری هایت نمی دانی؟ نه!  من به خواست خودم به دنبال خلاف رفتم! اگر دوست نداشتم کسی نمی توانست مرا مجبور کند! از چه زمانی معتاد شدی؟ بعد از وقوع قتل به سیستان و بلوچستان گریختم و در آن جا مخفی شدم! همان جا هم بود که به مصرف سیگار و مواد مخدر روی آوردم و انواع مخدرها را تجربه کردم به طوری که دیگر چهره و جسمم نابود شده است و از آن اندام ورزشکاری خبری نیست! چه شد که مرتکب قتل شدی؟ آن روز به مغازه یکی از دوستانم در بولوار امامت مشهد رفتم و مشروب خوردم. در همان حالت مستی هم سوار پرایدم شدم و با یکی از دوستانم به طرف پارک گلها آمدم جایی که پاتوق همیشگی ما بود! دوستانم کنار یکدیگر نشسته بودند من هم که مست بودم یکی یکی به آن ها گیر دادم و تیکه پراندم تا این که مرحوم ناراحت شد و ما با هم گلاویز شدیم او هم رزمی کار بود به همین خاطر مرا کتک زد که من هم در همان حالت عصبانیت چاقو را از کمرم بیرون کشیدم و ضرباتی را به او زدم که متاسفانه یکی از این ضربات به سینه اش خورد و ... اگر زمان به عقب برگردد چه می کنی؟ مثل آدم زندگی می کنم!  حرف آخر؟ این گونه خلافکاری ها و رفاقت های بیخودی، هیچ کدام عاقبتی جز بدبختی و فلاکت ندارد! اشتباه کردم ...

منبع: فردا

کلیدواژه: بوکسور متهم به قتل شکست عشقی خلافکاری شکست عشقی

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.fardanews.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «فردا» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۰۸۲۵۷۱۷ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

شرط عجیب یک معلم برای ازدواج + فیلم

زهرا خانی صلوات معلم نیکوکاری است که نه تنها به دانش‌آموزان نیازمند خود در خانه تدریس می‌کند، بلکه از حقوقش نیز برای آنها لوازم التحریر می‌‌خرد.

کد ویدیو دانلود فیلم اصلی باشگاه خبرنگاران جوان فیلم و صوت فیلم و صوت

دیگر خبرها

  • شرط عجیب یک معلم برای ازدواج + فیلم
  • صعود مقتدرانه بوکسور جوان ایران به فینال آسیا
  • کسب ۵ مدال نقره و برنز بوکسورهای کردستانی در رقابت‌های کشوری
  • اجرای عمومی تئاتر‌های جشنواره رضوی گامی موثر است/ ماجرای عشقی عجیب
  • درخشش بوکسور‌های چهارمحال و بختیاری در رقابت‌های انتخابی تیم ملی
  • اجرای عمومی تئاترهای جشنواره رضوی گامی موثر است/ ماجرای عشقی عجیب
  • تداوم شکست بوکسورهای ایرانی در مسابقات قهرمانی امید و جوانان آسیا
  • سرقت های سریالی قهرمان کشتی در تهران| نیما می گوید شکست عشقی خورد و ...
  • مبارزه بوکس مایک تایسون با جیک پل رسما کلید خورد
  • عشقی فراتر از خدمت.../ماندن در منطقه محروم؛ به واسطه عشق به دانش‌آموزان