Web Analytics Made Easy - Statcounter

به گزارش رسانه رسمی باشگاه پرسپولیس، ایمان حسین‌پور شرفشاد معاون حقوقی باشگاه پرسپولیس در رابطه با شکایت این باشگاه علیه شجاع خلیل‌زاده و باشگاه الریان قطر اظهار داشت: شجاع خلیل‌زاده قرارداد داخلی خود را در مهرماه ۹۹ با استناد به دو ادعا فسخ کرد و بلافاصله نیز به تیم الریان قطر پیوست. در مسیر تنویر افکار عمومی، لازم به توضیح است که هیچ یک از مسائل مورد ادعای ایشان، محقق نشده و به همین علت فسخ‌قرارداد توسط بازیکن، غیرموجه است.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

علاوه بر اینکه رسیدگی به فسخ غیرمجاز قرارداد داخلی بازیکن با باشگاه پرسپولیس، در صلاحیت ارکان قضایی فدراسیون فوتبال ایران است، مطابق مقررات بین‌المللی، ضمانت اجراهای سختی، برای بازیکن و تیمی که به آن منتقل شده در چنین مواردی تعیین شده است.

وی تصریح کرد: در واقع اقدامات بازیکن یادشده مشمول پیامدهای فسخ قرارداد بدون دلیل‌موجه مندرج در ماده ۱۷ آئین نامه وضعیت و انتقال بازیکنان فیفا خواهد بود. طبق بند یک این ماده در صورت فسخ غیرموجه، بازیکن باید به باشگاه خسارت پرداخت کند و طبق بند ۲ همین ماده، تیم جدید بازیکن یعنی تیم الریان موظف به پرداخت جریمه بازیکن به پرسپولیس است. ترغیب بازیکن توسط تیم جدید و مذاکره با او، بدون اطلاع‌رسانی مکتوب به باشگاه پرسپولیس نیز ازجمله تخلفات مطروحه است و باشگاه الریان باید در این زمینه پاسخگو باشد.

حسین‌پور افزود: طبق خواسته مدیریت باشگاه، به زودی شکایت پرسپولیس از شجاع خلیل‌زاده و باشگاه فعلی وی یعنی الریان قطر در DRC یا اتاق حل و فصل اختلافات فیفا ثبت و پیگیری خواهد شد. یکی از مستندات ادعایی خلیل‌زاده، ماده ۱۴ مکرر آئین نامه وضعیت و انتقال بازیکنان فیفا است که مطابق آن، در صورتی که بازیکن بیش از دو ماه دستمزد مورد توافق را دریافت نکرده باشد، می‌تواند ۱۵ روز قبل از اقدام حقوقی موضوع را به باشگاه اعلام کتبی کند و سپس قرارداد را فسخ کند‌. علاوه بر اینکه هیچ عنصر خارجی در قرارداد بین بازیکن و باشگاه پرسپولیس وجود نداشته و این قرارداد داخلی بود، ماده مورد اشاره بازیکن در مقررات نقل و انتقالات و تعیین وضعیت بازیکنان فدراسیون فوتبال ایران درج نشده و از جمله مقرراتی نیست که فدراسیون‌ها ملزم به درج آن ماده در مقررات داخلی خود باشند. پس لازم است شفاف‌سازی شود که بازیکن در زمان فسخ قرارداد، دستمزد عقب مانده‌ای نداشته و به همین دلیل پس از فسخ، مجدداً قرارداد خود را با باشگاه تمدید کرده است. با این حساب، فسخ یک‌جانبه قرارداد توسط این بازیکن غیرقانونی و بدون دلیل موجه است.

معاون حقوقی باشگاه پرسپولیس اضافه کرد: بدون شک علیه بازیکن و باشگاه جدید وی شکایتی طرح می‌شود و ضمانت اجراهایی از جمله پرداخت جریمه و حتی بسته شدن پنجره نقل و انتقالات، شجاع خلیل زاده و باشگاه الریان قطر را تهدید خواهد کرد. در این میان، الریان قطر هم باید پاسخگوی اقدامات خود و فسخ غیرموجه خلیل‌زاده باشد. مطابق آئین نامه وضعیت و انتقال بازیکنان فیفا، این باشگاه مسئول پرداخت غرامت‌ها و جریمه‌های تعیینی برای خلیل‌زاده است. از سوی دیگر، طبق مقررات فیفا وقتی بازیکنی قرارداد خود را بدون علت موجه فسخ می‌کند و با باشگاه جدیدی قرارداد منعقد می‌کند، اصل بر این است که باشگاه جدید بازیکن را ترغیب به فسخ قرارداد خود با باشگاه قبلی کرده و این باشگاه جدید است که باید اثبات کند مرتکب چنین رفتار متخلفانه‌ای نشده است.

وی افزود: قرائن موجود نیز حاکی از بروز این تخلف است زیرا آقای شجاع خلیل زاده در فسخ قرارداد به بندی استناد کرده که مطابق آن، اگر بازیکن پیشنهاد خارجی داشته باشد، می‌تواند تحت شرایطی قرارداد را فسخ نماید و این ماده دقیقاً حکایت از داشتن پیشنهاد از باشگاه خارجی دارد. مشخص است که تیمی خارجی، پیش از فسخ قرارداد، مذاکرات خود را با بازیکن ایرانی شروع کرده که بازیکن نیز در فسخ خود به این موضوع اشاره کرده است و طبق بند ۴ ماده ۱۷ آئین نامه وضعیت و انتقال بازیکنان فیفا، مجازات چنین باشگاهی، ممنوعیت از ثبت بازیکنان داخلی و خارجی برای دو پنجره متوالی خواهد بود. حتی مطابق بند یک ماده ۶ همان مقررات، امکان اخذ دستور موقت برای ثبت نقل و انتقال جهت باشگاه جدید هم وجود ندارد.

وکیل باشگاه پرسپولیس همچنین گفت: در بند ۳ از ماده ۱۸ مقررات فیفا نیز آمده که اگر باشگاهی قصد مذاکره و انعقاد قرارداد با یک بازیکن را داشته باشد، باید پیش از هر اقدامی، مراتب را به طور مکتوب به باشگاه فعلی وی اطلاع دهد. الریان به این وظیفه عمل نکرده و نقض این ماده نیز مجازات متناسب خود را در پی خواهد داشت. شکایت از الریان و خلیل‌زاده آماده شده و در DRC طرح خواهد شد.

حسین پور در نهایت بیان داشت: با توجه به اینکه تیم الریان قطر، در لیگ قهرمانان آسیا در گروه پرسپولیس بوده، به دلیل جلوگیری از برهم خوردن تمرکز این بازیکن در مسابقات و رعایت اخلاق ورزشی که مورد تاکید مدیرعامل باشگاه پرسپولیس است، این موضوع در زمان برگزاری دور مقدماتی لیگ قهرمانان آسیا  مطرح نشد اما حالا زمان رسیدگی حقوقی به این موضوع است.

انتهای پیام/

منبع: پارس فوتبال

کلیدواژه: پرسپولیس شجاع خلیل زاده شکایت قطر باشگاه پرسپولیس شجاع خلیل زاده باشگاه جدید فسخ قرارداد الریان قطر

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت parsfootball.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «پارس فوتبال» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۱۷۷۰۰۵۳ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

انتقاد از دستورالعمل صادر شده توسط یک مسئول در قوه قضاییه:طبق قانون اساسی نمی‌توانید ثبت شکایت و دادخواست از دولت را ممنوع کنید

به گزارش خبرآنلاین بعد از انعکاس موضوع در رسانه ها ،توضیحاتی منتشر شد که به منزله دلایل توجیهی این اقدام است، خلاصه این توجیهات‌ این است که اولاً با الکترونیکی شدنِ فرایندهای قضایی، برخی از شهروندان به جای مراجعه به اداره مربوط، به ارسال اظهارنامه برای مقامات دولتی اقدام و درخواست‌های شخصی خودشان را مطرح می‌کنند. ثانیا ممنوعیت ارسال اظهارنامه علیه مقامات دولتی امر جدیدی نیست و از سال ۹۲ برقرار بوده است ،ثالثاً کما فی السابق امکان ثبت شکایت و دادخواست علیه مقامات دولتی وجود دارد و فقط ارسال اظهارنامه علیه آنها ممنوع شده است.

روزنامه اطلاعات در نقد این دستورالعمل نوشته است: هیچ یک از دلایل توجیهیِ مزبور قانع کننده نیست و بخشنامه فوق فاقد توجیه قانونی است.
برای تحلیل قضیه مفهوم وکارکرد اظهارنامه بیان می‌شود وسپس مستنداتِ بی اعتباریِ این بخشنامه و توجیهات آن ارائه می گردد:


1- مفهوم وکارکرد اظهارنامه
مقررات راجع به «تامین دلیل و اظهارنامه» در فصل هفتم از باب سوم آیین دادرسی مدنی آمده است. باب سوم آیین دادرسی مدنی در ارتباط با ضوابط حاکم بر «دادرسی نخستین» و شامل ۱۱ فصل است. مقررات راجع به تامین دلیل از ماده ۱۴۹ تا ۱۵۵ ماده را به خود اختصاص داده که خارج از این نوشتار است و مقررات راجع به اظهارنامه طی دوماده ۱۵۶ و ۱۵۷ آمده است. مطابق ماده ۱۵۶«هرکس می‌تواند قبل از تقدیم دادخواست، حق خود را به وسیله اظهارنامه از دیگری مطالبه کند مشروط بر اینکه موعد مطالبه رسیده باشد، به طور کلی هر کس حق دارد اظهاراتی را که راجع به معاملات و تعهدات خود با دیگری است وبخواهد به طور رسمی به وی برساند، ضمن اظهارنامه به طرف ابلاغ نماید ...»
در تبصره این ماده آمده است که «اداره ثبت و دفتر دادگاه‌ها می‌توانند از ابلاغ اظهارنامه‌هایی که حاوی مطالب خلاف اخلاق و خارج از نزاکت باشد خودداری نمایند». در قوانینِ موجود، استثنای دیگری برای ارسال اظهارنامه نیامده است.
پیشینه مقررات راجع به اظهارنامه از سال‌های دور وازجمله در قانون آیین دادرسی مدنی سال ۱۳۱۸ وجود داشته است. معمولا اظهارنامه قبل از آغازِ رسمی اختلاف، ارسال می‌شود و مهمترین کارکرد آن این است که موضع رسمی دو طرف اختلاف را روشن می کند و به عنوان پیوست دادخواست قرار می گیرد. مطابق حکم این ماده، هر کس می‌تواند برای ابلاغ رسمی ادعاهای خودش به دیگری از طریق ارسال اظهارنامه اقدام کند ،اما گیرنده اظهارنامه هیچ تکلیفی و الزامی برای پاسخ دادن به اظهارنامه ندارد. پاسخ به اظهارنامه می‌تواند مستندات طرف مقابل را نشان دهد و موضع دو طرف را شفاف کند. با روشن شدنِ موضعِ دو طرف، زمینه طرح دعوا فراهم می‌شود و امکان تدوین صورت مساله قضایی پدید می‌آید.
به این ترتیب ارسال اظهارنامه امری مقدماتی برای طرح دعوا تلقی می‌شود و از اینجاست که به اصطلاح مقدمه واجب‌،واجب می‌شود. در مواردی قانون نیز ارسال اظهارنامه را ضروری دانسته است؛ مثلا زمانی که قرار باشد در آینده دعوایِ خسارت تاخیر نسبت به انجام امری( پرداخت وجه یا انجام تعهد) مطالبه شود، باید اثبات شود که از طریق اظهارنامه انجام آن امر مطالبه و با بی اعتنایی گیرنده مواجه شده وموجب ورود خسارت قانونی ، قراردادی یا عرفی شده است. درمواردی هم که قانونا ارسال اظهارنامه ضروری نیست، باز هم برای اثبات ادعا در مرحله دعوا نیاز به اظهارنامه ضرورت پیدا می‌کند و واجد اثر حقوقی است .
بر این اساس، اگر چه ارسال اظهارنامه و پاسخ به اظهارنامه امری اختیاری است و تصمیم گیری درباره آن توسط ارسال کننده ودریافت کننده انجام می‌شود، اما یقیناًارسال اظهارنامه در مرحله اثبات واستناد واجد آثار حقوقی است به گونه‌ای که تصمیم گیری در مورد طرح دعوا یا عدم طرح دعوا و ضریب موفقیت یا عدم موفقیت دعوا تابعی از محتوای اظهارنامه و پاسخ ِآن است .
اکنون مطابق بخشنامه مورد بحث ،ارسال اظهارنامه خطاب به مقامات دولتی ممنوع شده است !به این معنا که همه مردم ِعادی ( شهروندان)حق دارند نسبت به ارسال اظهارنامه برای یکدیگر اقدام کند، اما حق ندارند نسبت به مقامات دولتی اظهار نامه ارسال کنند!!به عبارت دیگر اگر شهروندی معتقد باشد که یک مقام دولتی در مقام انجام وظیفه یا با سوء استفاده از موقعیت دولتی مرتکب فعل یا ترک فعل زیانبار شده است واگر شهروندی تصمیم به طرح دعوا یا شکایت علیه مقام دولتی داشته باشد، باید بدون ارسال اظهارنامه مبادرت به طرح دعوا یا شکایت کند!! با این بخشنامه شهروندان امکانِ شنیدنِ پاسخ وموضعِ رسمی ومستندات مقام دولتی را برای ارتکاب فعل زیانبارآنها از دست می‌دهند ،در این شرایط شهروندان ناچارهستند بدون مستند لازم- که گاهی از طریق اظهارنامه حاصل می‌شود-طرح دعوا کنند . در این صورت احتمال موفقیت دعوا شدیدا کاهش پیدا می کند.


2- مستنداتِ نادرست بودن این بخشنامه
اولا ؛ این بخشنامه «حقِ دادخواهی» برای آحاد ملت را تضییع و تحدید کرده است، با این تحلیل که «دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هر کس می‌تواند به منظور دادخواهی به دادگاه‌های صالح رجوع نماید» (اصل ۳۴ قانون اساسی) واز شاخه های اعمال همین حق است که «هرکس می‌تواند قبل از تقدیم دادخواست حق خود را به وسیله اظهارنامه از دیگری مطالبه نماید..»( ماده ۱۵۶ قانون آیین دادرسی مدنی) و شاکیان می‌توانند خواسته خود را از طریق اظهارنامه برای مقامات عمومی و دستگاه‌های دولتی ارسال کنند (تبصره ۴ ماده ۱۶ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری)
در واقع ارسال اظهار نامه گاه مقدمه وگاه شرط ضروری دادخواهی است و حق دادخواهی در قانون اساسی به عنوان یکی از حقوق آحاد ملت شناخته شده است.
ثانیا؛ « همه مردم از هر قوم وقبیله ای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند» ( اصل ۱۹ قانون اساسی ) و نیز « همه افراد ملت اعم از زن ومرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند» ( اصل ۲۰ قانون اساسی ) به گونه ای که حتی « رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است » ( اصل ۱۰۷ قانون اساسی )و رفتار تبعیض آمیز ممنوع است ( بند ۹ اصل ۳ قانون اساسی ) بنابر این تبعیض درامکان ارسال اظهارنامه این گونه پدید می آید که ارسال اظهارنامه خطاب به شهروندان عادی ممکن ومجاز است اما خطاب به مقامات دولتی ممنوع است و تبعیضی ناروا میان مردم و مسئولان برقرار شده و آحاد ملت را از حمایت قانون در زمینه ارسال اظهارنامه در مقابل مقامات دولتی خارج کرده است.
ثالثا؛ مسلم است که «هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهادها و دستگاه‌های حکومتی که افراد ملت را از حقوق مقرر در قانون اساسی جمهوری اسلامی محروم کند علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت یک تا ۵ سال از مشاغل حکومتی، به حبس از دو ماه تا سه سال محکوم خواهد شد»( ماده ۵۷۰ قانون مجازات اسلامی). با این اوصاف وخصوصا با توجه به اینکه یکی از وظایف قوه قضائیه «احیای حقوق عامه» ونیز
« پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی آحاد ملت است »(اصل ۱۵۶ قانون اساسی) این سئوال ها مطرح است که چگونه یک مدیر میانی و غیر قضایی قوه قضائیه می‌تواند چنین بخشنامه ای صادر کند؟ وجود چنین نگرش‌هایی در سطح این گونه از مدیران قوه قضائیه نگران کننده است.
رابعا؛ اگر این بخشنامه را با آنچه در روش حکمرانی امیرالمومنین علیه السلام آمده است مقایسه کنیم (که خود برای حل اختلافش با فردی یهودی به دادگاه مراجعه کرد و ادعایش مردود شد و به خاطر تکریمِ کلامیِ خودوعدم رعایت تساوی بین طرفین به قاضی تذکرداد!) چه نتیجه ای می گیریم؟ واگر این بخشنامه را با وعده بنیانگذارجمهوری اسلامی مقایسه کنیم که فرمود در حکومتی که تشکیل خواهد شد یک فرد عادی می‌تواند حاکم اسلامی را استیضاح کند واو پاسخ خواهد داد! چه نتیجه ای حاصل می‌شود؟

3- قابل قبول نبودنِ دلایل توجیه‌ این بخشنامه
اولا؛ گفته شده است موضوع این بخشنامه امر جدیدی نیست و از سال ۹۲ در حال اجراست ، این توجیه از آن نظر مردود است که سابقه چند ساله یک تخلف یا جرم ، دلیل بر قانونی بودن آن نمی‌شود وفقط سابقه طولانی تری برای نقض حقوق ملت را نشان می دهد. به عبارت دیگر نقض مستمر یکی از مصادیقِ حقوقِ ملت در طول چند سال، دلیل بر تجویز و قانونی بودن آن نیست.
ثانیا؛ گفته شده است برخی افراد به جای مراجعه به مرجع اداری درخواست شخصی خود را در اظهارنامه مطرح می‌کنند و با الکترونیکی شدن امور، این کار افزایش یافته است، این استدلال نیز دلیل مناسبی برای محروم کردن آحاد ملت از اعمال مقدمات حق دادخواهی آنها نیست و حداقل با 4استدلال معارض مواجه است زیرا: الف) همانگونه که سرعت غیرمجازِبرخی افراد در اتوبان‌ها مجوز لازم برای تعطیل کردن اتوبان ها نیست، استفاده نامتعارف از اظهارنامه توسط برخی از افراد موجب نمی‌شود که امکان ارسال اظهارنامه به مقام‌های دولتی را برای کل شهروندان ممنوع کنیم.
ب) در تبصره ماده ۱۵۶ فقط درحالتی عدم پذیرش‌اظهارنامه تجویزشده که محتوای آن «خلاف اخلاق وخارج از نزاکت باشد» و حالت دیگری ذکر نشده است .
ج) با فرض ارسال درخواست های شخصی به مسئولان، هیچ ایرادی پدید نمی آید، زیرا عدم مراجعه افراد به ادارات از اهداف دولت الکترونیک است وعلاوه برآن مسئولان هم مانند سایر دریافت کنندگان اظهارنامه، هیچ تکلیفی ندارند که به اظهارنامه پاسخ دهند، بلکه فقط باید بعد از طرح دعوا در دادگاه بتوانند از اقدام خودشان دفاع کنند.
د) نه در متن این بخشنامه و نه در توضیحاتی که برای دفاع از آن ارائه شده است، هیچ مستند قانونی بیان نشده است که نشان دهد مرجعی صلاحیت‌دار و مستند به ماده ای قانونی چنین ممنوعیتی را برقرار کرده است! اصل مستند بودنِ تصمیمِ مقامِ عمومی و نیز اصل عدم صلاحیت مقامات عمومی در تعیین محدودیت برای شهروندان ایجاب می‌کند که اگر مرجع صادر کننده بخشنامه یا مدافع ایشان مستندی قانونی در این باره دارند ارائه کنندتا در موقعیتِ اتهامی مبنی بر اقدام علیه عدالت قضایی قرار نگیرند. در هر حال اینکه افراد را از ارسال این گونه اظهارنامه‌ها ممنوع کنیم، نیازمند تجویز قانونی است.
ثالثا؛ گفته شده کما فی السابق امکان ثبت شکایت و دادخواست علیه مقامات دولتی فراهم است. این توجیه نیز اصلا بخشنامه را توجیه نمی  کند. زیرا به اصطلاح منطقی، اثبات شئی نفی ما عدا نمی‌کند. اینکه امکان ثبت شکایت و دادخواست علیه مقامات دولتی فراهم است ، دلیل نمی‌شود که امکان ثبت اظهارنامه را علیه آنان ممنوع شود. علاوه این که وقتی ثبت شکایت و دادخواست علیه مقامات دولتی فراهم باشد اما امکان ثبت اظهارنامه فراهم نباشد همانند این تمثیل است که گفته شود مامور آتش نشانی یا مالکان ساختمان می توانند به بالای بام ساختمان بروند، اما حقِ استفاده از نردبان یا آسانسور را ندارند. زیرا مقدمه را ممنوع کردند، اما ذی المقدمه را آزاد گذاشتند.
مضافاً این که مطابق قانون اساسی هیچ مقامی نمی‌تواند امکان ثبت شکایت و دادخواست علیه مقامات دولتی را ممنوع کند و بسیار عجیب است که چنین توجیهاتی ارائه می‌شود.بر این اساس مجددا از اولیای ِامور قضایی تقاضا می‌شود با بازنگری و لغو این بخشنامه زمینه پاسخگویی بهتر مسئولان دولتی وتنظیم روابط مبتنی بر گفتگو و ارتباط طرفینی مردم و مسئولان را فراهم کنند تا شاخص‌های حکمرانی خوب نظیر پاسخگویی، شفافیت ومستند گویی ارتقا پیدا کند.

23302

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید. کد خبر 1900406

دیگر خبرها

  • ستاره پرسپولیس در لیست سیاه اوسمار
  • انتقاد از دستورالعمل صادر شده توسط یک مسئول در قوه قضاییه:طبق قانون اساسی نمی‌توانید ثبت شکایت و دادخواست از دولت را ممنوع کنید
  • توضیح مدیر تراکتور در مورد کامنت جنجالی!
  • توضیح گلر جوان پرسپولیس درباره شوت عبدالکریم!
  • ◄ تعیین حق توقف کامیون ها وظیفه سازمان راهداری است/ محکومیت شورای عالی هماهنگی ترابری
  • رفع ابهام حق بیمه مشاغل سخت و زیان‌آور و مفاصا حساب در خوزستان+فیلم
  • رجب زاده: بازیکن لالیگایی، نقطه ضعف تیم ما بود
  • گفته بودم مراقب بازیکن لالیگایی باشید / مسئولان هم به ورزشگاه بیایند
  • بادامکی: با این نفرات باید با تجربه‌تر عمل می‌کردیم/ در مورد تمدید قرارداد اوسمار مدیرعامل و هیات مدیره تصمیم می‌گیرند+فیلم
  • شکایت ۱۵ میلیاردی علیه پورتو به خاطر طارمی