قبل از اینکه به چشم استعداد به یک بازیکن نگاه کرده و به پولی که در می آورند توجه کنید، بدانید آن ها هم انسان هستند، مثل انسان احساسات دارند. دایسلر نمونه‌ای است از یک فوتبالیست با استعداد که زیرفشار رسانه ها له شد. در بیوگرافی دایسلر آمده است، او حس «پوچی» و خستگی داشته و می خواسته هرچه زودتر به این شکنجه ها پایان دهد.

 خستگی و شکنجه؛ آیا این احساساتی است که از قهرمان های این ورزش زیبا می خواهید؟

طرفداری- تصور کنید به عنوان فوق ستاره بعدی فوتبال آلمان معرفی می شوید. یک لحظه تصور کنید هرج و مرج های ناشی از فشار این عنوان و در چشم بودن حتی برای کوچک ترین حرکت، با شما چه می کند؟ تصور کنید شمار روزنامه هایی که فرم شما یا اشتباهات تان در هربازی را تیتر اصلی می کنند در حال افزایش است و باید با آن کنار بیاید. یک ثانیه فقط فکر کنید عنوان «آینده فوتبال کشور» به شما داده شده است، آیا می توانید زیر این فشار خم نشوید؟

با گذشت زمان، سباستین دایسلر از نظر خیلی ها آینده فوتبال آلمان بود. «Das Supertalent» در دورانی که ژرمن ها در پرورش استعداد های درجه یک به مشکل برخورده بودند، امیدی برای آینده بود. به کمی قبل تر بر می گردیم. وقتی مانشافت بدون پیروزی از یورو 2000 حذف شد، فوتبال آلمان شکسته شد. انتظارات ملت از تیم ملی به پایین ترین سطح رسیده بود. آلمان ها به قدری ضعیف بودند که نشریه انگلیسی The Observer، با تیتر «تیم آلمان؛ آلمان ها چقدر بد هستند؟» ژرمن ها را مسخره کرده بود.

معمولا انگلیسی ها، مهارت ژرمن ها در بازگشتِ باشکوه و قدرتمند را دست کم می گیرند اما این بار شاید حق داشتند. انگلیس تیم رودی فولر را در المپیا اشتادیون با نتیجه 5-1 نابود کرد تا یکی از بزرگترین پیروزی های تاریخ انگلیس، همراه شود با تحقیر ملی در آلمان. در آن بازی، دایسلر یکی از بازیکنانی بود که عملکرد نامناسبی داشت اما عملکرد بد او بیشتر از سایر هم تیمی هایش به چشم آمد. انتظار می رفت او یکی از تهدید های بزرگ برای باز کردن دروازه انگلیس باشد. بازیساز هرتابرلین به عنوان یکی از امیدهای مانشافت در رسانه ها مطرح شده بود تا بار سنگین گذر این کشور از دوران تاریک را بر دوش بکشد و دوباره تیم را به نوری که موفقیت را به همراه می آورد، هدایت کند.

پس از شکست بد مقابل انگلیس، دایسلر خیلی سختی کشید. با اینکه در آن بازی دایسلر زمینه ساز تنها گل تیمش بود، بازهم همه نگاه ها به او بود. درست بود که آلمان به مانند همیشه تیم یکدستی بود اما اگر یک نگاه اجمالی بیندازیم، می بینیم که دایسلر تنها ستاره ژرمن ها بود. وقتی سباستین پاس زیبایی به پشت دفاع انگلیس انداخت تا اولیور نویل آن را با سر به یانکر پاس دهد و گل اول آلمان به ثمر برسد، تکنیک و دید عالی دایسلر بود که به کمک آمده بود اما آن بازی به جشن و نمایش مایکل اوون تبدیل شد.

بزرگنمایی ها در ابتدای دوران بازیگری دایسلر، آن هم وقتی که با بروسیا مونشن گلادباخ اولین قرارداد حرفه ای خود را امضا کرد بیشتر به چشم می آمد. بزرگترین ها و بهترین ها او را تحسین می کردند. بکن باوئر، دایسلر را به عنوان «بهترین بازیکن آلمان از لحاظ فیزیکی و فنی» خطاب کرد و رودی فولر از او به عنوان بازیکنی که 10 سال آینده ژرمن ها را بیمه خواهد کرد، نام برد.

متاسفانه برای دایسلر- و تمام فوتبال آلمان- حرف های فولر هیچوقت به حقیقت تبدیل نشدند. 10 سال پس از حرف های فولر، سباستین را در دنیای فوتبال و حتی نزدیک به آن ندیدیم. مردی که در 2007 از فوتبال خداحافظی کرد و به یک بار، به این نتیجه رسید که برای فوتبال حرفه ای ساخته نشده است! این قهقرا و سقوطی بزرگ برای چنین استعدادی بود. اما این بدی و تباهی دنیای مجلل فوتبال است. هیچ راهی برای فرار کردن و مخفی شدن از آن وجود ندارد. مطمئن باشید، وقتی به عنوان بزرگترین بازیکن آلمان در آینده نزدیک به کل دنیا شناسانده می شوید، هیچوقت از دست رسانه ها در امان نیستید.

سقوطِ دایسلر، یکی از داستان غم انگیز در فوتبال آلمان است اما نمی شود بدون اشاره به سال های فوق العاده درخشان این هافبک با استعداد، از کنار زندگی اش عبور کرد. وقتی گلادباخ در 1999 محکوم به سقوط به دسته پایین تر شد، بیشتر از 26 باشگاه برای به خدمت گیری این پسر با استعداد دست به کار شدند. خلاقیت و انعطاف پذیری دایسلر در طول دوران حضورش در گلادباخ که با سانتر های دقیق و نابودی مدافعان بوندس لیگا بیشتر نمود پیدا کرده بود، باعث شد هرتابرلین برای خرید او پا پیش بگذارد و با استفاده از برگ برنده حضور در لیگ قهرمانان اروپا، دایسلر را به خدمت بگیرد.

او فرصت آن را داشت تا در نمایشگاه زرق و برق دار فوتبال اروپا، خودی نشان دهد. هرتای بی تجربه در لیگ قهرمانان اروپا، به عنوان تیمی که هیچ شانسی ندارد در گروه مرگ، همراه میلان، چلسی و گالاتاسارای قرار گرفت. با این حال دایسلر در مرکز برنامه های هجومی یورگن روبر بود و جلوی او، علی دایی، میشائیل پریتز و داریوش وژ قرار گرفته بودند. تیمِ آلمانی همه را شگفت زده و به مرحله یک هشتم صعود کرد.

دوران حرفه ای دایسلر روز به روز بهتر می شد تا اینکه نحسی آغاز شد. مصدومیت چیزی است که یک فوتبالیست بیشترین ترس را از آن دارد. سباستین رباط صلیبی پاره کرد و روزها پرحاشیه ای را در زمانی که مصدوم بود، پشت سر گذاشت. بالطبع همه شروع به پرسش کردند که آیا دایسلر می تواند به خوبی قبل باشد؟ می تواند دوباره قدرتمند ظهور کند؟

دایسلر برگشت اما دیری نگذشت که پارگی در غشای سینوویو در زانوی راست باعث شد برای کل فصل ازمیادین دور باشد. این مصدومیت جدید در حالی پیش آمد که نشریه بیلد باور داشت بایرن مونیخ به شدت در پی جذب این ستاره جوان است و برای فصل 03-2002 نقشه هایی در سر دارد. چشم دوخته به دوران نقاهت برای بازیابی توان بالقوه خود، دایسلر را مصمم کرد برای حضور در یکی از بزرگترین باشگاه های تاریخ بیشتر تلاش کند و به شرایط آرمانی برسد.

در آن زمان منتقدان، دایسلر را به خاطر سکوت در مورد انتقال به بایرن مونیخ تحسین کردند اما بعد ها خودش اعتراف کرد به خاطر دستور دیتر هونس، سرمربی وقت هرتابرلین حق اظهار نظر را نداشت. مشکل فراتر از این ها بود. کم کم دایسلر شروع به زیر سوال بردن اعتقادش به فوتبال کرد. گرچه هنوز جوان بود و کارهای زیادی برای انجام دادن داشت اما بذر شک و تردید در وجدان او رخنه کرده و عطش و عشق به فوتبال را هدف قرار داده بود.

دایسلر احساس تنهایی می کرد و حالش خوب نبود و از دست هونس ناراحت بود چون به عنوان مربی هیچ وقت در مقابل سیل اتهام و توهین ها نسبت به بازیکنش واکنشی نشان نداد. سباستین بعدها در مصاحبه‌ای با Die Zeit، گفت:" هونس به جای دفاع از من، ایستاد و تماشا کرد که چگونه در برلین تحقیر شدم. اینجا بود که فهمیدم فوتبال برای من تمام شده است. شوکه شدم. می دانم آن روز، عاملی بود که فوتبال را باید کنار بگذارم."

اگر دایسلر فکر می کرد نامیده شدن به عنوان بهترین بازیکن هرتا فشار زیادی می آورد، پس فشار حضور در بایرن مونیخ با او چه می کرد؟ احتمالا قرار بود به کوریدوری تاریک رانده شود. دایسلر، عصا به دست، به باواریایی ها پیوست اما مشکلات زانوی وی، همچنان دست از سرش برنمی داشت. اوتمار هیتسفید وضعیت دایسلر را به خوبی می دانست اما قصد داشت تیمش را بر پایه خط هافبک تیم بنا کند، جایی که با رفتن افنبرگ به وولسفبورگ، دایسلر می توانست جانشینش شود.

میان افنبرگ و دایسلر از لحاظ فنی فاصله زیادی بود. ذهنیت آن ها کاملا تفاوت داشت. افنبرگ چندین عنوان بزرگ را فتح کرده و در میان هواداران به «Der Tiger» یعنی «ببر» شهرت یافته بود. این لقب بیشتر به خاطر چهره عبوس و خشن اشتفان بود. او با مدیریت به مشکل برخورده بود و به خاطر مشکلاتی از این دست، مجبور شد خیلی زودتر از وقت معمول، از فوتبال ملی خداحافظی کند.

دایسلر اصلا شبیه افنبرگ نبود. او در سال 2003 وقتی اعلام کرد سرطان دارد، دنیا را شوکه کرد. او فوتبال را کنار گذاشت و مدتی را در موسسه ماکس پلانک برای درمان سپری کرد. افسردگی شدید دایسلر، کل فوتبال آلمان را تحت تاثیر قرار داد مخصوصا اینکه بیماری دایسلر اولین نبود و یان شیماک-بازیکن اهل چک هانوفر- هم به خاطر تخلیه انرژی و روحیه، فوتبال را رها کرد. پس از اینکه شیماک به فوتبال برگشت، هیچ عزمی در دایسلر دیده نشد. او نمی خواست به ورزشی که باعث شد این همه سختی و درد و رنج بکشد، دوباره برگردد.

داسیلر در دوران نقاهت خود، طی مصاحبه‌ای گفته بود:" هیچ برنامه زمانی مشخصی ندارم و نمی خواهم بیش از این زیر فشار باشم. این درسی است که طی هفته های اخیر یاد گرفتم. هنوز زمان زیادی برای بازگشتم به فوتبال مانده است. اول باید خوب شوم. می دانم که افسرده‌ام، بیمارم ولی باید در آرامش باشم. در وقت مناسب بیشتر حرف خواهم زد." این حرف های دایسلر واضح و شفاف بود. او می خواست در آرامش باشد.

بالاخره در فصل 05-2005 به نظر می رسید دایسلر برای حضور در ترکیب بایرن مونیخ آماده باشد. او در کنار میشاییل بالاک، خط هافبک بایرن مونیخ را تشکیل می داد. بازهم مصدومیت از همان ناحیه در زانو و از دست دادن جام جهانی در خاک خودی، آسیب بزرگی به دایسلر زد. مصدومیت ها امانش را بریده بود و در استانه خداحافظی از فوتبال قرار داشت.

در نوامبر 2006 او برگشت اما می دانست هیچ چیز تمام نشده به همین دلیل با نهایت شجاعت، بازنشستگی خود را اعلام کرد تا به دنبال بخت و اقبال خود، در جایی غیر از فوتبال باشد. دایسلر در سال های ابتدایی بسیار درخشان بود اما زمان همه چیز را نشان می دهد. فوتبال و سباستین، دو نقطه متضاد یکدیگر بودند و این را باید پذیرفت، هرچند تلخ. دایسلر هم این را پس از بیماری ها، جراحی ها، مصدومیت و هزار اتفاق دیگر پذیرفت.

داستان زندگی دایسلر غم انگیز است اما نشان می دهد افسردگی در فوتبال، تا چه اندازه جدی است. اولی هونس پس ازخداحافظی سباستین در مورد او گفت:" او یکی از بهترین بازیکنانی است که آلمان تا به حال پرورش داده و هضم خداحافظی او سخت است. ما شکست خوردیم." بکن باوئر، اسطوره فوتبال آلمان هم از این اتفاقات ناراحت بود:"دایسلر به عنوان بازیکنی خارق العاده به تیم آمد اما هیچکس نمی توانست پیش بینی کند شرایط به مساله‌ای روانی تبدیل خواهد شد."

در بیوگرافی دایسلر نوشته شده، فشارهای زیاد در بایرن مونیخ، یکی از عوامل افسردگی او بوده است.

در بسیاری از موارد سرکوب شدم. فکر می کردم باشگاه به من نیاز دارد. همه چیز باید اینگونه پیش می رفت.

زندگی دایسلر درس عبرتی است که از فشار های زیاد ناشی از تبدیل شدن به فوتبالیستی بزرگ پدید می آید. قبل از اینکه به چشم استعداد به یک بازیکن نگاه کرده و به پولی که در می آورند توجه کنید، بدانید آن ها هم انسان هستند، مثل انسان احساسات دارند. دایسلر نمونه‌ای است از یک فوتبالیست با استعداد که زیرفشار رسانه ها له شد. در بیوگرافی دایسلر آمده است، او حس «پوچی» و خستگی داشته و می خواسته هرچه زودتر به این شکنجه ها پایان دهد.

خستگی و شکنجه؛ آیا این احساساتی است که از قهرمان های این ورزش زیبا می خواهید؟ نه. آن ها باید همیشه حس پیروزی و رضایت هواداران را حس کنند. چه در پیروزی و چه در شکست. تنها دردی که یک فوتبالیست باید با آن مواجه شود، باخت یا حداکثر مصدومیت است. دردی غیر از این، آن ها را از زندگی دور می کند. یک فوتبالیست همیشه با عشق فوتبال را آغاز می کند اما هیچوقت با همین حس آن را به اتمام نمی رساند.

به قلم Matt Gault از سایت Thesefootballtimes

ستاره های خاموش شده؛ آدریانو و داستان یکی از بزرگترین افسوس های فوتبال

منبع: طرفداری

خبر بعدی:

دادستان کل کشور: شکنجه‌ اسماعیل بخشی از اساس دروغ بوده و هیچ‌گونه ضرب و جرح و شکنجه‌ای در کار نبوده| انگیزه‌های خاص داشت| موضوع سیاسی است|او یک فرد عادی نبوده، ارتباطاتی با بعضی جاها داشته

دادستان کل کشور با اشاره به گزارش هیات بررسی اظهارات اسماعیل بخشی مبنی بر شکنجه در دوران بازداشتش گفت: فردی که مدعی شده که مورد شکنجه قرار گرفته با اهداف سیاسی و با انگیزه‌های خاص خودش دنبال این قضیه بوده است. آفتاب‌‌نیوز : حجت الاسلام منتظری در این باره اظهار کرد: پس از نشر خبر شکنجه یکی از کارگران شرکت نیشکر که در فضای مجازی و رسانه‌ها مطرح شده بود و دستور ریاست قوه قضاییه برای اعزام هیات تحقیق، ما هفته گذشته بلافاصله هیئت را اعزام کردیم.

به گزارش آفتاب‎نیوز؛ وی گفت: این هیئت در دو روز کامل با مجموعه کسانی که در این خصوص اطلاعات کاملی داشتند یا صاحب نظر بودند و اطلاعاتی در اختیار داشتند، بررسی کامل و جامع انجام شد و گزارش هیات را به صورت مکتوب و به صورت جامع برای ما آوردند.

دادستان کل کشور افزود: الحمدلله گزارش متین، جامع و خوبی است و آنچه که من به اطلاع مردم می رسانم این است که این خبر از اساس دروغ بوده و هیچ گونه ضرب و جرح و شکنجه‌ای در کار نبوده است و این فردی که مدعی شده که مورد شکنجه قرار گرفته با اهداف سیاسی و با انگیزه های خاص خودش دنبال این قضیه بوده است.

وی گفت: البته به لحاظ اینکه مرتکب یک سری جرایم و تخلفاتی شده بود توسط ماموران دستگیر و برای انجام تحقیقات به مراکز مربوطه برده می شود اما اینکه شکنجه شده یا ضرب و جرح خاصی رخ داده باشد چنین چیزی صورت نگرفته است.

حجت الاسلام منتظری با بیان اینکه گزارش تهیه شده گزارش کاملی است، افزود: متاسفانه اینها برای برداشتی که با اهداف سیاسی خودشان داشتند شایعه پراکنی کردند و این فرد نیز یک فرد عادی معمولی نبوده است و به لحاظ ارتباطاتی که با بعضی جاها داشته و به لحاظ جرایمی که مرتکب شده است چه بسا برای پوشش دادن به آن جرایم، مسئله شکنجه را مطرح کرده است.

وی گفت: با هیاتی که ما اعزام کردیم و دستگاه قضایی در تحقیقات به این نتیجه رسید که هیچ شکنجه ای در کار نبوده است و هم بخش هایی که رفته بودندو تحقیقات جامعی انجام دادند، ما شنیدیم که مسئله شکنجه کلا منتفی است و ظاهرا برخی از دستگاه ها و شخصیت های حقوقی نیز ازاین فردی که چنین اتهامی نسبت به مسئولان اطلاعاتی، ‌امنیتی و قضایی زده است شکایت کرده اند که این مسئله قطعا به طور دقیق رسیدگی خواهد شد.

دادستان کل کشور افزود: ان شاء الله امیدواریم آنچه که به حق است ما به آن برسیم، اگر چنانچه این فرد مرتکب جرم هم شده باشد در چارچوب قوانین و مقررات با آن برخورد خواهد شد اما آنچه که به صراحت می گویم گزارش کامل و جامع ما نشان می دهد موضوع شکنجه کلا منتفی بوده است.
منبع: ایسنا

رئیس بنیاد مستضعفان: ماهیانه ۱۸ میلیون تومان حقوق دریافت می‌کنم| در بنیاد مستضعفان کمتر از ۳ میلیون حقوق دریافت نمی‌کنند| مراکز تفریحی خود را همچنان توسعه می‌دهیم، هم فایده اقتصادی دارد و هم برای مردم مفید است+فیلم

وزیر ارتباطات: ماهواره «پیام» در مدار قرار نگرفت| ماهواره "دوستی" در انتظار حضور در مدار+فیلم

محمد جواد شمس صدام ایران صبح امروز اعدام شد + فیلم اعدام

منبع این خبر، وبسایت www.tarafdari.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۱۵۴۵۴۳۱۰ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • اسامی فیلمنامه های برگزیده مرحله اول کوتاه داستانی مسابقه ''چهل سال چهل فیلم''
  • مروری بر ۴دهه داستان‌نویسی ایرانی؛ازسوررئالیسم تاسانتی‌مانتالیسم
  • پرمقاله ترین اساتید پزشکی معرفی شدند/ کاهش تعداد اساتید خاموش
  • ده جایگزین هیجان انگیز برای کی‌روش
  • ماجرای شکنجه دختر 18 ساله از زبان خواهرش !
  • دادستان کل کشور:شکنجه کارگر شرکت نیشکر هفت تپه از اساس دروغ است/ هیچ‌گونه ضرب و جرح و شکنجه ای در کار نبوده
  • ادعای اسماعیل بخشی درباره شکنجه صحت نداشت
  • دادستان کل کشور: اسماعیل بخشی شکنجه‌ نشده است/ موضوع سیاسی است
  • واکنش مأمور دولت به تمرد متهم شکنجه نیست
  • منتظری: ادعای شکنجه «بخشی» دروغ و سیاسی است
  • دادستان کل: اسماعیل بخشی شکنجه‌ نشده است / موضوع سیاسی است
  • دادستان: شکنجه کارگر شرکت نیشکر هفت تپه از اساس دروغ است
  • فیلم/ پاسخ دادستان به ادعای شکنجه کارگر هفت تپه
  • شکنجه کارگر شرکت نیشکر هفت تپه دروغ است
  • اسماعیل بخشی شکنجه‌ نشده است
  • دادستان کل کشور: شکنجه‌ اسماعیل بخشی دروغ بوده و هیچ‌گونه ضرب و جرحی در کار نبوده| انگیزه‌های خاص داشت| موضوع سیاسی است| او یک فرد عادی نبوده و ارتباطاتی با بعضی جاها داشته
  • دادستان کل:هیچگونه شکنجه ای در کار نبوده
  • دادستان کل کشور: شکنجه‌ اسماعیل بخشی دروغ بوده و هیچ‌گونه ضرب و جرح و شکنجه‌ای در کار نبوده| انگیزه‌های خاص داشت| موضوع سیاسی است| او یک فرد عادی نبوده و ارتباطاتی با بعضی جاها داشته
  • دادستان کل: ادعای اسماعیل بخشی درباره شکنجه صحت نداشت